کد خبر ۱۹۷۷۵
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: ۱۷:۵۱ - ۲۹ خرداد ۱۳۸۶ - 19 June 2007
وقتي به صحنه كشور و به فضاي جامعه نظر مي انداختيم، عطر دل انگيز اسلام شامه ها را نوازش نمي داد. رقابت تلخ ميان بانكها و بنگاههاي پولي، علاوه بر آنكه انگيزه‌هاي ماديگرايي را در جامعه تشويق و تقويت مي كرد، فضاي زندگي مردم را نيز به حرام خواري آلوده مي ساخت.

به گزارش خبرنگار حوزه دولت خبرگزاري فارس، انتخابات 3 تير 84 اولين بار بود كه علي‌اكبر جوانفكر به عنوان مسئول كميته رسانه ستاد محمود احمدي‌نژاد فعاليتي گسترده‌تر از كار رسانه‌اي در شهرداري تهران آغاز كرد و از آن به بعد همواره يكي از نزديكان محمود احمدي‌نژاد محسوب مي شود. او خاطرات و ناگفته هاي زيادي از انتخابات حساس سوم تير 84 دارد.

آنچه مي‌خوانيد تحليل هاي جوانفكر مشاور مطبوعاتي رئيس جمهور است كه در گفتگويي 2 ساعته با خبرگزاري فارس عنوان كرد.

* آقاي جوانفكر، شما نقش رهبري را در گفتمان عدالت كه بسترساز رويداد سوم تير بود، چگونه ارزيابي مي كنيد؟ چه شد كه سوم تير به وجود آمد؟

*جوانفكر: تشكر مي‌كنم از خبرگزاري فارس كه فرصتي را فراهم آورد تا به مناسبت يك مقطع مهم وحساس در تاريخ بالنده انقلاب اسلامي يعني سوم تير، به بحث‌ در باره ابعاد مختلف اين پديده بپردازيم.

رهبر معظم انقلاب اسلامي در مسايل مربوط به اداره كشور همواره معيارها و اصول ثابت و روشني را مدنظر دارند كه مبتني است بر احكام و ارزش‌هاي اسلامي و برخوردار از پشتوانه هاي عميق فكري و عقلي است و ما به سهم خود بايد مراقبت كنيم كه تاثيرات منفي تحولات سياسي دامنگير اين جايگاه مهم و تعيين كننده نشود.

عدالت و عدالت خواهي، گفتمان اصيل انقلاب اسلامي است و اين مهم نه فقط در يك مناسبت مهم و منتهي به حماسه سوم تير بلكه در همه سالهاي پس از انقلاب مورد تاكيد حضرت امام (رض) و همچنين رهبر معزز انقلاب بوده است. اين تاكيد مستمر ريشه در ضرورت و قطعيت عدالت براي جامعه اسلامي است و مي توان اينطور استنباط كرد كه با وجود ابتناء انقلاب بر گفتمان عدالت، سياست ها و برنامه‌هاي دستگاه اجرايي كشور به عنوان اساسي ترين نهاد قدرت ، در ادوار گذشته در مسير تحقق و بسط عدالت و نهادينه سازي آن قرار نداشته كه اين همه از سوي مقام رهبري به عنوان ركن ركين انقلاب برآن تاكيد و پافشاري شده است.

دكتر احمدي نژاد با آگاهي از اهميت و ضرورت اجراي عدالت و با شناختي كه از ناهنجاريهاي منتج از رويكردهاي حاكم بر نظام اجرايي كشور داشت به اين باور رسيده بود كه دولت در مسير تحقق آمال و آرمانهاي ملت ايران قرار ندارد و با گذشت زمان اين انحراف ، عميقتر و گسترده تر شده است . بنابراين آقاي احمدي نژاد ، ايجاد تحول و تغييرات بنيادين در بسياري از زمينه ها را امري گريز ناپذير مي ديد و با تاكيد بر همين ضرورتها بود كه به صحنه آمد و مورد استقبال مردم نيز قرار گرفت .

* آيا مي توانيد به نمونه هايي از ناهنجاريهاي ناشي از رويكردهاي دولت هاي گذشته اشاره كنيد؟

*جوانفكر: وقتي به صحنه كشور و به فضاي جامعه نظر مي انداختيم، عطر دل انگيز اسلام شامه ها را نوازش نمي داد. رقابت تلخ ميان بانكها و بنگاههاي پولي، علاوه بر آنكه انگيزه‌هاي ماديگرايي را در جامعه تشويق و تقويت مي كرد، فضاي زندگي مردم را نيز به حرام خواري آلوده مي ساخت. شعارهاي اغواگرانه و رنگارنگ و تبليغات پر هزينه مبتني بر پرداخت 6 درصد سود بيشتر يا بالاترين سود بانكي همه فضاي جامعه را پر كرده بود و صدا وسيما به عنوان رسانه ملي نيز مبلغ همين رفتار ناهنجار بود. آيا رقابت بر سر پرداخت سود بيشتر بانكي، مفهومي جز تشويق و ترغيب رباخواري و نزول خواري به جامعه القاء مي كرد؟!

اين رويكرد حاكم بر سياستهاي پولي كشور مبتني بر عقايد اسلامي و آرمان‌هاي انقلابي ملت ايران نبود زيرا جمع زيادي از مردم گرفتار تبعات آن مي شدند و يك جمع محدود و فرصت طلب نيز درآمدهاي سرشار را به جيبهاي پرناشدني خود مي ريختند.

بيگانه كردن مردم از يكديگر، ترويج بدبيني و سوء ظن افراد نسبت به يكديگر و نيز جا افتادن اين فرض كه همه مي خواهند سر يكديگر كلاه بگذارند، از آثار رويكردهاي ماديگرايانه در سياستها و برنامه هاي دستگاه اجرايي بود. ما شاهد رواج اخلاقياتي بوديم كه هيچ نسبتي با فرهنگ ايراني و آموزه هاي اسلام عزيز نداشت. آحاد جامعه نسبت به يكديگر داراي وظايف اخلاقي و انساني هستند اما وقتي نگرش مادي بر فضاي زندگي مردم حاكم مي شود، اين وظايف به فراموشي سپرده مي شود و مصلحت ها و منافع شخصي بر تعهدات اسلامي و وظايف انساني رجحان پيدا مي كند.

