کد خبر: ۱۳۸۱۷
تعداد نظرات: ۱۵ نظر
تاریخ انتشار: ۲۱:۲۲ - ۲۴ اسفند ۱۳۸۵ - 15 March 2007
جعفر محمدی


اگر در واکنش به بدعهدي روس ها در باره تکميل نيروگاه اتمي بوشهر، بنويسم که "روس ها، بنا به سنت تاريخي خود در روابط با ايران، باز هم خيانت کردند" ، تنها به تکرار مکررات پرداخته ام زيرا چه کسي هست که روس ها را به عنوان طرف هايي "قابل اعتماد"، بشناسد؟!

روس ها، در تاريخ تعاملات خود با ايران، بيش از هر چيز ديگري "خيانت" و "جنايت" را در کارنامه خود دارند که از اشغال ايران و کشتار مردم آذربايجان توسط "سالدات " های روس گرفته تا اهداي موشک هاي اسکاد B به رژيم صدام براي کشتن ايرانيان و کارشکني هاي متعدد در ساخت نيروگاه اتمي بوشهر و موارد بسيار زياد و ديگر را شامل مي شود که پرداختن به آنها را به مورخان وامي گذارم.

از اين رو، هر چند تعليق احداث نيروگاه اتمي بوشهر توسط روس ها بهانه اولیه اين نوشتار است لکن موضوع اصلي يادداشت حاضر، نقدي اساسي و البته اشارت وار به رويکرد عمده سياست خارجي ايران به ويژه در جریان پرونده هسته اي کشورمان است.

حدود دو سال پيش در يکي از رسانه هاي اينترنتي نوشتم که در پرونده هسته اي ايران، سه کشور اروپايي آلمان، انگليس و فرانسه، بيش از آنکه خود، داراي نقش هاي مستقلي در پرونده هسته اي باشند، واسطه هايي بين ايران و آمريکا هستند که مي کوشند از آب گل آلود این پرونده ، ماهي بگيرند.

مسلم است که بالا رفتن هزينه ها در هر تعاملي از پيامدهاي حضور واسطه هاست ، زيرا دلالان، در ميانه دو يا چند بازيگر اصلي، در سوداي سود خويش هستند و اين سود، البته، از جيب يک يا همه بازيگران واقعي، کسر مي شود.

در آن مقاله، همچنين نوشتم که اگر قرار است ايران و آمريکا در پرونده هسته اي، با يکديگر گفتماني داشته باشند، مناسب تر آن است که اين واسطه ها را حذف کنند و به گفت و گوی مستقیم روی آورند .

تجربه مذاکرات هسته اي با اروپا نيز نشان مي داد که نمي توان بر روي حرف هاي اروپايي ها حساب باز کرد زيرا هر توافقي که بين ايران و اروپا شکل مي گرفت، در نهايت مي بايست عملا به تاييد آمريکا مي رسيد.

هر چند اروپاييان در مذاکرات هسته اي، نقش واسطه را ايفا و از اين رهگذر نيز بر ايران هزينه هاي زيادي را تحميل مي کردند، لکن واسطه گري آنها با تمام دلالي هاي متعارف، يک تفاوت عمده و بنيادين داشت ؛ دلالان در پروسه کاری خود همواره در صدد رساندن طرف های یک معامله به یکدیگر هستند ولی منافع خاص اروپایی ها در عرصه های سیاسی و اقتصادی ایجاب می کرد که آنان در واسطه گری خود به گونه ای عمل کنند که ایران و آمریکا از یکدیگر دورتر و دورتر شوند .( به راستی اگر ایران و آمریکا روابط مناسبی باهمدیگر داشتند، آیا شرکت هایی مثل توتال فرانسه شانس حضور در معاملات میلیاردی صنعت نفت ایران را داشتند؟!)

متاسفانه دولت هشتم ، "محورپنداری اروپا" را در سیاست خارجی ایران به طو جدی مورد توجه قرار داد و هرگز به سراغ طرف اصلی ایران در این پرونده، یعنی آمریکا نرفت ( و یا جرأت چنین کاری را نیافت) .

اما در دولت نهم که وارث تجربه تلخ اروپا محوری در سیاست خارجی بود ، یک اتفاق مهم رخ داد: در این دولت ، نقش اروپایی ها که تا دیروز محور سیاست خارجی بودند ،تعدیل شد و این امید به وجود آمد که با کم رنگ شدن نقش دلالان در پرونده هسته ای ، تهران با طرف اصلی پرونده اش مواجه شود .
با این حال ، با اعلام سیاست "نگاه به شرق" در دولت نهم ، این امید رنگ باخت .

