کد خبر ۱۸۰۸۶
تعداد نظرات: ۸ نظر
تاریخ انتشار: ۱۲:۲۴ - ۰۲ خرداد ۱۳۸۶ - 23 May 2007
حجه الاسلام دوانی ، پدر فاطمه رجبی در ماه های آخر عمر خود با انتشار نامه سرگشاده ای از وی خواست به بزرگانی چون هاشمی و خاتمی اهانت نکند و تصریح کرد که اگر روش خود را اصلاح نکند ، رابطه پدری و دختری بین آنها از بین می رود .


عصرایران - فاطمه رجبی طی یادداشتی که در سایت خود منتشر کرده است ، بار دیگر به هاشمی حمله و از احمدی نژاد دفاع کرد تا ناظران در این باور خود تثبیت شوند که این نویسنده حرمت شکن ، کاری به جز این نمی داند!

متن کامل این یادداشت ، صرفاً جهت آگاهی خوانندگان فرهیخته عصرایران از وضعیت ادبیات سیاسی حاکم بر فضای کنونی منتشر می شود.

یادآور می شود ، حجه الاسلام دوانی ، پدر فاطمه رجبی در ماه های آخر عمر خود با انتشار نامه سرگشاده ای از وی خواست به بزرگانی چون هاشمی و خاتمی اهانت نکند و تصریح کرد که اگر روش خود را اصلاح نکند ، رابطه پدری و دختری بین آنها از بین می رود .

این یادداشت میزان پایبندی این بانوی مومنه! به توصیه پدر و اخلاقیات را به خوبی نشان می دهد و البته از  گسترش آزادی بیان در کشور نیز حکایت دارد هر چند که فقط "برخی اقربا" از این موهبت برخوردارند.

اما نوشتار سراسر ادب و متانت فاطمه رجبی که تاکید دارد رسانه ها او را همسر سخنگوی دولت خطاب نکنند:

بي‌گمان ملت ايران از نوع موضع‌گيري‌هاي مانع‌تراشانه و كارشكنانه‌ي هاشمي رفسنجاني پس از پيروزي معجزه‌آساي احمدي‌نژاد، آگاهي كامل دارند. پافشاري سرسختانه‌ي هاشمي به تخريب رئيس‌جمهور و اقدامات و تصميمات دولت نهم، امري است كه تك‌تك ملت با هر ميزان دانش و بينش از آن مطلعند. قيم‌مآبي، خودمحوري، تركتازي و حركت‌هاي فراقانوني يا قانون‌شكنانه‌ي هاشمي در راستاي تقابل با اهداف رئيس‌جمهور از بديهيات است كه وي نمي‌تواند حتي يك لحظه از آن فارغ شود.

بيش و پيش از هر مسأله‌"پريدن نابهنگام و بدون جايگاه او در عرصه‌ي ديپلماسي خارجي" به ويژه "مساله‌ي انرژي هسته‌اي"، ملت را به تأمل و تدبر وا مي‌دارد. تهديد، ارعاب، القاء، و رهنمود دادن به بيگانگان در تقابل با منافع و مصالح ملي و اصول و برنامه‌هاي عزتمند و پيروز احمدي‌نژاد، راهكارهاي دائمي از سوي رفسنجاني است. نكته‌اي كه مقام معظم رهبري نيز آن را "جنگ رواني" به منظور مرعوب‌ساختن ملت" خواندند.

متاسفانه تريبون‌مقدس نمازجمعه، ابزاري براي اين راهكار نامقدس توسط هاشمي گرديده است. به همين جهت در خطبه‌هاي جمعه‌اين هفته نيز وي در يك دست و پا زدن بي‌حاصل اما هدفدار، خط گذشته را ادامه داد. جالب است هاشمي كه معلوم نيست بر چه اساسي به كمتر از تماميت‌خواهي، باج‌گيري و قيم‌مآبي فردي و خانوادگي راضي نمي‌شود، با پراكنده‌گويي‌،‌آرامش و اطمينان روحي و ايستادگي و بالندگي و اتحاد ملي را در به اصطلاح تحليل‌هاي خود به چالش گرفت. كافي است يكي دو جمله از محتواي هدفمند، اما مضطربانه‌ي او اشاره شود.

"گذشته را نبايد اجازه داد به هر دليل زير سؤال ببرند، و كسي به ناحق دوران انقلاب و مسايل انقلاب را به انحراف ببرد."

"در مساله هسته‌اي در سال‌هاي گذشته توانستيم روي پاي خود بايستيم و پيشرفت‌هايي بكنيم"

"كساني كه آثار شكنجه در دوران انقلاب در بدنشان است"

"حمله امريكا به عراق و افغانستان نشان داد كه اگر چه مي‌تواند حمله بكند، اما ..."

