کد خبر ۱۸۷۴۰
تاریخ انتشار: ۱۲:۰۹ - ۱۲ خرداد ۱۳۸۶ - 02 June 2007
فاطمه اميرى



«عده اى شب و روز درس مى خوانندكه بعداً مجبور نشوند كار كنند. ما از حيث فرهنگ كار در كشور مشكل داريم. در كشور ما فرهنگ يقه سفيدى پذيرفته شده است. اين كه آدم درس مى خواند تا كار نكند و هركسى درس نخواند كار كند.» اين ها تنها جمله هاى معترضه سخنرانى رئيس مجلس شوراى اسلامى در روز شنبه ۲۹ ارديبهشت نبود.

آن روز تمام شركت كنندگان در «همايش ملى فرهنگ كار» كه پاى سخنرانى رئيس مجلس نشسته بودند، مى شنيدند كه او چگونه با جديت، تمام دقايق سخنرانى خود را به بحث و چالش كشيدن موضوعى اختصاص داد كه به نظرش به پديده اى عادى در فرهنگ مردم تبديل شده است: «اتلاف وقت درفرهنگ ما يك امر عادى شده است و فراركردن از كار و زحمت يك نوع زرنگى است، قبلاً به كسى زرنگ مى گفتندكه بيشتر كاركند، ولى الآن كسى از زير كار در برود زرنگ است.»

حدادعادل در بخش ميانى سخنرانى خود، شركت كنندگان را كه از ميان گروه هاى مختلف مسئولان و مديران بود و در سكوت به سخنان او گوش مى دادند، خطاب قرار داد وگفت: «بايد راهكارهاى عملى براى حل مشكل پيشنهاد كنيد وگرنه ازگفتن و شنيدن اين حرفها نتيجه اى ملموس حاصل نمى شود.»

اما شايد انتخاب اين موضوع براى طرح در همايش فرهنگ كار ، آن هم در دومين ماه بهار از سوى رئيس مجلس دليل ديگرى هم داشت و آن خطاب قراردادن مردمى بود كه به طور سنتى عادت دارند بى حوصلگى ، كم كارى و عقب انداختن كارهاى شان را دراين فصل از سال به آب و هوا نسبت بدهند و شايد به نوعى از خود سلب مسئوليت هم بكنند.اين فقط رئيس مجلس نبودكه موضوع فرهنگ كار در كشور را با نقدهاى بسيارى توأم كرد. در واقع پيش از او در آستانه سال نو مردمى كه به عنوان مسافر و زاير در حرم امام رضا(ع) در مشهد گرد هم آمده بودند، به خاطر دارندكه در روز اول فروردين رهبر معظم انقلاب از «تنبلى اجتماعى » به عنوان «دشمن درونى ايرانيان» نام برده و تأكيد كرده بود: «تنبلى ، نشاط كار نداشتن، نااميدى، خودخواهى هاى افراطى، بدبين بودن به ديگران ، بدبين بودن به آينده ، نداشتن اعتماد به خود ... نه به شخص خود و نه به ملت خود، بيمارى است.»

هزاران نفر از مردم حاضر در اجتماع آن روز و خيلى هاى ديگر هم بعدها تعابيرى را شنيدند كه مورد تأكيد رهبر معظم انقلاب قرار گرفته بود. شما نمى توانيد، شما قادر نيستيد، آينده تان تاريك است. افق تان تيره است». جمله هايى كه نه فقط بسيارى با تأثير منفى به كاربردن آنها در زندگى خود آشنايند بلكه در عرصه عمومى و جمعى نيز مى تواند ملت را نااميد ، كسل ، بى اعتماد به نفس، تنبل و چشم به دست بيگانه بارآورد.»

تنبلى از خانه تا جامعه

مردم اغلب اين جمله ها را از زبان يكديگر مى شنوند يا خود آنها را به كار مى برند: «حالا حوصله هيچ كارى را ندارم. اين كار را فردا انجام مى دهم. فعلاً مى خواهم تلويزيون نگاه كنم. بعد درس مى خوانم.»

جمله ها و طرز تلقى هايى كه در زندگى اجتماعى نمود ديگرى پيدا مى كند: «حالا كه پليس كارى ندارد، كمربند ايمنى ات را باز كن، اگر كيسه زباله را شب هم بيرون در نگذاشتى ، مهم نيست. صبح موقع رفتن به سر كار آن را بيرون بگذار. صبح تو وقت ادارى برو دنبال كارت سوخت. چه حوصله اى دارى اتومبيلت را مى برى كارواش، همين جا جلوى در خانه آن را بشوى».

اگرچه آمار در شناخت، پيگيرى و ارائه راه حل براى مشكلات عمومى نقش مهمى دارد، اما بسيارى از رفتار و باورها از فرط تكرار به قدرى آشنا به نظر مى رسند كه براى طرح كردن آنها نيازى هم به ارائه آمار ويژه اى احساس نمى شود.»

