کافیست سیاستمداران عزیز کمی بیشتر از ظرفیت بعضی ها سخن به میان آرند تا خانه نشینی به سراغشان آید.
سلام خدمت عصر ایران عزیزم
من تعجب می کنم مگه اقتصاد دانان نظر ندادن چه شد ؟؟ تازه در جواب شما و تایید نظر شما همه دیدیم در زمان خاتمی چقدر ارتباطمان با دنیا بهتر شد و الان هم میبینیم چه خبره؟
ای کاش این مسئله رو هم بررسی می کردین که چرا استادان علوم سیاسی سکوت کردن . . .
اين حرفهاي مفت و چرت و پرت به درد خود تون ميخوره .....آخه به قول معروف از يه كودك گستاخ و بيسواد و كم فرهنگ (جامعه ايران) چه انتظاري داريد تازه توسري خور هم بهش اضافه كن و...حالا تو حرف از دانش و كنش سياسي واسه ما ميزني برو باباجون به فكر نان باش خربزه آب است
آخه میدونید که خط قرمز ها رو رسوندن به یک وجبی گلوشون.
با ابن وضع برخورد با بزرگانی مثل حسین علایی، علی مطهری و عماد افروغ؛ چه انتظاری از بقیه دارید. خیلی دلتان خوش است.
|
بیشتر اساتید کم دانش هستند تا کم کار
|
ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش, بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش.
|
بزرگ؟
|
هزار تا مثبت. دقیقا من هم میخواستم این نظر رو بدم که اینها که نظر دادند ببین چه بلایی داره سرشان میاد... آفرین
|
پس از چه كساني انتظار هست كه كمكي در خروج از مشكلات بكنند؟ بايد نشست و به گل نشستن را تماشا كرد؟ يكي مرد جنگي ما را در سپاه نيست؟
|
می دونی دوست ناشناس عزیز مشکل کجاست فقط یه جا...غیرت از این وادی رخت ببست و برفت همین
|
واقعا كه دلتان خوش است.
|
این غلط ها به ما نیومده. ما فقط باید رای بدیم همین و بس. فقط باید همش بر دهان یاوه گویان مشت بکوبیم.
|
اينها هو از خودشان هستند
علت رو میشه تو تعامل های امروز جامعه دید. یک استاد یا بطور کلی دانشمند واقعی همیشه در پی یافتن راه ها و روش هایی برای حرت به جلو بهتر شدنه. متاسفانه بیشتر اساتید ما در همه ی رشته ها در یک کلام فسیل هستن. اما از اون مصیبت وار تر اینه که در علوم انسانی یک استاد اهل فکر باشه مورد انتقاد قرار میگیره.سیاست امروز کشور ما بگونه ای شده که مدیران تعریف و تمجید رو می پسندن و جواب انتقادها با توهین و لشکرکشی ها و شعارهای عوام فریبانه علیه فرد منتقد داده میشه. البته بزرگان علم از این مطلب چندان دلگیر نمیشن. متخصصان زمانی نومید میشن که میبینن خریداری برای حرفاشون وجود نداره.زمانی نومید میشن که میبینن عرصه ای برای ابراز نظراتشون ندارن. بی اهمیتی مهم ترین مساله است به نظر من...
جنابان عصر ایران! آیا شما خودتان توان و همیت آن را دارید آنطور که شایسته است سیاست و قدرت اکنون کشور را آسیب شناسی کرده و به چالش بکشید؟ با نمایش این کامنت ثابت کنیدکه دارید..!
هر کسی حرف بزند می روند پشت در خانه اش شعار می دهند، تازه اگر متنفذ باشد وگرنه می رود زندان . نفست از جای گرم بلند می شود
البته باید امنیت هم در مقابل اظهار نظرهای کارشناسان باشد. عماد افروغ را همه حزباللهی میدانند. فرض کنید یک غیر حزباللهی چنین اظهار نزاری میکرد. فکر میکنید عاقبتش چه میشد؟
بايد بهشون حق داد.در اين زمانه يا بايد حرفي بزني كه بهش اعتقاد نداري يا اگر حرفي ديگه اي بزني مورد حمله قرار مي گيري.
بچه شدی تحلیل کنن که فرداش تو اب خنک خورین برادر من از تو بعید بود
بنده یکی از استادان علوم سیاسی همان دانشگاه ها هستم که اسم بردید و به علت اظهار نظر در مسایل جامعه امروز ایران عامل بیگانه شدم. بارها مورد اهانت ، آزار و تهدید نیروهای خود جوش!؟ قرار گرفتم. خیلی راحت باز نشسته پیش از موعدم کردند. در حالی که 23 سال سابفه داشتم و بدنم پر از تیر وترکش است. امثال من هم کم نبودند که دچار همین سرنوشت شدم. نویسنده محترم باید با درک وضع آزادی و عملکرد ناپسند نظام حاکم با هر نوع منتفد مشفق اساتید را متهم نکند. ایشان از خودشان سوال کند که؛ چرا بتده با 23 سال سابقه، ده ها مقاله ISI, و دو مدرک دکتری معتبر صرفاً به علت اظهار برخی واقعیت ها (آن هم از سر دلسوزی محض)باید مورد مطرود و اخراج شوم و هکذا امثال بنده.
"آری در گذشته که حکومت به موضع گیری های بیش از حد سیاسی این استادان ایراد می گرفت ..."
