کد خبر ۱۹۸۱۲
تاریخ انتشار: ۱۱:۳۳ - ۳۰ خرداد ۱۳۸۶ - 20 June 2007
علت مخالفت پياپى برخى محافل با «گفتار» و «كلام» رئيس جمهور، به «ساختار زبانى» دكتر احمدى نژاد در عدم تمكين به «زبان واحد بين المللى» قابل ارجاع است، زبانى كه به واسطه رفتارهاى هژمونيك و قدرت جنگ افزارهاى نظامى و تكنولوژيك عالمگير شده است.

ارگان مطبوعاتی دولت، در یادداشتی تحت عنوان "تحليل زبان نمادين رئيس جمهور" نوشت: ناگفته پیداست که برخی حقایق با زبان تمثیل یا با لسان استعاره و کلام های رمزی به کار برده می شوند. حافظ، فردوسی و مولانا نمایندگان ارجمند چنین آیینی زبان شناختی در فرهنگ ایرانیان هستند.

متن کامل یادداشت "ایران" به شرح زیر است:

برخى از جرايد و رسانه ها در باب ادبيات و «آئين زبانى» دكتر محمود احمدى نژاد مطالبى را طرح مى كنند كه چنانچه مسبوق به نقد غيرمنصفانه نباشد، احتملاً مبتنى بر غفلت در شناخت «قواعد زبان شناختى» و عدم آگاهى از «نمادها» و «نشانه شناسى» در تاريخ ادبيات كهن ايران و فرهنگ مقاومت معاصر در اين سامان خواهد بود.فى المثل يكى از اين جرايد ضمن نقد ادبيات رئيس جمهور در ديدار با مردم «گرمسار» با تنش زا و هيجانى خواندن سخنرانى ايشان يادآورى كرد كه «آقاى رئيس جمهور! گرمسار با احتساب تمامى ساكنان اطراف و اكناف كمتر از صد هزار نفر جمعيت دارد، از چه مى گوييد كه فقط گرمسار قادر به رفع تهديد قدرت ها از ايران مى باشد»!!

اين نقد غير زبان شناختى البته مؤيد اين نكته نيز هست كه ديگر در انبان ناقدان مخالف، (نه منتقدان سازنده دولت) كمتر متاع ارزشمندى يافت مى شود! چه اين كه اولاً، زبان رئيس جمهور در ديدار آحاد ملت، زبان ابتناء يافته به ادبيات و فرهنگ ايرانيان است و زبان ادبيات، زبانى نمادين بوده و سرشار از غناى اسلامى و شيعى است.

ثانياً، به دليل پيوند ساختار زبان شناختى رئيس جمهور دولت اسلامى با «نمادها» و «حقيقت ها»ى برآمده از مواريث كهن و اسلامى، «كلمه ها»، «نمادها» و «نشانه هاى» به كار برده شده، به دور از «واژه بازى» و عموماً «واژه آگاه» هستند.

ثالثاً، رئيس جمهور بر آن است تا «واژه بازى» هاى مبتنى بر زبان واحد جهانى را كه بعضاً در ۱۶ سال گذشته بسط يافته بود، به «واژه آگاهى» مبتنى بر تراث اسلامى ارجاع دهد. اين چارچوب زبانى مسبوق به آيين و تفكر اسلامى پويا و كارآمد البته غير از تحليل هاى زبانى منطق «ويتگنشتاين» و كلمه «بازى زبانى» است كه زبان علم و دين را جدا و متفاوت مى داند، چرا كه اين تفرق نمادين در چارچوب زبان دولت اسلامى غير كارآمد است.

علاوه بر اين، ناگفته پيدا است كه برخى حقايق با زبان «تمثيل»، يا بالسان «استعاره» و «كلام هاى رمزى» به كار برده مى شوند. حافظ، فردوسى و مولانا نمايندگان ارجمند چنين آيين زبان شناختى در فرهنگ ايرانيان هستند.

قدرى دورتر، برخى بر آن بودند كه زبان نمادين، زبانى بى بنيان، مبهم و غيرعلمى است و زبانى كه شأنيت سيطره تكنيك را داشته باشد، زبانى غير از زبان علم نيست. اما امروز گستردگى رشته هاى زبان شناسى و بطلان نظريات پوزيتيويستى و گسترش روش هاى علمى نمادشناسانه اين «فرضيات ايدئولوژيك» را بى پايه كرده است.

به نظر راقم سطور، علت مخالفت پياپى برخى محافل با «گفتار» و «كلام» رئيس جمهور، به «ساختار زبانى» دكتر احمدى نژاد در عدم تمكين به «زبان واحد بين المللى» قابل ارجاع است، زبانى كه به واسطه رفتارهاى هژمونيك و قدرت جنگ افزارهاى نظامى و تكنولوژيك عالمگير شده است.

