کد خبر: ۱۲۴۶۹
تاریخ انتشار: ۰۹:۳۳ - ۰۶ اسفند ۱۳۸۵ - 25 February 2007
"برش های کوتاه" اعتماد

رونق مدارس افغانستان به رغم حملات طالبان
 
در شهري در صد کيلومتري شرق کابل اشتياق دختران افغان براي درس خواندن بيشتر از هراس آنها از تهديدهاي طالبان است؛ تهديدهايي که دختراني را که به مدرسه بروند و تحصيل کنند نشانه مي گيرد.

در شهر قالين دختران کودک و نوجوان به صورت منظم در کلاس هاي درس حاضر مي شوند تا به مطالعه دروس بپردازند؛ مطالعه دروسي که همه کتاب هاي آن براساس قوانين شرع اسلامي نوشته شده است. در کتاب علوم سال چهارم دبستان آمده است؛ «آب به وسيله خدا خلق مي شود تا مردم و حيوانات آن را بنوشند و زمين هم از آن غني مي شود. تمام اينها صرفاً با خواست خداوند ممکن مي شود.»

والين يکي از دختراني که در اين کلاس حاضر است مي گويد؛ «من درس هايم را دوست دارم چون با آنها مي توانم دنيا را بشناسم.» اين دختر ده ساله مي گويد بعدها مي خواهد معلم بشود «دلم مي خواهد به بچه هايي که به مدرسه نمي آيند کمک کنم تا باسواد شوند. در کل در مدارس مختلف اين شهر استان لاگان پانصد و سي نفر کودک تحصيل مي کنند. اين مدارس پس از سقوط طالبان شروع به کار کرده اند. در روستاها و شهرهاي کوچک معمولاً والدين علاقه چنداني به تحصيلات دختران ندارند و ترجيح مي دهند آنها را در خانه به کار بگيرند اما در اين شهر اکثر والدين دوست دارند دخترانشان تحصيل کنند و در نتيجه حدود 80 درصد دختران شهر مشغول تحصيل هستند.

در يکي از روزهاي اول شروع سال تحصيلي هفت مرد نقابدار شبانه به مدرسه حمله کردند، دست و پاي سرايدار مدرسه را بستند و کليه کتاب هاي بچه ها را که در انبار مدرسه بود آتش زدند و فرار کردند. نيروهاي پليس باقي مانده هاي نيروهاي طالبان را که در ده کيلومتري شهر روي ارتفاعات زندگي مي کنند براي انجام اين حمله مقصر مي دانند.

محمود چهل و هشت ساله مدير اين مدرسه به درس خواندن دختران اعتقاد دارد. او مي گويد؛ «اگر زنان دانش و معلومات نداشته باشند نمي توانند سر کار بروند، ما بايد به آنها اين حق را بدهيم.»

در ماه سپتامبر 1996 که طالبان اين شهر را تصرف کردند تمام مدارس دخترانه شهر تعطيل اعلام شد اما محمود مخفيانه تخته سياهي را به خانواده يکي از اقوامش در حاشيه شهر برد و در آنجا در زيرزمين کلاس هاي درس تشکيل داد. او مي گويد؛ «کشاورزان کاملاً متحد بودند و هيچ کس تا آخر ما را لو نداد. همه ما به ظاهر از طالبان پشتيباني مي کرديم اما در واقع و به صورت پنهاني با آنها مقاومت مي کرديم.»