خردگرایی واندیشه ورزی دراین هنگامه وانفسا چاره ساز است ونه سلیقه گرایی ولجاجت ودنکیشوت بازی وبایددرست ودقیق دید که دیگر عصر آسیاب های بادی نیست که بتصوروخیال خام بجنگ آنهارفت بلکه معرکه بودن ویا نبودن است وعقل سلیم بودن راترجیح می دهد قبل ازآنکه تمام راه هابسته وتمام اوضاع وشرایط به ننگ وخاری منجرشود.
واقعا که؟؟؟؟
آخه تك حزبي به كسي ميدان اظهار نظر نمي دهد
سکوت کار اندیشمندان نیست وگر سخن بگویند؛ در «فتنه!!!» شریک خواهند شد!؟
بيايند نظر بدهند كه برايشان پرونده سازي كنن بهشون تهمت بزنن و...
خودتان در مقاله تان پاسخ چرايي سكوتشان را داده ايد ان همان رفتار حكومت است اگر حكومت نقد سياستهاي نظام را تشويق كند ان زمان هست كه همانند سالهاي 76 الي 84 ناقدان هم پاي در ميدان مي گذارند كه بانقد سياستها از بروز اشتباه جلوگيري كنند و راه درست را به مجريان عرصه سياست نشان دهند و ان زمان كه همچون سالهاي پس از 84 نقد نظام به امري مزموم تبديل مي شود همچون واكنش امام جمعه مشهد به سخنان اقاي افروغ ان وقت نقدان با چه اميد پاي در ميدان بگذارند و اگر نقدي بكنند كجا ان را نشر دهند ايا خودتان جرات داريد مثلا يك نفد صريح در رفتار دولت و مقامات عالي كشور منتشر كنيد يا از ترس ... به خودسانسوري ادامه مي دهيد و نتيجه اگر نقدي هم باشد فقط محدود مي شود به نقدهاي درون دانشگاهي و هرگز مجال انتشار پيدا نمي كند يك سوال ايا خودتان جرات داريد يك نقد جدي را بدون ترس منشر كنيد؟
شما اول امنیت این کارشناسان را بعد از اظهار نظر تامین کنید و بعد انتقاد کنید.
خیلی باحالی هنوز استادا حرف نزده بازنشسته می کنند چه برسه تجزیه و تحلیل کنند
خوب بود. حداقل کاری که میتوانستند بکنندو نکردند این بود که مثل اساتید اقتصاد در قالب چند بیانیه نظراتشان را اعلام کنند . هنوز هم دیر نشده . آنها بهتر میتوانند اثرات اقدامات غیر علمی دولت یا مجلس را گوشزد کنند . متاسفانه حتی در این شرایط بهقول شما خطیر ،جامعه ما در بسیاری از سطوح علمی برای نیل به اهدافی متعالی با یرون رفت از بحران حاضر به دادن هیچ هزینه ای نیست.
ما رو گرفتی...
|
همه چیز شفاف ه !!!
وقتی گوش شنوایی برای شنیدن هشدارهای دلسوزانه استادان اقتصادی وجود نداشته و حتی متهم به سیاه نمایی شده اند، دیگر چه انتظاری از استادان سیاسی دارید تا وارد چنین ورطه خطرناکی شوند که حساسیت ها بسیار بالاتر از مسایل اقتصادی است.
علمای اقتصادی که اظهار نظر کردن و راهکار نشون دادن وضعیتشون چی شد
|
علمای اقتصاد چه راهکاری نشان دادند میشه بفرمائید؟ جز اینهکه طرح خانمانسوز هدفمندی را متفق القول تائید کردند و فقط بر سر جزئیات ان بحث دارند مثلا شیب ان
|
زندان رفتن که با تجربه بشن
تو امنیت شون رو تضمین میکنی عصر ایران؟ برو بابا تو پای خودت رو آبه ..
با سلام
چرا عزلت گزیده اند؟ باید از اصلاح طلبان پرسید. زیرا که آنان با درهم کوبیدن مخالفان خود و حذف آنان از کلیه سطوح دولتی، ففط ادای دموکراسی را در آوردند. و مردم با درک شعارهای دروغین آنها، آنها را از صحنه ی سیاسی کشور، بیرون راندند. حالا هی صعرا و کبرا بچینیم و همه کاستی ها را سر دیگری بشکنیم.
|
آره مردم آنها رو بیرون راندند!!!!
|
اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید!!!
|
آخییییییییییییییی!!!
|
مطئنی برعکس نیست؟
|
داداش کتاب و سروته کرفتی برش گردون
|
منفی هارو ببین خجالت بکش!
|
انگار دیکته تصمیم "کبری" یادت رفته که نوشتی "کبرا"! حالاصد بار از روش بنویس تا یادت بمونه!
|
من فقط میخوام شما اسم 5نفرو از این بین ببری
|
منظور ایشان این است که :
|
فکر کنم اشتباه تایپی شده و یا ایشان نمیدونند دولت حاضر اصولگراست
|
منظورت اصول گرایانه؟
|
خوب هستی؟ ایشالله خوب می شی...
|
ظاهرا ايشان دارن از افعال معكوس استفاده مي كنند
|
مردم آنها را بیرون راندند؟!! راستی جنابعالی با این همه درایت توان مقایسه دولت اصلاحات با دولت فعلی و مقایسه وضعیت مردم در این دو دوره را دارید؟!! آیا در دروغگو بودن دولت فعلی و تناقض میان اظهارات آنها و وضعیت کنونی جامعه تردید دارید؟آیا شک دارید که دولت فعلی فقط به دلایلی تحمل میشود؟!!آیا جنابعالی به بی ربطی جملاتی که بیان کرده اید باور دارید کافی است کمی تعمق کنید>!!به فرض که اصلاحات مخالفان را درهم کوبید که این فقط ادعای بلادلیل و واهی شماست هیچ فکر کرده اید ربط این ادعا با بحث مطرح شده در این تحلیل چیست؟!!