پايبندى رئيس جمهور به «ذات هويت ملى» در ايران از يك سو و تأكيد بر نوسازى و بازانديشى نمادها و نشانه هاى آن از ديگرسو خود مؤيد مخالفت ايشان با پروژه جهانى سازى و تحليل هاى زبانى مبتنى بر گفتارهاى هژمونيك زمانه است. چه اين كه اكنون «زبان» و «قدرت» عامل استيلاى نظم نوين جهانى و استقرار دهكده جهانى جناب مك لوهان به شمار مى آيند.
«ساختار» و «واژه ها» و «چارچوب هاى» زبانى اى كه رئيس جمهور ايران به نمايندگى از ملت آن راه را ملغى مى داند و اگر نه ماهيت انسان خروج از «ناسيوناليسم» و مرزهاى ساختگى بشرى و رسيدن به صفات «جهان بودگى» ازلى و ابدى است.

رابعاً، گزافه گويى نيست اگر بگوييم افشاى «پيكره زبان شناسى» مستبدانه شوراى امنيت و «واژه سازى هاى» مجعول و «دوگانه» سازمان هاى به اصطلاح حقوق بشرى نظام سلطه نزد جهانيان تا حدود زيادى به استخدام واژه ها، كلمات و نمادهاى دكتر احمدى نژاد و به طريق اولى به باطن انقلاب اسلامى بازگشت دارد. دستكارى در زبان رايج «هولوكاست» و ايجاد تزلزل در نمادها و نشانه هاى سيطره آميز «باشگاه اتمى» جهان از نتايج نورافشانى احمدى نژاد در تاريكخانه به هم پيوسته زبان و قدرت جهانى بود.از اين رو فراخوانى احمدى نژاد و ملت به «استحاله زبانى» ذيل توجيهات پرهيز از هيجان و تنش، غفلت از بنيان هاى هم بسته زبان و سلطه است كه از عقلانيت به دور است.

خامساً؛ در تحليل هاى زبانى رئيس جمهور ، زبان، نمادها و نشانه ها نمايندگان كلام هاى حقيقت محور و غير مجازى در تاريخ ايران و اسلام به شمار مى آيند.

مستظهر بودن به قدرت گرمسارى ها، نه ناشى از هيجان كه از تمثيل و نشانه اى براى اهل حكمت است. گرمسار آن روى سكه طبس است و «طبس» و طبسى ها نماد و نشانه در تاريخ ايران به شمار مى آيند. در صورتى كه با نويسنده يادداشت يكى از روزنامه ها هم داستان شويم بايد تابلو نوشته ورودى خرمشهر را بر سبيل استهزا طرح بندى كنيم. چه اين كه آن روزها بر آستانه اين شهر خونين نوشته بودند: به خرمشهر خوش آمديد؛ جمعيت ۳۶ ميليون نفر!! و تو خود مى دانى كه اين تابلونوشته از سر تمثيل و استعاره است براى جمعيتى كه براى كمك به آقامحمد جهان آرا و بر و بچه هاى مظلوم خرمشهر آمده بود.كرد، مازنى، گيلك و ترك و تماميت ايران، در خونين شهر حماسه آفريدند تا دو باره خرمى به اين شهر باز گردد و باز از سر تمثيل و استعاره بود كه گفته مى شد خرمشهر و فاو را خدا آزاد كرد، چه اين كه «او» مى خواست بگويد تا به قدرت خويش غره نشويم و مگرنه اين كه عاشورا زبان نمادين بازانديشيده شده تاريخ است، چه بخواهيم چه نخواهيم، گو اين كه تمام حادثه عاشورا هم فقط در چند ساعت اتفاق افتاده است!! مع الوصف موتور محركه ايران و هويت ايرانى است. زبان مقاومت جهانى در حال گسترش است و خوشا به حال ملت ايران كه نمادها، نشانه ها و حقيقت هاى زبانى آن را در اختيار دارد.

در پايان بايد به دوستان يادآور شوم تاريخ براى هيچ رئيس جمهور و ملتى كه در زبان سلطه و نمادهاى ستم «مستحيل» شده باشد كف و سوت نخواهد زد و براى ايشان هورا نخواهد كشيد، اما براى خرمشهر و مقاومت ۳۴ روزه ايشان مقابل اشغالگران اداى احترام مى كند، كما اين كه ملت و امراى كويت كه حتى چند ساعت در برابر زبان زور صدام مقاومت نكردند را هرگز از شماتت خويش رها نمى كند و ...

 

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
علم و فناوری