کد خبر ۱۳۵۹۶۸
تاریخ انتشار: ۱۵:۵۴ - ۲۲ شهريور ۱۳۸۹ - 13 September 2010
ماهی 10 هزار تومان پول تو جیبی می گیرم/دست شما به آقازاده ها نمی رسد/مهریه خواهرم یک دور ترجمه تفسیر المیزان بود/والله لباس هایی که ما می خریم همه از شهرستان تهیه می شود. چون ارزان فروشی وجود دارد و جنس های خوب و متعادلی دارد/ پدر من نه سهام نفتی دارد و نه شرکت نفتی.
خبرگزاری برنا مصاحبه ای را با فرزند صادق محصولی وزیر رفاه انجام داده است که در آن به نکات جالبی اشاره شده است.

مشروح این مصاحبه را در ادامه می خوانید:
محمد مهدي محصولي فرزند دوم و پسر بزرگ محصولی متولد سال ۱۳۶۵ در تهران است. وي مدرك ليسانس مهندسي كامپيوتر با گرايش نرم افزار را از واحد تهران شمال دريافت کرد و در حال حاضر در يك شركت مرتبط با تحصيلاتش مشغول به كار شده. سعي كرديم سوالاتي صريح از او بپرسيم.

* کدام قسمت تهران زندگی می کنید؟

قبل از ورود به بحث یک نکته خدمتتان عرض کنم؛ علتش هم این است که اسم این سلسله مصاحبه ها را گذاشته اید باشگاه آقازادگی. آقازاده و آقازادگی یک گفتمان، یک فرهنگ و یک مدل است که به نظر من یادآور مسائل نامطلوب، ویژه بودن، تکبر، غرور و ... است.پس با این حساب اولا من آقازاده نیستم و بنده زاده هستم!ثانیا مطمئنا دست شما دوستان عزیز به آقا زاده ها نمی رسد! آقازاده ها را باید در لندن و دبی و ... پیدا کنید، البته اگر توانستید!
حالا به عنوان جواب اولین سؤال: سمت میدان ارتش نرسیده به مینی سیتی زندگی می کنیم.


* خانه شما یک مقدار بالاشهر نیست؟

منطقه تولد و زندگی مادرم است.

* الان مشغول چه کاری هستی؟

در یک شرکت کامپیوتری مشغول به کار شده ام.

* مستقل درآمد داری؟

تا الان حقوق نگرفته ام، تازه مشغول شده ام.

* چقدر از پدر پول تو جیبی می گیری؟

کمتر از ده هزار تومان در ماه، البته این مبلغی علاوه بر مخارج اصلی مثل تحصیل و لباس است. یک جورهایی طرح هدفمند سازی یارانه ها قبل از اینکه در دولت اجرا شود، در خانه ما اجرا شده. خرج های موجهی مثل خرج خانه و هزینه موبایل از این پول جداست. مثلا پول موبایل تا ۱۰ هزار تومان را می پردازند ولی اگر بیشتر شود، پرداخت نمی کنند.

* در آمد پدر از کجاست؟

پدرم از دولت هیچ پولی دریافت نمی کند و حقوقی نمی گیرد.

* پس از کجا امرار معاش می کنند؟

خدا را شکر وضعمان آنقدر بد نیست.

* یعنی درآمد جدایی از دولت دارند؟

از پس اندازی که از قبل دارد استفاده می کند. نمی دانم این را بگویم یا نه، ولی پدرم از دولت حقوق دریافت نمی کند و خواسته اند دولت صرف محرومین و نیازمندان کند. باز نمی دانم پدرم چقدر راضی باشد من این را گفتم.

* ازدواج نکردی؟

خیر

* اگر بخواهی زن بگیری راحت به او می گویی؟

نیازی نیست من بگویم خودش به اندازه کافی پیگیر است. (باخنده) این کارها را البته بیشتر مادرها انجام می دهند.