|
انشالله خدا شفات بده !!!
|
مخت بدجوری تاب برداشته ها.البته از یه منظر دیگه داری جوک میگی!!!!
|
مردم آنهارا از صحنه سیاسی بیرون راندند یا شورای نگهبان
|
عجب! ممكنه چند تا از اونائي كه دوره اصلاح طلب ها درهم كوبيده شدند و امروز بر سر كار نيستند رو اسم ببريد.
|
عزیزم فهمیدی و نوشتی یا فقط نوشتی؟ این تز تو هم جهانی می شود ها
|
اگه اصلاح طلب ها مخالفهای خود را حذف کردند الان چه اتفاقی داره می افته؟؟؟
|
خوبی عمو؟
|
هان؟
|
خوبی عزیز داروهاتو خوردی حتما بخور
|
بازم قرصاشو نخورده با خودشم لج میکنه!
|
یعنی واقعا دمت گرم با این اعتماد به نفس ، من یکی که کم اوردم...:)
|
بابا رو رو برم
|
راست میگه دیگه برای مثال آقای شریعتمداری که حسابی در هم کوبیده شد. کلی دلم سوخت . آخی
|
اصلاخ طلب کیست؟نمی شناسمشان !!!!!!!!
|
اصلاح طلبی در خون ملت ایران است .اصلاح طلبان هم نشان دادندکه خیلی بیش از دولت فعلی از تخصص و درایت بهره میگیرند و به فکر منافع ملی هستند.هیچ کدام از این همه تخلفاتی که در این دولت صورت گرفته در دولت اصلاحات اتفاق نیفتاد.
درود بر شرف عصر ایران !
|
مومن حرف حق چیه؟؟؟؟
آقاي عصر ايران شما هزينه اظهار نظر را ميدهيد. اصلا ميدانيد اين دسته از استاتيد و خانوادههايشان در چه شرايطي زندگي ميکنند؟
شاید نمیخواهند برای همسایه هاشون مزاحمت ایجاد کنند
با کدوم انگیزه ای !!!؟ دیگه کسی دلش نمسوزه واسه مملکتش ! تو سراشسبی نزولیم
از دست نشانده های خودشون چه انتظاری دارید؟
با سلام
عافيت طلب تر از مردم ايران ديده ايد؟ اكثريت در صف يا فكر سكه و دلار و هرگونه دلالي ديگر. كسب درآمد بدون زحمت! بدون توجه به اينكه، اينكارها ميخي است بر تابوت اقتصاد و كشور. استادان علوم سياسي هم بخشي از اين مردمند.
|
شما شرایط تولید رو فراهم کن ، بقیه اش با ما.
|
درسته مردم عافیت طلب رفاه زده و دنیا طلب شده اند مثل کوفیان کجایند مردم زمان انقلاب؟! این مردم باید بدانند این نظام مال خودشان هست پس باید به هر نحو ان را به راه مستقیم باز گردانند.
"ر این روزگار، سکوت، کار دانشمندان میهن دوست نیست. "
مهر درخشنده چو پنهان شود، شب پره بازیگر میدان شود!
یادش به خیر که استادان علوم سیاسی به وظیفه خود آشنا بودند!! دوست عزیز مدرک که عقل را زیاد نمیکند !. اینجاست که بعضی ها به خود حق میدهند و بگویند "یک کاغذ پاره ارزش ندارد".
|
واقعا هم چه حکیمانه فرموده اند، هم مدرک کاغذ پاره است و هم دلار!!!
|
قطعا" مدرک عقل را زیاد میکند اما ممکن است شما با مدرک ابتدایی از یک دکتر عاقلتر باشی. یعنی تحصیل ادم را به نسبت خودش بهتر میکند. دهن بازکردن و چیزی بیرون دادن کاری نداره!!!!
حق با شماست ولی برید ببینید تا حالا چند نفر از اساتید علوم سیاسی را به خاطر اظهار نظرهایشان بالاجبار بازنشسته کردند
1) دمت گرم!
اگر تحلیل و تفسیری انجام دهند با هجمه برخورد و منافق نامیده خواهند شد .
یه استاد علم سیاسی داشتیم که می گفت...بنده خدا را از دانشگاه انداختن بیرون...
افرادی سیاسی که در این زمینه اظهار نظر می کنند نظرات شخصی را که گاه خود هم قبول ندارند بیان می کنند ، آنهم فقط برای تثبیت جایگاه خود در ارکان حکومت . علمای سیاسی که می توانند طبق قواعد و علم سیاست اظهار نظر کنند ، باید در جامعه ما اول عواقب اظهار نظر خود را به جان بخرند و بعد ... .
ببخشید
|
از علامانی که فقط جزوه ازبر کرده اند چه انتظاری میشه داشت؟
|
گرفتاریهای اقتصادی هم ریشه در امور سیاسی ما دارد
اگر در جامعه ای افرادی خود را دانای کل بدانند و به دیگرانی بنا به دلایلی چون نقد مخالف و... فضا ندهند آرام آرام اینی میشود که شده است!جامعه ی عالمان پهلو گرفته در ساحل سکوت!
استادان علوم سياسي جرات اظهار نظر ندارند. عاقبت استادان گروه علوم سياسي دانشگاه تربيت مدرس براي آنها درس عبرت شد!
این ایراد در درجۀ اول متوجه حکومت است نه استادان علوم سیاسی
یک سری به اوین هم بزنید بد نیست!!