 سیاست "نگاه به شرق" ، هر چند متضمن گسترش روابط ایران با دنیا ، به ویژه کشورهای آتیه دار شرقی است و از این رو در رفت و آمدهای دیپلماتیک وزارت خارجه فی نفسه مثبت ارزیابی می شود ، لکن دل بستن به این کشورها برای جانبداری از ایران در مقابل آمریکا ، آن هم در پرونده جنجالی هسته ای ،هرگز نمی توانست آرزویی موجه باشد .( همانطور که در نهایت دیدیم روسیه تکمیل نیروگاه بوشهر را برغم امضای خود در پای قراردادش ، معلق گذاشت .)

دولت هشتم ، با پذیرش ورود اروپایی ها به میانه بازی ایران و آمریکا ، مرتکب اشتباه شد و دولت نهم نیز با گشودن درهای این پرونده به روی روس ها و چینی ها ، همان خطا را در شرق تکرار کرد . البته اتخاذ اين سياست در وزارت خارجه و در پيگيري كلان روابط بين المللي كشور مناسب ارزيابي مي شود ولي بردن پرونده هسته اي به عنوان يك سوژه خاص به دامن چين و روسيه ، خطا بوده است .

این در حالی است که مناسبات قدرت در جهان امروز ، مؤید این واقعیت است که نه اروپا ، واسطه ای مناسب و خیر خواه بین ایران و آمریکاست و نه روسیه و چین آنقدر توان و انگیزه دارند که به خاطر ایران با بزرگترین قدرت سیاسی ، اقتصادی و نظامی جهان سرشاخ شوند و به عنوان مثال در دفاع از حقوق ملتی که برای آنها "غیر" است ، از حق "وتو" استفاده کنند .

بی هیچ تعارفی تکرار می کنم که طرف اصلی ما در پرونده هسته ای و بسیاری دیگر از عزصه ها ، نه اروپاست ، نه روسیه و چین و نه نهادهایی مٍثل آزانس اتمی . بلکه مشکل اصلی ما آمریکاست و تا این "گره اصلی" را نگشاییم ، اوضاع همین است که است  زیرا دم آمریکا در همه جای جهان پهن شده و پا در هر منطقه بگذاریم ، متوجه می شویم که پا بر دم "شیطان بزرگ" نهاده ایم . ( کارشکنی امریکا در ماجرای خط انتقال انرژی آسیای میانه از مسیر ایران و نیز همکاری های گازی ایران و هند که یادتان هست ! )

بنابراین ، گذرگاه اصلی سیاست خارجی ایران ، حل مشکل روابط تهران و واشنگتن است ؛ روابطی که از تیرگی آن ، همه دنیا به جز ملت های ایران و آمریکا سودها برده اند و به ویژه صهیونیست ها از وضعیت حاضر خوشحال تر از همه اند و آرزوی آن دارند که این وضعیت حتی به سمت جنگ نیز سوق داده شود.

عقل سلیم ، با مروری بر تاریخ روابط متشنج ایران و آمریکا در 28 سال گذشته ، تصریح می دارد که چنین وضعی تا ابد قابلیت استمرار ندارد و علی القاعده می بایست این حالت بشکند و  به نقطه پایان برسد و این نقطه پایان، البته در سایه سناریو های مختلفی می تواتند شکل بگیرد . از جمله آن که دو کشور با یکدیگر بر سر میز مذاکره بنشینند و چانه زنی کنند و در نهایت سفارتخانه های شان را در پایتخت های هم با زگشایی کنند  و یا آنکه به یک جنگ تمام عیار و خانمانسوز روی آورند و البته ، اگر بی تعصب و فارغ از شعار گرایی به ماجرا بنگریم ، سناریوی نخست ، به سود هر دو طرف است .


 

