کد خبر: ۱۷۲۳
تاریخ انتشار: ۱۸:۴۷ - ۲۷ مرداد ۱۳۸۵ - 18 August 2006
امام پاسخ آقاي مصباح را در سخنراني‌اي در نجف اشرف دادند و اعلام کردند توصيه‌ام به دوستان اين است که اگر يک وقت بنا شد تحولي در كشور صورت بگيرد و نظامي تاسيس شود، ما طلبه‌ها نمي‌توانيم اداره کنيم و طبيعتا بايد عناصر دانشگاهي باشند كه مسووليت ها را برعهده بگيرند، چرا اين عناصر را دور و فاصله ايجاد مي‌كنيد.

 

محمود دعايي مديرمسوول روزنامه اطلاعات و از همراهان امام خميني در نجف اشرف در همايشي در مشهد به بيان خاطرات خود از امام پرداخته است.

 دعايي كه از نزديكترين همراهان امام بوده در بيان خاطرات خود به طور مفصل به موضوع دكتر شريعتي پرداخته و در ضمن آن به نامه آيت الله مصباح يزدي درباره شريعتي و موضع امام خميني در اين باره اشاره كرده است.

مديرمسوول روزنامه اطلاعات گفته است: «در جريان نگراني از شخصيت شريعتي افرادي از جمله آيت‌الله مصباح يزدي که از شاگردان عالم، فهميده و خوب امام و با يک سري تعصبات و متعهد و پايبند عميق نسبت به مباني بود، نامه‌اي نوشت . من حامل اين نامه بودم. در آن موقع امام تعبير ماندگاري کردند که اين بزرگوار به عالم و آدم بدبين هستند، ما در شرايطي نيستيم که نسبت به دانشگاهيان و روشنفكران با بدبيني نگاه کنيم.»

خاطرات دعايي را كه ایسنا به تفضيل مخابره كرده به اين شرح است.

دعايي با اشاره به روند آشنايي‌اش با حضرت امام خميني (ره) با بيان اين‌كه تصويب قانون کاپيتولاسيون آغاز دوره جديد مبارزه حضرت امام بود، گفت: عکس‌العمل جامعه پس از تبعيد امام (به تركيه) به انفجاري انجاميد که ترور نخست‌وزير وقت جزوي از آن بود.

وي با بيان اين‌که پس از اين واقعه، رژيم شاهنشاهي براي آرامش جامعه حضرت امام را به نجف تبعيد كرد، گفت: رژيم شاه معتقد بود فعاليت سياسي امام در حوزه علميه نجف برتابيده نمي‌شود، اظهار داشت: رژيم شاه معتقد بود امام درنجف محدود به مرجعي مي‌شود که به حرم مي‌رود و زيارت مي‌کند و درسش را هم مي‌دهد.

مديرمسوول روزنامه اطلاعات با اشاره به ورود حضرت امام به عراق گفت: امام در زمان عبدالرحمن عارف که از ناسيونالسيت‌هاي عرب و طرفدار جمال عبدالناصر بود وارد عراق شد و ايشان به عنوان شخصيتي که مي‌خواهد در عراق مقيم شود، مورد استقبال وزير مشاور در امور جوانان وقت عراق قرار گرفت، ولي امام استقبال را نپذيرفت.

وي افزود: امام پس از ورود به کاظمين در مسافرخانه‌اي سکني گزيد و پس از زيارت عتبات عاليات به محل سکونت خود در نجف وارد شد.

نماينده ولي فقيه در موسسه اطلاعات هم‌چنين با اشاره به "زيارت دوره "امام در عتبات عاليات گفت: در اين سفرها امام مورد استقبال مردم قرار گرفتند.

دعايي هم‌چنين با بيان اين‌كه حرکت سياسي خارج از کشور حضرت امام در نجف با تاکتيک مبارزاتي ايشان در نجف آغاز شد، به اقدامات ايادي شاه براي انزوا و برخورد با امام(ره) اشاره کرد .

وي به مراجع تقليد عظام آيت‌الله حکيم، آيت‌الله خويي و آيت‌الله شاهرودي به عنوان مراجع مسلم آن دوره در نجف اشاره كرد و گفت: اين سه بزرگوار در يک مرتبه علمي قرار داشتند، به علاوه مراجع ديگري چون سيد عبدالله شيرازي که در رتبه بعد قرار مي‌گرفتند، بودند .