استاد بیاد صحبت کنه ، فردا بندازنش زندان اوین؟
آقای اهورا جان
قهر کرده اند. مثل بقیه
این مشکلات که نتیجه عمل یا نظر اساتید علوم سیاسی نبوده و گوش شنوایی هم برای نظریات آنان وجود ندارد...نویسنده شاید در ایران زندگی نمیکند
سلام ضمن تشکر از دغدغه شما برای کشور کاش همین موضوع را از دولت سوال کنید که آیا این نظر دغدغه آنها هم هست ؟یا هرچه بظاهر سخن کمتر و دم فروبستن برایشان بهتر است در این صورت استادان محترم کار خوبی میکنند فرقی هم بین آنها و اقتصاد دانان و جامعه شناسان نیست اول ظرفیت دولتی ها را بسنجید.
اینکه اقتصاد ما این روزها دچار آفت شده همش که تقصیر دولت نیست امریکا و اروپا دست به یکی شده اند تا نگذارند این کشور پیشرفت کنند فردا هم انحادیه اروپا برای تحریم های بیشتر میتینگ دارد. باور کنید احمدی نزاد برای خودش هم که شده از ان اشفته باز راضی نیست. پس در تحلیل هایمان کلیه جوانب را بسنجیم.
از قدیم گفتند جواب های,هوی هست.
می گویند کسی که خواب است را می توان بیدار کرد اما محال است کسی که خود را به خواب زده بتوان بیدار کرد...
سلام من خودم دانشجوی علوم سیاسی هستم متاسفانه برخی از اساتید این رشته عضو حزب بادن و برخی دیگر اینقدر در اندیشهای غرب زده خود غرقند که توجه ای به اطراف خود ندارند
نقدی بر این تحلیلگر عصر ایران که گویا قصد تله گذاشتن برای استادان علوم سیاسی دارد.آیا ازادی بیان و اندیشه برای این استادان تضمین می کنید که به این شکل انتقاد می کنید .خدا خیرت بده فکر اونجاهاش می کردی
عصر ایران عزیز فکر میکنی در این شرایط سیاسی حاضر امنیت کافی برای اظهار نظر حتی در قالب علم سیاست و مباحث آکادمیک و حتی تجزیه و تحلیل اقتصاد و فرهنگ جامعه که رنگ و بوی سیاسی هم میگیرد وجود دارد؟! با این آستانه تحمل قدرت سیاسی که حتی امثال علایی و افروغ و مطهری رو نمیتونه با نقدهاشون کنار بیاد و هر مخالف و منتقد قدرت متمرکز ناکارامد کنونی رو به فتنه و انحراف و دشمن منتسب میکنه و در این فضای شکاکیت و اتهام افکنی و دروغ سازی و خفقان سیاسی و اطلاع رسانی واقعا هر نوع اظهار نظری ریسک بالایی را طلب میکنه و فداکاری خاصی میخواد.هرچند اگر صدایی از کسی هم برنیاد جامعه مسیر خودش رو طی میکنه و با نشانه هایی که در هر مقطع در حوزه سیاست و اقتصاد و فرهنگ از خودش بروز میده عاقبت این مسیر رو فریاد میکنه.(امیدوارم این نظرم به عاقبت بقیه نظراتم که منتشر نشده دچار نشه و نمایش داده بشه.سپاس)
باید بستر برای هر کاری فراهم کنیم .آیا بستر نقد ونظر اماده است و چگونه آماده می شود.به فرمایش شاعر «عالمی را یک سخن ویران کند/روبهان مرده را شیران کند
پاسخ تحلیل در جواب تعریف هوشمندانه شادروان دکتر حسابی از جهان سوم نهفته است: جهان سوم جایی است که اگر بخوایی مملکتت را آباد کنی، خانه ات ویران می شود و اگر بخوایی خانه ات را آباد کنی مملکتت را ویران خواهیی کرد. متأسفانه در جهان سوم اعتراض محدود به تک ستاره هایی می شود که تمامی رنج های روزگار را در سکوت و بی عملی هموطنانشان متحمل می شوند. و بسیاری از تحصیلکردگان و تکنوکرات ها نیز به توجیه گر تصمیمات حاکمان تبدیل می شوند. در ضمن اداره یک مملکت یک نظام و سیستم هست که ارکان آن حاکمیت، مردم و نهادهای مدنی و علمی هستند. اگر اینها موزون نباشند و هر کدام حرف خودشون را بزند دردی دوا نمی شود. اینکه فکر کنیم سیاست تخصص علوم سیاسی است و اگر کشور را به دست دانش آموختگان علوم سیاسی بدهیم مشکل حل می شود، اندیشه درستی نیست. اما بایستی در عرصه تخصص خود فعال باشند. و نسبت به مسئولیت شهروندی خود عمل کنند. زیرا عالم بی عمل به کار نمی آید. اما در نهایت فرهنگ نقد منصفانه و علمی باید درجامعه ما نهادینه شود و این نیازمند جنبشی فرهنگی است که باید تک تک ما و در تمام جنبه های زندگی به آن اعتقاد پیدا کنیم. بسیاری از ما که نظر می دهیم خودمان جنبه انتقاد نداریم و این کلام مولا علی را نباید فراموش کرد که حاکمان شبیه مردمان خودشان هستند.