هر جامعه انساني، پيچيدگي هاي خاص خود را دارد و درهمه حال بر محيط پيراموني خويش اثر مي گذارد يا از آن تاثير مي پذيرد، بنابراين نمي توان يك حكم كلي را در باره آن صادر كرد. با وجود فضاي ناسالمي كه در كشور حاكم شده بود، مردم هر جا احساس تكليف مي‌كردند، وارد عمل مي‌شدند و نش مهم و سازنده خود را به نتيجه مي رساندند. مثل زلزله بم كه مردم با تمام وجود به صحنه آمدند و نقش خود را ايفا كردند. در اينجا بحث بر سر جهت گيريهاي حاكم بر نظام مديريتي كشور و سمت و سوي هدايت جامعه است. حال اينكه جامعه در برابر آسيب‌ها و تهديدها چگونه از خود مقاومت نشان مي‌دهد و تا چه حد مي‌تواند آسيب‌پذير باشد، موضوع ديگري است.

* درباره شعارها و وعده هاي دكتر احمدي نژاد به مردم نيز توضيح دهيد كه وعده هاي اصلي ايشان به مردم چه بود؟

*جوانفكر: دكتر احمدي نژاد ، هيچگاه و به هيچكس وعده نداد. اگر مجموعه‌ سخنراني‌هاي ايشان را در دوره انتخابات مرور كنيد متوجه مي‌شويد كه او به طور جد، از وعده دادن به مردم با هدف جلب آراء آنان و دست يابي به مقام رياست جمهوري پرهيز كرده است. او هرگز نگفت كه اگر من رئيس جمهور شوم چه اتفاقي خواهد افتاد يا چنين و چنان خواهم كرد. ايشان همواره با تاكيد بر ضرورت‌ها، آدرس ها و نشانه ها را مطرح كرد و گفت كه هر كس در اين جايگاه قرار بگيرد ، براي اداره مطلوب كشور بايد اين موارد را در دستور كار خود قرار دهد. بعد از انتخاب دكتر احمدي‌نژاد به رياست جمهوري، برخي از جريانهاي سياسي و رسانه‌اي وعده ها و شعارهايي را به رئيس جمهور نسبت دادند و حتي مطالبي را از قول ايشان منتشر كردند كه مبناي حرف و حديث هايي شد اما متاسفانه اين بحث، هيچ وقت براي مردم به درستي تبيين نشد.

*برخي معتقدند رويكرد مردم به آقاي احمدي‌نژاد، محصول يك حادثه و اتفاق بود و به يكباره بوقوع پيوسته است، نظر شما در اين باره چيست؟

*جوانفكر: آقاي احمدي‌نژاد بر اساس يك برداشت دقيق و تحليل جامع از فضاي كشور وارد عرصه شد و به روشني مي‌دانست كه نياز و خواست جامعه چيست. اين طور نبود كه نداند چه مي‌كند و همين ‌طور وارد صحنه شده باشد و مردم هم اتفاقي به ايشان راي داده باشند. گفتمان عدالت كه از رويكردهاي اصلي رئيس جمهور محسوب مي شود ، يك بستر زماني را با هدايت داهيانه رهبر معظم انقلاب ، طي كرده تا به اين جا رسيده است. بنابراين راي مردم به احمدي نژاد راي به عدالت بوده است و اين امر منطقا نمي تواند اتفاقي باشد.
مردم براي پيروزي آقاي احمدي‌نژاد در انتخابات خودشان تبليغات ، نذر و نياز و دعا كردند و روزه گرفتند. اينها محصول يك اتفاق نيست . مردم ايشان را باور كردند و هنوز هم با همه وجود به ايشان باور دارند و اين باور به ارزش‌هايي كه مردم به آن اعتقاد دارند بر مي گردد. مردم اين ارزش‌ها را دررفتار و گفتار آقاي احمدي‌نژاد متبلور مي‌ديدند كه به ايشان راي دادند. اين يك اتفاق نبود.

كساني كه حماسه سوم تير را يك اتفاق وانمود مي سازند ، بيش از هر چيز تحت تاثير حادثه دوم خرداد سال 76 هستند . دكتر احمدي نژاد در دوران انتخابات ، در معرض اقدامات تخريبي طيف روزنامه نويسان اصلاح طلب و عمليات رواني طالبان قدرت قرار گرفت اما مردم او را با وجود آتش سنگين و پرحجم نبليغاتي كه ازهمه سو باريدن گرفته بود، برگزيدند و با آگاهي از ظرفيت ها و توانمنديهاي فكري و اجرايي دكتر احمدي نژاد ، به يك انتخاب عالمانه مبادرت ورزيدند. كساني كه حماسه سوم تير را يك حادثه يا يك اتفاق وانمود مي سازند ، به طور مستقيم ملت ايران را نشانه گرفته اند و با اين گفتار خود ، ملت فهيم و رشيد ايران را مورد توهين قرار مي دهند.

* عده‌اي تاكتيك اصولگرايان در انتخابات نهم را تكثر كانديداها مي‌دانند و آنچه را جريان داشت ، با برنامه‌ريزي قبلي عنوان كردند. عده اي اسم اين جريان را تكثر كانديداهاي اصولگرايان مي‌گذارند و معتقدند كه همين امر بستر لازم را براي ورود آقاي احمدي‌نژاد به مرحله دوم انتخابات فراهم آورد.

*جوانفكر:آقاي احمدي‌نژاد كانديداي هيچ حزب، گروه و دسته‌اي نبود و ايشان بر اساس تكليفي كه بر دوش خود احساس كرد وارد عرصه انتخابات شد. تمامي گروه‌ها و جريان‌هاي سياسي، تا آخرين لحظه منتهي به مرحله اول انتخابات ، از نامزدهاي مورد نظر خود حمايت كردند ، بنابراين مرتبط كردن تكثر نامزدها به پيروزي دكتر احمدي نژاد ، فاقد پشتوانه لازم فكري و تحليلي است. در مرحله اول هيچ حزب و گروهي از ايشان حمايت نكرد، پس چه طور مي‌توان نتيجه گيري كرد كه موفقيت ايشان ، مرهون تكثر كانديداهاي اصولگراست؟
در مرحله دوم نيز اصول‌گراها راه ديگري جز حمايت از آقاي احمدي‌نژاد نداشتند زيرا حمايت آنها از آقاي هاشمي، نوعي خودزني بود و بي تفاوت هم نمي توانستند باقي بمانند زيرا با سووالهاي بي پاسخي در بدنه نيروهاي اصولگرا مواجه مي شدند ، بنابراين حمايت از دكتر احمدي نژاد تنها گزينه پيش روي آنها در مرحله دوم بود كه اين امر بيش از هر چيز سبب افزايش اعتبار براي خود آنها بود. البته بنده مايل نيستم كه روي اين مسائل بحث شود زيرا گذشته ها را بايد فراموش كرد و به نقش هايي فكر كرد كه در آينده بايد ايفا كنيم.