*یک سری شایعات و ضد خبر در مورد پدر شما هست. نظر شما در مورد این شایعات چیست؟

خودتان می گویید شایعه؛ شاید شما بیشتر در زمینه مالی شنیده باشید. مثلا گفته بودند پسر ایشان BMW سوار می شود. یکی از دوستان که خود فرزند مسوول است تماس گرفت و پرسید تو ماشین فلان مدل سوار می شوی؟ گفتم نه همانی است که قبلاً بود. گفت یکی الان اینجاست و می گوید؛ تنها ماشین BMW فلان مدل، پلاک شده در ایران برای تو است. از قضا چند وقت بعد فرزند همان مسئول ماشین خود را عوض کرد و مدل بالاتر خرید.

* ماشین شما چیست؟

تندر نود.

* پدرت برای تو خریده؟

بله

* خودت درخواست کردی؟

نه خودش برایم تهیه کرد. کلا اخلاق ایشان به گونه ای است که اگر احساس کند چیزی نیاز است تهیه می کند و اگر فکر کند خرج حتی هزار تومان موضوعیتی ندارد، انجام نمی دهد. چون حالت اسراف دارد.

* ماشین ایشان چیست؟

یک ماشین تویوتا مدل سال ۱۹۸۹ میلادی.

* برادرت چکار می کند؟

علیرضادرس طلبگی می خواند و به تازگی معمم شده، شاگرد آیت الله صدیقی است

* از پدر بگو؟ سابقه کاری او را می دانی؟

او در بیست و یک سالگی فرماندار ارومیه بود. بعد در ۲۲ سالگی معاون سیاسی استانداری، در ۲۳ سالگی فرمانده سپاه منطقه ۵ (استان های آذربایجان شرقی، غربی و اردبیل) و در ۲۵ سالگی فرماندهی لشکر ۶ ویژه سپاه را عهده دار شد. در ۲۹ سالگی معاون وزیر دفاع و ... و در دولت آقای احمدی نژاد مشاور رییس جمهور، وزیر کشور و وزیر رفاه شد.

* علاقه داری سابقه کاری پدر را بدانی؟ برای تو جالب است؟

بله، بیشتر دوست دارم ماجراهای اتفاق افتاده در جبهه را بدانم.

* از پدرت سوال می کنی در این مورد؟

بله خاطره زیاد تعریف می کند. گاهی اوقات تلویزیون یک برنامه ای در مورد جنگ نشان می دهد، از او می پرسیم که چطور بوده. اگر موقعیتی هم پیش بیاید خودش شروع به گفتن خاطره می کند.

*در میان خاطراتی که تعریف می شود مطمئناً دیدگاه های خود را هم مطرح می کند. فکر نمی کنی دیدگاه او با شما فرق دارد؟ چقدر افکار پدر را شبیه خودت می دانی؟

بالاخره در یک خانواده پدر و مادر اعتقادات و علایق فرهنگی، سیاسی و اجتماعی کل خانواده را تحت تاثیر قرار می دهند. شباهت هایی وجود دارد. در خانواده ما عقاید خیلی نزدیک است که مهمترین آن ها اعتقاد و التزام کامل به ولایت فقیه است .

*شما شبیه پدر شدی، خیلی از آقازاده ها هستند شبیه پدر خود نشده اند؟ در واقع راه او را نرفته اند.

انشاالله که شبیه پدرم شده باشم.

*چطور است که تو با اختلاف سنی ۲۷ ساله با پدر فکر می کنی شبیه او شده ای؟

جو تربیتی داخل خانه اینطور بود. زمان بچگی خیلی پدر را نمی دیدم، از همان زمان به دنیا آمدنم در کنارم نبود، فکر می کنم در عملیات کرکوک حضور داشتند. در عمق ۳۰۰ کیلومتری عراق. بعد آمد تهران و خبر دار شد بچه دار شده. خواهر بزرگ ترم هم در زمانی که بابا در عملیات فتح المبین حضور داشت و زخمی هم شده بود به دنیا آمد، یا مثلا مادرم می گوید به اقتضای شرایط یک مدت در کرمانشاه زندگی می کردند.

* احساس می کنی مادر و خانواده ات خیلی سختی کشیده اند در زمان جنگ؟

مادرم را مطمئن هستم سختی کشیده است. فرزندان شاید کوچک بودند و کمتر حس می کردند، ولی سختی زیاد بوده به هرحال.

