عصر ایران
نیازمندیها
ست کامل چاقو آشپزخانه کانتر پرو
محصولی جدید از سازندگان پرو وی اسلایسر با تایید سرآشپزهای اروپا.
کد خبر: ۱۰۸۲۴۵
تعداد نظرات: ۱۷ نظر
تاریخ انتشار: ۲۴ فروردين ۱۳۸۹ - ۱۵:۴۳
نقدی بر افشین قطبی
عصر ایران ورزشی، اهورا جهانیان - سخنان افشین قطبی در نشست خبری مسئولان فدراسیون فوتبال، آشکارا نشان می دهد که قطبی یا نمی داند در جامعه ایران چه می گذرد یا اینکه خودش را به تجاهل زده است تا حقیقت را مکتوم گذارد.

قطبی در کنفرانس مطبوعاتی اش گفته است : " ممكن است محبوبيت قطبي براي كساني ناراحت كننده باشد اما برايم اين مورد هم مهم نيست. چون نتايج تيم ملي فقط به قطبي ختم نمي‌شود بلكه هزاران نفري كه براي فوتبال تلاش مي‌كنند در اين مورد دخيل هستند. "

 به راستی آیا افشین قطبی امروز هم چونان دیروز محبوب است؟ آیا او از افت فاحش محبوبیتش در جامعه ایران خبر ندارد؟ یا اینکه به نفعش است که در این زمینه خود را بی خبر نشان دهد؟ رای بالای مردم به عملکرد ضعیف فدراسیون فوتبال در مورد تیم های ملی و تمایل عمومی به برکناری قطبی از سمت مربیگری تیم ملی، اگر نشانه افت محبوبیت قطبی نیست، نشانه چیست؟

فارغ از بحث محبوبیت قطبی، اظهارات وی درباره ماندنش در تیم ملی نیز جای نقد دارد. قطبی مدعی است که " بايد در موقعيت‌هاي سخت به كشور خدمت كرد و اين شرايط براي من ايجاد شده { است } " و لابد می خواهد در تیم ملی بماند تا به کشور خدمت کند. وی از سوی دیگر می گوید:" من هرگز براي كسب پول و محبوبيت روي نيمكت تيم ملي ننشستم. "

 قطبی زمانی که مربی پرسپولیس هم بود، سخنانی از این دست بسیار گفت. اما همه شاهد بودند که در اواسط دومین سال حضورش در پرسپولیس، در حالی که عشق خدمت به مملکت و میل به خشنودی هموطنانش در وی موج می زد، بدون هیچ دلیل موجهی، پرسپولیس را رها کرد و رفت و در حالی که برای پول کار نمی کرد، حاضر نشد از پول کلانی که در اول فصل، بابت قرارداد یکساله اش با پرسپولیس، دریافت کرده بود صرفنظر کند. یعنی حضور قطبی در پرسپولیس در سال دوم، جز ضرر مادی و معنوی حاصل دیگری برای این تیم نداشت.

 این سخن قطبی در کنفرانس مطبوعاتی اش که " من هرگز برای پول روی نیمکت تیم ملی ننشستم "، چیزی بیش از یک تعارف کاذب نیست. اگر واقعاً این بود، قطبی می توانست از رقم کلان 800 میلیون تومان صرفنظر کند و به شکرانه این که تنها پس از دو سال سرمربیگری در عمرش، به وی اجازه حضور در تیم ملی به عنوان سرمربی داده شده است، مبلغ کمتری را از فدراسیون فوتبال ایران دریافت کند.

قطبی برای حضور نصفه نیمه اش در پرسپولیس، در سال دوم فعالیتش در این تیم، تقریباً همین رقم 800 میلیون تومان را گرفته بود. او حداقل می توانست برای جبران کار نکرده و پول گرفته اش در پرسپولیس، مبلغ کمتری را بابت مربیگری در تیم ملی ایران مطالبه کند تا دین خود را به فوتبال ایران ادا کند.