براساس آمار رسمي ارائه شده در حال حاضر تنها 43 درصد مردان افغاني و تنها 14 درصد زنان اين کشور سواد خواندن و نوشتن دارند و اين کار وزارت آموزش اين کشور را بسيار مشکل مي کند و البته حملات طالبان به مدارس مختلف و ترس و هراس دانش آموزان و معلمان براي رفتن به مدارس بر اين مشکلات مي افزايد. براساس آمار وزارت آموزش افغانستان در سال گذشته در مجموع 158 مدرسه در سرتاسر افغانستان مورد حمله نيروهاي طالبان قرار گرفتند که اکثر آنها البته در شب صورت گرفت در مجموع 36 مدرسه هم مورد حمله موشک يا نارنجک قرار گرفته بودند و در مجموع هم 41 دانش آموز و معلم در اين حملات جان خود را از دست دادند. 240 مدرسه هم به دلايل مختلف مجبور شدند مقاطعي تعطيل شوند.

براساس اين آمار، از حدود 7 ميليون دانش آموز افغاني حدود 100 هزار نفر به دليل حملات طالبان نمي توانند تحصيل کنند. اين مساله به خصوص در شهرهاي جنوبي کاملاً مشخص است. براي مثال در يک شهر در جنوب افغانستان تنها 45 نيروي پليس براي محافظت از جمعيت 60 هزار نفري وجود دارد.
 
ارتباط مهارت بازي هاي ويدئويي و جراحي
 
معتادان به بازي هاي ويدئويي از اين پس مي توانند يک دليل براي کار خودشان بياورند و آن اين است که مهارت در بازي هاي ويدئويي مي تواند مهارت هاي جراحي فرد را افزايش دهد.

تحقيقات جديد حاکي از آن است که ارتباط مستقيمي بين مهارت در بازي هاي ويدئويي و مهارت در لاپاراسکوپي و جراحي وجود دارد. جراحان جواني که در طول يک هفته حداقل 3 ساعت را به انجام بازي هاي ويدئويي اختصاص داده اند 37 درصد نسبت به ساير جراحان کمتر اشتباه داشته اند و 27 درصد سريع تر بوده و در کل عملکرد آنها در طول عمل 42 درصد بهتر از جراحاني بوده که هرگز بازي هاي ويدئويي انجام نداده اند.

اين تحقيق که در يک مرکز پزشکي در نيويورک انجام شد از 21 پزشک با سه سال سابقه جراحي و 12 پزشک با 13 سال سابقه جراحي صورت گرفت. در اين تحقيق از پزشکان در مورد عادت هايشان در هنگام انجام بازي هاي ويدئويي سوالاتي شد. از اين افراد 42 درصد تاکنون بازي ويدئويي انجام نداده بودند. اما 30 درصد تقريباً هر روز زماني را به انجام بازي هاي ويدئويي اختصاص داده بودند. با پايان تحقيقات مشخص شد رابطه مستقيمي بين انجام بازي هاي ويدئويي و مهارت در اعمال جراحي وجود دارد. کارشناسان معتقدند براي آموزش جراحان مي توان از بازي هاي ويدئويي کمک گرفت. اين در حالي است که برخي اعضاي اتحاديه جراحان اعلام کرده اند هيچ ارتباطي نمي تواند بين انجام بازي هاي ويدئويي و مهارت هاي جراحي وجود داشته باشد.
 
نامه هاي نوستالژيک ژاپني ها

 
دو اثر هنري جديد که هر دو براساس نامه هاي سربازان ژاپني شکل گرفته اند توجه جهانيان را به واقعيات زندگي سربازان ژاپن درگير در جنگ جهاني دوم جلب کرده است. کتاب «خاطرات کاميکازه ها؛ عقايد دانش آ موزان - سربازان ژاپن» کتابي است که اميکو اونوکي تيرني و فيلم «نامه هاي ايووجيما» کلينت ايستوود تصاويري شايد متفاوت از گذشته از سربازان ژاپني ارائه داده اند. در هر دو اين آثار البته تکيه بسياري بر دستنويس هاي باقي مانده از زمان جنگ جهاني دوم وجود داشته است.