* از این لحاظ احساس نمی کنی فرق داری با کسانی که پدرشان جبهه نرفته و یا حداقل اگر مسئول بوده در عمق ۳۰۰ کیلومتری عراق نجنگیده اند؟

اگر ما تکلیف گرا باشیم، هر وظیفه ای را انجام می دهیم. زمانی تکلیف است بروی در عمق ۳۰۰ کیومتری عراق، زمانی هم تکلیف است بروی و کار اداری کنی. کلا یک چنین دیدی در خانواده ما وجود دارد. مادرم براساس همین وظیفه سختی ها را تحمل کرد. در بحث ورود به دولت نیز این نوع دید تکلیف گرائی وجود داشت .

* بیشتر منظورم این بود؛ محمد مهدی محصولی حق خاصی برای خودش قائل نیست؟ به خاطر سختی ها و نبودن های پدر.

فکر می کنم اگر کسی بخواهد حق قائل شود، آن کسی است که خودش رفته جبهه. وقتی بابا چنین حقی برای خودش متصور نیست من چرا کاسه داغ تر از آش شوم. اینهایی که رفته اند جبهه احساس تکلیف کرده اند، بعد هم داعیه ای نداشتند که من جبهه رفته ام و چیز دیگر. خیلی ها هستند هنوز که هنوز است نمی گویند در عملیات ها چه کارهای بزرگی کرده اند.

* حرف من بیشتر افرادی هستند که به خاطر سابقه خود و فرزندانشان طلب کار هستند؟

بالاخره خود خانواده این را انتخاب کرده است

* فرزند که کوچک بوده و قدرت انتخاب نداشته برایش تصمیم گرفته بودند؟

خوب او هم جزو همان خانواده است. اگر اعتقادات اعضای خانواده با یکدیگر سنخیت کامل داشته باشد این مسائل پیش نمی آید. طرف وقتی به خاطر خدا پا به میدان می گذارد با او معامله کرده. من هم از این تقدیر خوشحالم.

*فرهنگ طلب کار بودن از انقلاب از کجا آمده؟ اصلاً قبول داری چنین فرهنگی وجود دارد؟

وجود آن را در بعضی ها قبول دارم. این به مرور زمان شکل گرفته. در سال هایی که بهتر است بگویم آقازاده ها به صورت قارچی رشد کردند.

* کدام سالها؟

سالهای بعد از اتمام جنگ. دورانی که افراد فکر کردند، اگر برای انقلاب مسئولیتی پذیرفته اند، الان صاحب حق شده اند و خانواده یا فرزندان آنها مقدم بر دیگران هستند. یا بعضی احساس می کردند چون این افراد در زمان جنگ و بعد از آن زحمت کشیده اند حقشان این است که چیزی برای خود بردارند. با برخی از افراد در دانشگاه بحث می کنیم و شاید اصل نظام را هم قبول نداشته باشند، ولی می گویند؛ فلانی این مقدار زحمت کشیده، حق اوست بخورد. اگر فرد می خواست بهره مالی ببرد، باید می رفت برای خود کار می کرد. به بعضی می گوئی چرا فلان آقا در زمان تصدی پست اینقدر فساد مالی داشت؟ می گویند حق اش بوده و برداشته. یعنی این برای بعضی ها فرهنگ شده و یک روزه جا نیفتاده. از بالا شروع می شود و در پست های پایین تر تسری پیدا می کند. خیلی از مشکلات در بی تقوایی افراد است. یک موقع فرد می داند دارد خطا می کند. این می شود بی تقوا بودن. بالاخره ذهنیت منفی به دلیل برخی ماجراها ایجاد شده. افرادی این سواستفاده ها را مرسوم کردند و حق خود می دانستند که بعد از دوران مسئولیت هم این امتیاز را داشته باشند، این می شود همان ویژه خواری.