*شما نزديك‌ترين فرد به آقاي احمدي‌نژاد بوديد. چه شد كه اين نزديكي به وجود آمد؟ از چه برهه تاريخي بود و مسوليت خاصي كه در انتخابات بر عهده شما بود چه بود؟

*جوانفكر: بنده توفيق همراهي و همكاري نزديك با دكتر احمدي نژاد را داشتم، اما هيچوقت خود را نزديكترين فرد به ايشان فرض نمي‌كردم، منشاء ورود ايشان به انتخابات رياست جمهوري، اعتقادات، باورها و انگيزه‌هاي ديني و ملي بود و ما هم سعي داشتيم تا رنگ و بوي ايشان را به خود بگيريم، بنده در شهرداري تهران مشاور مطبوعاتي شهردار بودم و از آنجا كه دكتر احمدي نژاد قصد داشتند، مستقل از جريانات سياسي وارد عرصه انتخابات شوند، بنده براي همكاري و حمايت از ايشان داوطلب شدم و بلافاصله از مسئوليتي كه برعهده داشتم استعفا كردم و خودرويي كه در اختيارم بود ، واگذار كردم و هيچ حقوقي هم از شهرداري تهران دريافت نكردم.

* در ايام انتخابات شما را با موتور مي ديدم، چطور شد كه به موتور روي آورديد؟

*جوانفكر: پس از استعفا از شهرداري تهران، بدون وسيله مانده بودم . موتور را از بستگان نزديكم قرض گرفتم تا در ايام انتخابات بتوانم تردد داشته باشم و كارها را انجام دهم. من مسئوليت امور رسانه‌هاي ستاد مردمي حمايت از دكتر احمدي‌نژاد، يعني كاري را كه به تخصص من مربوط مي‌شد، برعهده گرفتم. بعد هم همراه ايشان براي شركت در نشست هاي مردمي و دانشجويي به نقاط مختلف كشور سفر كرديم .

* اعضاي ديگر ستاد، در حوزه‌هاي مختلف مثل آقايان زريبافان و فقيه را چه كساني پيشنهاد كردند؟

*جوانفكر: اينها خودشان براي همكاري داوطلب شدند. آقاي احمدي‌نژاد از هيچ كس درخواست نكرد كه وارد صحنه شود. هر كسي خودش تمايل داشت، پيشنهاد مي‌داد و وارد مي‌شد اما اين شرط را با همه گذاشته بودند كه به هيچ وجه بابت فعاليتشان ، هيچ چيز را از ايشان مطالبه نكنند . اين شرط را به همه مي‌گفتند و حتي در نشستي كه با بخش‌هاي مختلف ستاد داشتند به صراحت اعلام كردند كه من خودم را وامدار هيچ كس نمي‌دانم و از اعضاي ستاد مي‌خواهم در آينده ازمن توقع نداشته باشند كه به خاطر فعاليت در ستاد انتخاباتي مسئوليت‌هاي خاصي را بر عهده بگيرند. اين را شرط كرده بودند و همه هم آن را پذيرفته‌ بوديم. هر كسي كه مي‌آمد و وارد اين صحنه مي‌شد مي‌دانست كه نبايد هيچ توقعي داشته باشد.
نيروهاي فعال در ستاد انتخاباتي در شهرستان‌ها، بعدا دنبال كار و زندگي خودشان رفتند. به ندرت ممكن است كسي را پيدا كنيد كه در ستادها فعاليت كرده و بعد از انتخابات موقعيت ويژه ‌اي به دست آورده باشد. البته برعكس افرادي را داشتيم كه در ستادها فعال بودند و بعد از انتخابات در حوزه كاري خود تحت فشار قرار گرفته و تنزل موقعيت پيدا كردند.

*شما فرمويد كه افراد خودشان داوطلب مي‌شدند آيا مواردي بوده كه فردي از اطرافيان رئيس جمهور علاقمند به فعاليت در ستاد باشد و رئيس جمهور نخواسته باشد. به خصوص در دور دوم انتخابات چون در دور اول افراد ذي نفوذ و كساني كه دنبال منفعت‌هاي خودشان بودند مي‌رفتند و در ستادهاي ديگر منفعت خود را مي‌جستند اما در دور دوم كه توجه رسانه‌ها و افراد ذي نفوذ به يكي از اين دو نفر جلب شده بود آيا مواردي بود كه خواسته باشند در ستاد فعاليت كنند اما آقاي احمدي نژاد رضايت نداشته باشند؟

*جوانفكر: من خودم مورد خاصي را مشاهده نكردم كه ايشان از ورود كسي ممانعت كنند، اما افرادي بودند كه بعد از انتخابات داعيه‌هايي داشتند و ايشان بي‌توجهي كردند.

*بيشتر توضيح دهيد.

*جوانفكر: افرادي بودند كه تمايل داشتند موقعيت تازه‌اي را در بخشهاي مديريتي كشور تجربه كنند اما ايشان به كسي كه طالب موقعيت خاصي باشد، كمترين توجه را دارد و حتي ايستادگي مي‌كند. يعني اگر كسي براي دستيابي به پست و مقامي تلاش كند و جد و جهدي از خود نشان دهد و در مناسبات نادرستي كه معمولا شكل مي‌گيرد حضور خود را نشان دهد، آقاي احمدي نژاد به شدت واكنش نشان مي‌دهد. موارد مختلفي را شاهد بودم كه آقاي احمدي نژاد از آنها رو بر گرفتند و به كساني اقبال نشان دادند كه از پذيرش مسئوليت گريزان بودند و آنها را براي بر عهده گرفتن مسئوليت‌ها بيشتر صاحب صلاحيت مي‌ديدند.

*در اين انتخابات بحث نظر سنجي يك مقوله قابل تامل بود. يعني اينكه تا قبل از مرحله اول انتخابات، اكثر نظر سنجي‌ها آقاي احمدي نژاد را در جايگاه خوبي نشان نمي‌دادند و اين مبناي تحليل بسياري از افراد در خارج و حتي داخل كشور قرار گرفته بود. آيا اين را يك برنامه از پيش تعيين شده مي‌دانيد؟

*جوانفكر: تجربه نشان داده كه جريان‌هاي حزبي و گروهي در كشور ما "بزن و برو" عمل مي‌كنند. در يك مقطع سياسي يا زماني، دست به حركتي مي زنند و مي‌خواهند در همان مقطع نيز ميوه آن را بچينند. رفتار، كاركرد و سوابق احزاب در جامعه ، مويد همين رويكرد است .اينها وقتي احساس مي‌كنند كه قرار است تصميمي از طرف مردم گرفته شود ، وارد صحنه مي شوند و با انتقاد از وضع موجود سعي در جلت توجه مردم به سمت خودشان مي كنند.
مسئله‌اي كه درباره نظر سنجي‌ اشاره كرديد، ادامه همان رويكرد است كه مي‌خواهند در يك حركت سريع و ضربتي ، افكار عمومي را تحت تاثير قرار دهند و ميوه سياسي خود را بچينند و به دنبال كارشان بروند؛ لذا شروع به نظرسازي مي‌كنند. نظرسنجي‌هايي كه مي‌بينيد غالبا غيرعلمي و بدون پشتوانه منطقي است و هدفشان هم اين است كه افكار عمومي را به سمتي كه مي‌خواهند، متوجه كنند.