پروفسور اونوکي تيرني که متولد ژاپن اما تحصيلکرده دانشگاه ويسکانسين ايالات متحده است و حالا هم در اين کشور به تدريس تاريخ هنر شرق آسيا مشغول است کتاب خود را براساس نامه هاي واقعي خلبانان توکوتايي (خلبانان ويژه حمله نيروي هوايي ژاپن که به کاميکازه هم شهرت دارند) نوشته است او حدود ده سال در آرشيوهاي جنگي ژاپن و امريکا کنکاش و تحقيق کرد تا مواد لازم براي نوشتن کتابش را بيابد. وي در مجموع توانست نامه هاي هفت خلبان را که خطاب به خانواده هاي آنها و دوستانشان نگاشته شده بود جمع آوري کند. او مي گويد هدفش گردآوري احساسات انسان هايي بوده که مي دانسته اند به سمت مرگ گام برمي دارند. «اين کتاب به نظرم در مورد زيبايي صلح است. احساسات واقعي و زيباي انسان هايي که مي دانستند مجبورند زندگي شان را بي معنا خاتمه دهند... آنها در نامه هايشان مي کوشند نشان دهند در حالي که جنگ ارزش هاي انساني را کمرنگ کرده آنها هنوز انسان باقي مانده اند.» اين خلبانان جوان که همگي دانشجوي دانش آموز بودند قلم هاي بسيار خوبي داشته اند و نوشته هاي آنها بسيار تاثيرگذار است.

فيلم «نامه هاي ايووجيما» کلينت ايستوود هم همان طور که نامش نشان مي دهد در مورد سربازان ژاپني است که در اين جزيره کشته شدند. در مجموع حدود 20 هزار سرباز ژاپني براي دفاع از اين جزيره در مقابل حمله سربازان امريکايي کشته شدند. البته ايستوود اعتراف کرده در ميان تمام نامه هايي که براي ساخت فيلم مطالعه کرده بيشتر از همه تحت تاثير نامه هاي ژنرال تاداميشي کورباياشي فرمانده نيروهاي ژاپن در اين جزيره قرار گرفته است؛ «او قبل از شروع جنگ جهاني دوم به امريکا سفر کرده بود و اين سفر باعث شده بود شناخت بسيار زيادي از امريکايي ها داشته باشد، شايد همين شناخت بود که باعث شد او ساختار دفاعي نفراتش را به گونه يي شکل دهد که به رغم کمبود مهمات و کمبود غذا، نبردي را که تصور مي شد چند روزه به پايان خواهد رسيد. چهل روز ادامه يابد.» و البته ايستوود مي گويد بيشتر از خصوصيات جنگي تحت تاثير خصوصيات انساني اين ژنرال ژاپني قرار گرفته است؛ «زماني که نامه هاي کورباياشي را مي خوانيد متوجه مي شويد او يک انسان است، يک پدر نگران سرنوشت و تحصيلات پسرانش. او دقيقاً مثل ساير پدرها است و حتي شايد از بقيه مهربان تر هم باشد. اين در حالي است که در دوراني که من بچه بودم تبليغات زمان جنگ به گونه يي بود که ما فکر مي کرديم سربازان ژاپني هيچ احساس و عاطفه يي ندارند و فقط به کشتن امريکايي ها فکر مي کنند.»
 