اصلاح طلبان بیشترین بهارا به انتقاد و منتقدان دادند. هیچ رسانه ای را نابود! نکردند ، هیچ اهل سخنی را به زندان نینداختند ، هیچ کس را به جرم گفتن کلمه حق به انفرادی و تبعید! نفرستادند. استادان و دانشجویان بیشترین و بهترین دورانشان در بعد از انقلاب دوره اصلاحات بود
حرف عصر ایران درست است وانتظارملت از اساتیدسیاسی نیز بعنوان متخصصین این رشته بحق است ولو این کار هزینه فراوانی برایشان داشته ودارد ولی در این کشور کدام کار بدون هزینه است حتی مسئولان عرصه عمل نیزبنوعی دارندهزینه میدهند واتفاقا همین اساتید اقتصاد که با بیانیه حرفهایی را میزنند مردم دقیقا در جریانند وحرفهای آنهارا در میان خود بازتاب میدهند وبراساس همین حرفهاست که صدای تولیدکننده هانیز درآمده است از اساتید علوم سیاسی نیز در همین حد وحداقل آموزش بعضی کلیدواژه هاانتظار است که مردم بدانند وتاریخ بداند که انان حرف حق را زدند وآگر عمل نشد یا هزینه بردار بود آنان وظیفه خودرا انجام دادند .
شماکه سیاست بلدید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!چون هر نظری را به مذاق خودتان خوش بیاد اعلام می کنید .این هم انوع سیاست است
مگه دلسوزی رو هم آزاد گذلشتند که نقد کنه؟!
برادر من تجزیه تحلیل کنهای اصلی توی زندان هستند. بقیه هم اگر تحلیلی بکنند چطور شما با خبر بشوی؟ مگر رسانه ای دارند؟
چه انتظاری از فعالان سیاسی دانشگاه هست وقتی مطهری ها و علایی ها با ان سابقه ی پر افتخارشان مشتی مزدور اجنبی محسوب می شوند و در روزی که خزان مطبوعات ایران هست و هر انتقادی اب به اسیاب دشمن ریختن محسوب می شود و فعالین در بندند
همونهايي كه حرف زده اند از زندان بيرون بياريد ....
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت، سرها در گریبان است، کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
حدس مي زنيد اگر اظهار نظر بكنند چه خواهد شد؟
دکتر بهشتی تعلیقه،علیه دکتر قادری هر روز دارن بیانیه میدن، دکتر شکوری رو به بهانه اصلاح طلب بودن رسمی نمیکنن و کلاساش رو ازش گرفتند، دکتر منوچهری از وضعیت مبهم صحبت میکنه که علوم نیست چی قراره به سر گروه علوم سیاسی مدرس بیاد، دکتر سریع القلم رو نسبت جاسوسی زدند تو کیهان، دکتر تاجیک یه کوه غم شده، دیگه هیچ امیدی تو چهرش دیده نمیشه، دکتر حشمت زاده همش با تاسف به وضعیت حاضر نگاه میکنه و وقتی میخاد درس انقلاب رو تدریس کنه همش با نگرانی حرف میزنه از وضعیت بد جاری.
وقتي امنيت انديشه نباشدهيجكس كالاي فكر خود را به ويترين جامعه نمي اورد!
مگر خبر ندارید قرار است در مرکز آموزش علوم انسانی را گل بگیرند اگر بفرموده شما عمل ممکن است داخل بمونند
پس چه جوابی برای این مطلب داری که :
حضور در صحنه سیاسی برای این به قول شما استادان وقتی عملی است که فضائی دموکراتیک در جامعه حاکم باشد و سردمداران با کوچکترین نظر مخالف افراد را از صحنه سیاسی اجتماعی حذف نکنند وقتی سرداران یک شبه کفتار می شوند و سیاستمداران سابق خانه نشین از این بنده گان خدا چه انتظاری هست کاسه کوزه ها رو سر کی میشکنی عصر ایران
در این ایران اسلامی چه استاد علوم سیاسی ویا استاد علوم اقتصاد و یا دیگر اساتید محترم اگرنظرات شان با دولت خدمتگزار در تشو یق و تعید دولت خدمت رسان باشند می توانند به زندگی شان ادامه دهند .و لی اگر عیده و نظراتشان با دولت همخوانی نداشه باشد باید بروند در خانه و استراحت کنند.
مگر کسی هم برای تحلیل این استادان بهایی قائل است حسین شریعتمداری را دارند به دیگران نیازی نیست
از گروه علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس دکتر بهشتی اخراج شد و سه سال است که هیچ دانشجویی به این گروه داده نشده. چند روز پیش قصد داشتن یکی از معاونین قدرتمند وزارت علوم رو به عنوان استاد به گروه تحمیل کنن اما چون این فرد صلاحیت علمی لازم رو نداشت با مقاومت گروه روبرو شد. در مقابل رپیس دانشگاه تهدید به بازنشسته کردن اجباری اساتید گروه کرد.
چرا باید موقعیت خودشان را به خطر اندازند آیا برای نان شبشان مانده اند یا تجملات زندگی با حقوقهای نجومی که هر سال هم درصد افزایش حقوقشان بیشتر از سایر اقشار کارمند است چرا باید حرف بزنند در کجای دنیا این چنین درآمدهایی می توانند داشته باشند فرزندانشان همه در حال تحصیل خارج از کشور خود آقایان هم به بهانه سمینار و ماموریت هرسال سرکی به خارج می زنند و دلی از عزا در می آورند میخواد دلشان به حال من گرفتار در منجلاب بدبختی بسوزه ببینید وقتی یکی دو تایشان بازنشسته می شوند و از خوان نعمت دور می مانند فریاد وامظلوماه همه آنها بلند می شود ولی برای مشکلات مردم جامعه تره هم خرد نمی کنند.