تجربه نشان داده در يك مقطع زماني طيفي از نيروهاي سياسي ، به عنوان نظرسنجي‌ آماري را ارائه مي‌دهد و در همان مقطع، يك طيف ديگر ، نتايج يك نظر سنجي با نتايجي 180 درجه مخالف آن رو مي كند ، اصولا نظرسنجي‌ها در كشور ما هنوز به مرحله علمي و قابل اعتماد نرسيده است. در بعضي از موارد، جامعه آماري نظر سنجي ها اشكال اساسي دارد ، جمع بندي هايي كه به لحاظ علمي بايد صورت گيرد، مترتب بر بسياري از نظرسنجي ها نيست و در واقع گروه هاي سياسي ، ديدگاه خود را به نتيجه و جمع بندي حاصل از نظر سنجي تحميل مي‌كنند.

آقاي احمدي نژاد بدون توجه به اين نظرسازيها، در سفرهايي كه به نقاط مختلف داشتند، اقبال عمومي را مبناي قابل قبولي براي سنجش جايگاه خويش در افكار عمومي مي‌ديدند. مثلا در اصفهان در روزهاي منتهي به انتخابات، حضور بسيار گسترده مردم در مراسم سخنراني ايشان به حدي بود كه چندين نفر مجروح شدند و يكي از اعضاي ستاد انتخاباتي ما در اصفهان جان خود را در ازدحام مردم از دست داد. اين استقبال گسترده و فزاينده ، چشم انداز كار ما را روشن مي ساخت زيرا گرايش مردم به سمت آقاي احمدي نژاد به طور جهشي در حال افزايش بود. ما چشم خود را بر روي واقعيت‌هاي جامعه و آن چيزي كه عينيت داشت ، نمي بستيم و اگر آقاي احمدي نژاد در آخرين روزها به استقبال مردم اشاره مي‌كردند، براساس اقبالي بود كه از ايشان در جاهاي مختلف كشور صورت مي‌گرفت.

*شعار "مي‌شود و مي‌توانيم" از چه زماني انتخاب شد و توسط چه كسي؟ چقدر اثرگذار بود؟

*جوانفكر: آقاي احمدي نژاد نه براي انتخابات بلكه همواره در طول دوران مديريتي خود چه قبل از شهردار شدن چه بعد از آن و چه در دوران انتخابات همواره بر خودباوري و رسيدن به اين منطق كه ما ظرفيت‌ها و استعدادهايي داريم كه مي‌توانيم با تكيه بر آن همه نيازهاي خودمان را تامين كنيم، تاكيد داشتند و هميشه مي‌گفتند به گذشته و ريشه‌هاي خودمان برگرديم و ببينيم در كجا بوديم و الان در چه موقعيتي هستيم.
تاكيد ايشان بر بازيابي ريشه‌ها مبتني بر خودباوري بود. اين ديدگاه حكيمانه برآيند ديگري هم داشت و آن تاكيد و تصريح اين نكته بود كه "مي‌شود و مي‌توانيم". من در كميته رسانه‌ ستاد، متوجه اين كليد واژه مهم و بنيادين در سخنان دكتر احمدي نژاد شدم و از طراح سايت خبري "مردميار" خواستم كه اين دو كلمه را در سرلوحه سايت قرار دهد. اين نكته محوري خيلي تاثيرگذار بود و مطمئن هستم كه در پايان اين دوره از رياست جمهوري با افتخار مي توانيم بگوئيم "شد و توانستيم".

*از تخريب‌هاي انتخابات سوم تير عليه آقاي احمدي‌نژاد بگوئيد. چه تدبير رسانه‌اي براي مقابله با تخريبها انديشيده بوديد؟

*جوانفكر: در ارتباط با آقاي احمدي نژاد، فعاليت رسانه‌اي را يك كار پيچيده و دشوار نمي‌ديديم. نه در مقطع انتخابات، بلكه در مقطع شهرداري تهران هم همين طور بود. ريشه اين مساله هم به اين امر برمي‌گشت كه ما از ابتدا از ورود به صحنه چالش‌هاي سياسي و رسانه‌اي واقعا پرهيز كرديم. در دوران مديريت ايشان در شهرداري تهران اين جمع بندي روشن را داشتيم كه ورود به عرصه تنازعات بي حاصل سياسي و تبليغاتي ، فرصت‌ سوزي به زيان مردم است و فرصت‌هاي جديد را در اختيار جويندگان موقعيت هاي خاص قرار مي دهد و ما نمي‌خواستيم كه چنين وضعيتي پيش بيايد و اصولا معتقد بوديم كه جامعه نيز از اتخاذ چنين رويكردهاي تنش زايي در بخشهاي مديريتي كشور خسته شده است.

شما مي‌بينيد كه ما همچنان به اين اصل مهم در اطلاع رساني و انجام امور تبليغاتي پايبند مانده ايم . ما در عرصه رياست جمهوري نيز به بسياري از فضا سازي هاي رسانه‌اي پاسخ نمي‌دهيم چون آشكارا به نظر مي‌رسد كه آنها مي‌خواهند ما را وارد عرصه‌اي از تنش‌ها بكنند و ما هم بايد از آن پرهيز مي‌كنيم.

وقتي مي‌گوئيم مردم ما فهيم و هوشمند هستند، بايد نشان دهيم كه به اين اصل ، اعتقاد عملي داريم. در دوران مديريت شهري و پس از آن در انتخابات و دولت نهم ، همواره مردم را به عنوان عناصر فهيم و باهوش باور داشتيم و بر اساس همين باور بود كه شهامت حضور در يك كارزار به ظاهر نابرابر را پيدا كرديم زيرا معتقد بوديم كه مردم از ميان همه هياهوها ، حقيقت را پيدا مي كنند. بنابراين اصل كار خود را بر برخورد اثباتي گذاشتيم و ديدگاه خودمان را مطرح كرديم و كاري نداشتيم كه ديگران چه مي‌گويند.