 البته این حرفها به این دلیل مطرح می شوند که قطبی سخت بر طبل میهن پرستی می کوبد و چنان وانمود می کند که گویی کنشهای او تماماً انگیزه های معنوی دارد و منش اش منش عیاران قدیم است.

اما چرا افشین قطبی این گونه سخن می گوید؟ پاسخ این سئوال ساده است. قطبی یاد گرفته است که در ایران چگونه رفتار کند. چه بگوید و چگونه بگوید. کی بگوید و به که بگوید.

او دریافته که در ایران پاره ای از ارزشها حکم نردبام را دارند. می توان آنها را گرفت و از آنها بالا رفت تا به نام و نانی رسید و به واسطه آنها، پست و مقام و مسند و منصبی برای خود دست و پا کرد. یعنی می توان حرفهایی زد نه برای بیان باورهای قلبی خود بلکه برای باوراندن این نکته به دیگران که من به این حرفها باور دارم.

همه به یاد داریم که امیر قلعه نویی زمانی که تازه مربی استقلال شده بود، برای تحکیم و تثبیت جایگاه خود در این تیم، مصاحبه های خود را با ذکری از " آقا امام زمان " آغاز می کرد. زمانی هم که استقلال را قهرمان لیگ برتر کرد، 22 بازیکن را با شورت ورزشی در وسط چمن به خط کرد که مثلاً نماز شکر بخوانند.

کیست که باور کند که قلعه نویی، بچه جاهل مسلک جنوب شهر، واقعاً تا به این حد مذهبی است؟ آیا جز این بود که قلعه نویی دریافته بود که این ریاکاری ها در جامعه ایران خریدار دارد و نردبام رسیدن بر بام است؟

اگر انقلاب اسلامی در سال 57 رخ نداده بود و باز هم قلعه نویی در اواسط دهه 80 مربی استقلال بود، آیا این قدر عبارت " آقا امام زمان " را چاشنی کلامش می کرد و آن نماز شکر را در ورزشگاه آزادی برپا می کرد؟ بدیهی است که نه.

به هر حال گذشت زمان تا حدی به قلعه نویی فهماند که باید از چنین رفتارهایی فاصله بگیرد تا به چهره ای حکومتی بدل نشود.

پیش از قلعه نوی نیز برادران خادم در دهه 70 در موقعیت " قهرمان حکومتی " قرار گرفتند و تا حدی هم نان این موقعیت را خوردند اما دوم خرداد و اصلاحات، آنها را کمابیش از خواب غفلت بیدار کرد. ( نماد بارز "قهرمان حکومتی " در ایران امروز، حسین رضا زاده است که نقد او مجال و مهلتی دیگر می طلبد. )

اما قطبی تازه روی دنده تزویر و ریا افتاده است و هنوز باید  سیر در این مسیر سِیر کند تا سرانجام دریابد که راه کنونی اش راه مردان و جوانمردان نیست.

 به راستی در این که به مردم دروغ بگوییم و پولدوستی و شهرت خواهی خود را ( که خواسته هایی کاملاً طبیعی و مشروع اند ) در پس پشت  شعارهای معنوی نخ نما شده پنهان کنیم و خود را چیزی بنماییم متفاوت از آنچه که هستیم، چه حسن و فضیلتی نهفته است؟

 باری رفتار افشین قطبی نمونه تازه ریاکاری و تزویر در فوتبال ایران است. اما ریای قطبی با ریای دیگران فرق دارد. چه قطبی چندان مذهبی نیست و به جای چنگ انداختن به مفاهیم و باورهای مذهبی، به مفاهیم و باورهای دنیوی تکیه می کند.

هم از این روست که به جای خدا و امام زمان، از مردم و میهن حرف می زند و مدعی است که هر کار که می کند، جز از برای این دو نیست در حالی که عملکرد قطبی گویای چیز دیگری است.

 باید در انتظار نشست و دید که پرده تازه تزویر و ریایی  که افشین قطبی به در و دیوار فوتبال ایران آویخته است، کی و چگونه به زیر خواهد افتاد؟         
بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
Bookmark and Share
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: