کد خبر ۱۸۵۵۹
تاریخ انتشار: ۱۵:۳۱ - ۰۸ خرداد ۱۳۸۶ - 29 May 2007
در کشور ما و در اقتضاء است آن بهتر است که کمتر به سخن «عابران» توجه شود تا سرانجام «الاغ مربوطه» حال با کمی خستگی و گرد و خاک بالاخره به سر منزل مقصود برسد.

رجانیوز نوشت: داستان، بلکه رمان کاهش سود بانکی را که شنیدم یاد داستانی که در کودکی می خواندم افتادم، احتمالاً خیلی از دوستان هم داستان را به خاطر دارند، همان که آسیابانی مشکلات اقتصادی- که گویا در ایران خیلی باسابقه است و چندصدسالی است دارد رویش کار کارشناسی و مطالعات عمیق استراتژیک می شود- تصمیم می گیرد الاغ مربوطه را بفروشد.

با گل پسر راه می افتند و الاغ هم پشت سرشان، یک عابر خبره و منتقد می گوید وا! چرا پیاده می روید خب! سوار مرکب شوید (حرف عقلایی است، توجه بفرمایید) پدر سوار می شود، عابر دوم می گیود چه پدر بی رحمی، پسر را پیاده می برد و خودش سواره (حرف اخلاقی است، توجه بفرمایید) پدر پیاده می شود، پسر سواره می شود. عابر سوم می گوید چه پسر بی ملاحظه ای پدر را پیاده کرده خودش می رود. احترام بزرگتر کجا رفت؟! (سخن دینی است، توجه بفرمایید) دوتایی سوار می شود، عابر چهارم می گوید ،چه بی رحم! حیوان خسته می شود، (سخن مطابق کنوانسیون حقوق حیوان است، توجه دارید!) عابر پنجم می گوید، مگر نمی خواهید خر را بفروشید ، خوب این همه راه می رود خسته می شود، شما خر را به دوش بگیرید (حرف کاملاً اقتصادی و کارشناسی شده است، این را که حتماً توجه دارید) خلاصه آسیابان و پسرش دست و پای الاغ مذکور را می بندند و یک چوب رد می کنند و الاغ به دوش می گیرند، در عبور از رودخانه حیوان وحشت می کند و به درون آب می افتد.

آسیابان و پسرش به آسیاب بر می گردند تا چیز دیگری برای حل مشکلات اقتصادی بیابند، البته با کار کارشناسی و طبق موازین عقلی و اخلاقی و دینی و رعایت حقوق حیوانات و البته کاملاً اقتصادی ...

زمانی در کشور همه می گفتند کاهش سود بانکی خیلی خوب است، تورم را کنترل می کند. سرمایه گذاری را در بخش های واقعی تولید هدایت می کند. کمتر ربا می شود و ... اما کسی اجرا نمی کرد. همه حرف می زدند. که خوب است «بشود» (داستان سهمیه بندی بنزین و انرژی هسته ای وتمرکز زدایی از تهران و توجه به مناطق محروم و چندصد مورد دیگر را نیز اضافه بفرمایید) حال که قرار است یک نفر سود بانکی را کاهش دهد، همه آقایان کارشناس شده اند.

بسیاری موافقان سابق که مخالف شده اند، بعضی نیز هنوز موافقند، می گویند راه خوبی نیست، یک هو(!) است، زود است، یک نفر سوار شود، 2نفر سوار شود، نه هیچ کس سوار نشود، (همان داستان بالا)

من کارشناس اقتصادی نیستم، هرچند اجمالاً می فهمم که کاهش سود بانکی به نفع اقتصاد و تولید واقعی در کشور و موجب کاهش نرخ ربا و تورم است. اما راه آن را نمی دانم. لذا حرف نمی زنم.

اما می دانم اگر در کشور کارشناسی اولیه خوبی صورت گرفت، و باید از طرف دولت و وزارت اقتصاد این کارشناسی ها واقعاً صورت بگیرد و نظرات افراد قبل از تصمیم گیری اخذ و مطالعه شود. اما بعد از تصمیم گیری بخصوص در کشور ما که عابران منتقد کارشناس فراوان هستند، گوش دادن به انتقاد آنان ولو به ظاهر عقلایی، اقتصادی و حتی دینی و انسانی است، اما کار اشتباهی است، بعد از اخذ تصمیم البته باز تأکید می کنم با کار کارشناسی، تصمیم به هر نحو مقتضی باید اجرا شود و از غر زدن افراد نباید هراسید و هرلحظه تصمیم را عوض کرد تا کوتاه آمد، مجموعه دولت با قاطع از تصمیم خود دفاع کند و آن را پیش ببرد. 
 
حداکثر سرانجام معلوم می گردد تصمیم اشتباه بوده است و باز با کارشناسی داخل دولت اصلاح می شود. ما در روزگار سد باب علم و آزمون وخطا به سر می بریم، غرب امروز نیز 400 سال آزمون و خطا داشته است ، 2 جنگ جهانی راه انداخته است.

 بیش از 2 بحران اقتصادی عظیم جهانی را از سرگذرانده است و هنوز که هنوز است راه به اشتباه می پیماید. هرکسی زندگی شخصی اش برای خودش مهمترین زندگی است، چه کسی می تواند ادعا کند در زندگی شخصی خود با همه مشورت ها و کارشناسی ها و ... هم اکنون راه آزمون و خطا را نمی پیماید.

احمدی نژاد و وزیر اقتصاد نیز یکی از «ما» است. اما او اقدام را شروع کرده است واین آغاز تجربه است. ممکن است کاهش نرخ سود بانکی یا راه انتخابی اشتباه باشد ولی جرأت دولت در آغاز این راه قابل تحسین است و باید از آن حمایت شود.

در کشور ما و در اقتضاء است آن بهتر است که کمتر به سخن «عابران» توجه شود تا سرانجام «الاغ مربوطه» حال با کمی خستگی و گرد و خاک بالاخره به سر منزل مقصود برسد.

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
علم و فناوری