کد خبر ۱۸۷۰۰
تاریخ انتشار: ۰۸:۳۲ - ۱۲ خرداد ۱۳۸۶ - 02 June 2007
توجهی گذرا به آمار کشته شدگان فتح الاسلام در جریان درگیری های اخیر با نیروهای دولتی لبنان، هشداری جدی را برای تمام کشورهای خاورمیانه نسبت به ایجاد "القاعده ای جدید" در منطقه گوشزد می کند.

     
مدت زیادی از جنگ 33 روزه لبنان نگذشته بود که ظهور جریانی سلفی تحت عنوان "فتح الاسلام" در این کشور از فراهم شدن مقدمات آغاز چالشی دیگر در لبنان حکایت داشت.

شاید زمانی که گروه "فتح الانتفاضه" از جنبش فتح به ریاست یاسرعرفات، رهبر سابق این جنبش با حمایت های سوریه جدا می شد، تصور انشعاب درون گروهی دیگری از جنبش فتح الانتفاضه حداقل در کوتاه مدت دور از ذهن می نمود اما به مرور زمان، عناصر این گروه که در اردوگاه نهرالبارد ( در 20 کیلومتری سوریه) مستقر شده بودند با تشکیل و سازماندهی گروهی موسوم به "فتح الاسلام" به رهبری شاکرالعبسی، مهره ای چالش انگیز را به صحنه شطرنج تحولات سیاسی لبنان وارد کردند.

با اعلام موجودیت جریان فتح الاسلام و انجام چند عملیات تروریستی، ارتش لبنان از چند ماه گذشته اردوگاه پناهندگان فلسطینی "نهر البارد" در شمال لبنان را محاصره کرده و محدودیت هایی را در زمینه ورود و خروج افراد از این اردوگاه اعمال می کند؛ هرچند که واشنگتن سرکوب و مقابله با این جریان را مستقیما از دولت لبنان مطالبه کرده و در این جهت از هیچ کمکی حتی تا سر حد اعزام چندین هواپیما کمک های نظامی برای دولت سینیوره دریغ نکرده است اما به دلایل مختلف، ارتش لبنان هنوز حرکت موثری را علیه فتح الاسلام ترتیب نداده است.
 
***
حقیقت آن است که با تقویت بیش از پیش شیعیان در لبنان، جریان های سلفی تلاش های بسیاری برای تقویت خود انجام داده اند که در این میان آنچه به رشد سلفی گری در لبنان فرصت داده، رویکرد عربستان سعودی نسبت به این پدیده با هدف مقابله با رشد روز افزون اقتدار شیعیان در این کشور بوده است.

می توان از جهاتی "فتح الاسلام" را به "القاعده" تشبیه نمود و بدون شک وجه شبه هر دوی این گروه ها را پس از اعتقادات سلفی شان باید در "اشتباه استراتژیک" ریاض در حمایت معنوی از چنین گروه هایی با هدف تامین "منافع مقطعی" و مقابله با "جریان های ریشه دار در خاورمیانه" هم چون حزب الله جستجو کرد.

علیرغم هزینه های سیاسی و امنیتی که گروه تروریستی القاعده بر عربستان سعودی در خاک این کشور و خارج از آن تحمیل نمود، اما به نظر می رسد که محافل موثر ریاض بر اساس اشتباهی استراتژیک، سعی در تقویت و حمایت از سرطانی با ویژگی های القاعده ولی این بار در لبنان دارند.

اگرچه ریشه های آغاز این جریان را باید در تمایلات عربستان برای گسترش سلفی گری در منطقه جستجو کرد اما ادامه چنین روندی به واقع ارتباطی با ریاض نمی یابد و همان گونه که امروز به ضوح قابل مشاهده است، عربستان نیز به جرگه مخالفان جدی فتح الاسلام پیوسته است.

توجهی گذرا به آمار کشته شدگان فتح الاسلام در جریان درگیری های اخیر با نیروهای دولتی لبنان، هشداری جدی را برای تمام کشورهای خاورمیانه نسبت به ایجاد "القاعده ای جدید" در منطقه گوشزد می کند؛ بر مبنای این آمار بیش از 90 درصد کشته شدگان فتح الاسلام اصلیت لبنانی و نه فلسطینی دارند و این موضوع نشانه ای خطرناک نسبت به گسترش جریانی سلفی و البته "فرا اردوگاهی" در خاورمیانه است.


محوریت یافتن فتح الاسلام طی ماه های اخیر در عرصه تحولات سیاسی لبنان باعث شده که گروه های لبنانی نیز در پی تحقق خواسته های خود در سایه احتمالات پیش روی چنین گروهی برآیند؛ در این میان گروه هایی از هواداران ولید جنبلاط و سمیر جعجع تحولات مرتبط با فتح الاسلام را با هدف تراشیدن بهانه هایی که شاید به خلع سلاح حزب الله منجر شود، دنبال می کنند و شکی نیست که آمریکا، گروه اکثریت حاکم بر لبنان و حتی برخی متحدان آن ها نیز در پی تبدیل تهدید ایجاد شده به فرصت با تلاش جهت سوء استفاده از موقعیت ایجاد شده کنونی برای خلع سلاح حزب الله هستند.

آنچه مسلم است اینکه آمریکا لبنان را به مکانی برای جنگ یا به بیانی بازی های خودش تبدیل کرده است؛ این بازی یکبار با حضور اسرائیل و حزب الله انجام شد که البته به شکست انجامید و امروز نیز ارتش لبنان و فتح الاسلام و سلفی های منطقه غرب خاورمیانه بازیگران اصلی آن به حساب می آیند. اما بدون تردید اوج گیری بحران در لبنان به واسطه عواقب بعدی چنین بحران هایی برای دولت غیرقانونی سینیوره، قطعا به سود واشنگتن نخواهد بود.

توجه به این نکته نیز ضروری به نظر می رسد که در صورت نظامی شدن اوضاع لبنان، فرانسه و عربستان به واسطه عدم بهره گیری از عوامل نظامی یا شبه نظامی در این کشور، پاریس و ریاض عملا هیچ گونه نقشی در تحولات آتی آن نخواهند داشت و در آن صورت آمریکا، اسراییل، ایران و سوریه بازیگران اصلی این میدان خواهند بود.

اما با توجه به حساسیت شرایط کنونی لبنان و منطقه و تکثر بازیگران این صحنه، جمهوری اسلامی ایران به چه صورت می تواند به ایفای نقش در این عرصه بپردازد؟

در چنین شرایطی با توجه به قرار گرفن حزب الله لبنان در این معادله پیچیده به صورت منفعل که با گسترش و فرسایشی شدن بحران، انفعال مذکور را دو چندان می سازد، اولویت ایران در این اوضاع باید ورود یا میانجی گری با هدف یا روشی باشد که در وهله نخست، به رفع مشکل حزب الله بینجامد.

اما در این میان تهران با دو مشکل اساسی برای ورود به این میدان مواجه است که "سلفی بودن جریان فتح الاسلام" از سویی و "غیرقانونی دانستن دولت سینیوره" از دیگر سو مهم ترین این مشکلات هستند.

منبع: الف

 

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
علم و فناوری
عکس