کد خبر: ۱۸۳۶۶
تاریخ انتشار: ۱۲:۲۲ - ۰۶ خرداد ۱۳۸۶ - 27 May 2007
محمد نورى

حوادث خونين طرابلس واردوگاه نهرالبارد دو ترس تاريخى را ميان فلسطينى ها و لبنانى ها به وجود آورد: نخست هراس از بازگشت روزهاى تلخ برادركشى دهه ۸۰ يا همان جنگ فلسطينى - لبنانى ودوم ترس ازرخنه حلقه هاى متحجر سلفى ازسمت عراق وافغانستان به اين خطه از خاورميانه.

گو اين كه براى هر دوفقره ازاين نگرانى ها، امروزمردان بيروت وغزه نشانه ها وقراينى دارند؛ ازيك سو بيم آن مى رود كه اين نزاع كه اكنون فقط ميان يك گروه سلفى با قواى مسلح لبنان است با علايق گروه هاى سياسى ديگر پيوند يابد و تجربه دل آزار جنگ فلسطينى - لبنانى را تكرار كند، بويژه آن كه شروع كنندگان نزاع وآتش بياران معركه لباس فلسطينى برتن دارند. آنها در ميان سكونتگاه ده ها هزار زن و مرد فلسطينى پناه گرفته اند و ارتش لبنان نيزدراشتباهى تاكتيكى دامنه جنگ را به اردوگاه كشانده و آتشبارهاى خود را متوجه كل اردوگاه ۴۰ هزار نفرى فلسطينيان كرده است.

خطر دوم يعنى رخنه سلفى هاى ديگر و دنباله هاى وهابيت والقاعده دراين جنگ نيزچندان دور نيست، زيرا شاخه هاى تندرو سلفى ها مدتها است كه به موازات جنگ درصحنه افغانستان وعراق درپى يافتن جاى پا در اين نقاط كليدى خاورميانه و حوالى مديترانه مى گردند و براى سركردگان اين جريان آرزويى ديرين است كه روزنه اى در خط مقدم جبهه مقابل اسرائيل بيابند و ازاين طريق پرچم مقاومت راازدست جريان هايى كه حريف خويش مى داند، مانند حزب الله وحماس و جهاد بستاند.

بنابراين بحران امروز، شكلى پيچيده ومسيرى خطرناك دارد. شايد خطرناك ترين وجه آن اين باشد كه اين بازى خونين ومشكوك در نقطه اى جريان دارد كه آوردگاه بزرگترين رويارويى سياسى خاورميانه است. هرچند اطلاعات به دست آمده از ماهيت نزاع كافى ودقيق نيست اما چنانكه روشن شود كه اين حادثه بخشى از سناريوهاى بازيگران فرامنطقه اى درگير درپروژه تقسيم قدرت در لبنان است بايد گفت كه آنها حساس ترين زمان و مهم ترين نقطه را براى نقشه هاى خود انتخاب كرده اند.

لبنان درعين حال كه منطقه اى امن و آزاد براى احزاب وگرو ه هاى سياسى است و محيطى استثنايى در فضاى بسته جهان عرب است كه مهيج ترين رقابت هاى سياسى درآن به نمايش درمى آيد اما به همين اندازه كشورى مستعد براى سوداگران خشونت و سرمايه گذاران نزاع هاى بزرگ است. از همين روست كه هنوز پس از نزديك دو دهه از پايان جنگ هاى داخلى، گرو ه هاى ماجراجو، حضورى آشكار و پنهان درصحنه اين كشوردارند از فالانژها تا شبكه هاى مورد حمايت اسرائيل و آمريكا، هركدام زير پرچم يكى از احزاب و جناح هاى سياسى به حيات خود ادامه مى دهند.