با اين حال حسن موسوى، كارشناس ارشد در حوزه برنامه ريزى اجتماعى و استاد دانشگاه دغدغه ديگران را ندانستن ، به دنبال منافع شخصى بودن و بهره گيرى نامناسب از منابع موجود و فرصت ها را به عنوان مؤلفه هاى «تنبلى اجتماعى»مى شناسد و مى گويد: در طول روز، هفته ، ماه و سال فرصت هاى زيادى در اختيار داريم. اگر از اين فرصت ها و منابع استفاده نكنيم، اين مسأله به عدم پويايى منجر مى شود. در حالى كه استفاده كردن صحيح و به موقع از فرصت ها و منابع به پويايى اجتماعى و دورى از تنبلى درجامعه و زندگى خصوصى مان مى انجامد. موضوع ديگر هم شاخصه تنبلى اجتماعى است و هم به نوعى علت آن تغيير و تحولاتى است كه چه در زندگى فردى و چه زندگى اجتماعى رخ مى دهد و با خودش سردرگمى ها و ندانم كارى ها را به همراه مى آورد.

احساس ناامنى و نگرانى هايى كه مردم دارند آنها را به سكون وادار مى كند چون ترديد دارند به روزمرگى مى افتند و روزمرگى خودش شاخصه تنبلى اجتماعى است. از طرفى گاهى تنبلى نتيجه اين است كه آدم ها در جريان كار و زندگى خود به موانعى بر مى خورند كه از رسيدن آنها به اهدافشان جلوگيرى مى كند يا دشوارى هايى را دراين راه برايشان به وجود مى آورد. البته بعضى هم حوصله كار طولانى مدت را ندارند. مى خواهند هركارى زود به نتيجه برسد و زحمت و دقت زيادى صرف آن نكنند. نكته ديگرى كه از مؤلفه هاى تنبلى اجتماعى است بهره گيرى نامناسب از زمان است. ما فقط شنيده ايم كه وقت طلاست. اما از زمان بهره كافى را نمى بريم. نپرداختن به كارهاى سخت، دشوار و پيچيده مورد ديگرى است . دوست داريم همه كارها به آسانى پيش برود. علاقه نداشتن به كارها و امور اساسى ، آينده نگر نبودن و احساس محروميت هاى شخصى هم مى تواند از ديگر شاخصه هاى تنبلى اجتماعى باشد.»

طالب عرق ريختن و زحمت كشيدن نيستيم!

هرچندكارشناسان علوم اجتماعى ، بر لزوم فرهنگ سازى و تأثيرگذارى بر باورها و نگرش هاى مردم در حل مشكلات ناشى از فضاى بى رمقى، بى انگيزگى و تنبلى تأكيد مى كنند اما كم و بيش برخى از آنها هم معتقدند كه بخشى از مشكلات، خود ريشه هاى فرهنگى دارند. از آن جمله دكتر حسن تبريزى ، روانشناس اجتماعى و مدرس دانشگاه براين باور است :«در ريشه يابى همه اين مسائل به يك سرچشمه واحد مى رسيم و آن هم فرهنگ حاكم بر كار در جامعه است. صريح بگويم درجامعه ما كاركردن عيب است. كاركردن فحش و تنبيه است. معلم به دانش آموز مى گويد اگر مشق هايت را ننويسى تا يك هفته بايد تخته كلاس را پاك كنى. او را با كاركردن تنبيه مى كند. پاك كردن تخته كلاس تنبيه است. موقع ناسزا مى گوييم «عمله»؛ يعنى كسى را كه زياد كار مى كند و وجدان دارد مسخره اش مى كنيم. مى گوييم : «تراكتور» است .

وقتى اين فرهنگ در جامعه نفوذ دارد، جوان هم ارزش را در شغل هاى خاصى جست وجو مى كند. دوست دارد پشت ميز بنشيند. جوانان ما طالب عملگى اند؟ نه! طالب نجارى و كاردستى اند؟ نه! طالب عرق ريختن و زحمت كشيدن هستند؟ نه! ما كار را ننگ مى دانيم و اين فرهنگ تا تغيير نكند، جوان دنبال كار توليدى و صنعت نمى رود. جوان ما اگر بياموزد دلالى، سوداگرى و مفت خوارى ضدارزش است و عملگى، عرق ريختن و كارگرى ارزش و نشانه اعتماد به نفس انسان است، مشكلات راحت تر و سريع تر حل خواهد شد.»

استعداد، وراثت، موقعيت اقتصادى ، سيستم حكومتى ، طرز تربيت، ميزان تحصيلات و دانش مردم؛ مواردى اندكه مى تواند ملتى را به پركارى معروف كند يا عكس آن را در باره ملت ديگرى به ذهن بياورد.

حدادعادل معتقد است: «ما ملتى اهل كار هستيم ولى متأسفانه در يكى دوقرن اخير فرهنگ كار، اين كيمياى سعادت را گم كرده ايم و طورى شده كه بيكارى و بيكارگى عادى شده و كاركردن محور اصلى خود را از دست داده است.»