دعايي با اشاره به رقابت ميان علاقه‌مندان و طرفداران اين مراجع گفت: اين طرفداران گشايش کانون جديد را به ضرر مرجع خود مي‌دانستند .

دعايي که به عنوان نماينده حضرت امام و مقام معظم رهبري در روزنامه و موسسه اطلاعات و مدير مسول اين روزنامه فعاليت مي‌کند، اظهار داشت: يکي از روش‌هاي قابل توجه امام در اين دوره، گريزاني ايشان از مقام و نام و بيت‌پروري و کانون محوري بود و براي خود حريم خاصي ايجاد نکردند .

وي با بيان اين‌که کانون‌هاي پيراموني در اين دوره اقدام به بروز احساسات کردند گفت: امام براي اينکه آنها را مطمئن کنند که داعيه‌ اينكه از جمله مراجع مطرح باشند و حضورشان براي علماي ديگر تنگي ايجاد کند، ندارند، از پذيرفتن درس به مدت شش ماه خودداري کردند و به جز تشرف به حرم، اقدام ديگري انجام نمي‌دادند.

دعايي هم‌چنين گفت: يکي از کانون هايي که نشان دهنده اقبال به مراجع است، نماز جماعت بود که ايشان در سال‌هاي اول از برگزاري نماز جماعت هم به غير از در منزلشان خودداري کردند.

وي با اشاره به شهريه پرداختي مراجع به طلاب نيز گفت: امام در يکسال اولي که در نجف بودند نه شهريه‌اي پرداخت کردند و نه نماز جماعتي خارج از منزل اقامه نمودند .

مديرمسوول روزنامه اطلاعات با بيان اين که کانونهاي علمي نجف از سطح بالاي علمي حضرت امام آگاهي داشتند، گفت: امام با تقاضاهاي حوزه نجف براي وارد شدن به تدريس اين امر را پذيرفتند و در حالي که در حوزه معقولات سرآمد بودند، براي اين که ويژگي علمي خود را به رخ ديگران نکشند، درسشان را با تدريس اصول شروع نکردند.

دعايي افزود: ايشان در ابتداي درس اعلام کردند که اصرار ندارند کسي به درسش دعوت شود و کساني به عنوان علاقه‌مندانشان اقدام به تشويق و ترغيب براي حضور در درس ‌کنند.

وي با اشاره به توصيه افرادي چون شهيد محمد باقر صدر به شاگردانش براي استفاده از درس حضرت امام گفت: يکي از شاگردان ايشان آيت الله سيدمحمود شاهرودي، رييس قوه قضاييه هستند که از ياران و شاگردان شهيد صدر بودند و به توصيه ايشان در درس امام شرکت کردند.

وي آغاز درس امام را آغاز خروج امام از انزوا دانست و با اشاره به سنت غير حسنه‌اي که در نجف حاکم بود و بر اساس آن طلاب درجه بندي شده و بر اين اساس شهريه دريافت مي‌کردند، گفت: در اين دوره به طلاب ايراني و عراقي شهريه بيشتري نسبت به طلاب افغان، پاکستاني و تبتي داده مي‌شد و امام در اين دوره اعلام کردند به شرطي شهريه مي‌پردازند که به همه به يک ميزان پرداخت شود، پس از اين اقدام ديگران نيز ملزم به اين اقدام شدند.

مديرمسول روزنامه اطلاعات توطئه‌هاي رژيم شاهنشاهي در دو سال اول حضور امام در نجف را خنثي شده دانست و گفت: رژيم شاهنشاهي فكر مي‌كرد علماي نجف به رژيم شاه با عنوان پادشاهي کشوري شيعه نگاه مي‌کنند و اعتراض به اين پادشاهي را محدود شدن تنها حکومت شيعي مي‌دانند، در مقابل امام قرار مي‌گيرند، اما اين مساله رخ نداد.

وي با اشاره به اقدامات دولت عراق براي در اختيار قرار دادن امکانات فعاليت‌هاي سياسي به مخالفان رژيم شاه گفت: تيرگي روابط رژيم شاه و رژيم عراق ، عراقي‌ها را بر آن داشت که به منظور فشار بر رژيم ايران، امکاناتي را در اختيار گروههاي ضد شاه چون جبهه ملي ، حزب توده و کنفدراسيون قرار دهند.