نيکوکاري، راهي براي به آرامش رساندن رفتگان

هفت سال قبل پم کاپ سالن زيبايي خود را در شهر نوشو در ميسوري به راه انداخت، همسر او هم درست در همان مقطع به عنوان نايب رئيس کمپاني که در آن کار مي کرد برگزيده شد و اين باعث شد وضع مالي خانواده خوب شود، براساس گفته هاي پم و رندي زندگي آنها در آن زمان جدا از کار در مسابقات بيسبال پسرشان و کلاس هاي حرکات موزون دخترشان و يا رفتن به ديزني لند يا سينما خلاصه مي شد. خانم کاپ مي گويد؛ «دنياي ما کوچک بود، خيلي خيلي کوچک، شايد در چند صد کيلومتري دور و برمان...» اما حالا اوضاع خيلي فرق کرده است، ماه گذشته بود که خانم کاپ به غنا سفر کرد، جايي که اين زوج هزينه نگاهداري و تحصيل هفت کودک را که تا پيش از اين به عنوان کارگر از آنها استفاده مي شد مي پردازند. کوچک ترين اين کودکان مارک کوادو شش ساله بود که صاحب کارش زماني که او نيمه شب ها روي قايق ماهيگيري خوابش مي برد او را کتک مي زد. خانم کاپ با کمک يک موسسه خيريه محلي، با پرداخت 3600 دلار اين کودکان را از وضعيت بد زندگي نجات داد، خانه يي مناسب براي آنها پيدا کرد، جايي که غذاي مناسبي به آنها داده مي شود و مقدمات مدرسه رفتن آنها را هم فراهم کرد.

سفرهاي اين زوج به غناختم نشد و اين دو به ويتنام و کامبوج هم سفر کردند، جايي که کمک هاي مالي آنها به خانواده هاي فقير پرداخت شد و اين زوج دو کودک ويتنامي را هم به فرزندي پذيرفتند.

حالا هر دو نفر کارهاي قبلي خود را ترک کرده اند و مشغول اداره بنياد خيريه «احساس زندگي» هستند، بنيادي که به گفته آ نها تاکنون بيش از صد و پنجاه هزار دلار در کشورهاي ويتنام، کامبوج و غنا براي بهبود وضعيت کودکان بي سرپرست و خياباني هزينه کرده است. محرک اين زوج براي انجام کارهاي خيرخواهانه يک اتفاق تراژيک بود؛ پسر آنها، جانستن، در سال 1999، در حالي که تنها پانزده سال سن داشت، بر اثر ابتلا به يک بيماري ناشناخته قلبي درگذشت، اين پسر ورزشکار و محبوب در مدرسه بسيار مورد علاقه اعضاي خانواده اش بود و مرگش غم بسياري را موجب شد. در همان مراسم به خاکسپاري او بود که پدر و مادرش از تمام دوستان و آشنايان خواستند بنياد خيريه يي را به نام او تاسيس کنند. در همان روز 25 هزار دلار جمع شد، اما خانواده نتوانست افرادي را که واقعاً به اين پول احتياج داشته باشند در شهر خود بيابد و اشاره يکي از دوستان آنها که کمکي به ساخت يک خوابگاه براي کودکان بي سرپرست در ويتنام کرده بود، کافي بود تا زندگي اين خانواده عوض شود، آنها به ويتنام سفر کردند و پروژه ساخت يک خوابگاه در اين کشور را آغاز کردند و دو کودک ويتنامي را هم به فرزندي پذيرفتند. اين زوج در حال حاضر از طريق سايت اينترنتي خود به جمع آوري کمک هاي خيرخواهانه از مردم مختلف مي پردازند و البته تمام فعاليت هاي مالي خود را هم به صورت شفاف در اين سايت متذکر مي شوند و حتي از مراجعان به سايت مي خواهند تا پروژه بعدي را با توجه به امکانات، از ميان گزينه هاي موجود انتخاب کنند و البته اين زن و شوهر با شرکت در مراسم مختلف و از طريق گفت وگو و سخنراني هم به جمع آوري کمک و اعانه مي پردازند. فکر کمک به کودکان کارگر غنايي از مقاله يي در روزنامه نيويورک تايمز آمد، کاپ ها پس از خواندن اين مقاله توانستند از طريق اينترنت با پل ون دن بوش هلندي که يک بنياد خيريه را در غنا اداره مي کرد و جرج آچي بارا، يک معلم مدرسه غنايي آشنا شوند و متوجه شدند برخي کودکان بين 7 تا 14 ساله غنايي گاه مجبورند روزي 12 تا 18 ساعت کار کنند. آنها امکان درس خواندن نداشتند و اغلب گرسنه بودند، اين گروه سه نفره در اولين گام هفت نفر از اين کودکان را در يک خانه گردهم آورد و براي آنها غذا، مکان خواب و امکان تحصيل فراهم کرد. هدف اصلي گروه اين است که در اين مرکز حداقل چهل کودک را جمع کند و به آنها فرصت زندگي مناسب بدهند. خانم کاپ که اخيراً از اين مرکز بازديد کرده مي گويد؛ «با ديدن خنده بچه ها متوجه شدم که روح پسرم قطعاً در آرامش است، اين کارها با نام او صورت مي گيرد و من مطمئن هستم که او از اين بابت خوشحال است.»
 
