کد خبر: ۱۰۹۱
تاریخ انتشار: ۱۷:۴۱ - ۱۴ مرداد ۱۳۸۵ - 05 August 2006
فخرالسادات محتشمي پور

اولین بار که بیروت عروس خاورمیانه را دیدم این شهر درگیر جنگ های داخلی بود و من که به اتفاق خانواده خودم و خانواده آقای امین زاده در حاشیه یک سفر زیارتی و سیاحتی به سوریه ، سراز کشور لبنان درآورده بودم، درتحیر از این نزاع خانگی پس از تحمل هجوم بیگانه به این کشورماندم وافسوس خوردم .

بهانه سفرهای بعدی تحصیل در جامعه اللبنانیه بود . مراحل شناخت و دریافت اطلاعات ، ثبت نام ، تایید موضوع پایان نامه ،ارتباط مستمربا استاد راهنما و تایید پایان نامه توسط او، درخواست تشکیل لجنه علمی و ارسال تز برای اعضای آن و بالاخره روزهای سخت انتظاربرای تعیین زمان دفاع همه این مراحل هم زمان با کاراداری و مشغله های مختلف و کار و زندگی ، ما را حداقل سالی یکی دوباربه لبنان می کشاند .


ومن سعی می کردم در کنار پیگیری کار دانشگاه با بخش های علمی ، فرهنگی ، سازمان های غیردولتی و بویژه فعالان حوزه زنان این کشوردرارتباط باشم .


اولین ملاقاتم با خانم "رباب "خواهر فاضل و اندیشمند "امام موسی صدر" در یکی از این سفرها که با مراسم یادواره این شخصیت بلند مرتبه که به حق به عنوان منجي لبنان از تعصبات فرقه ای شناخته شده و قطعاً به همین علت حادثه تلخ ربوده شدنش به وقوع پیوسته است ، آشنا شدم .


 و این آشنایی بهانه ای شد برای سفر به " صور" در جنوب لبنان و بازدید از موسسه ای که به نام امام موسی صدرشکل گرفته و تحت مدیریت خواهر گرانقدرش برای تربیت دخترکان کم بضاعت ولازم التعلیم در جنوب فعالیت می کند .


 نظم وانسجام و زیبایی و پاکیزگی که درنگاه اول شاهدش بودم نمی توانست متاثر از متانت ، جدیت و مدیریت قوی خانم صدر نباشد واو همکارانش را با همین معیارها انتخاب کرده بود .

در اولین سفری که ایشان پس از این ملاقات به تهران داشتند ، ترتیب دیدار همکارانم را در موسسه یاس که به دنبال انتخاب الگویی برای برنامه هایش بود ، دادم که همه تحت تاثیر شخصیت و منش او قرار گرفتند خصوصاً وقتی که رمز موفقیتش را "اخلاص" بیان کرد ، کالایی که دربازار مکاره موجود کمتر پیدا می شود .

دوسال پیش هم که به اتفاق اعضاء انجمن زنان پژوهشگر تاریخ به لبنان رفتیم ، دوستان برای بازدید از این موسسه ابراز علاقمندی کردند و من با اشتیاق تمام پیشنهاد را دنبال کردم .


 وقتی خانم صدر با روی گشاده به استقبال آمد دوستان تحت تاثیر چهره متین وبا صلابت او قرار گرفتند و چون لب به سخن گشود و از عزم و اراده اش برای ادامه راهی که برادر آغاز کرده بود ،گفت شیفته اش شدند وبا حزن او از فراق مقتدای گم شده اش سر در گریبان حسرت فرو بردند .

از آخرین دیدارما که به اتفاق یکی از دوستان فاضل ،محمد جواد اکبرین " به موسسه رفتیم و پای سخنش نشستیم ، چند ماهی بیش نمی گذرد .


 وقتی همراه من مبهوت فعالیت های گسترده ، عمیق و منجر به نتیجه خانم رباب بود واو با اطمینان و آرامشی معنوی از برنامه های آینده سخن می گفت ، به جمله ای می اندیشیدم که از زبان او شنیده بودم : این تاسیسات بارها به دست صهیونیست ها با خاک یکسان شده و ما به حول و قوه الهی دوباره برپایش کرده ایم !

این روزها بیش از همه دوران تحصیل ، نگران و دلواپسم . اما این بار اضطراب تاخیر در دفاع و پایان کار خودم نیست که همدمم شده بلکه دلواپسی از تخریب و انهدام نهادهایی است که به سختی با کمک های مردمی شکل گرفته تا آبادانی لبنان را به ارمغان آورد و امروز خود در معرض ویرانی است .


 وبار غم و اندوهی که از زجر مورد تهاجم واقع شدن و در معرض پلیدترین خشونت ها و جنایت ها قرار گرفتن بر دل و جانم می نشیند ،آنقدر سنگین است که گویی آن مادر مصیبت زده خود منم با کودکی مجروح از کینه زیاده خواهان در آغوش . چه فرق میکند ، این حس مادرانه را همه زنان در سراسر گیتی دارند .


واین کودکان متعلق به جهانند متعلق به ما و متعلق به آینده ای که خود در ساختنش نقش ندارند .


اگر دوست داشتید فعالیت های موسسه امام موسی صدررا که بخش فرهنگی آن دفتری نیز در تهران دارد ، می توانید در آدرس زیرببینید :

http://www.imamsadrfoundation.org.lb/

منبع: http://rooz-ha.com/

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
تلگرام عصر ایران
بلیط (عصر ایران داخلی)
بلیط (عصر ایران داخلی)
بلیط (عصر ایران داخلی)
عکس
بلیط (عصر ایران داخلی)
بلیط (عصر ایران داخلی)