کد خبر: ۱۰۰۵۹
تاریخ انتشار: ۱۰:۱۰ - ۳۰ دی ۱۳۸۵ - 20 January 2007
"برش های کوتاه" اعتماد

کودکاني که به تقليد از مرگ صدام مي ميرند

مرگ چندين پسربچه که در نقاط مختلف جهان از جمله امريکا، يمن، ترکيه و نقاط ديگر رخ داده و موجي از وحشت در اين نقاط ايجاد کرده يک نقطه مشترک دارد؛ اين کودکان پس از مشاهده اعدام صدام حسين از تلويزيون خود را به دار آويخته اند.

مسوولان و اقوام اين کودکان مي گويند به نظر مي رسيده آنها در حال تقليد از به دارآويختن ديکتاتور سابق عراق بودند که فيلم مراسم اعدامش از طريق ويدئوهايي که مخفيانه ضبط شده اند و در اينترنت موجودند و در برخي کانال هاي تلويزيوني منتشر شده است.

صحنه هاي ناواضحي که به طور مشخص توسط موبايل ها ضبط شده اند با نمايش لحظه مرگ صدام که برخي جوامع آن را وحشيانه دانسته اند باعث برانگيختن خشم آنها شده ، اما بيشتر متخصصان به تاثير منفي تصوير آويزان بودن صدام از چوبه دار و معلق بودنش در حالي که طناب به دور گردنش حلقه شده اشاره مي کنند.متخصصان معتقدند تصاويري اينچنيني مي تواند به شدت بر روي کودکان کم سن و سالي که تصور درست و واضحي از مرگ و خشونت ندارند تاثيرگذار باشد خصوصاً اينکه اعدام صدام توجهات بين المللي شديدي نيز در پي داشته است.

هشام رمي استاد روانشناسي دانشگاه قاهره گفت؛ «کودکان تنها فرايند انجام مراسم را مي بينند اما نمي توانند به اين فکر کنند که اينگونه مردن چقدر وحشتناک است، پس تمايل به تقليد از آن را پيدا مي کنند.»

يک روز بعد از اعدام صدام يک پسر 15 ساله در تگزاس پس از مشاهده گزارش خبري اين مراسم خود را از يک ميله تخت دو طبقه دار زد. پليس محدوده وبستر اعلام کرد اين پسربچه که سرجيو پليکو نام داشت در حالي که روي تخت نشسته بود يک حلقه از طنابي را دور گردن خودش گره زد اما به وضوح قصدش کشتن خودش نبوده است.

عموي سرجيو مي گويد؛ «به نظرم او فکر مي کرد اين تصاوير واقعي نيستند. آنها تصوير حلقه شدن طناب به دور گردن او و باقي مراحل اعدام را نشان دادند چرا بايد چنين تصاويري را در تلويزيون نشان داد؟»

اتفاقي مشابه اين در ترکيه نيز روي داد؛ آلسين آکتي 12 ساله نيز پس از ديدن گزارش تلويزيوني اعدام، خود را از تختش دار زد. پدرش اسات آکتي به روزنامه ها گفت که پسرش تحت تاثير تصاوير تلويزيوني فوق قرار گرفته بود؛ «پس از ديدن اعدام صدام، پسرم بلافاصله پرسيد؛ «او چطور مرد؟ و نيز پرسيد آيا او دردش گرفت؟ اين تصاوير مسوول مرگ پسر من هستند.»

مباشر علي 9 ساله اهل شهر رحيم يارخان واقع در شرق پاکستان هم، چند ساعت پس از اعدام صدام با تقليد از او در اثر خفگي کشته شد. رئيس پليس محلي اين شهر گفت؛ «اين پسر که دچار بيماري چاقي مفرط بوده، يک تکه پارچه بلند را به پنکه سقفي گره زد و انتهاي آن را به دور گردنش بست و بعد از روي صندلي پايين پريد.»در يمن دست کم دو پسربچه بر اثر تقليد از به دار آويختن صدام جان سپردند و يک پسربچه ديگر هم آسيب ديد. يکي از موارد يک پسر 13 ساله بود که بعد از ديدن اين مراسم از تلويزيون خود را دار زد. والدين اين پسر در بازگشت به خانه او را در حالي ديدند که کلاه سنتي عربي به سر گذاشته و خود را از يک درخت دار زده است. در عربستان نيز يک پسر بچه12 ساله که خود را از يک در آهني آويخته بود توسط برادرش پيدا شد. به گزارش روزنامه عکاظ، اين کودک با خانواده اش در استان الباطن در نزديکي مرز عراق زندگي مي کرد.يکي از مسوولان وزارت کشور عربستان سعودي گفت؛ «اين کودک تنها 12 سال داشته و واقعاً نمي فهميده اين مراسم خوب است يا بد.» اين مسوول که به صورت ناشناس نظر مي داد گفت که اجازه سخن گفتن با رسانه ها در اين مورد را ندارد.

رسانه هاي محلي الجزاير و هند هم مرگ هايي به تقليد از صدام را گزارش کرده اند، اما اين اخبار هنوز به تاييد نرسيده است. رمي همچنين گفت کودکان مستعد تقليد صحنه هاي خشونت باري که در تلويزيون يا سينما مي بينند هستند، اما اغلب آن را عليه اشخاص ديگر به کار مي برند. تقليد مراسم دار زدن يا خودکشي غيرعادي است، اما احتمالاً در مورد اين پرونده خاص چندان عجيب نيست چون «بعضي از افراد از صدام به عنوان يک قهرمان يا يک شهيد نام مي برند و مرگ او را باشکوه تلقي مي کنند و اين تاثير بسياري بر کودکان مي گذارد.»

در مقابل اين نظر، جاسم حاجي، روانشناس کودک (اهل کويت) هشدار داد که نبايد تنها تصاوير تلويزيوني را باعث اين پيشامدها دانست. او گفت؛ «تعداد اين حوادث مشابه زياد بوده و من تصور مي کنم اين کودکان از پيش دچار مشکلات رواني بوده اند و صرفاً با ديدن مرگ صدام تحريک نشده اند.»
 


محکوميت سمبليک عاملان قتل عام سنگدلانه 
 
يک دادگاه نظامي ايتاليا ده مامور سابق نيروهاي اس اس نازي و سربازان نيروي زميني ارتش نازي را به خاطر نقش داشتن در بزرگترين قتل عام تاريخ ايتاليا در جريان جنگ جهاني دوم محکوم کرد.

در قتل عام مارزابوتو در روستايي در نزديکي بولونيا در سال 1944 بيش از هشتصد نفر ايتاليايي کشته شدند. هر ده نفري که در اين دادگاه محکوم شدند بالاي هشتاد سال سن دارند و جالب اينکه هيچ کدام آنها يا وکلاي آنها در دادگاه حضور نيافتند و بعيد هم به نظر مي رسد که دولت آلمان به خاطر کهولت سن اين ده نفر آنها را به ايتاليا تحويل بدهد اما با اعلام راي دادگاه بازماندگان افراد کشته شده در قتل عام و وکلاي آنها از خوشحالي يکديگر را در آغوش گرفتند.

رومانو پرودي نخست وزير ايتاليا اين حکم را «حکمي سمبليک» دانست و ابراز تاسف کرد که چرا اين راي چهل سال قبل صادر نشده است. او گفت؛ «اگر اين راي در آن زمان صادر مي شد ارزش بيشتري داشت.»در مجموع هفده افسر و سرباز ارتش آلمان در پرونده اين قتل عام متهم بودند اما هفت نفر آنها توسط دادگاه عالي نظامي تبرئه شدند. والتر ردر افسر فرمانده گروه حاضر در مارزابوتو توسط دادگاه بولونياي ايتاليا در سال 1951 به حبس ابد محکوم شده بود ولي در سال 1985 به دليل کهولت سن از زندان آزاد شد و شش سال بعد درگذشت.در جريان عقب نشيني نيروهاي نازي از جنوب ايتاليا در سال 1944 افسران اس اس از بريگارد شانزدهم بسياري از روستاييان منطقه مارزابوتو را که مظنون به همکاري با افراد نيروي مقاومت ايتاليا بودند به گلوله بستند.اين قتل عام شايد فجيع ترين قتل عام جنگ جهاني دوم بود چرا که سيصدزن و 216 کودک (که چهل نفر از آنان زير دو سال سن داشتند) در ميان کشته شده ها بودند. همچنين پنج کشيش هم در ميان اين افراد بودند. برخي مورخان تعداد واقعي کشته شده ها در اين قتل عام را 1800 نفر دانسته اند. 
 



