کد خبر: ۱۷۲۵
تاریخ انتشار: ۰۹:۴۶ - ۲۸ مرداد ۱۳۸۵ - 19 August 2006
به نظر اکونوميست، راه بهتر اين است که با اقداماتی، حزب الله را از بهانه اختراعی آن برای ادامه جنگ محروم کرد و از جمله اسرائيل منطقه موسوم به مزارع شبعا را به لبنان بازگرداند.

هفته نامه اکونوميست چاپ بريتانيا در شماره اين هفته يکی از مقالات اساسی خود را به بررسی نتيجه جنگ لبنان اختصاص داده و ادعاهای متناقض اسرائيل و حزب الله در مورد پيروزی در جنگ و پيامدهای آن را بررسی کرده است.

به گزارش بی بی سی ، اين مقاله با عنوان "نصرالله جنگ را برد - خبر بد برای همه به خصوص اگر تعداد بيشتری از همسايه های اسرائيل به روش های حزب الله اعتقاد يابند" چاپ شده و در آن آمده است که جنگ لبنان جنگی نا متقارن بود و در نتيجه، پيروزی آن نيز نا متقارن بوده است.

اکونوميست می گويد که اهود اولمرت، نخست وزير اسرائيل، هدفی مهمل، يعنی نابودی کامل قدرت حزب الله در لبنان را دنبال می کرد و به آن دست نيافت در حاليکه برای حسن نصرالله، رهبر حزب الله، پيروزی عبارت بود از جان به در بردن از اين جنگ و اين هدف، با وجود آسيب شديدی که به حزب الله وارد آمده، تحقق يافته است و در آخرين روز جنگ، حزب الله هنوز می توانست 246 موشک به سوی اسرائيل شليک کند.

به نوشته اکونوميست، دشمنان سياسی اهود اولمرت هم فرصت محکوم کردن وی را به دليل آنچه که شکست سياست نخست وزير می دانستند از دست ندادند و مردم اسرائيل نيز به دليل عملکرد مايوس کننده ارتش و ايجاد ترديد در باره قدرت بازدارندگی نيروهای مسلح گرفتار ياس شدند.

  نخست وزير اسرائيل، هدفی مهمل، يعنی نابودی کامل قدرت حزب الله در لبنان را دنبال می کرد و به آن دست نيافت در حاليکه برای حسن نصرالله، رهبر حزب الله، پيروزی عبارت بود از جان به در بردن از اين جنگ بود و اين هدف، با وجود آسيب شديدی که به حزب الله وارد آمده، تحقق يافته است

 اکونوميست می نويسد که جورج بوش، رييس جمهوری آمريکا، اين نظر اهود اولمرت را تکرار کرده است که اسرائيل در ايجاد تغيير شرايط لبنان موفق شده و در نتيجه، پيروز اين جنگ است.

در ادامه مقاله اکونوميست آمده است که بر اساس قطعنامه شماره 1701 شورای امنيت سازمان ملل، حزب الله بايد به ساحل شمالی رودخانه ليطانی عقب نشينی کند تا راه را برای استقرار ارتش ملی لبنان و نيروهای پاسدار صلح هموار سازد و سرانجام، خلع سلاح شود که خواست اسرائيل برای "خاتمه دادن به دولتی در دولت در لبنان" را برآورده می کند اما ممکن است چنين نشود.

اين نشريه يادآور می شود که آقای نصرالله زمان را برای خلع سلاح اين گروه مناسب ندانسته و رييس جمهوری سوريه نيز همين نظر را تکرار کرده است و احتمال اينکه نيروهای سازمان ملل يا ارتش لبنان عملا در صدد خلع سلاح حزب الله برآيند نزديک به صفر است.

اکونوميست می نويسد که در واقع دو سال قبل هم شورای امنيت با صدور قطعنامه شماره 1559 خواستار خلع سلاح تمامی گروه های شبه نظامی در لبنان شد که حزب الله از آن تبعيت نکرد و در حال حاضر هم دليلی ندارد که به قطعنامه جديد شورای امنيت گردن نهد.

 به نوشته اکونوميست، واقعيت اين است که اگر زمانی حزب الله اسلحه خود را بر زمين بگذارد و به يک حزب سياسی تبديل شود، چنين تحولی نتيجه مستقيم حمله اسرائيل نخواهد بود بلکه به دليل فشار ساير لبنانی ها صورت خواهد گرفت و بنابراين نمی توان اقدامات ديپلماتيک را بر اساس تظاهر به پيروزی اسرائيل در جنگ بنا نهاد.

اين نشريه اظهار نظر می کند که هرچه آمريکا و اسرائيل بيشتر بر پيروزی اسرائيل تاکيد ورزند، دولت فواد سينيوره، نخست وزير لبنان، از توانايی کمتری برای کسب امتيازاتی از حزب الله برخوردار خواهد بود.

به نظر اکونوميست، راه بهتر اين است که با اقداماتی، حزب الله را از بهانه اختراعی آن برای ادامه جنگ محروم کرد و از جمله اسرائيل منطقه موسوم به مزارع شبعا را به لبنان بازگرداند.

اکونوميست می گويد که در عين حال، لازم است که شرايطی فراهم آيد که دولت اسرائيل نيز اعتبار خود را از دست ندهد و آقای اولمرت نيز علاقه ای به دادن امتيازاتی ندارد که به ناکامی وی در اين جنگ تعبير شود.

