کد خبر ۱۹۱۰۵
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۴:۱۷ - ۱۹ خرداد ۱۳۸۶ - 09 June 2007
مصطفی بدرالسادات


انتقاد اگر منطبق با اصول "نقد سازنده" و همراه با انصاف باشد، بیش از هر چیز، به گسترش فضای نقد کمک می کند هرچند که نقد شونده، تمایلی به بهره گیری یا حتی پذیرش نقد نداشته باشد.

ولی اگر اغراض سیاسی و جناحی و حتی فردی در قالب نقد عرضه شود، نه تنها فاقد اثربخشی خواهد بود بلکه در درازمدت، اصل نقد را نیز متضرر می کند و آن را از سکه می اندازد.

این مساله، به ویژه در باره نقد دولت نیز صادق است و اگر نقدهایی که بر دولت وارد می شود، فاقد استدلال و استناد باشد، نقدهای عالمانه را نیز به پای خود می سوزاند و به دولت این امکان را می دهد که با اشاره به نقدهای غیرمستند و سطحی، نقدهای واقعی را نیز رد کند و به اصطلاح تر و خشک را با هم بسوزاند.

شاید یک مثال در این باره بتواند به بهبود بحث کمک کند: در اواخر حکومت طالبان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با نقد سیاست دولت وقت پیشنهاد کرد که تهران، حکومت طالبان را به رسمیت بشناسد. دیری نپایید که ماجرای حمله آمریکا به افغانستان و سرنگونی حکومت طالبان و مسایل بعدی پیش آمد...

پس از آن و برای سالها طیف سیاسی مقابل سازمان مجاهدین، هرگاه می خواست مواضع این سازمان را زیر سوال ببرد، به آن نقد و طرح سطحی و غیرقابل دفاع اشاره می کرد.

اینک نیز اگر شخص، گروه، حزب یا جریانی بخواهد نقدی متوجه دولت نماید، می بایست متوجه باشد که اگر نقدش عالمانه و منصفانه نباشد، نه تنها اصلاحی در پی آن نخواهد بود بلکه به دولت اجازه می دهد نقدهای آینده را نیز -ولو آنکه منطقی باشند - قربانی نقدواره های غیرکارشناسانه و گاه مغرضانه فعلی نماید و بدین ترتیب، اصل نقادی آسیب می بیند.

به عنوان آخرین مثال در این باب می توان به اظهارات معاون سیاسی دبیرکل جبهه مشارکت اشاره کرد که در نقدی بر دولت هدف طرح هایی مثل مبارزه با اراذل و اوباش و مطرح کردن ازدواج موقت را منحرف کردن افکار عمومی از مسایل اساسی کشور دانسته است.

به راستی کدام عقل سلیم می پذیرد که اگر اراذل و اوباش که به جان و مال و ناموس مردم تجاوز می کنند، قمه می کشند و قداره می بندند و آسایش مردم را سلب می کنند توسط پلیس دستگیر شوند، مردم از مسایل اصلی کشور غافل می شوند؟!

آیا باید پلیس دست روی دست بگذارد و شاهد جنایات اراذل و اوباش و تجاوز آنها به ناموس مردم باشد و حرکتی نکند چرا که ممکن است برخی سیاسیون انگ سیاسی بزنند و ...؟!

آیا به راستی افکار عمومی جامعه آنقدر سطحی و مبتذل است که با یک جمله وزیر کشور درباره ازدواج موقت، بناگاه مسایلی مثل پرونده هسته ای و گرانی و تورم و ... را که از مسایل اصلی کشور هستند را فراموش کند؟

آیا عملا این اتفاق افتاده است و مردم چنان مشغول طرح ازدواج موقت، مبارزه با اراذل و اوباش و بدحجابی و ... شده اند که امروز دیگر به مسایل اساسی کشور نمی اندیشند؟!

دولت نهم ، قطعا اشتباهاتی را در کارنامه اش دارد که بهتر است منتقدان، بر روی آن اشتباهات تمرکز کنند و ضمن گوشزد کردن آن خطاها، راهکار ارائه دهند و الا کوبیدن طرحی مثل مبارزه با اراذل و اوباش و نسبت دادن آن به اهداف دولت مبنی بر منحرف سازی افکار عمومی، چه دردی را از جامعه دوا می کند؟

چرا برای تصفیه حساب های سیاسی با دولت، به گونه ای عمل می کنند که اصل نقد زیر سوال برود؟
دولت ها می روند ، منتقدان نیز جاودانی نیستند ولی ای کاش همه ، به گونه ای عمل کنیم که جامعه از موهبت "نقد" بی بهره نماند .

 لب کلام این نوشتار نیز همین است:وقتی نقدها سطحی و مغرضانه باشند  اصل نقد قربانی می شود و وای بر حال جامعه ای که در آن، نقد را حتی به نسیه نیز نخرند!

 

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
-
۱۸:۳۹ - ۱۳۸۶/۰۳/۲۲
0
0
از این که معقولانه به اوضاع سیاست زده کشور نگاه میکنید از شما متشکریم
پربازدید ها
علم و فناوری