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
انتشار یافته: ۱۵
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۲۳:۵۹ - ۱۳۸۵/۱۲/۲۴
1
0
با سلام آقای جعفرمحمدی و با تشکر از رک گویی شما و بررسی تحلیلی موضوع که به طور خلاصه و به طور شفاف موشکافانه به این مسئله پرداخت نمودید. چقدر باید ملعبه بازی این دول بدتر از آمریکا شد.باج خواهی روس و انگلیس از 400 سال پیش تا به حال چه صدمات که به ایران نزده است
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۰:۴۵ - ۱۳۸۵/۱۲/۲۵
0
1
نه اينكه بخواهم بي خودي تعريف تان را كنم ولي از عصرايران به خاطر اين خوشم مي آيد كه مسائل را صريح تر و سليس تر از بقيه مي گويد . نمونه اش همين مقاله كه حرف دل كارشناسان و مردم است . برايتان ارزوي موفقيت و فيلتر نشدن دارم .
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۰:۴۷ - ۱۳۸۵/۱۲/۲۵
0
0
شما خيلي بيخود مي كنيد كه مي گوييد با امريكا مذاكره كنيم . برويد تاريخ بخوانميد تا ببينيد آمريكاي ها چقدر به ما ستم كرده اند .
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۰:۴۹ - ۱۳۸۵/۱۲/۲۵
0
0
اي كاش اين را هم اضافه مي كرديد كه مذاكره نبايد در شرايط ضعف ما صورت بگيرد و اين كه آمريكا هم بايد حسن نيت نشان دهد والا هيچ تضميني به پايبندي به نتيجه مذاكرات نخواهد بود .
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۰:۵۰ - ۱۳۸۵/۱۲/۲۵
0
0
از تحليل واقع گرايانه اتان كه اصل مطلب و كليد مساله را مطرح كرديد ، ممنونم . واقعيت همين است كه گفتيد . رسول زاده
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۰:۵۱ - ۱۳۸۵/۱۲/۲۵
0
0
اگر قرار باشد به خاطر بد و ظالم بودن كشوري با ان قطع رابطه كنيم روسيه و انگليس گزينه هاي بهتري نسبت به آمريكايند كه با انها به هم بزنيم.
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۷:۳۳ - ۱۳۸۵/۱۲/۲۵
0
0
بسيار عالي سخن گفتيد
ناشناس
JAPAN
۱۲:۳۷ - ۱۳۸۵/۱۲/۲۵
0
0
از نظرات سلیستان تشکر میکنم
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۳:۰۶ - ۱۳۸۵/۱۲/۲۶
0
0
جانا سخن از زبان همه ايرانيان فرهيخته ميگوئيد.
آنها كه اينرا رد ميكنند خودشان با مغز ديگران فكر ميكنند و هيچگونه استدلال منطقي را نميشناسند.
خدا به آنها هم كمي عقل عنايت فرمايد.
زنده باد ايران !!!!!!!!
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۴:۱۶ - ۱۳۸۵/۱۲/۲۶
0
0
مي خواستم در پاسخ با ان كسي كه در ستون نظرات و پيشنهادات گفته است شما خيلي بيخود مي كنيد كه مي گوئيد با امريكاه مذاكره كنيم، بگويم. بيخود شما مي كنيد كه توهين مي كنيد شما اگر نقطه نظري داريد مثل يك انسان حرفتان را بزنيد و مستندات براي گفته اتان ارائه نمائيد. تاريخ نشان داده كه امريكا از روسيه و انگليس به مراتب قابل اعتمادتر است البته امريكا هم مثل همه كشورها به دنبال منافع خود است و اين طبيعي است ولي سابقه نشان داده كه امريكا شكم سيرتر از روسهاي گرسنه است و كشورهائي كه روابط نزديك با آمريكا دارند روز به روز در حال پيشرفت هستند به عنوان نمونه مي شود از ژاپن- تركيه - كره جنوبي - برزيل نام برد. اين كشورها به سرعت در حال پيشرفت هستند و هر روزه به رفاه مردم كشور خود مي افزايند در صورتيكه كشور ما در حال درجا زدن است. شما به شهرستانها نگاه كنيد بيكاري بيداد مي كند متوسط هزينه مردم خيلي بيشتر از در امد انهاست. كشور پر شده است از تحصيلكرده هاي بيكار . در خاتمه از جناب جعفر محمدي به خاطر نظرات كارشناسانه و شفاف ايشان تشكر مي كنم.
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۱:۰۸ - ۱۳۸۵/۱۲/۲۷
0
0
بسم الله الرحمن الرحيم
اگر تصور شود كه ايلات متحده كليد حل مشكلات سياسي و اقتصادي ماست كمال ساده انگاريست همان طور كه نمي شود امريكا را تبرئه كرد باز هم نمي توان شرق وغرب عالم را محكوم نمود يك مسله باقي ميماند و ان درجه سازگاري ما با نظام بين المل است كه يك سازگاري ضغف است ايا كشور ايالات تحده .ژاپن .كره عربستان.تركيه.و خيلي از كشور هاي ريز و درشت منطقه سياست نگاه به شرق و يا به غرب را دنبال ميكنند ؟نه