|
متاسفم برای تو که درباره یک استاد دانشگاه چنین تفکری داری؟
وقتی ناصحان به همدستی با دشمن متهم میشوند و همه از اینکه انتقاد پذیرند سخن میگویند ولی در عمل منتقدان را غرب گرا و اجنبی پرست می نامند یعنی کار مردم و کشور تمام شده است بنده پیش از این هم برایتان نظر گذاشتم که بجای رصد خلیج فارس بازار را رصد کنید جامعه و فقر روزافزون را رصد کنید بیکاری فزاینده را رصد کنید دریغ که یکبار ندیدم نظرم منتشر بشود وقتی شما به عنوان یک رسانه فقط شعار میدهید چه انتظاری از مدیران دولتی دارید که به مشورت اساتید اقتصاد یا علوم سیاسی گوش فرا دهند داستان ما مانند کشتی تایتانیک است در حالیکه کشتی در حال غرق شدن است نوازندگان همچنان به نواختن مشغولند سکه به بالای یکمیلیون تومان رسیده رسانه ملی ما بجای بهره گیری از علما و فضلای اقتصاد و تزتیب دادن گفتگو های چاره جویانه هنوز دارد از جنبش وال استریت و بحران فرانسه و رومانی سخن میگوید
کجای دنیا استادان علوم سیاسی در مورد سیاست کشورشون حرف می زنند یا انتقاد می کنند؟
|
جانم!؟
با سلام موضوع خوبی را مطرح کردید.برخی از خوانندگان هم برداشت درستی نکردند . متاسفانه در کشور ما اظهار و تحلیل کردن الزاما بمعنی مخالفت تلقی میشود.درصورتیکه معنی واقعی نقد بیان محسنات ومعایب -هردو- هست .در حالیکه مواضع بسیار خردمندانه رهبران کشوردشمنان را به زانو درآورده چرا مدعیان تخصص در علم سیاست امتیازات ودرستی این مواضع را تشریح نمیکنند؟ آیا فقط تشریح وتجلیل مواضع دشمنان را وظیفه خود میدانند؟یعنی آن قدرخود کم بین هستند که عقلانیت وتیزهوشی را تنها در غربی ها قبول دارند؟اگر رهبران نظام میگفتند ما انرژی هسته ای نمیخواهیم آنگاه این غرب زده ها میگفتند : دیدید اینها ازتمدن گریزانند؟ دیدید شاه درست میگفت؟ شگفت آور است که غرب زدگان به جای طرفداری وتحسین رهبران نظام برای اصرار در مواضع هسته ای طرف دشمنان میگیرند آنانکه نمیخواهند شاهد ذره ای پیشرفت این ملت باشند. اگر دین ندارند دست کم آزاده و ایران دوست باشند.
در زمان خاتمی خیلی چیزها بهتر بود فقط سیاست نبود، بگذریم!؛ میخواهی دام پهن کنی مرغ بگیری یا تله بزاری شتر بگیری کلک؟! ما به همین شتر مرغی راضی تریم شما که خودتون عالم ترینید به کسی احتیاج ندارید
|
گل گفتی.
استادان علوم سیاسی هیچ ابزار و سازوکاری برای آگاهی دادن به مردم ندارند.آگاه شدن مردم از برخی مسائل خط قرمز محسوب میشود
نمی دانم این اظهار نظر را منتشر می کنید یا نه ! به عنوان یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران مزاحمتان می شوم نه کسی که از بیرون چیزهایی را می بیند و یا می شنود. شاید در تاریخ هفتاد ساله این دانشکده چنین روزهایی را کسی به خاطر نداشته باشد. کنارگذاشتن پی درپی اساتید بزرگ حقوق و علوم سیاسی و افراد ناشناخته ای که هر روز نامه به دست از طرف وزارت علوم و ریاست دانشگاه به عنوان عضو هیات هلمی خود را به گروههای مربوطه معرفی می کنند ! حتی پیش آمده وسط جلسه گروه کسی وارد شده، اساتید پرسیدند امرتون؟ گفتند همکار جدید شما هستم ! آن هایی که با رویه دانشگاه آشنا هستند می دانند که گروه علمی هر رشته، مرجع اصلی تشخیص و انتخاب عضو هیات علمی جدید است. فضا ان قدر تنگ و سخت شده است که وقتی مطلب شما را خواندم متعجب شدم از انتظارات نویسنده. اتفاقا برداشت من این است که خیلی ها می خواهند چنین حرکتی را اساتید علوم سیاسی انجام دهند تا بساط بقیه اساتید دگراندیش هم برچیده شود. به نظرم باید واقع بینانه تر و منصفانه تر قضاوت کرد
به عنوان یک دانش آموخته علوم سیاسی معتقدم، آنچه ما در دانشگاه آموختیم به هیچ وجه در مملکت ما قابل بیان نیست چه برسه به اجرا. ما از دموکراسی خواندیم که دو نوع مستقیم و غیرمستقیم است و در کشور ما دموکراسی مصلحی حاکم است. ما در دانشگاه آموختیم که در حکومت دموکراسی مردم حق اظهارنظر دارند و در کشور ما واقعا آنها که نظرشان فارغ از حب و بغض می گویند، خود بهتر میدانید که چه برسرشان آمد. شما به جای اینکه به اساتید علوم سیاسی انتقاد کنید، از حکومت بپرسید که در تصمیم گیریها چقدر از نظرات اساتید این حوزه مهم و استراتژیک بهره می برد.
|
برای همین جور آموختنهاست که می خواهند در تدریس علوم انسانی بازنگری شود!
دوست عزیز مردم شغلشون رو دوست دارند ، در این اوضاع و احوال اقتصادی نمیخواهند از کار بیکار بشن که !!