*یک مقدار در مورد پدر بحث کنیم. وضع مالی پدر شما چگونه است؟

اینطور که می گویند نیست. الحمدلله زندگی خوبی داریم ولی این رقم های اعلامی درست نیست. گاهی می گویند ۱۶ میلیارد تومان، یک دفعه دیگر می گویند ۱۲۳ میلیارد دلار! خودشان نمی دانند دقیقاً چه می گویند. فکر می کنم در جریان باشید، در زمان کاندیدا شدن پدرم برای وزارت نفت در دولت نهم، می گفتند محصولی در بالای خانه اش دیش ماهواره است و فلان طور زندگی می کند و ... یکی از آقایان نماینده این را مطرح کرد. از قضا آقازاده این فرد، هم دانشگاهی من بود. با او صحبت کردم که چطور پدر شما این موضوعات خلاف واقع را مطرح می کند؟ گفت؛ پدرم یک سری اسناد و مدارک دارد. در خواست کردم این مدارک را در اختیار من قرار بدهد، او هم قبول کرد. یکی دو بار پیگیری کردم، یک بار گفت مسافرت است یک بار گفت سرش شلوغه و به هر حال با یک بهانه ای سرباز زد.

* واقعیت در این موضوع چیست؟ یک سری شنیده ها وجود دارد که پدرت سهام نفتی دارد، یا یک شرکت وابسته به وزارت نفت.

پدر من نه سهام نفتی دارد و نه شرکت وابسته به وزارت نفت.

* این سرمایه ای که پدر با آن امرار معاش می کند از کجا آمده؟

سال ۷۰ ایشان از سپاه بیرون آمد (مثل برخی هم نبود که در زمان مسئولیت کار آزاد نیز کرده باشد) و وارد بخش خصوصی شد. به تدریج پیشرفت کرد. اینطور نبود یک روزه پولدار شوند. البته پدربزرگم هم در بخش خصوصی کار می کند و پدرم از نوجوانی در کنار ایشان تجربه بخش خصوصی را کسب کرده است.

* دقیقا کاری که انجام می دادند چه بوده؟

کارهای مختلفی بوده. شرکت مشاوره و صنعتی داشت و کار ساخت و بازسازی خانه های قدیمی را انجام می داد. اینطور نیست همیشه رو به جلو حرکت کرده باشند. یادم می آید یکبار چند دستگاه ماشین خرید بود، به صورت پیش فروش که زمان فروختن آنها ضرر داد. اگر رابطه و زد و بندی در کارهای او بود مثل مردم عادی ماشین پیش فروشی خریدن و ضرر دادن معنی نداشت. توان اقتصادی قوی داشت و هر چه سرمایه بود نیز در کار می گذاشت. اینطور نیست مدت زیادی باشد خانه ای برای خودمان داشته باشیم. ما سالها مستاجر بودیم. پدر می توانست خانه ای بگیرد ولی با همان پول کار می کرد. اینکه می گویند سرمایه ما از کجا آمده همین است. بالاخره آدم باید به خود سختی بدهد تا یک سودی حاصل شود و پیشرفت کند.

مثلا گاهی می گویند در فلان مناقصه به نفع ایشان زد و بند شده و یا وام های کلان دریافت کرده اند. حتی در مناظره انجام شده بین کروبی و آقای احمدی نژاد این موضوع مطرح شد که آقای احمدی نژاد گفت اگر یک ریال آقای محصولی وام گرفته بود، تمام اموال او برای آقای کروبی و تیمش، با همین تعبیر. ما می دانستیم پدرم در طول عمرش یک ریال وام نگرفته. چه برسد به اینکه معوقه شده باشد.

*چه حسی به تو دست داد وقتی گفتند که آقای احمدی نژاد دستور داده ۴۰ میلیارد وام بدهند به آقای محصولی؟

قابل پیش بینی بود که این حرف را بزنند، به واسطه کارنامه ای که داشتند. از قبل آمادگی بود که چنین ادعایی مطرح شود، به خاطر اینکه دفعه اولشان نبود. مدرک آوردن مهم بود که نتوانستند. من همین جا بگویم زمان انتخابات مخالفت هایی با یک سری از آقایان در حیطه آقا زاده هایشان شده بود، فریاد آنها بلند شد که دارید شخصیت های نظام را زیر سوال می برید و خیلی از سیاسیون هم فریاد دفاع از آنها را سردادند. ولی در همان مناظره ها وقتی نسبت به پدرم که این همه سابقه خدمت به انقلاب را داشته تهمت و افترا زده شد، یک نفر از همین سیاسیون برای جلوگیری از مظلومیت وی اعتراضی نکرد. این هم نوعی زیاده طلبی و حق اضافی برای بعضی ها قایل شدن است. می خواهم این نکته را متذکر شوم که انقلاب یک ستون دارد و آن ولایت فقیه است. بقیه افراد هر قدر بزرگ باشند نخ های این خیمه اند. مشکل اصلی اینجاست که برخی افراد خود را ستون خیمه فرض کرده ا ند.