به قول علماي روانسناسي در ما غريزه تركيب و سازش ضعيف است نظام بين الملل يك مجموعه است و بايد با تمام مجموعه كار كرد نه در داخل ان ضديت ايجاد كرد
از دهلران
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۱:۰۰ - ۱۳۸۵/۱۲/۲۷
0
0
فرموديد مذاكره، اما به نظر من مناظره راهكار بهتري است. و اگر بتوان شرايط را به گونه اي پيش برد كه به طرف ميز مناظره(به جاي ميز مذاكره) بروبم بيشترين نصيب را برده ايم.
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۹:۵۴ - ۱۳۸۵/۱۲/۲۸
0
0
نظر شما كاملا درست است. بايد گفت كه در جهان حتي اروپاييها بالاخص آلمان و فرانسه اصلا از آمريكاييها و صهيونيست ها دل خوشي ندارند ولي بخاطر مسائل اقتصادي و سياسي و همچنين ترس از دشمنان احتمالي مانند روسيه و ... سعي در يكسان سازي ظاهري با سياست هاي امريكا مي نمايند. نكته ديگر كه بايد در نظر گرفت اين است كه كليه قدرتهاي دست دوم جهان كه عموما اروپايي هستند به همراه روسيه وچين تمايل بسياري دارند كه آمريكا را در يك جنگ فرسايشي هولناك گرفتار كنند از اين سياست مي توان به مهار دوجانبه ياد كرد كه در آن قدرت آمريكا تضعيف مي گردد و همچنين قدرت جديدي مثل ايران كه هم به اروپا نزديك تر است و هم بازار مهمي براي آنجا محسوب مي شود نيز بوجود نيايد علاوه بر آن با افزايش قدرت اقتصادي ايران بازارهاي منطقه بتدريج از دست اروپا و حتي چين نيز خارج خواهد شد. همچنين درگيري با امريكا به نفع اسراييل و حتي كشورهاي عرب منطقه خواهد بود كه قدرت ايران را خطري براي خود احساس مي كنند به عبارت ديگر هم اكنون ايران تنها ترين كشور دنيا مي باشد و اين موقعيت خطرناكترين لحظه در تاريخ معاصر براي كشور مي باشد.پس بهتر است به هيچ وجه با طناب روسيه و چين و اروپا داخل ماجراي بازي جنگ با امريكا نشويم.
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۲۱:۱۱ - ۱۳۸۶/۰۱/۰۹
0
0
بسمه تغالی
بحث برسر ماهیت سازمان ملل متحد است.
این سازمان پس از پایان جنگ جهانی دوم ، درآن شرایط جهان تشکیل شد .
اعضای دایمی شورای امنیت ،چه آنروز وچه امروز ازقدرت های استعمارگر واستثمارگر دیرین هستند که هستی،قدرت و موقعیت وموفقیتشان به بهای پامال شدن حقوق ملت های جهان بدست آمده است. بنا براین سازمان ملل متحد امروزی وشورای امنیت آن که در حقیقت شورای ضد امنیت در جهان امروز است، بدرد دنیای امروز وبدرد ملت های جهان کنونی نمیخورد .
تعداد کشورهای به جان آمده از دست قدرت های استعماری ( که داعیه آزادگی دارند، )تا آن حد است که بتوان با کمک همدیگر در تدارک یک سازمان ملل متحد تازه بود. کافی است که به تمام کشور های آزاد جهان و به تمام ملت ها ،با نمونه های عیان نشان داد که امروز، اعضای دایم شورای امنیت سازمان ملل ، هم در جنگ جهانی دوم وهم بعد از آن ،خود از جنایتکاران جنگی هستند ودستشان تا آرنج به خون ملت های جهان آلوده است.
آنوقت دیگر نه بد عهدی روس ها محلی از اعراب دارد ونه آمریکا یکه تاز میدان خواهد بود ونه حنای دیگر اعضای دایمی شورای امنیت رنگی خواهد داشت. البته طرح این هدف ونیل به آن بدون هزینه نخواهد بود که بی گمان باید ملت ودولت ایران آنرا بپردازند . نتیجه این کار ونیل بدان هدف به تمام ماجراها خاتمه خواهد داد.
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۰:۱۸ - ۱۳۸۶/۰۱/۲۹
0
0
من همین امروز سایت شما را خواندم .با نظرتان در مورد سیاست اشتباه دولت خاتمی موافقم .اما فکر می کنم قدری در رابطه با سیاست نگاه به شرق دولت نهم اشتباه کرده اید , درست است که آمریکا سد راه ماست ولی باید زمینه را فراهم نمود ما باید کشورهای تحت فشار آمریکا را با دیدگاهمان آشنا کنیم و اگر لازم شد مثل خودشان از در تهدید وارد شویم در ضمن جهان امروز مثل 20,30 سال قبل نیست که هرچه آمریکا بگوید همان شود الآن همه ی کشورها چه کوچک چه بزرگ چه ضعیف چه قوی برای خودشان بروبیایی دارند . سیاستی موفق می شود که همه ی این شرایط را در نظر بگیرد واز آن به نفع خودش وملتش استفاده کند.با تشکر f.s
نام:
ایمیل:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز:1200
تیس خودرو- داخلی
مدیا- داخلی
دلتابان
پربازدید ها
بلیط (عصر ایران داخلی)
عصر ایران داخلی (تخفیفان)
عکس