مقاومت شش ماهه ميکروب ها با يک بار استفاده از آنتي بيوتيک 
 
مصرف يک دوز مستقل از يک نوع خاص آنتي بيوتيک باعث افزايش نوع باکتري هاي مقاوم به درمان در دهان افراد مي شود که ممکن است حتي تا شش ماه در دهان فرد باقي بماند. اين مقاومت طولاني مدت دانشمندان را به فکر مطالعه اين پروسه عجيب و استفاده احتمالي از آن در درمان عفونت هاي مقاوم انداخت. دکتر هرمان گوسه من که مطالعه يي را در اين زمينه انجام داده است مي گويد؛ «من و همکارانم منتظر بوديم که پس از حدود شش ماه از شروع اين حالت ميزان باکتري هاي دهان افراد به حد طبيعي برگردد، اما در عمل اين اتفاق نيفتاد.» دکتر براون متخصص ميکروبيولوژي که در اين طرح همکاري کرده است مي گويد؛ «يک بار مصرف داروي آنتي بيوتيک باعث مي شود که انسان شش ماه بعد هنوز ميکروب هاي مقاوم به آن آنتي بيوتيک را در خود داشته باشد، اين مي تواند تا حدودي ترسناک، و البته تاثيرگذار باشد، چرا که پزشکي که مي خواهد براي بار دوم اين فرد را تحت درمان قرار دهد بايد از نوع جديدي از آنتي بيوتيک استفاده کند.» بر اساس گفته هاي دکتر گوسه من، در مطالعات گروه مشخص شده است افرادي که آنتي بيوتيک هايي از خانواده موسوم به «ماکروليد» مصرف مي کنند تا مدت ها ميکروب هايي موسوم به استرپتوکوکسي مقاوم به درمان در دهان او پيدا مي شود. دکتر جان کانلي با اشاره به اين يافته ها مي گويد؛ «اين مساله نشان مي دهد که تجويز دارو توسط پزشکان، پرستاران يا حتي تجويز خودسرانه دارو توسط خود اشخاص، مي تواند چه عواقبي داشته باشد.» 

رماتيسم را بايد سريع و با شدت درمان کرد 

تحقيقات دانشمندان نشان مي دهد درمان همه جانبه و شديد مراحل اوليه بيماري رماتيسم مفصلي با داروهاي کنترل کننده آنتي روماتوئيک (DMARDS) مي تواند مانع از آسيب هاي آتي مفاصل، و حتي از کارافتادگي فرد در آينده شود.
روماتوئيد آرتريتيس يا همان رماتيسم مفصلي (RA) يک بيماري دردناک و محدود کننده مفاصل بدن است که در واقع نوعي بيماري اوتوايمون محسوب مي شود. تحقيق جديد نشان مي دهد که درمان با داروهاي DMARDS به صورت شديد در مراحل اوليه مي تواند بر روند بيماري تاثير زيادي بگذارد، هر چند اين نوع درمان مي تواند موجب آسيب ديدگي کبد هم بشود. البته تنها سي درصد از افرادي که با شکايت مفصلي (تورم مفصلي، محدوديت حرکت و درد) به پزشکان مراجعه مي کنند توسط آنها با تشخيص روماتوئيد آرتريتيس تحت درمان قرار مي گيرند، اما همين افراد عموماً سير مزمن بيماري پيدا مي کنند و عموماً در نهايت از کار مي افتند، درمان ها هم عموماً نمي توانند مانع از روند اين بيماري شوند. در حال حاضر درمان بيماري آرتريت رماتيسمي اين گونه است که در مراحل اوليه بيماري درمان با دوزهاي کم، داروهاي مسکن و ضدالتهاب شروع مي شود و سپس با پيشرفت بيماري درمان شديدتر و گسترده تر با داروهاي ديگر شروع مي شود، اما حالا تحقيقات نشان مي دهد که اگر در مراحل اوليه بيماري درمان همه جانبه و شديد با داروهاي DMARDS آغاز شود مي توان از گسترش بيماري در آينده و عوارض آن جلوگيري کرد.
 