* چه کسانی؟

برخی از آقایان

* کدام یک از آقایان؟

همان آقایانی که فتنه های سال ۸۸ را مدیریت می کردند. وقتی همچین طرز تفکری پیدا شود و در خانواده ای آقا اینگونه فکر کند، دیگرتکلیف آقازاده مشخص است. فرض کن شما فکر کنی چیزی حق توست، طبیعی است برای تصاحب آن تلاش می کنی.

* همیشه این روحیه از مسوول به فرزند او منتقل می شود؟

بی تاثیر نیست نگاه ها و دیدگاه های آن آقا. به هر حال بر روی فرزند تاثیر دارد. مادر و پدر الگوی خانواده اند. اگر مسوول، آن روحیه را داشته باشد از کودکی پیش فرض فرزند او همین می شود، ولی این هم نیست که مسوولی رعایت کرده باشد و فرزند او نیز رعایت کند، چون به هر حال شیطان وسوسه می کند. عوامل بیرونی مثل جامعه و دوستان نیز بی تاثیر نیست.

* اگر از پدر یک میلیون بخواهی به تو می دهد؟

حتما می پرسد برای چه کاری می خواهی.

* مثلا با دوستان می خواهم بروم مسافرت.

من مسافرت یک میلیونی نمی روم.(باخنده) البته مکه رفتم که آن موقع ۵۰۰ هزار تومان هزینه داشت.

* منظورم این بود که هر وقت درخواست پول کنی به شما می دهند؟

درخانه ما اینطور نیست که هر وقت پول بخواهیم به ما بدهند. مثلاً خود من می نویسم این مقدار خرج خانه کردم و این مقدار
” درخانه ما اینطور نیست که هر وقت پول بخواهیم به ما بدهند. مثلاً خود من می نویسم این مقدار خرج خانه کردم و این مقدار خرج موضوع دیگر. اگر موجه باشد به من پرداخت می کنند، اگر موجه نباشد حتی هزار تومان پرداخت نمی کنند. “خرج موضوع دیگر. اگر موجه باشد به من پرداخت می کنند، اگر موجه نباشد حتی هزار تومان پرداخت نمی کنند.


* به نظر خودت خرج تو با یک آدم عادی برابر است؟

این ها گفتن ندارد، من حداکثر سالی یک یا دو بار لباس می خرم. یعنی خرج خاصی نمی شود. در مورد خورد و خوراک، همیشه حساب خود را دارم. کلا زیاد اهل جوانی کردن نیستم.

* یعنی پسر محصولی در ماه حدود پنجاه هزار تومان هم خرج نمی کند؟

بله. خرج هایی که بعضا برای منزل می کنم را اگر حساب کنید شاید مقداری بالاتر شود، ولی پول توجیبی برای خرید گوشت و مرغ نیست، برای قبض موبایل و تنقلات و اینطور چیزهاست. اگر این خرج های خودم را حساب کنی، پنجاه هزار تومان هم نمی شود.

* بالاخره پدر شما دستش باز است چرا در مسائل مالی این‌گونه با شما برخورد می کند؟

همان هدفمند کردن است که گفتم(باخنده)