پذيرش واقعيت هاي پيش رو براي طيف مقابل ما بسيار سخت و دشوار مي نمود و آنها دچار سستي و از هم گسيختگي عجيبي شده بودند و فرصت كافي براي تامل و تفكر در رويكردهاي خود نداشتند لذا در دوران انتخابات با يك سري خودزني‌هاي وحشتناك در طيف مقابل مواجه شديم. اينها اينقدر درگير تكبر و خودبزرگ بيني و خود برتر بيني شده بودند كه احساس نمي‌كردند با سرعت زياد ، در سراشيبي سقوط در افكار عمومي قرار گرفته اند يا اگر چنين احساسي هم داشتند ، كار ديگري از دستشان ساخته نبود. جرياني كه پررنگ و پر هياهو عليه دكتر احمدي نژاد كار مي‌كرد، پايگاه خود را در ميان مردم از دست داده بود و زمان به زيان آنها مي گذشت.

احزاب اصلاح طلب و رسانه هاي وابسته به آنها تمامي حيثيت و اعتبار خود را در انتخابات سوم تير از دست دادند. آنها حتي به تبليغات خصمانه خود عليه دكتر احمدي نژاد بسنده نكردند و به صدور بيانيه عليه ايشان پرداختند. يك رسانه خبري و ارتباط جمعي ، رسالت اطلاع رساني را فراتر از همه چيز مي داند و آن را با اهداف زودگذر سياسي معامله نمي كند اما دست اندركاران اين رسانه ها همه سرمايه هاي مادي و انساني خود را به كار گرفتند تا يكي را به قدرت برسانند ، مانع از به قدرت رسيدن رقيب شوند و در ادامه رقيب را از قدرت به زير بكشند. آنها نشان دادند كه به معيارها و اصول كار حرفه اي ، و انتقال بي‌طرفانه اخبار و اطلاعات به جامعه پايبند نيستند.

*به نظر مي رسد آقاي احمدي نژاد از ابزار سنتي در امر اطلاع رساني، مانند تبليغات چهره به چهره و منابر در مسجد و حسينيه ها ، بيشترين بهره را برد، اين امر چگونه اتفاق افتاد؟

*جوانفكر: به خاطر باورها و اعتقادات و جهت گيري‌هايي كه آقاي احمدي نژاد داشت، همه نگاه‌هاي اين مجامع به طور طبيعي به سمت آقاي احمدي نژاد نيل مي‌كرد و اين رويدادي كاملا طبيعي بود كه حسينه‌ها به سمت آقاي احمدي نژاد بروند.

در شهرداري تهران، اين جزو باورهاي آقاي احمدي نژاد بود كه به مناسبت ماه محرم به مساجد و هيات‌ها كمك مي‌كردند به هر حال اين جزو باورهاي ماست و ما در حال زندگي با آن هستيم. چطور ممكن است ما مسجد داشته باشيم و مساجدمان غريب باشند. بايد مساجد احيا شوند. چطور ممكن است نظام اجرايي كشور خودش را از اين پايگاه مهم ديني و اجتماعي بري بداند.

در سالهاي بعد از انقلاب متاسفانه اين پايگاه‌هاي مهم مذهبي فراموش شدند و در انزوا قرار گرفتند. برخلاف تبليغات مسموم اصلاح طلبان ، حمايت آقاي احمدي‌نژاد از مساجد، تكايا و حسينيه‌ها با هدف بهره‌برداري سياسي نبود و ايشان در دوران رياست جمهوري نيز حمايت از مساجد و حسينيه ها و تكايا را در گستره ملي به انجام رساند.

*چرا آقاي احمدي نژاد در آخرين لحظات اقدام به ثبت نام در انتخابات كرد؟

*جوانفكر: دكتر احمدي نژاد اگر احساس تكليف نمي‌كرد، وارد اين عرصه نمي شد. ايشان باور داشتند كه بايد در كشور يك تحول اساسي صورت بگيرد ولي واقعاً اگر كسي وجود داشت كه مي‌توانست اين خلا را پر كند و نياز جامعه اسلامي را برآورده سازد ، آقاي احمدي‌نژاد به اين تكليف نمي‌رسيد كه وارد صحنه بشود. اصلاً اينطور نبود كه ايشان از قبل ، خودشان را براي انتخابات رياست جمهوري آماده كرده باشند. باور ما اين بود كه هر كس با كارنامه درخشان مديريتي و با جهت‌گيري‌هاي مردم گرايانه و عدالتخواهانه وارد عرصه انتخابات شود، مردم از او استقبال مي‌كنند. مردم به دنبال كسي بودند كه آن گفتمان را در اعتقادات و باورهاي او متجلي ببينند و براي سپردن سكان اجرايي كشور او را توانمند و كارامد بيابند كه در عمل آقاي احمدي‌نژاد را زيبنده پذيرش اين مسووليت خطير يافتند.

* تخريب‌ها فقط در چارچوب روزنامه‌ها بود؟

*جوانفكر: نه. خيلي از تخريب‌ها بعد به صحنه رسانه‌اي كشيده مي‌شد ولي كاملاً روشن بود كه در يك جايي عده‌اي در حال طراحي و فضاسازي هستند تا در دل مردم وحشت ايجاد كنند.

*فكر مي‌كنيد اين مركز در داخل بود يا خارج؟

اين كار در داخل سازماندهي مي‌شد اما برخي از سرخط‌هاي اصلي از بيرون به داخل مي آمد. مثلا مي‌ديديم كه عده‌اي معلوم الحال با پوشيدن لباس مشكي و سوار بر موتور و با قيافه اصطلاحاً حزب اللهي به صحنه مي آمدند و در برابر مردم رفتاري از خود نشان مي‌دادند كه منزجركننده بود و مي‌خواستند دكتر احمدي‌نژاد را از چشم مردم بياندازند. معلوم بود كه اين ترفند، در جايي طراحي و سپس اجرايي مي ‌شد و بعد به صحنه رسانه اي راه مي يافت و در سطحي وسيع سعي مي‌كردند با استفاده از رسانه‌هاي وابسته، افكار عمومي را از رئيس جمهور شدن دكتر احمدي نژاد و تبعات آن بترسانند .

شكل‌هاي ديگري از تخريب را هم ديديم كه مي‌آمدند در سطوح رسانه‌اي نسبت‌هايي مي‌دادند به آقاي احمدي‌نژاد كه بعد از انتخابات هم ادامه پيدا كرد و ديديم كه برخي از اين سرخط‌ها ، دستاويز رسانه‌هاي خارجي نيز قرار گرفت . بنابراين معلوم بود كه يك پيوندي بين اين جريانهاي ضد احمدي‌نژاد در داخل و خارج وجود دارد و اين امر درعرصه رسانه‌اي ادامه پيدا مي‌كرد كه خيلي‌ هم معني دار بود.

