کد خبر: ۲۱۴۴
تاریخ انتشار: ۱۵:۴۳ - ۰۵ شهريور ۱۳۸۵ - 27 August 2006
احسان رافتی

توروبه خدا یکی بیاید و ما ایرانی ها را نجات دهد. دلمان خوش بود که تلویزیونی ها بالاخره یک کار خوب و ارزنده ای کردند و یک سریال جذاب روتین را  که هرروز ایرانی های بخت برگشته را سرگرم می کند ولی چه سریالی … چه کشکی … چه دوغی …

از وقتی سریال نرگس شروع شده ما یه خنده اون تو ندیدیم. همه اش گریه و زاری و داد و بیداد و … ! آخر تو را به خدا … جان مادرتان … از صبح کله سحر تا بوق شب به اندازه کافی داد و بیداد برسرمان می شود. به اندازه کافی شیون و گریه زاری را در سطح شهر شاهدیم … بس است دیگر … بس است … جان مادرتان !

نه اصلا تقصیر خودمان است. ما جماعت ایرانی ! این قدر گیر به این طنزهای نود شبی دادیم. این قدر گفتیم خوب نیست. آبکی است. این چه مدلش است به هر روش که نباید مردم را خنداند آمدند و سریال نرگسی را گذاشتند که نشد در یک قسمتش کسی گریه نکند.

نشد کسی در یک قسمتش داد نکشد. صدایش را به رخ بقیه نکشد. چه می دانم … بدبختی ما همین است که از این سریال ها استقبال هم می کنیم. کسی نیست اعتراض کند که نمی خواهید شیون و گریه و زاری را جمع کنید؟

این ملت کم می خندد. خیلی کم. اصلا روزی چند ساعت تلویزیون طنز پخش می کند ؟ روزی چند روزنامه جرات دارند ستون طنز داشته باشند؟ مردم در روز چقدر می خندند؟ آنوقت می آییم و فیلم گریه دار می سازیم و آن هم می گیرد و همه نگاه می کند.

پس بازی کردن با احساسات مخاطب اسمش چیست ؟ همین نیست که از احساسات مخاطبانمان سو استفاده کنیم برای این که سریال هایمان مورد تقدیر بالایی ها قرار گیرد؟

باز هم تقصیر خودمان است. عادت کرده ایم گریه کنیم. هر جا کسی را دیده ایم که دارد گریه می کند یاد بدبختی های خودمان افتادیم و ما هم زار زار نشسته ایم و گریه کرده ایم. بهرحال ماشالله چیزی که زیاد است بدبختی … فراوان. به قولی ما ایرانی ها همیشه شریک غم و غصه های این و آن بوده ایم.

به چشم دیده ام خانم هایی را که همراه زار زار اشک که معلوم نیست یک انسان زنده مگر چقدر اشک دارد زنگ می زنند به همدیگر و به بدبختی نرگس و فک و فامیلش گریه می کنند …

هر جا هم که دیدیم چند آدم نشسته اند و دارند می خندند، مسخره شان کردیم که فلان فلان شده های جلف. خجالت هم نمی کشند. خرس گنده ها … نیششان تا بناگوششان باز است !

با این حال عوامل سریال نرگس دیگر شورش را درآورده اند. درست که سلیقه مردم خوب کشورمان گریه و غم و غصه است و به عینه خودشان را به جای نرگس و بقیه بازیگران سریال می بینند و فیلشان یاد هندوستان می افتد و های های گریه می کنند ولی دیگر این دوستان هم بیش از حد هم پیاز داغش را زیاد کرده اند آخر مگر در یک سریال 35 دقیقه ای روز چند دقیقه اش باید گریه و داد و بیداد و اخم باشد؟

با این حال مثل این که با نساختن برنامه های جدید طنز، تعطیلی نشریات طنز، کم شدن طنز روزنامه ها و مجلاتمان کم کم باید فاتحه طنز را هم در این کشور خواند …
یادمان باشد گریاندن مردمی با هزاران مشکل هنر نیست … خنداندنشان هنر است …

منبع: حیفنا

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
نام:
ایمیل:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز:1200
مدیا- داخلی
دلتابان
پربازدید ها
بلیط (عصر ایران داخلی)
عصر ایران داخلی (تخفیفان)
عکس