عدم پيوند و ارتباط جملات فوق نشان از تشويش ذهني دارد كه به تشويش اذهان و افكار عمومي مي‌پردازد. حال مي‌توان در همين چند جمله سؤالاتي را مطرح نمود:

1. واقعاً چه كساني "به هر دليل" مي‌خواهند انقلاب را زير سؤال ببرند؟ آيا هاشمي رفسنجاني با اتهام زدن به حضرت امام سلام‌الله عليه در برنامه تلويزيوني، يكي از اين افراد و در رأس آن‌ها نيست؟ آيا حسن روحاني با جداسازي انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي يك ضلع از مثلت شوم "مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص نيست"؟ آيا خاتمي منادي حقوق بشر و دموكراسي و ليبراليسم امريكايي از سردمداران اين جريان نيست؟ آيا محفل مركز تحقيقات مجمع با تجمع عناصر انقلاب‌ستيز از اين زمره نيستند؟ آيا سعيد حجاريان كه بلندگوي دين‌ستيزي و ايران‌سوزي است و ديگر همپالكي‌هاي پُست گرفته از مثلث هاشمي، خاتمي، روحاني در مركز تحقيقات مجمع در سمينار "دولت مدرن" بيدادهايي امريكايي عليه مباني نظام اسلامي و انقلاب نكردند؟

2. حقيقتاً چه افرادي به ناحق دوران انقلاب و مسايل انقلاب را به انحراف مي‌برند؟ آيا هاشمي رفسنجاني نيست كه "اساس انقلاب" يعني "ولايت فقيه" را روزي با مبناي "مشروعيت مردمي" و نه "الهي" طرح مي‌كند، و روزي ديگر آن را "يك اصل مطرود" مي‌خواند؟ چه كسي جز او جرأت چنين گستاخي به "بنياد ديني انقلاب را دارد" و "كدام انحراف بالاتر از اين مي‌باشد"؟!

3. مساله‌ي هسته‌اي و گذشته‌ي افتخارآميز آن در ديد هاشمي و روحاني و خاتمي! را تنها مي‌توان با دستگيري حسين موسويان به محك گذارد. آيا اين "افتخارات گذشته" با ظاهر 3 سال تعليق داوطلبانه، و باطني كه در "پي‌گيري پرونده حسين موسويان" پرده‌برداري مي‌شود، نبايد زير سؤال برود؟ آيا ظفرمندي‌هاي جهاني "احمدي‌نژاد" در مساله‌ي هسته‌اي را بايد فقط به دليل "باج‌خواهي" هاشمي به نام او نوشت؟

اعلان اين مطلب بيهوده و بي‌جا كه "كساني كه آثار شكنجه در بدنشان هست"،‌چه دردي را دوا مي‌كند؟ اولاً قطعاً هاشمي از آن جمله نيست. ثانياً چه تاواني را ملت، نظام اسلامي، اسلام و انقلاب براي چند روز زنداني‌شدنش، كه آرامش و آسايش آن به قرآن‌پژوهي و فيش‌برداري وي انجاميد، بايد بپردازند؟ آيا 28 سال حاكميت خانوادگي و زراندوزي و قبضه‌ي قدرت بي‌حد و حصر كافي نيست؟ خوب است هاشمي نگاهي به كتاب خاطرات "عزت‌شاهي" بكند، و بداند آثار شكنجه در بدن چه كساني است، و بداند آن افراد نه تنها هيچ سهم و باج و امتيازي از نظام نمي‌خواهند، بلكه با عملكرد امثال هاشمي سال‌هاست در انزوا به سر مي‌برند و با اين وجود خود را بدهكار نظام مي‌دانند.

4. هاشمي بايد بداند با تحليل‌هاي تهديدگونه، ارعاب، فضاسازي فتنه‌گرانه، بالاتر و بيش‌تر از اين نمي‌تواند راه به جايي ببرد. شوراي ضدامنيت سازمان ضدملل، يا چنين رهنمودهايي، قطع‌نامه‌ها، يا به تعبير احمدي‌نژاد، كاغذپاره‌هايي عليه ما صادر كرد و هيچ غلطي نمي‌توانست و نمي‌تواند بكند. احمدي‌نژاد نماد عزتمندي و هويت‌يابي ملت مسلماني است كه تحت زعامت مقام معظم رهبري در صدد جبران گذشته ذلت‌بار است. به همين جهت از "هاشمي رفسنجاني" مي‌خواهد تا دير نشده و صبر ملت لبريز نگرديده، خود، خانواده، مثلث شوم مركز تحقيقات مجمع تشخيص، سايت آفتاب و مافياگران برانداز، به باج خواهي و قيم‌مآبي پايان دهند.