دعايي به تيمور بختيار که موسس ساواک پس از 28 مرداد و خويشاوند همسر دوم شاه، ثريا، بود به عنوان يکي از گزينه‌هاي مورد توجه دولت عراق اشاره کرد و گفت:‌ يکي از گروه‌ها زير نظر تيمور بختيار که موسس ساواک بود، اداره مي‌شد که در آن زمان در لبنان زنداني بود، اما با وساطت عراق آزاد شد. بختيار با شناخت فعاليتهاي سياسي خارج از کشور به دنبال ملاقات با امام بود، ولي امام از اين ديدار خودداري کرد، در پي گله‌گذاري از امام درباره تبعيض قائل شدن بين وي و کليميان و مسيحيان با وساطت استاندار کربلا، بختيار موفق به ملاقات با امام شد، اما اين ديدار هيچ نتيجه‌اي براي بختيار نداشت.

وي با اشاره به فرصتي که عراقي‌ها در راديو فارسي عراق به ايرانيها به منظور اقدامات ضد رژيم داده بودند، گفت: از طريق آقا مصطفي به من گفته شد که عراقي‌ها آماده‌اند وقتي را در راديو عراق به ما بدهند که از آن طريق بيانيه‌ها را بخوانيم، ايشان از اينکه تبعاتي از اين مساله شامل امام شود، نگران بود.

وي افزود: در ابتدا بدون اطلاع امام تحت عنوان برنامه «نهضت روحانيت در ايران» روزانه 20 دقيقه برنامه در بخش راديو فارسي عراق داشتيم که البته در ايران با عکس‌العملهاي مثبتي مواجه شد، چرا که تريبوني براي ابزار نظرات پيدا کرده بوديم.

دعايي با اشاره به اطلاع حضرت امام از اين موضوع گفت: ايشان پس از اطلاع از اين مساله خواستار ارائه فهرست برنامه‌هايي که اجرا شده بود، شدند و درباره بخشي از آنها تذکراتي اعلام کردند. ايشان اجتناب از دروغ‌گويي و ارائه تحليل‌هاي منطقي و با نزاکت و ارائه مطالبي که نشان دهنده بياني عصبي نباشد را از جمله مسائل مورد توجه براي ارائه در اين راديو خواندند. بعد از آن موفق به دريافت موج مستقل راديويي در بغداد شديم.

وي در بخشي ديگري از سخنانش با اشاره به مصلحت ندانستن مبارزات مسلحانه از سوي حضرت امام گفت: جنبش حرکت چريک‌هاي فدايي خلق به عنوان گروه‌هاي مارکسيستي که سرخورده از فعاليت مارکسيستها بودند، مستقلا وارد ميدان شدند و عده‌اي نيز كه سرخورده از فعاليت‌هاي نهضت آزادي و روحانيت بودند، با يک حرکت جديد تحت عنوان مجاهدين خلق ايران، فعاليتشان را شروع کردند.

مديرمسوول روزنامه اطلاعات با اشاره به هسته اوليه سازمان مجاهدين خلق ايران گفت: اين حرکت در آغاز جديد و اميدوارکننده بود و آقاياني که آن زمان در زندان بودند و بسياري از شخصيت‌هاي فعلي نظام از آن دفاع کردند.

وي از آيت‌الله طالقاني و آيت‌الله مطهري نام برد و افزود: ‌اين علاقه‌مندي به حرکت سرنوشت‌سازي بود که با اهداف اسلامي آغاز شده بود.

دعايي در ادامه با اشاره به لو رفتن بخشي از اقدامات مجاهدين خلق در دوبي و عراق گفت: پس از اين موضوع از طريق مرحوم طالقاني به امام پيغامي فرستاده شد تا ايشان در اين خصوص اقدام کنند، اما امام بعد گفتند هر چه فکر کردم مصلحت نديدم از عراقي‌ها چيزي بخواهم.

وي با بيان اين‌که پس از ختم اين مساله که با اقدام "سازمان الفتح" به پايان رسيد، سازمان به اين نتيجه رسيد که بايد با امام وارد بحث شود گفت: آنها در 15 جلسه که به صورت حضوري و مکاتبه‌اي آنجام شد به بيان نظراتشان پرداختند.

نماينده سابق مجلس با اشاره به جملاتي از حضرت امام گفت:‌ايشان گفتند در مسائل ايدئولوژيك آنها نکات مبهمي مي‌بينم که مساله معاد را آنطوري که ما قبول داريم، قبول ندارند .