اين هفته نامه بريتانيايی در ادامه مقاله هشدار می دهد که در اينجاست که نشانه هايی از بدشگونی ظاهر می شود و می افزايد که بشار اسد، رييس جمهوری سوريه، مجددا در باره آزادی بلندی های جولان سخن گفته و ايران نيز که قبلا مسلح کردن حزب الله را انکار کرده بود، اين هفته به ارسال اسلحه های ارسال برای اين گروه مباهات کرده است.

به نظر اکونوميست، اگر قرار باشد اسرائيل شعبا را به لبنان تحويل دهد، لازم است در مقابل امتيازی چشم گير مانند اقدام عينی حزب الله در کنار گذاشتن اسلحه خود و نه صرفا پنهان کردن آن - دست کم در جنوب لبنان - را به دست آورد.

اکونوميست می نويسد که آمريکا در موقعيت مناسب برای پادرميانی نيست و برای انجام چنين معامله ای لازم است ميانجی ديگری وارد عمل شود که می تواند فرانسه، ترکيه يا آلمان باشد.

اکونوميست در ادامه می افزايد که اگر معامله ای صورت گيرد، اسرائيل از ماجرای حمله به لبنان چه درسی خواهد گرفت؟

اين هفته نامه می نويسد که يک درس احتمالی استفاده بيشتر از واحدهای پياده و اتکای کمتر به کاربرد تانک در عمليات مشابه خواهد بود اما کسانی که از کنار گود عبرت آموزی عميقتر اسرائيل، يعنی لزوم تلاش برای صلح به جای توسل به جنگ را توصيه می کنند، به واقعيات توجه کامل نداشته اند.

مقاله نويس اکونوميست اظهار نظر می کند که غرور ناشی از پيروزی اسرائيل در جنگ سال 1967 سالهاست که از ميان رفته و از سال 1980 دست کم دو نخست وزير اين کشور، يعنی اسحاق رابين و اهود باراک، هر آنچه را که داشتند در گرو دستيابی به صلح قرار دادند در حاليکه رابين جان خود و باراک شغل خود را در اين راه از دست دادند.

به نوشته هفته نامه، حتی آريل شارون نيز از موضع سختگيرانه خود اندکی عدول کرد و نيروهای اسرائيلی را از غزه خارج ساخت و شهرک های يهودی نشين در اين منطقه را برچيد.

اکونوميست می نويسد که مشکل اسرائيل اين است که چه دست به جنگ بزند و چه برای صلح تلاش کند، طرف متخاصم اين کشور است که حمايت عمومی را به دست می آورد و می افزايد که تظاهرکنندگانی که با حسن نيت کامل در اروپا به طرفداری از حزب الله دست به راهپيمايی زدند آنچه را که مورد توجه را ندادند اين بود که امروز هم مانند دهه 1940، برخی از همسايگان اسرائيل حق موجوديت دولت يهود را انکار می کنند.

به نوشته اکونوميست، نمی توان گفت که اسرائيل نيز بی تقصير است بلکه اين کشور نيز در طول زمان مرتکب اشتباهات متعددی شده است.

اين هفته نامه می نويسد که جنگ اخير هم توطئه اسرائيل و آمريکا عليه ايران نبود بلکه اشتباهی بود که در پی بی مبالاتی بزرگتری بروز کرد، يعنی خودداری از همکاری جدی با جانشين ياسر عرفات بعد از مرگ وی.

اکونوميست می نويسد که در عين حال، تلاش برای دستيابی به صلح تنها بر عهده اسرائيل نيست و يادآور می شود که حزب الله لبنان نيز مانند ايران هدف خود را نابودی اسرائيل عنوان کرده و در حاليکه يک نهضت سياسی واقعی در لبنان محسوب می شود، آشکارا نظرات يهودستيزانه دارد.

اين هفته نامه با يادآوری برخی از اظهار نظرهای رهبر حزب الله و تلويزيون متعلق به اين گروه، می نويسد که نمی توان معلوم کرد که آيا حزب الله و ايران به طور جدی در صدد نابودی اسرائيل هستند اما چنين شعارهايی را سر می دهند و کسان ديگری از آنان تقليد می کنند و جنبش حماس، که دولت خودگردان فلسطينی را در اختيار دارد، هنوز جرات نکرده است که اصل همزيستی با يک دولت يهود را رسما بپذيرد.

اکونوميست در خاتمه يادآور می شود که اهود اولمرت اميد داشت که شهرک های يهودی نشين واقع در کرانه باختری را برچيند اما اقدام حزب الله باعث شده است تا سياست واگذاری زمين بدون کسب تضمين های امنيتی لازم در اسرائيل کاملا از ميان برود.

اکونوميست می نويسد که در حال حاضر، اسرائيل با حماس حتی مذاکره هم نمی کند و در پی جنگ لبنان، اين خطر وجود دارد که جنبش حماس مجدداً اين توهم قديمی را دنبال کند که می تواند فلسطين را با توسل به زور آزاد سازد.

اين هفته نامه نتيجه می گيرد که: خاورميانه روزهای سياهی را در پيش دارد.

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
نام:
ایمیل:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز:1200
تیس خودرو- داخلی
مدیا- داخلی
دلتابان
پربازدید ها
بلیط (عصر ایران داخلی)
عصر ایران داخلی (تخفیفان)
عکس