استادان علوم سیاسی ما، مثل سایر اقشار مردم،یا به فکر تأمین معیشت خود وخانواده اند ،یا به دنبال ضامن جهت اخذ وام برای پرداخت وامهای عقب افتاده یشان،و یا در پی افرادی که ضامنشان شده اند و بانکها هم چارچوب در اینها را از جا میکنند،و دیگر اینکه شانه هایشان در زیر خروارها خط قرمز شکسته خرد شده، باز "بگم"
سلام
عجب رویی دارید به خدا
مطمئن باشید که استادانی در این دانشگاه ها اظهار نظر دلسوزانه کرده اند و بعد آنها را فتنه گر و منافق نامیده اند و سایت های اصولگرایی مثل شما نیز این اساتید را اینگونه تبلیغ کردید مگر رمضان زاده و میرعمادی استاد دانشگاه تهران نبودند الان حکم آنها چیست؟؟!! کار از ریشه خراب است
زمانی که اسکندر ایران رو تصرف کرد با یه مشکل مواجهه شد
اقای نقدی گفتن اصلا ما علوم سیاسی نمی خواهیم. پس قضیه از اولش باطله
عصر ايران عزيز
اتفاقا" اصول علم سیاست میگوید در شرایط فعلی سکوت بهتر است وقتی عده ای محدود قدرت سیاسی کشور را تصرف کرده و همه را مورد تکفیر قرار می دهند و با زبان زور و قلدری با منتقدان و مخالفان خود روبرو میشوند چه میتوان گفت یا نوشت ؟ معلوم است یک استاد علوم سیاسی اگر دهان باز کند چه میگوید آیا حکومت توان تحمل مواضع استادان علوم سیاسی را دارد ؟دوران خاتمی یک دوره طلایی یا حداقل نقره ای بود که دیگر اجازه تکرار آن را نخواهند داد.
بخشی از اساتید که مهاجرت کردن.. بعضی هم که حرف نزذه تهدید شده اند.. بیشترشون هم که با رانت اومدن دکتری گرفتن خودی هستند و کلا معتقدن که نقد نظام از گناهان کبیره غیر قابل بخشش هست
سلام.
|
اینکه میفرمایید اساتید شما دوست دارند در مورد دردهای تاریخی ایران صحبت کنند یکم برای من عجیبه! شاید مشکل همینجاست که شما نمیدونید دارید چی تحصیل میکنید! اونجا دارند به شما تاریخ آموزش میدند یا علوم سیاسی؟ البته من میدونم که سیاست رو بدون تجربه های تاریخی نمیشه بررسی کرد. ولی ما از تاریخ استفاده میکنیم تا زمان حال رو درست کنیم. مردم عادی شاید نیازی به دانستن آگاهی های تاریخی که شما دارید رو نداشته باشند. مردم نیازمند دانستن راه حل های اساتید شما هستند. اینکه مردم تاریخ رو بدونند خوبه ولی زیاد کمکی به حل مسئله نمیکنه.
|
دوست عزیز و هم رشته من هم مثل شما علم سیاست را در بهترین دانشگاه ایران تحصیل کرده ام ولی می خواهم با شما در این زمینه که می فرمایید 90 درصد اساتید علوم سیاسی اصلاح طلب هستند مخالفت کنم چرا که بسیاری از این اساتید که شمارشان هم کم نیستند یا ایدئولوگ اند و از روش علم بهره ای نبرده اند و یا عافیت طلبانی هستند که بنده سلطانند و اجابت کننده خواسته او.
|
من به هیچ عنوان بانظرت موافق نیستم
رسالت استادان علوم سیاسی بالا بردن سطح دانش سیاسی جامعه است که به خوبی از عهدۀ آن برآمده اند. بسیاری از آنان نیز تحلیل بنیادین مسائل روز را کرده اند. این آگاهی که شما امروز دارید محصول پایمردی استادان علوم سیاسی. البته استادان واقعی. نه مأموران مدرک داری که به تازگی وارد شده اند و جز تکرار تبلیغات صدا و سیما و مدح قدرت چیزی برای گفتن ندارند. شاید قدرت طلبان نیز همین را درک کرده اند که امثال دکتر بشیریه و دکتر سمتی و دکتر سیف زاده و دکتر مردیها را برنتافته اند.
با سلام.
|
همین الانشم اینطوریه. مگه میشه دو تا لایک پشت سر هم زد؟
|
حساس است امتحان کنید
|
آقایونی که تحمل شنیدن نظر مردم را نداردند ساعتی 7000تومن میگیرند با نرم افزاری که داعما آی-پی عوض میکنه رای های ناجور رو بالانس می کنن بالاخره رای رای دیگه ترک عادت هم موجب مرض است.
|
با توجه به اينكه امتحان كردي و ديدي نميشه از يك آي پي بيشتر از يك مثبت منفي گرفت پس يك منفي بگير درضمن مگه شما ترسو هستيد كه دروغ ميگيد؟
|
دوست عزیز مگه شما تونسته اید که چند تا مثبت منفی پشت سر هم بدهید؟ یا از اینکه به شدت از نظر طرفدار نظراتتان در مضیقه هستین کلافه شدی و این کامنت رو گذاشته ؟
|
اگر امتحان نکردی امتحان کن کلا فقط یک بار امتیاز منفی و یا مثبت را قبول می کند
|
الانم همینطور است
|
ا راست ميگي!!
وقتی هر نظری سیاهنمایی تلقی شود و با فحاشی پاسخ داده شود کدام فردی مغز خر خورده باشد که راجع به مسایل تعمق محققانه که هیچ بلکه تفکر دلسوزانه ای داشته باشد .
دوران خاتمی؟... به قول شاعر!! اون ... رو لولو برد!