وي با اشاره به افزايش فشارها از سوي گروه‌هاي سياسي و روحانيون به امام براي حمايت از اين گروه گفت: حتي مرحوم رباني شيرازي در سخني اعلام کرد عدم حمايت شما به انزواي روحانيت منجر مي‌شود.

دعايي در ادامه به انحرافاتي که در اين گروه ايجاد شد پرداخت و گفت: بعد از افشاي ماهيت اينها و سير طبيعي که شروع کرده بودند و به نتيجه قطعي رسيد، مرحوم مطهري گفت ما همه لغزيديم و گمراه شديم و اگر خداي ناکرده باعث مي‌شد که اين رکن رکين هم مي‌لغزيد، هيچ در جامعه نداشتيم که به آن تکيه کنيم، همه ما اشتباه کرديم ولي بزرگ ما اشتباه نکرد.

حجت‌الاسلام دعايي در بخش ديگر سخنانش با اشاره به «حرکت نو شريعتي» که متناسب با شرايط زمان آغاز شده بود، گفت:‌ براي اين که نظرات امام درباره شريعتي در جايي ثبت شود اين موضوعات را مي‌گويم. روزي خدمت امام بودم، ايشان فرمودند از تهران فردي هزينه پرداخت کرده و آمده، نظر من را نسبت به دو شخصيت عوض کند؛ کتاب حجاب مطهري را گذاشته و گفته اين کتاب جنوب تهران را بي‌حجاب کرده و اسلام‌شناسي شريعتي را نشان داده و گفته اين کتاب جوانان را از دين منحرف کرده است.

وي افزود: نسبت به اسلام شناسي (مشهد) دکتر شريعتي، امام خواستار قسمت‌هايي که آن فرد معتقد بود باعث انحراف جوانان است، شده بودند و پس از آن گفته بودند برخي قول‌هاي شاذ و نادر هست، ولي اين قول‌هاي نادر باعث انحراف نمي‌شود.

وي افزود:اين حرکت ابتدايي بود که امام در مورد شريعتي اظهار نظر کرد.

دعايي با بيان اين‌که حضرت امام تمام آثار دکتر شريعتي را مطالعه کردند، گفت: ايشان در فرصت مغتنمي که در نجف بودند، ساعاتي را به مطالعات متفرقه اختصاص مي‌دادند.

مديرمسوول روزنامه اطلاعات ادامه داد: در جريان نگراني از شخصيت شريعتي افرادي از جمله آيت‌الله مصباح يزدي که از شاگردان عالم، فهميده و خوب امام و با يک سري تعصبات و متعهد و پايبند عميق نسبت به مباني بود، نامه‌اي نوشت . من حامل اين نامه بودم. در آن موقع امام تعبير ماندگاري کردند که اين بزرگوار به عالم و آدم بدبين هستند، ما در شرايطي نيستيم که نسبت به دانشگاهيان و روشنفكران با بدبيني نگاه کنيم.

وي افزود: امام پاسخ آقاي مصباح را در سخنراني‌اي در نجف اشرف دادند و اعلام کردند توصيه‌ام به دوستان اين است که اگر يک وقت بنا شد تحولي در كشور صورت بگيرد و نظامي تاسيس شود، ما طلبه‌ها نمي‌توانيم اداره کنيم و طبيعتا بايد عناصر دانشگاهي باشند كه مسووليت ها را برعهده بگيرند، چرا اين عناصر را دور و فاصله ايجاد مي‌كنيد.

دعايي ادامه داد: البته امام تذکراتي نيز درباره شريعتي و نظرات وي درباره علامه مجلسي و مباحثي پيرامون تشيع وي، داشتند، ولي بر نوعي وحدت بخشي نيز تاكيد داشتند.

وي بارزترين عکس‌العمل حضرت امام را در قبال رحلت شريعتي خواند و گفت: رژيم شاه مي‌خواست با استقبال از پيکر شريعتي از ايشان سوءاستفاده کند، اما دوستان انجمن اسلامي دانشجويان در اروپا تصميم گرفتند پيکر ايشان را در دمشق به امانت بگذارند.

دعايي با اشاره به سفرش به سوريه براي شرکت در مراسم خاکسپاري دكتر شريعتي گفت: قبل از سفر از امام اجازه گرفتم و گفتم اگر اجازه ندهيد نمي‌روم، ايشان گفتند شخصا برويد و از طرف من و يا گروه خاصي نباشد.