موقعيت سياسى لبنان بويژه پس از جنگ ۳۳ روزه اين كشور براى جهان غرب و شريكان منطقه اى آنها اهميتى دوچندان پيدا كرده است. آنها در هيچ شرايطى حاضر به چشم پوشى ازاين شاهراه سياسى خاورميانه نيستند. سرمايه گذاران جنگ هاى دوره اى دراين منطقه با همه ظرفيت ها و قابليت هاى لبنان در پيشبرد اين دست نقشه ها كاملاً آشنا هستند، آنها مى دانند كه اسباب ووسايل همه نوع نزاع در لبنان مهيا است، كافى است كه با يك تردستى يك مركز امنيتى يا سازمان اطلاعاتى كبريت تشنج را به يكى ازخرمن هاى اختلاف گروهى يا فرقه اى نزديك سازند. از همين روست كه هيچ كس شليك گلوله هايى كه روز يكشنبه گذشته آرامش شمال لبنان را به هم ريخت، تصادفى نپنداشت زيرا ناظران اين درس بزرگ را ازتاريخ اين سرزمين آموخته اند كه هيچ تيرى بى هدف در پهنه لبنان شليك نمى شود. همين طور هيچ كس ورود گروه كوچك و مجهول الهويه اى به نام «فتح الاسلام» را كه با ظهور خود بزرگترين نزاع ۱۷ سال اخيررا رقم زده اتفاقى ساده و عادى به حساب نياورد.

در حال حاضر همه گروه ها و جناح هاى فلسطينى ولبنانى از اين نزاع تبرى جسته اند. درغزه و بيروت اجماعى سياسى براى مهار جنگجويان فتح الاسلام شكل گرفته است اما دولت مركزى لبنان فاقد اراده و تدبير براى پايان دادن به اين غائله است جداى از اين كه سيستم فرماندهى بيروت، خود با انواع بحران هاى داخلى روبه روست. سياستمداران اين كشورنيزبا تفسيرهاى خلاف واقع ازاين قضيه در مسير عميق تر كردن دامنه بحران گام برمى دارند.

يك اتفاق عادى و شروع جنگى مشكوك 
 
عاملان و آغازكنندگان جنگ درنقطه اى پناه گرفته اند كه با آن كه بخشى از خاك لبنان است و به ظاهر در قلمرو حاكميت ارتش وحكومت لبنان قرارمى گيرد ،اما در اصل جزيره اى جدا از پيكره سياسى اين سرزمين است. ۱۲ اردوگاه بزرگ به همراه تجمع گاه هاى ديگر ۶۰۰ تا ۸۰۰ هزار فلسطينى را در لبنان جاى داده اند.

اردوگاه نهرالبارد كه اين روزها آشناترين مكان سياسى خاورميانه شده است يكى از چند تكه زيستگاه آوارگان فلسطينى است. درجغرافياى سرزمين تبعيدى فلسطينى ها، نهرالبارد به لحاظ وسعت وجمعيت درمرتبه اى بعد ازاردوگاه هاى مهمى چون برج البراجنه يا عين الحلوه قرار مى گيرد.

مركزاستقرارگروه فتح الاسلام از قانون آشنايى به نام قانون اردوگا هها پيروى مى كند. گويى هر اردوگاهى يك دولت- شهر مستقل است كه نيروى نظامى و قواى سياسى خاص خود را دارد. اردوگاه نهرالبارد نيز از اين قاعده مستثنى نيست. ارتش و نيروهاى امنيتى را به اين مركز راهى نيست و اشتباه بزرگ اين جنگ نيز آنجا صورت گرفت كه سران بيروت درصدد خلع سلاح برآمده و در جهت به هم ريختن نظام خود مختار اين مراكزبرآمدند. گروه فتح الاسلام مدعى است كه درمقابله با طرح خلع سلاح ارتش سربه شورش برداشته است وسران ارتش لبنان نيز مى گويند كه اعضاى سلفى اين گروه براى تحصيل سود وثروت به روش مرسوم سلفيون عراق يعنى دستبرد به بانك ها روى آورده بودند كه البته القاعده اين گونه سرقت ها را براى تأمين منابع جنگ عقيدتى خويش مباح مى داند.