حفر قنات در مسيرهاى سخت و طولانى و قالى بافى كه سال ها در فرهنگ ايران جاى خاص خود را داشته از نظر حداد عادل « ازاين حكايت دارند كه ماملتى اهل كار هستيم.»
دكتر عباس گلدوست عارفى مدرس دانشگاه و محقق در زمينه طب كار از زاويه ديگرى هم به موضوع نگاه مى كند: «بايد بپذيريم كه اتكاى ما به منافع طبيعى كشور در طول سال ها و اين كه به راحتى توانسته ايم با پول فروش آنها، نيازهاى خود را تأمين كنيم سبب شده نگاه مان به مقوله كار از چندان جديتى برخوردار نباشد. از طرفى يكى از فاكتورهاى تأثيرگذار هم عامل جغرافيايى بوده، اصولاً هرچه كشورها به استوا نزديك تر مى شوند، چون درجه حرارت محيط با درجه حرارت بدن به عنوان يك ارگانيسم زنده متفاوت مى شود توان كارهاى يدى هم كاهش مى يابد و افراد به كارهايى علاقه مند مى شوند كه انرژى كمترى را صرف آن مى كنند. ضمن آن كه امروز بين كارهاى استاتيك (آرام و بى حركت) كار ديناميك و كار فكرى هرچند تفكيك قائل شده اند اما حتى در طب كار، اين كه كار به طور دائم استاتيك باشد يا ديناميك يا فكرى اصلاً تأييد شده نيست. به عبارات ديگر لازم است كسى كه كارش فكرى است گاهى هم فعاليت بدنى و كار يدى بكند. چون كارهاى ديناميك موجب مى شود جريان خون در بدن به چرخش در بيايد.

در اين قبيل كارها جسم دارد كار مى كند. متأسفانه درايران اين طور جا افتاده كه كار جسمى و بدنى بد است و ارزشى ندارد. همين موجب چاقى مفرط و بسيارى از بيمارى هاى قلبى و عروقى مى شود. بايد ابعاد فرهنگى اين قضيه را براى مردم روشن كنيم. به كسى كه كار جسمى مى كند همان قدر احترام بگذارند كه كسى كار فكرى مى كند.»

اتفافات دوست نداشتنى

شوخى نيست زمان مطالعه كتاب ميان مردم به يك ساعت در روز هم نمى رسد. ميزان كار مفيد در اداره ها هم وضع بهترى ندارد. برخى مردم به كارهاى صنعتى ، توليدى و يدى چندان علاقه اى ندارند. عده اى كسب و كار را فقط كاسبى مى دانند. ميان جوان ها مد شده كه چيزى را مى خرى و مى فروشى. وضع مالى ات كه بهتر شد يك مغازه اجاره مى كنى، صبح تا ظهر آنجا هستى. عصر استراحت و خواب، از ساعت ۴-۵ هم مى ايستى در مغازه تا ۸-۹ شب نوكر خودتى و ارباب خودت.»

تنبلى اجتماعى حاصل ناهمگونى هاست. ناهمگونى ميان باورهاى فرهنگى، شرايط اجتماعى ، اوضاع اقتصادى و از همه بدتر ناهمگونى ميان خواسته ها و انتظارات گروه هاى انسانى با امكاناتى كه دارند يا توانى كه خودبه كار مى گيرند. چنانچه دكتر گلدوست معتقد است : «حتى اگر از نظر فرهنگى هم باور و نظر مردم اصلاح شود و خيل زيادى بخواهندكار كشاورزى كنند باز هم بايد موقعيت اقتصادى را فراهم كرد. زمين كشاورزى ، آب و كود.»

با اين همه پيامد اجتماعى هم محصول شرايط است و هم خود پيامدهايى را به بار مى آورد.
حسن موسوى مى گويد: « پيامدهاى تنبلى اجتماعى و شرايطى كه براساس آن درجامعه به وجود مى آيد، كم نيست. مثلاً استفاده نكردن مناسب از نيروى انسانى براى توسعه در شرايطى كه درهركشورى نيروى انسانى مهم ترين عامل براى توسعه محسوب مى شود. اگر تنبلى اجتماعى فقط همين يك پيامد را هم داشته باشد، نتيجه اش جز سكون نيست» در اين اوضاع از منابع مالى و طبيعى هم استفاده درستى نخواهد شد. بى اعتمادى، وابستگى و انزوا نتايج ديگر آن است. رشد و توسعه هر كشور منوط به پويايى جامعه، خانواده و فرد است. تنبلى مانع رشد توسعه و پويايى زندگى فردى و جمعى است».

رسيدن به اين باور كه همه كارها ممكن است شايد دير نتيجه بدهد، اما سرانجام نتيجه خواهد داد. ترويج صداقت، محبت، راستگويى، نوعدوستى و به فكر ديگران بودن كارهاى فرهنگى است كه به گفته رئيس مجلس كار مهمى است كه بايد با جديت به آن پرداخت. او مى گويد:«بايد نسل جديدى تربيت كنيم و از همه نهادها براى اين كار كمك بگيريم.»

منبع: ایران

 

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
علم و فناوری
عکس