تلاش براي آسايش دانش آموزان مسلمان بريتانيايي 

از اين پس دختران مسلمان بريتانيايي اجازه خواهند داشت در تمامي کلاس هاي درس از حجاب اسلامي و روسري استفاده کنند. البته اين مساله فعلاً براي مدارس دولتي صادق است. شوراي مسلمانان بريتانيا براي کم کردن شکاف فرهنگي ميان دانش آموزان مسلمان با ساير دانش آموزان اقداماتي را آغاز کرده اند که درخواست براي آزاد شدن استفاده از حجاب در مدارس يکي از آنهاست. اين شورا در متني 72 صفحه يي مسائلي چون پوشش دانش آموزان مسلمان، استفاده از غذاهاي حلال و قرار دادن زماني براي عبادت دانش آموزان را مطرح کرده اند. آنها خواسته اند به دانش آموزان دختر مسلمان اجازه داده شود که از حجاب کامل اسلامي در مدارس استفاده کنند. البته استفاده از نقاب در اين بخش مطرح نشده است. اين شورا همچنين درخواست کرده است که دروس مطالبي در مورد نقش تمدن اسلامي در اعتلاي تمدن اروپايي گنجانده شود. اين اقدام جامع ترين اقدامي است که از سوي شوراي مسلمانان بريتانيا براي راحتي دانش آموزان مسلمان صورت گرفته است. در حال حاضر چهارصد هزار دانش آموز مسلمان در بريتانيا تحصيل مي کنند که 96 درصد آنها در مدارس دولتي حضور دارند. در اين بيانيه آمده است؛ برخي از مدارس به اين تقاضا ي ما واکنش مثبت نشان داده اند و خواهان برآورده شدن نيازهاي فرهنگي و مذهبي دانش آموزان مسلمان هستند. متاسفانه مسلمانان به دلايل مختلف در مدارس تحت فشار قرار دارند و همين مساله باعث عدم پيشرفت معمول آنها در تحصيلاتشان مي شود. در اين بيانيه بر فراهم کردن غذاهاي حلال براي مسلمانان هم تاکيد فراواني شده است. آنها همچنين خواسته اند که در طول ماه مبارک رمضان رعايت دانش آموزان مسلمان را بکنند. 

شکايت از مايکل جکسون به خاطر مرگ يک زن 

خانواده يک زن مايکل جکسون خواننده جنجالي امريکايي را مسوول مرگ او مي دانند. دو سال پيش مايکل جکسون که به آنفلوآنزا مبتلا شده بود براي معالجه به مرکز پزشکي ماريان در کاليفرنيا مراجعه کرد و پزشکان براي معالجه وي يک اتاق را که مانوئلا گومز روئيز 73 ساله در آن بستري بود براي مايکل جکسون خالي کردند و اين مريض بدحال به اتاق ديگري منتقل شد. خانواده اين زن مدعي شده اند مسوولان بيمارستان با اين کارشان منجر به مرگ مانوئلا شده اند. خانم روئيز که به خاطر سکته قلبي تحت مراقبت هاي ويژه قرار داشته پس از جابه جايي اتاقش در اواخر همان روز جانش را از دست داد. خانواده اين زن شکايتي را عليه مايکل جکسون ارائه کردند اما با مصادف شدن محاکمه جکسون به خاطر کودک آزاري اين مساله براي مدتي به دست فراموشي سپرده شد. اما اکنون خانواده اين زن قصد دارند بار ديگر از خواننده پاپ امريکايي شکايت کنند. 

