نیازمندیها
ساعت حضورغیاب کره ای اثرانگشت کارت کدتشخیص چهره با گارانتی
220142237
آخرین اطلاعات فیلم های در حال اکران
تحلیل و بررسی مسائل روز سینما
بیمه آسیا
اولین و بزرگترین ارائه دهنده بیمه عمر و پس انداز در ایران
کد خبر: ۱۸۸۶۳۷
تاریخ انتشار: ۱۷ آبان ۱۳۹۰ - ۱۷:۵۶
همگی به صف ایستاده بودند تا از آنها پرسیده شود ؛ نوبت به او رسید : "دوست داری روی زمین چه کاره باشی؟" گفت: می خواهم به دیگران یاد بدهم، پس پذیرفته شد! چشمانش رابست، دید به شکل درختی در یک جنگل بزرگ درآمده است. باخودگفت : حتما اشتباهی رخ داده است! من که این را نخواسته بودم؟!

سالها گذشت تا اینکه روزی داغ تبر را روی کمر خود احساس کرد ، با خود گفت : این چنین عمر من به پایان رسید و من بهره ی خود را از زندگی نگرفتم! با فریادی غم بار سقوط کرد و با صدایی غریب که از روی تنش بلند میشد به هوش آمد!

حالا تخته سیاهی بر دیوار کلاس شده بود!
بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
Bookmark and Share
برچسب ها: داستان کوتاه
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر:
نیازمندیها
افق نیوز
خبرهای ایران و جهان را اینجا دنبال کنید