مخالفت با پيرترين مادر جهان
 
زن 67 ساله يي که دو هفته پيش پس از به دنيا آوردن دوقلوهايش عنوان «پيرترين مادر دنيا» را از آن خودش کرده بود مورد انتقاد خانواده اش قرار گرفت.

برادر اين زن که «ماريا دل کار من بوسادا دلارا» نام دارد گفت کل خانواده بابت اين اتفاق گيج شده اند و مي پرسند او در اين سن چگونه مي تواند دو پسرش را بزرگ کند؟

مانوئل بوسادا دلارا که 73 سال دارد گفت خواهرش بدون اينکه دليلي براي خانواده اش بياورد به امريکا سفر کرده تا در آن کشور صاحب فرزند شود، او ادامه داد؛ «مادر من در گورش آرامش نخواهد داشت اگر از کاري که خواهرم کرد با خبر شود. او خواهد پرسيد، چگونه وي خواهد توانست در اين سن و سال پسرانش را بزرگ کند؟»پيش از اين تولد که پيش رس و به کمک عمل سزارين انجام شد، هفت ماه پيش ماريا دل کار من به خانواده اش گفته بود که براي درمان به امريکا سفر مي کند اما در واقع او براي انجام لقاح مصنوعي و باردار شدن به امريکا رفته بود. خانواده حيرت زده وي از طريق خبرها و روزنامه نگاراني که از آنها مي پرسيدند انگيزه وي براي بچه دار شدن در سن 67 سالگي چيست از اين داستان باخبر شدند.

ماريا دل کارمن از انگيزه اش چيزي نگفت، او تنها گفت؛ «زندگي همين است، هرکس انگيزه هاي خودش را دارد.» او پيشنهاداتي را که براي فروش داستانش ارايه شده بود رد کرد و گفت؛ «من دوست داشتم مادرشوم و اين هيچ ربطي به پول ندارد. اما مجلات زرد اسپانيا قطعاً به دنبال خريد اين داستان هستند.»

گذشته از واکنش خانواده اين زن، بيشتر واکنش ها نسبت به اين تولد منفي بوده است. حتي روزنامه اسپانيايي زبان ال موندو کاريکاتوري در اين مورد چاپ کرد و اقدام اين زن را اقدامي خودخواهانه ارزيابي کرد.

ماريا دل کارمن متعلق به يک خانواده از طبقه متوسط و اهل ساريز اسپانياست. او در يک شرکت محلي کار مي کرده تا اينکه شرکت چند سال پيش منحل شده و پس از آن او با حقوق بازنشستگي زندگي اش را مي گذراند. همسايگان او مي گويند او فردي ساکت و آرام بود و بسيار جوان تر از سن واقعي اش به نظر مي رسيد.

ماريا دل کارمن يک سال پيرتر از آدريانا لسکو زن رومانيايي است که در ژانويه 2005 در سن 66 سالگي يک دختر به دنيا آورد.



آخرين نامه براي کاپيتان اسکات 7 ماه پس از مرگش

چند روز پس از انتشار نامه کاپيتان اسکات به همسرش کتلين که در آن او را بيوه من خطاب کرده بود ديلي تلگراف در اقدامي جالب آخرين نامه کتلين به شوهرش را که 7 ماه پس از مرگ او نوشته شده بود منتشر کرد. اين نامه در اکتبر 1912 از لندن توسط کتلين براي کاپيتان اسکات فرستاده شد. کاپيتان روبرت فالکون اسکات در ماه مارس پس از گذراندن شرايطي بسيار دشوار در قطب جنوب درگذشت اما کتلين از سرنوشت شوهرش خبردار نشده بود. او با اميدواري در اين نامه در مورد زندگي سعادتمندانه يي که در انتظار آنهاست صحبت کرده بود.

او براي شوهرش از محبوبيت فوق العاده اش در بريتانيا و اينکه مردم براي تماشاي فيلم سفرش چگونه در برابر سينماها ازدحام مي کنند توضيح داد. اين در حالي بود که خبر رسيدن روالد آموندسن رقيب نروژي اسکات به قطب جنوب جنجال هاي فراواني را ايجاد کرده بود. اما کتلين در اين نامه به همسرش نوشته بود نبايد نااميد شود زيرا همه در بريتانيا مي دانند که آموندسن با ناجوانمردي زوتر به هدف رسيده است.