* چرا این کار را انجام می دهند، از روی حساب‌گری است یا یک هدفی دنبال می کنند؟

مطلبی نوشته بودند در این مورد که محمد مهدی محصولی از پسر علی مطهری پنجاه هزار تومان قرض کرده است. من پیش خودم گفتم تا به حال خرج پنجاه هزار تومانی نداشتم. چون ما با یکدیگر هم مدرسه ای بودیم مبلغ پنج هزار تومان برای کاری از او قرض کرده بودم، خودش به پدرش گفته بود و پدرش هم در مجلس آن را گفته بود که: پسر محصولی از پسر من قرض می گرفت و وقتی پسر من از او می پرسید که مگر بابایت پول ندارد که به تو بدهد، او جواب داده بود که پول دارد. ولی می گوید شما باید در سطح عموم مردم زندگی کنید تا بتوانید درک درستی از زندگی عامه مردم داشته باشید. البته در خبرها این مبلغ را کرده بودند پنجاه هزار تومان. من در دوران راهنمایی دویست تومان پول تو جیبی می گرفتم، منظورم دو هزار ریال است، اندازه پول تاکسی. تا وقتی لازم نباشد، نباید خرج کرد. شاید آدم بخواهد خیلی خرج ها بکند. مثلا یک نفر بیست میلیون پول دارد. خودش را می کشد تا ماشین سی میلیونی بخرد. این مقدار حب دنیا درست است؟ به فرموده معصوم: «حب الدنیا راس کل خطیئه» فرد خود را به آب و آتش بزند برای مال و ثروت. امام (ره) فرمود وابستگی به مال است که مهم است نه داشتن آن. در اسلام به خانه و مرکب خوب توصیه شده است. ولی طرف نباید حب دنیا پیدا کند. باید ثروت در اختیار او باشد نه او در اختیار ثروت. شاید وابستگی یک طلبه به تسبیحش از وابستگی یک تاجر به ثروتش بیشتر باشد، در این صورت وابستگی آن طلبه مذموم است ولی ثروتمندی آن تاجر نه.


* سرمایه پدرتان در زندگی‌تان تأثیر دارد؟

نمی شود که تأثیر نداشته باشد، در حد نیاز استفاده می شود. این‌طور نیست روی زیلو بخوابیم. یک حد متعارف، نه از این طرف بوم افتاده ایم و نه از آن طرف بوم. در زمینه مالی، سیاسی و هر موضوع دیگر باید این‌طور بود.

*منظورت این است که باید شأن خود را تشخیص دهد؟

شأن خود را تشخیص دهد و علاوه بر آن موقعیت را هم تشخیص دهد. باید موقعیت را ببینند. چون برخی چیزها براساس اخلاقیات است. در مدرسه ای که ما می رفتیم ساعت مچی ممنوع بود، چون می گفتند شاید کسی قدرت خرید نداشته باشد و باعث حسرت شود. آن موقع ساعت بود الان ماشین و خانه و لباس و ... است.

* حس شما نسبت به بچه پولدارها چیست؟

من خودم خوشم نمی آید که کسی به صورت صرف از سرمایه پدر استفاده کند و خودش بدون هیچ زحمتی به خواسته هایش برسد.


* پولدار شدن اشکالی دارد؟

پولدار شدن به تنهایی نه.

* پولدار شدن با قناعت تناقض دارد؟

نه، لزوما تناقص ندارد. می شود فرد ثروتمند باشد و قناعت داشته باشد و شاید این امتحان پولدار بودن و قناعت کردن سخت تر باشد. یکی از پدرم پرسید چه‌قدر پول داری؟ گفت بپرس چه‌طور در آوردی؟ چه‌طور خرج کرده ای؟ روز قیامت نشنیده ام بگویند چرا پول درآوردی، می پرسند چه‌طور
” ۹ سال پیش ،خواهرم یک جهیزیه متوسط داشت و مهریه ایشان یک دور ترجمه تفسیر المیزان بود. کلا دید خانواده نسبت به مسائل مالی اینگونه بود. در ضمن ما از اول وضع مالی قابل توجهی نداشتیم. “در آوردی و چه‌‎طور خرج کردی ؟ این مهم‌تر از مبلغ است. ممکن است فرد پنجاه هزار تومان درآمد داشته باشد و برود با آن پول ناچیز کار حرام انجام دهد و یک موقعی هم طرف خیلی بیشتر از این ها دارد، ولی طوری خرج می کند که خدا راضی باشد. فکر می کنم کیفیت پول و سرمایه مهم‌تر از کمیت باشد.

* از کجا لباس می خری و با چه مارکی؟

والله لباس هایی که ما می خریم همه از شهرستان تهیه می شود. چون ارزان فروشی وجود دارد و جنس های خوب و متعادلی دارد، قیمت های فضایی هم ندارد. گاهی اوقات هم اقوام سوغاتی لباس می آورند.

* پدر چطور؟

ما این رسم را از پدر به ارث برده ایم.