يا درست در همان زماني كه قرار بود برنامه تبليغاتي آقاي احمدي‌نژاد از سيما پخش ‌شود به ما خبر دادند كه ممكن است برق برخي از مناطق كشور و تهران قطع شود و اين امر نيز نمي توانست اتفاقي باشد.

*از روز 27 خرداد و شمارش آرا تعريف كنيد.

*جوانفكر: دكتر احمدي‌نژاد در مسجد جامع نارمك كه نزديك منزلشان بود راي دادند و مردم هم استقبال زيادي از خودشان نشان دادند و همانجا هم مصاحبه‌اي با ايشان انجام شد. بعد بچه‌ها تقسيم شدند و هر كس سرگرم حوزه كاري خودش شد و با توجه به ممنوع بودن تبليغات در 48 ساعت آخر انتخابات ، يك فضاي تنفسي ايجاد شده بود كه هركس در فضاي آرام‌تري بتواند مباحث انتخاباتي را دنبال كند.

باور ما اين بود كه مردم گرايش بسيار زيادي به سمت آقاي احمدي‌نژاد دارند و طبيعي بود كه منتظر نتايج آرا بوديم تا به نفع آقاي احمدي‌نژاد اعلام شود. ما واقعاً هيچ اضطرابي نسبت به اين مسئله نداشتيم كه آقاي احمدي‌نژاد راي نمي‌آورد. هم خود ايشان و هم حاميانشان ، بر اساس تكليف به صحنه آمده بودند. كسي كه با احساس تكليف مي‌آيد اصلاً برايش مهم نيست كه راي بياورد يا نياورد، پيروز شود يا شكست بخورد؛ چون در هر حالت به تكليف عمل كرده است.

كم‌كم از جاهاي مختلف ، افراد مختلف تماس مي‌گرفتند و اقبال عمومي را در پاي صندوق‌ها مي‌ديدند و مي‌گفتند آقاي احمدي‌نژاد راي بالايي دارد اما كسي نمي‌گفت كه ايشان نفر اول است يا دوم. فقط اطمينان ما اين بود كه دكتر احمدي‌نژاد نسبت به ساير رقبا راي بالايي دارد. حتي در اولين لحظات كه آرا به سمتي ديگر گرايش داشت باز هم نگراني نداشتيم تا اينكه نتايج نهايي آرا اعلام شد و معلوم شد كه آقاي احمدي‌نژاد به دور دوم راه يافته است.

بلافاصله در خيابان آيت‌الله كاشاني يك جايي را پيدا كرديم و يك فرد داوطلب شده بود كه اين فضا را در اختيار ما قرار دهد. وقتي از طريق خبرگزاري‌ها اعلام كرديم كه آقاي احمدي‌نژاد مصاحبه مطبوعاتي دارد، همه مطلع شدند و آمدند. در آن كنفرانس خبري آقاي احمدي‌نژاد مي‌خواست رويكردها و اهداف خود را مورد تاكيد مجدد قرار دهد و مردم را به حضور فعال در مرحله دوم انتخابات فرابخواند.

*درباره نحوه اعلام نتايج شمارش آرا در مرحله اول نظرتان چيست؟ به نظر مي‌رسيد آراء با رويكرد خاصي اعلام مي‌شد.

*جوانفكر: ما هم اين احساس را داشتيم ولي نگراني نداشتيم چون مي‌دانستيم فضاي افكار عمومي به نفع آقاي احمدي‌ نژاد است. براي برخي دوستان در ستاد انتخاب كشور سخت بود كه بخواهند انتخاب مردم را بپذيرند. نه تنها براي آنها، بلكه براي رسانه هاي طرفدار آنها هم خيلي سخت بود كه بعد از اين همه تبليغات سنگين و مسموم عليه دكتر احمدي‌نژاد، راي مردم ، معطوف به ايشان شده بود.
ولي بالاخره ناگريز بودند كه اين حقيقت را اعلام كنند. هر چند در ابتدا سعي مي‌كردند آمار را به نحو ديگري بنمايانند، ‌ولي ناگزير از تن دادن به واقعيت بودند و آراي آقاي احمدي‌نژاد هم طوري نبود كه احتمالاً كسي بخواهد دستكاري كند. پس بايد در مقابل خواست مردم سر تعظيم فرود مي‌آوردند.

*چه برنامه رسانه‌اي براي مرحله دوم داشتيد؟ مباحثي كه عليه آقاي احمدي‌نژاد مطرح مي‌كردند را با توجه به اينكه گسترده تر هم شده بود، چطور مي خواستيد پاسخ دهيد؟

*جوانفكر: ما همان مشي اوليه را در مرحله دوم انتخابات هم ادامه داديم. جمع‌بندي ما اين بود كه بعضي‌ها در عرصه رسانه‌اي با حركتي كه عليه آقاي احمدي‌نژاد در پيش گرفتند ، بيشترين آسيب را به خودشان مي‌زنند و با تخريب آقاي احمدي‌نژاد در واقع خودشان را بيشتر از چشم مردم مي‌انداختند.

ما سعي نكرديم به سمت مقابله برويم و با آنها به چالش بپردازيم .اگر مجموعه فعاليت‌هاي رسانه‌اي ستاد آقاي احمدي‌نژاد را مرور كنيد به روشني به اين نتيجه مي‌رسيد كه ما به هيچ وجه وارد اين عرصه نشديم. احساس مي‌كرديم روندي كه آنها آغاز كرده اند ، منتج به انزجار بيشتر مردم نسبت به خود آنها خواهد شد و اين برداشت هم ره آورد همان مردم باوري بود كه قبلا اشاره كردم ، يعني مردم را فهيم و هوشمند مي دانستيم و معتقد بوديم كه آنها از ميان هياهوهاي فراوان و گرد و غبارهايي كه اصلاح طلبان به خشم آمده ، برپا كرده بودند ، دست به انتخاب درست خواهند زد.

اين نكته نيز قابل تامل است كه حتي اگر ما مي خواستيم به مصاف اصلاح طلبان و رسانه هاي پرتعداد آنها برويم ، فاقد امكانات لازم بوديم و اين هم واقعيتي ديگري بود كه خودش را به ما تحميل مي‌كرد. اگر حتي مي‌خواستيم در كار رسانه‌اي تغيير رويكرد بدهيم، ابزار و امكانات لازم را در اختيار نداشتيم. البته همانطور كه گفتم ما اصلا به چنين چالشي اعتقاد نداشتيم. آقاي احمدي‌نژاد مدير مسئول روزنامه همشهري هم بودند، شما اگر روزنامه همشهري را در ايام انتخابات؛ مرور كنيد ، درخواهيد يافت كه حتي در همين روزنامه هم مطالبي به زيان آقاي احمدي‌نژاد منتشر مي‌شد و ايشان به هيچ جه راضي نبودند از روزنامه‌اي كه متعلق به اموال مردم است براي انتخابات استفاده شود.