کتلين و اسکات در اين ماجراجويي بزرگ با نامه با هم در ارتباط بودند اما آخرين نامه کتلين هرگز توسط اين دريانورد بريتانيايي خوانده نشد. يک گروه جست وجو در بهار 1913 جسد اسکات را در قطب جنوب يافتند. مرکز تحقيقات قطبي اسکات در کمبريج بسياري از نامه هاي ردوبدل شده بين کتلين و روبرت را در اختيار دارند.

محتواي تمامي نامه ها نشان از عشق عميقي است که بين اين دو نفر وجود داشته است. کساني که جسد کاپيتان اسکات را پيدا کرده بودند آنقدر متاثر بودند که جرات نداشتند اين اتفاق را به اطلاع کتلين برسانند. هيثر لين کتابدار اين موسسه از اسکات به عنوان مردي بزرگ ياد مي کند و مي گويد؛ «افرادي چون اسکات سرمايه هاي ملي هستند که مانند آنها کمتر يافت مي شود. نامه هاي او واقعاًî تکان دهنده است.» روبرت و کتلين در سال 1907 يکديگر را ملاقات کرده و در سال 1908 با هم ازدواج کردند. در سال 1909 پيتر تک فرزند آنها به دنيا آمد و در سال 1910 اسکات به سمت قطب جنوب حرکت کرد. در طي مدت سفر اسکات 380 نامه بين اين زن و شوهر ردوبدل شد که تمامي اين نامه ها اکنون در اختيار مرکز تحقيقات قطبي اسکات است. اين نامه ها به مدت 3 ماه براي علاقه مندان به معرض نمايش در خواهد آمد. 



افسردگي عملکرد کارگران را مي کاهد 

بيش از نيم ميليون نفر از کارگران و کارمندان کانادايي درجاتي از ابتلا به افسردگي در سال گذشته را در شرح حال هاي پزشکي، يا مصاحبه هاي مرتبط با شغل خود متذکر شده اند و در عين حال تاييد کرده اند که علامات و عوارض اين حالت بر عملکرد شغلي آنها تاثير منفي مي گذارد.

دانشمندان طب کار کانادا در تحقيقي دوساله به اين نتيجه رسيدند که وضعيت روحي کارگران و کارمندان با نحوه عملکرد شغلي آنها و ميزان فعاليت ها در ارتباط مستقيم است.

آنها به اين نتيجه رسيدند که حدود 4 درصد از شاغلان کانادايي از بيماري افسردگي اساسي رنج مي برند. در اين مطالعه آمار و مدارک بيش از 65 هزار انسان فعال بين سنين 25 تا 64 سال مورد بررسي قرار گرفت.در ميان 4 درصد کارگران و کارمنداني که براي آنها تشخيص افسردگي اساسي گذاشته شد بيش از 80 درصد تاييد کردند که در زمان اوج علائم و ناراحتي دچار افت مشهود عملکرد شغلي مي شوند و 20 درصد هم متذکر شدند که در چنين مقاطعي تقريباً قادر به انجام هيچ کاري نيستند.

جالب اينکه بيشترين درصد ابتلا به افسردگي در ميان کارگران بخش هاي خدماتي و فروشندگان و نظافتچي ها ديده شده است. افرادي که به صورت پاره وقت کار مي کنند (کمتر از سي ساعت در هفته) بسيار بيشتر از کساني که به صورت دائمي کار مي کنند (بيش از چهل ساعت در هفته) دچار افسردگي اساسي مي شوند.

در مجموع هم افراد مبتلا به افسردگي متذکر شده اند که حدود سي روز از سال گذشته را به دليل علائم و عوارض افسردگي بدون هيچ عملکرد خاصي به پايان برده اند. همچنين افراد مبتلا به افسردگي 5/1 برابر بيشتر از افرادي که به اين مساله دچار نبودند کار خود را ترک يا عوض کرده بودند. 



رابطه ويتامين A مادر و اندازه کليه نوزاد 
 
مادراني که سطح پاييني از ويتامين A در خونشان دارند - در زمان بارداري - داراي فرزنداني با اندازه کليه کوچکتر مي شود.