به هرحال تصميم براى جنگ با رؤيت يك حلقه فيلم در اتاق فرماندهى لبنان كه تصويرگروهى ماجراجو را هنگام ورود به اردوگاه نهرالبارد نمايش مى داد اتخاذ مى شود. كاروان نظاميان ارتش درتعقيب شبه نظاميان فتح الاسلام به اردوگاه هجوم مى برند و آنها نيز درتلافى اين اقدام به پست هاى بازرسى ارتش در ورودى اردوگاه آوارگان حمله مى كنند. اما يك نكته مبهم ماجرا در همين جا نهفته است كه ارتش لبنان كه وظايفى روشن دارد در صحنه اى درگيرمى شود كه حتى برفرض وجود تخلف گروه فتح الاسلام ،درحيطه وظايف پليس اين كشور قرار دارد.

البته مقام هاى لبنانى گفته اند كه از زمان بمب گذارى هاى انتحارى در منطقه مسيحى نشين بيروت در ماه فوريه گذشته گروه فتح الاسلام رابه عنوان متهم اصلى ماجرا، زير نظرداشته اند.

به همين ترتيب است كه شبه نظاميان گروه فتح الاسلام با بهره جويى از خطاهاى ارتش عمليات خويش را توجيه مى كنند. چنان كه ابوسليم طه سخنگوى گروه فتح الاسلام در گفت و گو با خبرگزارى فرانسه مى گويد: هدف بمباران ها فقط غيرنظاميان است و وضعيت براى غيرنظاميان غيرقابل تحمل شده است.

وى حتى براى برانگيختن احساسات دينى فلسطينى ها مى گويد در اين حملات، دو مسجد و خانه هاى ساكنان اردوگاه تخريب شده اند.

لهجه آشناى غريبه هاى طرابلس

گروه فتح الاسلام را بايد ازنيروهاى جديدالولاده فلسطينى به شمار آورد. حيات چند ماهه آن در سايه اى از ترديد و ابهام سپرى شده است. آنها انشعابى از گروه نامدار فتح انتفاضه هستند. شاكر العبسى رهبر اين گروه به شمار مى رود. العبسى عضو سابق جنبش فتح به رهبرى ياسر عرفات بوده است كه در دهه هفتاد به منظور آموزش هاى نظامى عازم ليبى مى شود و در دهه هشتاد و پس از انشعاب فتح الانتفاضه از الفتح، به آن مى پيوندد. گفته مى شود فتح الاسلام با ۲۰۰ نيروى جنگجو از فتح انتفاضه انشعاب يافت و از آن زمان تاكنون مركز استقرار خود را در «اردوگاه نهرالبارد» در شمال لبنان قرار داده است. بنابراين با آن كه تباراصلى اين گروه به يك جناح سرشناس فلسطينى مى رسد اما عقايد و رفتار امروز آن هيچ شباهت و همانندى با خاستگاه ديروز آن ندارد.

فتح الانتفاضه به رهبرى سرهنگ ابوموسى، عضو سابق سازمان فتح است كه مركز اصلى آن اكنون در سوريه قرار دارد. بر همين اساس ابوموسى درنخستين واكنش خود تأكيد كرد كه ميان فتح الاسلام و فتح انتفاضه هيچگونه ارتباطى وجود ندارد. نه فقط ابوموسى و منسوبان جريان بزرگ فتح كه همه خانواده پرجمعيت احزاب فلسطينى، فتح خودساخته نهرالبارد را جريانى جدابافته از پيكر مقاومت خواندند چنانكه سلطان ابوالعينين دبير سازمان فتح در شمال لبنان، هر گونه ارتباطى را با اين سازمان رد كرده است.