روزنامه همشهري اطلاع‌رساني مي‌كرد اما هرگز به نفع آقاي احمدي نژاد تبليغ نكرد. اما در طيف مقابل در همان زمان روزنامه ايران كه روزنامه دولت بود، بررسي كنيد و ببينيد چه حركتهايي انجام دادند. دست آنها از لحاظ رسانه‌اي پر بود ولي چون رويكردهاي اشتباهي داشتند، نتوانستند نتيجه مطلوب بگيرند و دائماً در مسير اشتباه پافشاري مي‌كردند و در باتلاقي گير كرده بودند كه هر چه بيشتر دست و پا مي‌زدند بيشتر فرو مي‌رفتند.

*در آن زمان واكنش خود آقاي احمدي‌نژاد به رويكردهاي تخريبي چه بود؟

*جوانفكر: با شناختي كه از آقاي احمدي‌نژاد دارم، مي‌دانم كه ايشان فردي بسيار پايبند به موازين اخلاقي و مباني ديني ديني است و واقعاً تكليفي وارد صحنه شد و در هيچ موضوعي نديديم عصباني شود يا به كسي توهين كند. در بعضي سخنراني‌ها طيف مقابل افرادي را مي‌فرستادند براي اينكه سخنراني آقاي احمدي نژاد را برهم بزنند و هياهو به راه بيندازند ولي ايشان بدون اينكه ناراحت شود صبر مي‌كرد تا آن فرد حرفش را بزند و وقتي حرفش را مي‌زد، مي‌گفت اگر آرام شدي بگذار من حرف بزنم و سعي مي‌كرد پاسخ قانع كننده‌اي بدهد. هيچ گاه در مقام پاسخگويي تند و تحكمي بر نيامد و همين امر مخالفان ايشان را مات و تلاش آنها را خنثي مي كرد.

ما همين رويكرد و مرام آقاي احمدي‌نژاد را در دانشگاه اميركبير هم ديديم. آن چيزي كه در دانشگاه اميركبير اتفاق افتاد يك صحنه از ده‌ها صحنه‌اي بود كه در ايام انتخابات اتفاق افتاد ولي در زمان انتخابات نهم چون نمي‌خواستند آقاي احمدي‌نژاد مطرح شود، اينها را مخفي مي‌كردند؛ اما وجود داشت. آنها افرادشان را مي‌فرستادند تا جنجال و هياهو راه بيندازند ولي آقاي احمدي‌نژاد با صبر و مدارا و طمانينه دوباره آرامش را به فضا بر مي‌گرداندند.

بعضي‌ها هم نسبت‌هاي ناروا به آقاي احمدي‌نژاد مي‌دادند كه ايشان اصلاً واكنش تند نشان نمي‌داد و با لبخند از كنارش رد مي‌شد. ايشان خودش را آماده كرده بود كه در برابر انواع حرفهايي كه عليه او زده مي‌شود آرامش خود را حفظ كند. طبيعي است كسي كه مي‌خواهد وارد چنين عرصه‌اي بشود و مديريت اجرايي كشور را برعهده بگيرد حتماً بايد اين ظرفيت‌ها را در خودش ايجاد كند كه ايشان ايجاد كرده بود.

*از شب شمارش سوم تير و شمارش آرا بگوييد. در آن زمان افرادي مي آمدند و با مصاحبه هاي قاطع مي گفتند كه آقاي هاشمي برنده انتخابات مي شود. آيا نگران نبوديد؟ نقش پيام رهبري را در آن شب چگونه ارزيابي مي كنيد؟ خودتان چه تصميمي گرفته بوديد؟

*جوانفكر: در مرحله دوم ما يك نگراني داشتيم و آن هم متاثر از شكست سنگيني بود كه طيف مقابل در نتيجه عملكرد بسيار بد خودشان، متحمل شده بودند. جمع‌بندي روشني كه در مرحله اول انتخاب داشتيم اين بود كه اصولگرايان ناگريز از اين هستند كه به صحنه بيايند و از آقاي احمدي‌نژاد حمايت كنند و كساني كه به ديگر كانديداهاي اصولگرا راي داده بودند طبيعي بود كه به ايشان راي دهند و راي ايشان يك جهش جدي خواهد داشت. آنها هم مي‌دانستند كه اين اتفاق خواهد افتاد.

اگر به آراي آقاي هاشمي رفسنجاني در مرحله اول يا دوم انتخابات مراجعه كنيد مي‌بينند در مرحله دوم تحول چشمگيري در راي ايشان اتفاق نيفتاد. به همين جهت ما اين نگراني را داشتيم كه اينها به روش‌هاي ديگري متوسل شوند و آرامش را با حركتهاي ايذايي از مردم سلب كنند.

لذا ما سعي كرديم رفتارمان به گونه‌اي باشد كه تا مي‌توانيم اجازه ندهيم آنها چنين فضايي را در اختيار بگيرند.
وقتي كه نتايج مرحله دوم انتخابات اعلام شد طبيعي بود طرفداران آقاي احمدي نژاد شروع به ابراز خوشحالي و برپايي جشن ‌كنند. ما فضا را از اين بابت نامساعد مي‌ديديم. با اينكه متن مردم از نتيجه انتخابات بسيار خوشحال بودند و تقاضاهاي زيادي مي‌كردند كه ما مراسم چشن برپا كنيم، اما ترجيح داديم از مردم دعوت كنيم تا با حضور در مساجد، سجده شكر به جا بياورند و همين هم اتفاق افتاد و مردم در مساجد اقدام به توزيع شيريني كردند و اين كار در سطح گسترده‌اي انجام شد كه بازتاب قابل ملاحظه اي در رسانه هاي داخلي و خارجي داشت .

معلوم بود كه دشمنان انتظار داشتند با اعلام نتايج ، درگيري و تنش ايجاد شود و به همين جهت از همان ابتدا سعي كرديم اين را در خودمان نهادينه كنيم كه بيشتر به سمت مساجد روي بياوريم. آنچه كه مردم در انتخابات نهم رياست جمهوري نشان دادند، شبيه انگيزه خود آقاي احمدي‌نژاد براي ورود به عرصه انتخابات بود. وقتي آقاي احمدي‌نژاد تكليفي وارد شد مردم هم در برابر آقاي احمدي‌نژاد احساس تكليف كردند و به ايشان راي دادند. مردم نذر و نياز كردند، روزه گرفتند و انواع و اقسام توسل‌ها را داشتند تا اينكه آقاي احمدي‌نژاد راي بياورد. اين يك علاقه برآمده از ارزش‌هاي ديني در مردم بود.