دعايي تاثر حضرت امام در قبال شنيدن خبر درگذشت شريعتي را اين گونه بازگو کرد که: امام فرمودند به سه دليل متاسفم ؛ يكي اينكه در دوران فعاليتهاي تبليغي و ارشادي ايشان عده‌اي توجه ايشان را به خودشان جلب كردند و درگيري با آنان، ايشان را مجبور به پاسخ دادن کرد، تاسف دوم اين است که ايشان خودشان را مجبور کردند در پاسخگويي به افرادي که در حاشيه صحبت‌هاي ايشان قرار داشتند و برخي روحانيون و بازاري‌ها بودند كه اي كاش ايشان توجهش به آنها جلب نمي‌شد و تاسف سوم امام از اين جهت بود که عمر ايشان کوتاه بود و توفيق اين را نيافتند که آن‌چه را احتياج به تجديد نظر داشت، تصحيح كنند.

وي با بيان اين‌که حضرت امام درباره مرگ شريعتي کلمه فقدان را به کار بردند، گفت: ايشان چون مطمئن نبودند که شريعتي به شهادت رسيده است و از سوي ديگر اطمينان به مرگ طبيعي ايشان نداشتند، از كلمه فقدان استفاده کردند.

وي با اشاره به انتشار کتب شريعتي با برجسته شدن نکاتي که نشان دهنده برخورد ايشان با روحانيت بود گفت: در دوره‌اي سعي شد وي به عنوان فردي ضدروحاني مطرح شود، در اين دوره امام به مسوول ارشاد وقت اعلام کردند از ترويج آثار اين‌چنيني جلوگيري شود و در مقطع ديگري که در اين باره آقايان خاتمي و معاديخواه، وزراي فرهنگ و ارشاد اسلامي وقت مي‌توانستند در اين باره اظهار نظر کنند، تاکيد کردند مانع چاپ آثار شريعتي نشويد و به آثار مفيد ايشان اجازه ترجمه و انتشار دهيد.

وي با اشاره به مراسم تجليل از شريعتي در بيروت گفت: امام موسي صدر در آنجا گفت جامعه لبنان جامعه‌اي مرکب از اقوام مختلف است که براي ترجمه برخي آثار شريعتي که در آن درباره شخصيت امام علي(ع) و امام حسين(ع) غلو شده است، دچار مشکل مي‌شويم و ناگزير از تعديل در ترجمه آثار ايشان هستيم، در صورتي که در ايران ايشان را سني و بي‌توجه به آرمان‌هاي تشيع مي‌شمارند.

مدير مسوول روزنامه اطلاعات در بخش ديگري از سخنانش با اشاره به شرايط سختي که حضرت امام در دوران تبعيد در ترکيه داشتند، گفت: پس از ملحق شدن آقا مصطفي به امام، قدري از اين سختي مرتفع شد و با مباحثات علمي که امام با فرزندشان داشتند، قدري از آن فضا فاصله گرفتند .

وي با بيان اينکه حضرت امام اصرار داشتند درسشان ساکت نباشد و سوال و طرح اشکال وجود داشته باشد، اظهار داشت: امام معتقد بودند مستشکل باعث رونق درس مي‌شود.

دعايي در پاسخ به سوالي در باره ماندگارترين جمله از حضرت امام به لحظه‌اي اشاره کرد که امام(ره) از شهادت فرزندشان آقا مصطفي مطلع شدند و گفت: برخورد امام شکوهمندترين برخوردي بود که ايشان به عنوان انساني الهي انجام دادند .

وي با بيان اينکه در اين زمان همه مضطرب بوديم افزود: امام لحظه‌اي که مطمئن شدند مصطفي را از دست داده‌اند، براي لحظه‌اي به انگشتان دستشان که بر روي زمين قرار داشت، خيره شدند و بعد از گذشت چند دقيقه با گفتن ذکر «لا حول ولا قوه الا باالله العلي العظيم» تمام علاقه‌اي را که نسبت به فرزندشان داشتند از دل بيرون برده و حب الهي را در دل جاي دادند .

وي افزود: امام در اولين جلسه درس پس از فوت آقا مصطفي در حالي که به ستوني که معمولا وي به آن تكيه مي دادند، نگاه کردند و گفتند درگذشت مصطفي، لطف خفيه الهي بود.

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
نام:
ایمیل:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز:1200
تیس خودرو- داخلی
مدیا- داخلی
دلتابان
پربازدید ها
بلیط (عصر ایران داخلی)
عصر ایران داخلی (تخفیفان)
عکس