در چند روزى كه نام اين گروه بر زبان ها افتاده است هرچند رهبران گروه هاى فلسطينى و لبنانى از افشاى حقايق مربوط به روابط پنهانى اين گروه با نيروهاى خارج لبنان پرهيز كرده اند اما همگى گفته اند كه رفتار و حركت هاى اين جريان فقط در جهت تأمين منافع آمريكا و اسرائيل ونيز درمسير بدنام سازى وتضعيف مقاومت پيش مى رود. بزرگترين قرينه اى كه اصالت فتح الاسلام را زير سؤال قرار داده است تركيب غيرفلسطينى اين گروه وحضور جمع پرشمارى از سلفى هاى تندرو كشورهاى عربى است كه نامشان درصدرليست تأمين كنندگان سربازان القاعده مطرح است. اوراق هويت بازداشت شدگان و كشته شدگان اين گروه ، به ويژه ابو مدين مرد شماره ۲ آن كه چهارشنبه كشته شد مشخص كردكه اغلب آنان هويت يمنى، اردنى، سعودى و مغربى دارند كه متأسفانه پس از گريز از تورهاى امنيتى كشورهاى منطقه، اردوگاه هاى فلسطينى را به حياط خلوت فعاليت ماجرا جويانه خود تبديل كرده اند.

نام شاكر العبسى به عنوان رهبراين گروه، نخستين بار در سال ۲۰۰۲ در اردن بر سر زبان ها افتاد. در اين سال يك ديپلمات سفارت آمريكا در امان ترور شد و دولت اردن، العبسى را يكى از مسئولان اين عمليات معرفى و وى را به اعدام محكوم كرد. گمانه زنى هايى درباره ارتباط وى با ابومصعب زرقاوى رهبر سابق القاعده در عراق ازهمين نقطه شروع شد، اما علاوه بر اردن، در سوريه نيز جمع زيادى از اعضاى اين گروه به دليل اقدامات ماجراجويانه زندانى يا تحت تعقيب هستند. البته آمريكايى ها نيز در اين اثنا مدعى شده اند كه ۳ تبعه سعودى وابسته به فتح الاسلام را وقتى كه يكى از آنها به نام عبدالله بيشى كه تحت تعقيب دستگاه امنيت سعودى بوده وارد دمشق و سپس لبنان شده بوده به كمك دوستان لبنانى شان دستگير كرده اند.

اما فقط رفتار و اعمال اين گروه نيست كه آن را به شبيه ترين جريان به سلفيون القاعده درلبنان تبديل كرده است. شعارها و موضعگيرى هاى اين گروه همپوشانى عجيب با جناحى دارد كه در پوشش مبارزه براى فلسطين به دنبال تحريك اعراب سنى و به راه انداختن نزاع فرقه اى است.
چنانكه فتح الاسلام زيرپرچم شعار آزادى سرزمين فلسطين در جريان مناقشه داخلى لبنان به حمايت از نماينده افراطيون اهل سنت اين كشوريعنى گروه سنيوره پرداخت.

خطابه ها و اظهارات رهبر اين گروه همان لهجه سلفيون عراق را دارد چنانكه شاكر العبسى، رهبر فتح الاسلام، ۲ ماه پيش در گفت و گويى با رويترز اعلام كرد كه يكى از اهدافش اجراى شريعت اسلامى مورد نظر سلفيون در اردوگاه هاى فلسطينى است. مدارك مربوط به وابستگى اين جريان به پيكره گروه هاى افراطى و متصل به شركاى منطقه اى آمريكا آنقدر هست كه تلاش وسيع امثال سمير جعجع يا محافل حامى سنيوره درغرب نتوانسته آن را به سوريه يا جبهه مقاومت مرتبط سازد.

منبع: ایران

 

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
تلگرام عصر ایران
بلیط (عصر ایران داخلی)
بلیط (عصر ایران داخلی)
بلیط (عصر ایران داخلی)
عکس
بلیط (عصر ایران داخلی)
بلیط (عصر ایران داخلی)