اين رويداد خيلي مهمي است. مي‌دانيد كه در هر انتخابات ، خيلي‌ها به ستادهاي انتخاباتي مراجعه مي كنند و داعيه دارند و مطالباتشان را طلب مي‌كنند. ولي واقعاً اين امتياز در تاريخ انقلاب براي آقاي احمدي‌نژاد ثبت شد و ما به ندرت با چنين چيزي مواجه شديم. البته افرادي بودند كه داعيه‌اي براي تصدي مسئوليت داشتند و درخواست كردند ولي جواب نگرفتند. مردم مي‌ديدند و الان هم مي بينند كه آقاي احمدي‌نژاد همه زندگي خودش را وقف خدمت به جامعه و مردم كرده است.

آقاي احمدي‌نژاد واقعاً چيزي را براي خودش، خانواده اش يا نزديكانش از مردم مطالبه نمي‌كند ايشان به دنبال كار براي مردم است و همه مسئولان به تبعيت از ايشان درجهت كار و فعاليت و خدمت بي‌منت براي مردم گام برمي دارند و اين يك رويكرد جديدي است كه در انقلاب ما دوباره در حال احيا شدن است.

اين رويكرد در اوايل انقلاب وجود داشت و متاسفانه به مرور رنگ باخت ولي الان دوباره در حال زنده شدن است. احمدي‌نژاد تكرار پديده‌هاي اول انقلاب و احياگر ارزشهاست . او در زمره رويشهاي تازه اي است كه رهبر فرزانه انقلاب نويد آن را داده بودند.

در دوران 8 ساله دولت آقاي خاتمي تجاربي براي انقلاب ثبت شد. شماري از نمايندگان مجلس دست به تحصن زدند و عليه اركان نظام بيانيه صادر كردند و براي آن طرف آبها به زبان انگليسي پلاكارد نوشتند ، اما نظام اسلامي اين ها را در دورن خود تحمل كرد و آنها به جريانهاي بي خاصيت تبديل شدند. نظام ما اين تجربه را با هدايت رهبري و حضور مردم در صحنه ، پشت سر گذاشت و تهديدها را به فرصت هاي خوب تبديل كرد.

اين تجربه آزادي را در كمتر نقطه‌اي از دنيا مي‌توان يافت. من 9 سال در خارج از كشور كار رسانه‌اي كردم و مي‌دانم اين تجربه براي ما واقعاً بي‌نظير است. هر چند كه هزينه‌هاي سنگيني پرداختيم اما به نام نظام ثبت شد.

مقطع 3 تير ارزش‌هاي انقلاب را احيا كرد. در طول انقلاب تحولاتي به وجود آمد و آسيب‌هايي هم ديديم اما دوباره بعد از 3 تير انقلاب اسلامي و ارزشهاي انقلاب زنده شد و دولت اسلامي به معناي واقعي كلمه در حال نشان دادن ظرفيت هاي بالاي خود در اداره بهينه زندگي مردم و اداره مطلوب كشور است.

* شما فكر مي كنيد انتخابات 3 تير در تاريخ ماندگار ‌شود؟

*جوانفكر: هر چند تلاش گسترده‌اي براي اين است كه 3 تير ماندگار نشود و به عنوان يك حادثه قلمداد شود اما 3 تير را مردم رقم زدند و اين در تاريخ ثبت مي‌شود و ادامه مي‌يابد.

جريان 3 تير به انقلاب اسلامي وصل است و يك حماسه ريشه دار است. دوم خرداد يك حادثه بي ريشه بود و با وجود هياهوهاي فراواني كه پيرامون آن صورت گرفت ، ناگزير از ذهن‌ها خواهد رفت اما سوم تير در انقلاب و خون شهدا ريشه دارد و از نهضت انبياء و صلحا ‌جان مايه خود را به دست مي آورد.3 تير مقطعي در درون انقلاب است كه مردم هم آثارش را مي‌بينند.

اقتداري كه امروز ملت ايران در دنيا دارد، بي‌نظير است. اين ادعا نيست. به هر جاي دنيا كه سفر كنيد مي‌توانيد اين عزت ايران را ببينيد. اين افتخار ملت ايران است. احمدي‌نژاد در همه جاي دنيا چهره اي شناخته شده و مترادف با انقلاب اسلامي است و اين خيلي ارزشمند است. اين همان رويشي است كه رهبر انقلاب بارها بر آن تاكيد كردند. احمدي‌نژاد يك رويش تازه در درون انقلاب است و اين رويش تازه، انقلاب اسلامي را بهاري كرده و دوباره همه نگاهها معطوف به انقلاب اسلامي و ملت ايران شده است.

همان اشتباهي كه برخي‌ها در درون انقلاب براي مقابله با جريان انقلاب اسلامي انجام دادند، امروز همان اشتباه را در رفتار دشمنان خارجي انقلاب اسلامي هم مي‌بينيم كه همه آنها شروع به خودزني كرده اند. آنها خودشان را از چشم ملت‌ها مي‌اندازند و انقلاب اسلامي را هر روز در چشم ملتها درخشنده‌تر مي‌كنند.

قطعا گذشت زمان به نفع جريان 3 تير يعني به نفع اسلام ، انقلاب ، رهبري و در يك كلام به نفع ملت پرافتخار و سربلند ايران است.

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۹:۴۷ - ۱۳۸۶/۰۳/۳۰
0
0
بهتر است اقای جوانفکر یک سری به ارشیو صدا و سیما در زمان تبلیغات انتخاباتی بزند.انوقت خواهند فهمید که وعده اقای احمدی نژاد به ملت بزرگ ایران چه بوده است.الحمدلله راه دستیابی ایشان به ارشیو صدا و سیما هم که هموار هموار است.
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۸:۱۳ - ۱۳۸۶/۰۴/۰۶
0
0
حرفهاي آقاي جوانفكر درست است . من در آن موقع خيلي از سخنراني هاي حمدي نژاد را پيگيري مي كردم و او هيچوقت و به هيچكس وعده نداد. اگر كسي به غير از آنچه كه در مورد مطلب دروغ نفت بر سر سفره هاي مردم گفته مي شود ، مطلبي به ياد دارد اعلام كند. حتما براي ما هم جالب خواهد بود.
پربازدید ها
علم و فناوری
عکس