راه امروز ملت سرافرازي و عزت‌طلبي است كه پرچمدار آن احمدي‌نژاد، و فرمانده آن مقام معظم رهبري هستند. ارتجاع گذشته منفور ملت است، پراكنده‌گويي، ارعاب‌آفريني و هر ترفند ديگر در خطبه‌هاي جمعه توسط هاشمي، يا سفرهاي دوره‌اي خاتمي، يا فتنه‌گري‌هاي مثلث مركز تحقيقات و حزب‌هاي منحرف كارگزاران، مشاركت، ضداعتمادملي و غيره راه به جايي نخواهند برد. تهديد "تحليل‌گونه"ي حمله امريكا تنها مي‌تواند مايه‌ي وحشت مافياگراني باشد كه اموال ملت را در سال‌هاي گذشته به يغما برده‌اند و گرنه فرزندان خميني سلام‌الله عليه در صورت واقعيت داشتن اين مسأله "عاشورائياني" هستند كه "كربلاي ايران" را براي لبيك به سرور آزادگان مهياي اقدامات خود مي‌نگرند.

 

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
انتشار یافته: ۸
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۵:۵۹ - ۱۳۸۶/۰۳/۰۲
0
0
واقعا آدم عارش ميايد در جواب اين بانوي گستاخ جمله اي بنويسد ولي از حاشيه ابتدايي كه خود گوياست متشكرم
پاسخ همسر سخنگوي دولت را قاطعانه در انتخابات بعدي خواهيم داد
ناشناس
-
۰۰:۴۵ - ۱۳۸۶/۰۳/۰۳
0
0
آفرین بر این خواهر بسیجی شجاع که نون را به نرخ روز نمی خورد.
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۱:۱۹ - ۱۳۸۶/۰۳/۰۳
0
0
گالیله را بخاطر افکارش و تصوراتش که با زمان خود همخوانی نداشت گردن زدند و ما با خود می گوییم چه انسانهای نادان و ظالمی بودند،حال نیز شاید این خواهر همان گالیله ما باشد،پس بیایید عجولانه و جهت حفظ منافع خود تصمیمهای اشتباه نگیریم.حداقل آزاذی بیان رواج پیدا می کند.
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۹:۰۶ - ۱۳۸۶/۰۳/۰۳
0
0
دوران جنگ این خانم و اطرافیانش کجا بودند که در زمان حمله احتمالی آمریکا هم مردم روی شجاعت ایشان حساب کنند؟
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۰:۱۳ - ۱۳۸۶/۰۳/۰۳
0
0
نمی دانم این بانوی محترمه آیا هیچوقت نظرات کاربران و نیز گزارشات شما را میخواند یا نه ؟
اگر میخواند که و ادامه می دهد که بایستی در خیلی چیزهای او شک کرد ...
اگر نمی خواند که باید گفت احتمالا ایشان خود را در یک جای تاریک و دور از جامعه (مثل ته چاهی چیزی) حبس کرده و ...
که باید گفت در هردو صورت نوشته های ایشان کاملا یک طرفه، هتاکانه و دور از نزاکت اجتماعی و سیاسی است.
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۱:۲۷ - ۱۳۸۶/۰۳/۰۳
0
0
دمت گرم . بالاخره يك زن شجاع حرفهايي زد كه خيلي از مردها جرات نداشتند بگويند . عزت زياد.
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۱:۵۱ - ۱۳۸۶/۰۳/۰۳
0
0
واقعآ بعضیا در ایران ازادی بیان دارن(زیادیم دارن کسی هم بشون نمیگه تو ...)
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۴:۱۴ - ۱۳۸۶/۰۳/۰۳
0
0
دوستان عزيز سايت « عصر ايران »
سلام ؛
در اينكه بايد در صحبت ها « ادب گفتاري » را مراعات نمود هيچ شكي نيست وليكن بايد به عرض برسانم كه به غير از ادب گفتاري بايستي انصاف نيز داشت كه ظاهراً شما گراميان از قافله « منصفان » جا مانده ايد ...
مگر نه اينكه « رطب خورده منع رطب نمي كند ؟؟!! »
اگر پاسخ « آري » است پس چرا شما بزرگواران پا بر روي رسالت خطيري كه به عنوان يك « تحليلگر اخبار » بر عهده داريد مي نهيد و شرط انصاف را به جا نمي آوريد ...
مي فرماييد بايد « اين بانوي مؤمنه پايبند به اخلاقيات باشد » ؟؟ يك بخش از اخلاقيات انصاف است كه شما حضرات با جملات ابتدايي خود در اين صفحه با اين بيان كه (( این یادداشت میزان پایبندی این بانوی مومنه! به توصیه پدر و اخلاقیات را به خوبی نشان می دهد و البته از گسترش آزادی بیان در کشور نیز حکایت دارد هر چند که فقط "برخی اقربا" از این موهبت برخوردارند)) نشان داديد كه آزادي بيان وجود دارد چرا كه شما به اين صراحت بيان مي داريد آزادي بيان « فقط » مختص كساني است كه « جزء نزديكان و طرفداران دولت هستند » اين خود نشان از آزادي بيان دارد ...
پاسختان چيست ؟؟
پربازدید ها
علم و فناوری
عکس