استرس، عامل نمره پايين رياضيات 

بر اساس يافته هاي محققان امريکايي استرس و نگراني از شرکت در امتحان رياضي به اخذ نمره يي پايين تر از امتحان خواهد انجاميد. طبق گفته مارک آشکرافت، روانشناسي که در دانشگاه نوادا روي اين پروژه تحقيق مي کرد؛ ترس و نگراني ناشي از درس رياضي به ضعف و کاهش ميزان توانايي مغز براي تحليل و پاسخ دادن و درک رياضيات مي انجامد. به اين صورت که عصبيت و استرس پيرامون رياضيات بخش فعال حافظه را اشغال مي کند. محاسبات ساده رياضيات بخش کوچکي از حافظه فعال را به کار مي گيرد و محاسبات پيچيده تر به فضاي بيشتري نياز دارند. نگراني و استرس بخش قابل توجهي از فضاي فعال مغز را اشغال کرده، مانع از تحليل و پاسخگويي به مسائل رياضيات مي شود. نگراني و استرسي که به عنوان مثال در آزمون هايي مانند آزمون هاي ورودي دانشگاه وجود دارد مي تواند حتي باعث ناتواني دانش آموزاني با مهارت بالا در زمينه رياضيات در پاسخ دادن به پرسش ها شود. کلاس هاي آمادگي براي شرکت در امتحانات تستي مي توانند تا حدودي مفيد باشند ولي تنها براي دانش آموزاني که توانايي مالي کافي دارند. آشکرافت افزود؛ «شايد قضاوت در مورد دانش آموزان و سطح توانايي هاي آنها تنها بر مبناي نتايج امتحاناتشان چندان درست نباشد.» استرس ناشي از درس رياضيات که در بسياري از افراد وجود دارد، داراي منشاء شناخته شده يي نيست اما بر اساس نتايج اين تحقيقات در صورت فائق آمدن بر اين استرس، اغلب افراد داراي توانايي نرمال در حل مسائل رياضي هستند. 
 
توافق طرفين براي دفن ستاره سول 
 
فرزندان و همسر خواننده افسانه يي موسيقي سول جيمز براون دو ماه پس از درگذشت او، بالاخره بر سر محل تدفين اش به توافق رسيدند. به گفته وکلا محل تدفين در حال حاضر فاش نخواهد شد اما جسد براون ظرف چند روز آينده دفن خواهد شد. همسر وي تامي راهينه پيش از اين گفته بود براون پيش از مرگش گفته بود مايل است در ملک خود در کاليفرنياي جنوبي دفن شود. ولي با توجه به جدال هاي فعلي بر سر اموال، اين ملک بين وارثين تقسيم خواهد شد. به رغم درگيري ها و شکايات ميان شش فرزند براون و همسر وي (که در سال 2001 با وي ازدواج کرده بود) بر سر قانوني بودن ازدواج اين زوج، دو گروه دخيل در پرونده توافق کردند گروه سه نفره يي را که به عنوان معتمد توسط طرفين براي اداره ملک براون در کاليفرنيا انتخاب شده بودند از کار برکنار کنند. 

 

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
نام:
ایمیل:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز:1200
تیس خودرو- داخلی
مدیا- داخلی
دلتابان
پربازدید ها
بلیط (عصر ایران داخلی)
عصر ایران داخلی (تخفیفان)
عکس