* جهیزیه خواهر شما در چه سطحی بوده؟

۹ سال پیش، یک جهیزیه متوسط بود و مهریه ایشان یک دور ترجمه تفسیر المیزان بود. کلا دید خانواده نسبت به مسائل مالی این‌گونه بود. در ضمن ما از اول، وضع مالی قابل توجهی نداشتیم.

* تعریف خودت را از رفاه‌زدگی بگو.

حد و مرز قائل نشدن برای رفاه. یعنی شما هر چقدر در می آوری، سعی داشته باشی بیشترش کنی. برای خرج کردن این نسبی است. مثلا یک شخصی که پانصد هزار تومان حقوق دارد، ولی می خواهد خود را از یک طبقه بالاتر نشان دهد. رفاه‌زدگی یعنی هم و غم انسان این باشد که غرق در تجمل باشد.

* در دانشگاه می دانند تو فرزند محصولی وزیر رفاه هستی؟

بله، می دانند.

* حد رفاه برای یک جوان از لحاظ داشتن و مسکن چیست؟

این برای هر کسی متفاوت است، باید در حد عرف باشد. همین که طرف مدل زندگی کردنش اینطور نباشد تا انگشت‌نما باشد.

* در اتاق خود چه چیزهایی داری؟

چیز های عادی. کتاب خانه، تخت، میز، کامپیوتر.

* اتاق شما چند متر است؟
یک چیزی حدود ۱۵ متر. چون رشته تحصیلی ام کامپیوتر است، کامپیوتر از اول ورود به دانشگاه لازم است، به همین دلیل تهیه شد. تا قبل از آن کامپیوتر شخصی نداشتم. وقتی پدر احساس کرد نیاز است، تهیه کرد. به نظرم غلط است اگر پدر و مادر به تمام خواسته های فرزند جواب مثبت دهند.

* در کتاب‌خانه خود چند کتاب از شهید مطهری و دکتر شریعتی داری؟

چون در منزل کتاب خانه ای هست که جامع است و در آن مجموعه آثار شهید مطهری و علامه طباطبایی و ... موجود است، لزومی ندارد که همه کتاب ها را در کتابخانه شخصی‌ام داشته باشم. به طور مثال برای مطالعه کتاب چهل حدیث امام خمینی، آن را به کتابخانه ام منتقل کرده ام. علاوه بر آن با وجود نرم افزارهای حاوی کتب مختلف، ضرورتی برای نگهداری کتب به صورت فیزیکی وجود ندارد.

* وجه تشابه خودت با پدرت؟

یک مطلبی که می گویند شباهت ظاهری است. نمی دانم دیگر، شاید چیزی بگویم که در پدر باشد و در من نباشد و یا بالعکس. فکر می کنم التزام به ولایت فقیه بارزترین شباهت من به پدر باشد. در واقع فصل الخطاب دانستن سخنان رهبری.

* داماد شما از چه طبقه ای است و کجا زندکی می کند؟

داماد ما یک طلبه ساده و از طبقه متوسط جامعه هستند و ساکن خیابان دولت.

*دامادتان آقازاده است؟

نه. البته آن زمان که با خانواده ما وصلت کردند، پدر من هم مسوول نبود.

* ساعت کار پدر چند تا چند است؟

کم و زیاد می شود. گاهی از ۷ صبح تا ۱۱ شب. یادم است در زمان تصدی پست وزارت کشور حدود یک ماه خانه نیامد و ما از خانه برایش غذا می فرستادیم، چون معده پدرم ناراحت بود و فقط غذای خانه می خورد.

* پدر اهل مطرح کردن مسایل کار درخانه هست؟

بله، در حد معمول آن چیزی که در رسانه ها مطرح می شود.

* مسافرت خارج از کشور رفته ای؟ اروپا؟

مکه مشرف شده ام و یک بار هم کربلا. نه بابا کدام مسافرت اروپا. (باخنده)

* تفریح‌ات چیست؟

مطالعه و ورزش. گاهی هم خود را با رایانه سرگرم می کنم.

* حرف آخر؟

انشاالله همه در مسیری گام برداریم که مورد رضایت امام زمان (عج) است. هرکسی در دلش این نیت را داشته باشد، توسط ایشان یاری می شود.
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
علم و فناوری
عکس