نتايج تحقيقات روي حيوانات نشان داده بود که ويتامين A در اندازه کليه و رشد واحدهاي ساختماني آن (نفرون ها) موثر است. مطالعات اخير انساني هم نشان داده بود که اندازه کوچکتر کليه با افزايش ابتلا به بيماري بالا بودن فشار خون مرتبط است. اين تحقيقات باعث شد که دکتر پل گاديار از دانشگاه مک گيل مونترال کانادا و دکتر چاديک موري از دانشگاه دهلي نو هند تصميم بگيرند تا در مطالعه يي مشترک تاثير ميزان ويتامين A خون زنان باردار با اندازه کليه فرزندان آنها را بسنجند.

در اين مطالعه چهل و هشت زن باردار در مونترال و 46 زن باردار از شهر بنگلور هند مورد بررسي قرار گرفتند و ميزان ويتامين A آنها در هفته هاي 10 ، 14، 20 ، 28 و 36 حاملگي سنجيده شد و سپس اندازه کليه نوزادان اين زنان دو روز بعد از تولد آنها به وسيله سونوگرافي اندازه گيري شد. در نهايت مشخص شد که سطح ويتامين A در خون زنان ساکن در شهر بنگلور پايين تر از زنان مونترال بود و در همين حال اندازه کليه فرزندان زنان بنگلور هم کوچکتر از اندازه کليه فرزندان زنان مونترالي بود.

دکتر کيشور پاديکا يکي از پزشکان گروه هندي اين مطالعه مي گويد؛ «سطح ويتامين A خون مادران در تعيين اندازه و تعداد نفرون هاي جنين هاي آنها نقش بسيار مهمي دارد، براي همين بايد حتماً توجه زيادي به مناطقي از جهان که در آنها سطح ويتامين A زنان باردار پايين تر از حد لازم است بشود چرا که اين مساله مي تواند از مشکلات کليوي و فشار خون نسل هاي بعدي جلوگيري کند.» 


بيماري خطرناک به نام «اعتياد به شرط بندي» 
 
متخصصان و پزشکان انگليسي نسبت به بروز يک اپيدمي خطرناک در اين کشور هشدار دادند. البته اين اپيدمي برخلاف اپيدمي هاي معمول ناشي از يک بيماري عفوني نيست بلکه ناشي از يک عادت است، عادت به شرط بندي.

براساس ادعاي پزشکان انگليسي نوجوانان و زنان اين کشور بيش از همه در خطر معتاد شدن به شرط بندي قرار دارند.در گزارشي که توسط انجمن پزشکان مشاور وزارت درمان انگلستان تهيه شده، آمده است که بايد هرچه سريعتر راه هايي براي مقابله با اپيدمي «اعتياد به قمار» در انگلستان انديشيد و به خصوص به زنان شرط بند براي رهايي از اعتياد خود کمک کرد.در اين گزارش آمده است که با آزاد شدن شرط بندي در انگلستان حالا نوجوانان و حتي کودکان هم در خطر اعتياد به شرط بندي قرار دارند. اين گروه خواستار انجام تحقيقات بيشتر در زمينه اين عادت ناپسند اجتماعي شدند. اين گروه همچنين نسبت به شيوه هاي جديد تبليغ براي جذب افراد به شرط بندي هم اعتراض کرده اند.در حال حاضر براساس تخمين ها سيصد هزار نفر معتاد به شرط بندي در انگلستان زندگي مي کنند اما موسسه پزشکي BMA تخمين زده است که در طول امسال اين رقم به بالاتر از نيم ميليون نفر خواهد رسيد. در حال حاضر بنگاه هاي شرط بندي و مغازه هاي با دستگاه هايي مثل جک پاست در انگلستان رونق فراوان پيدا کرده اند و اخيراً هشت موسسه بزرگ شرط بندي در انگلستان که در آنها روي همه چيز حتي تعداد روزهاي باراني ماه مي توان شرط بندي کرد مجوز فعاليت گرفته اند.براساس گزارش BMA اگرچه اعتياد به شرط بندي به اندازه اعتياد به موادمخدر و الکل خطرناک نيست اما خطر آن را اصلاً نبايد دست کم گرفت.

پروفسور مارک گريفيث يکي از محققان اين گروه، مي گويد؛ «بايد هرچه سريع تر بودجه يي براي مقابله با اثرات نامناسب اين اعتياد وضع کرد. ما حالا با مشکلات زيادي روبه رو هستيم. اعتياد به شرط بندي به وسيله به کارگيري تلفن هاي همراه و اينترنت وضعيت وخيمي پيدا کرده است و نمي توان اين مسائل را ناديده گرفت.»براساس گزارش دکتر گريفيث برطرف کردن اعتياد هر معتاد به شرط بندي پنج متخصص تمام وقت روانپزشکي و حدود يکصدهزار دلار هزينه لازم دارد.