جواب نا اهلان خاموشی است.
به عنوان یک دانشجوی دکتری علوم سیاسی جهت روشن شدن مسئله به این نکته اشاره می کنم که علوم سیاسی اساسا یک علم سکولار است و از نظر مبنایی با نقش مذهب در سیاست مخالف است لذا در تحلیل شرایطی که نظام مبتنی برمذهب باشد مثل نظام جمهوری اسلامی ، یا باید کنج عافیت اختیار کندیا نقد را از مبانی حکومت شروع کند.به همین دلیل در دوره اصلاحات که فضابرای تحلیلهای سکولار فراهم بودو حتی نماینده مجلس معتقدبه راهپیمایی علیه خدا بود و دولت آقای خاتمی دوره گذار به دموکراسی سکولار تلقی میشد، اساتید محترم علوم سیاسی وارد گود شدند .
متاسفانه مثل خیلی مقالات دیگر جناب جهانیان در زمینه ورزش و غیره این مقاله هم یادآور بیرون گود نشستن و لنگش کن گفتن است ،
باز باران با ترانه
عصر ايران كشوري كه متخصصين وزارت خارجه و كشورش دانش آموخته شاخه هاي مهندسيند و دانش آموختگان علوم سياسي و روابط بين المللش شاغل وزارت كشاورزي اوضايش همين است . كشوري كه اساتيد تئوري پردازش را مي گيرند و با انگ مواجه اش مي كنند بايد هم همين اوضايش باشد. بشيريه ها ، سروش ها ، داوري ها، سيف زاده ها، و ..... امروز كجايند. روزمان رسيده به جايي كه دانشياران تاريخ تحولات مي آيند براي ماتئوري پردازي مي كنند. و اين است سرنوشت كشور ما ، تازه قراره علوم انساني و كتبش را نيز اين آقايون تدوين مجدد كنند.
قرار بود با وحدت حوزه و دانشگاه . دانشگاهیان هم همانند حوزویها حق اظهار نظر داشته باشند. ولی الان حوزه ای ها در کار و دانشگاهیان کناره هستند. اجازه دهید همانها که شتر را بالای بام برده اند پایین بیاورند.
خواهش می کنم به این اسامی دقت کنید: دکتر سید جواد طباطبایی، دکتر جلیل روشندل، دکتر سید حسین سیف زاده (استاد تمام پایه 32 که بنا بر بخش نامه خود دانشگاه تهران سن بازنشستگی اش با این درجه باید 75 سالگی باشد آن هم بنا به درخواست خود استاد، اسفند سال گذشته در سن 63 سالگی مجبور به بازنشستگی شد)، دکتر حسین بشیریه، دکتر عبدالله رمضان زاده، دکتر قاسم شعله سعدی، دکتر هادی سمتی همه و همه فقط از دانشگاه تهران، گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل دانشکده حقوق و علوم سیاسی. همه را یا اخراج کردند یا بازنشسته اجباری. کاری به نحوه نگرش و تفکر اعضای جدید هیات علمی ندارم اما ای کاش افراد صاحب نظر و در شان دانشگاه تهران را بیاورند. نمی دانم مطلع هستید یا نه که حسین الله کرم عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی شده است. روزگار قریبی است نمی دانم نویسنده چه انتظاری از اساتید علوم سیاسی دارد.
ببینید مملکت نه اقتصاد دان می خواهد نه سیاسی نه ... خودتون هم می دونید مشکل از کجاست
همه چي ارومه ما چقدر خوشحاليم(خوشبختيم)
حالت خوبه ؟
چرا كامنت منو نگذاشتيد. من كه خيلي با احتياط نوشتم و از اساتيدي چون بشيريه ها گفتم و....
99%کسانی که اینجا کامنت گذاشته اند با نام ناشناس به نقد پرداخته اند چطور انتظار داریم که دیگران تمام حیثیت خود را برای نقد به میان اورند؟
وقتی بجای کسانی که درس سیاسی یاحقوق خوانداند عده ای بارنگ متفاوت به مجلس می روند از سیاسیون چه انتظاری دارید.بگذارید بادرد خود بمیریم هرچه دادهم می زنیم کسی گوش نمی دهد.
متاسفانه مدت هاست شاهد سکوت اساتیدی همچون دکتر بشیریه، دکتر عالم، دکتر طباطبایی و سایرین هستیم. در حال حاضر در بین اساتید سرشناس دکتر صادق زیباکلام آبروداری می کنند و در این شرایط دشوار هم خستگی ناپذیر فعال هستند.
ماهی گیرا که میخوان تو شب ماهی بگیرن یه چراغ میارن روشن میکنن روی آب، ماهیا جمع میشن دورش بعد اونا رو میگیرن. آقای خاتمی نقش همون چراغ رو داشت. حالا شما میخوای دوباره یه چراغ روشن کنی خدمت این چند تا سیاست دان باقیمانده برسی ؟؟؟؟
اول از زندان بیرون بیارید بعد در خواست نوشتن مقاله و تحلیل مسائل سیاسی روز را از آنها بخواهید.
شما خودتان جرات داريد يك نقد جدي به سياست هاي دولت و ... را منتشر كنيد يا اينكه از ترس .. دچار خودسانسوري مي شويد وصف حال شما وصف حال انها و ساير منتقدين مي باشد
بلایی که سر اساتید اقتصاد آمد را فکر نکنم کسی از یاد برده باشد پس چه بهتر سکوت کرد و از دور نگریست شاید چرخ روزگار آقایان را وادار سازد از علوم اساتید حوزه های گوناگون استفاده کنند