دکتر آلن مايل هم مي گويد که قوانين جديد شرط بندي باعث افزايش معتادان به اين پديده و وخامت اوضاع بسياري از آنها شده است، او مي گويد؛ « اعتياد مثل ابتلا به آنفلوآنزا نيست، آنفلوآنزا بالاخره خوب مي شود و ويروس ها بدن را ترک مي کند اما اعتياد به شرط بندي هيچ گاه فرد مبتلا را ترک نمي کند. ما براي برطرف کردن مشکل افراد معتاد به شرط بندي در کشورمان نه متخصص کافي داريم و نه پول لازم...» 


آدامس مخصوص براي لاغري 

جويدن آدامس هاي مخصوص و تزريقاتي که باعث بي اشتهايي شود مي تواند يک روز براي حل مشکلات چاقي در انگلستان استفاده شود. دانشمندان درصدد هستند با پيدا کردن راهي به بيماران بسيار چاق کمک کنند احساس سيري داشته باشند و کمتر غذا بخورند. دانشمندان معتقدند با تزريق هورموني که افراد چاق فاقد آن هستند مي توان جلوي اشتهاي آنها را گرفت. در صورت موفق شدن اين طرح، تزريق مي تواند در طول يک دهه به موثرترين راه براي درماني چاقي تبديل شود.

در حال حاضر در هفته 1300 نفر بر اثر چاقي در بريتانيا جان خود را از دست مي دهند.اين پروژه که توسط «ولکام تراست» با بودجه يي 91 ميليون پوندي آغاز خواهد شد از درمان هاي موجود مفيدتر و ايمن تر خواهد بود. با خوردن غذا هورموني به نام PP از روده کوچک ترشح مي شود که باعث مي شود مغز سيگنال هايي بفرستد که بدن ديگر نيازي به غذا ندارد. در آزمايشات ابتدايي اين طرح با تزريق اين هورمون به افراد داوطلب سالم مشخص شد که اشتها در اين افراد کمتر شده است. 35 داوطلب سالم که هورمون PP به آنها تزريق شد کالري کمتري استفاده کرده و احساس سيري در آنها 24 ساعت به طول انجاميد.

استيو بلوم رئيس اين تحقيقات مي گويد؛ «اين تزريق حتي اگر باعث کاهش يک درصدي اشتها در افراد چاق شود در طول يک سال اين افراد وزن زيادي را از دست خواهند داد.» از ديگر راه هاي استفاده از اين هورمون جويدن آدامس است. خطر چاقي مفرط براي سلامتي انسان از خطر سرطان، بيماري هاي قلبي و ديابت بيشتر است.

مشکلات چاقي در انگلستان آنقدر بحراني است که بسياري از بيمارستان ها براي حمل بيماران بسيار چاق آمبولانس هاي خود را به تجهيزاتي خاص مجهز کرده اند که اين اقدام صدهزار پوند براي آنها هزينه دربر داشته است. 



گيتار محبوب ترين ساز در انگلستان 
 
هوس و جنون براي تقليد از DJ هاي انگلستان باعث شده فروش گيتار به شدت افزايش يابد و همين مساله باعث افزايش نگراني در والدين جوانان شده است. در سال گذشته در حدود يک ميليون گيتار فروخته شد که 470 هزار آن از نوع الکتريک و 520 هزار آن از نوع معمولي بوده است. اين رقم دو برابر آمار سال 1999 است و ارزش فروش گيتار در حال حاضر به صد و ده ميليون پوند رسيده است.

افزايش فروش گيتار باعث شده در طول 2 سال گذشته 25 درصد از قيمت انواع گيتار کاسته شود به طوري که در حال حاضر قيمت يک گيتار الکتريکي معمولي تنها 150 پوند است.

نوجوانان بيش از سايرين علاقه مند به فراگيري نواختن گيتار هستند و در مدارس گيتار محبوب ترين ساز به شمار مي رود و دليل اين مساله موج جديدي است که توسط گروه کوکس و آرکتيک مانکيز ايجاد شده است.

 

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
نام:
ایمیل:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز:1200
مدیا- داخلی
دلتابان
پربازدید ها
بلیط (عصر ایران داخلی)
عصر ایران داخلی (تخفیفان)
عکس