کد خبر: ۲۲۲۹۹۰
تاریخ انتشار: ۱۱:۳۱ - ۲۴ تير ۱۳۹۱ - 14 July 2012
کیست که نداند آشفته بازار کنونی نتیجهٔ چیست؛ دوستان دیروز، دشمنان امروزند و شمشیر‌ها را از رو بسته. آن زمان که دوستانِ گرمابه و گلستان هم بودند ما را به یاری نخواستند، اما اینک که دشمنانِ قسم خورده‌اند ما را برای یارکشی می‌خواهند. در این میان اما چیزی که نمی‌دانند این است؛ ما فیلمنامه‌نویسان هم، مَردُمی هستیم.

جابر قاسمعلیجابر قاسمعلی رئیس کانون فیلمنامه‌نویسان با انتشار نامه‌ای سرگشاده که بطور اختصاصی در اختیار خبرآنلاین قرار گرفت، از سمت خود استعفا داد.

به گزارش خبرآنلاین، متن نامه قاسمعلی به این شرح است:

«دوستان عزیز شورای مرکزی کانون فیلمنامه‌نویسان سینمای ایران
فیلمنامه‌نویسان سینمای ایران
سلام

همچنانکه در جلسه روز چهارشنبه مورخ 21 تیر ماه 1391 ضمن ارائه تحلیلی از شرایط موجود سینمای ایران و موقعیت کانون فیلمنامه‌نویسان، به گونه‌ای رسمی استعفای خود را تقدیم آن شورای محترم کردم، جهت روشن شدن اذهان همکاران محترم نویسنده، یک بار دیگر به کوتاهی دلایل این امر را بر می‌شمارم.

به نظر می‌رسد در روزگار تهمت و افترا، خشم و پرخاش، سیاسی‌کاری و سیاسی‌بازی، کار صنفی بی‌معناست. برای آنان که از دو سو بر طبل جنگ می‌کوبند و تنها چیزی که در این فضای پُر گرد و غباراز خاطر برده‌اند، سینمای موقر و مظلوم ایران است و استقلال صنف را نشانه بی‌طرفی و بی‌طرفی را همچون ادبیاتِ سپری شدهٔ مَردُم سالخوردهٔ این سال‌ها، نشانه بی‌شرفی می‌دانند، چه طرفه که صنف فیلمنامه‌نویسان زنده باشند یا مُرده! زندگیشان به امضایی می‌ارزد پای بیانیه‌های خُرد و کلان و مُردگیشان بهتر؛ که فیلمنامه‌نویس خوب؛ فیلمنامه‌نویس مُرده است.

کانون فیلمنامه‌نویسان نه شیر شتر می‌خواهد، نه دیدار عرب؛ نه اساسنامهٔ بخشنامه‌ای را می‌پذیرد (که خود اساسنامه‌ای دارد محصولِ سال‌ها تلاشِ همکاران) و نه نصیحت‌های تهدید‌آمیز و تهدیدهای ناصحانه را. دوستانی که امروز حضور کانون را برای همبستگی خانوادگی به فریاد می‌خواهند، دیروز را در برابر دلشکستگی کانون که بی‌گناه، آماجِ تیرهای زهرآگینِ توهین و تحقیر از سوی برادران و خواهران همین خانواده بودند، به سکوت گذراندند.

کیست که نداند آشفته بازار کنونی نتیجهٔ چیست؛ دوستان دیروز، دشمنان امروزند و شمشیر‌ها را از رو بسته. آن زمان که دوستانِ گرمابه و گلستان هم بودند ما را به یاری نخواستند، اما اینک که دشمنانِ قسم خورده‌اند ما را برای یارکشی می‌خواهند. در این میان اما چیزی که نمی‌دانند این است؛ ما فیلمنامه‌نویسان هم، مَردُمی هستیم.

حالا؛ چنانکه گفته‌اند، فیلمنامه‌نویسان نخبه که از عضویت در کانون شرمگین‌اند، گامی فراپیش نهند و سکان این کشتی بی‌لنگر را به دست گیرند؛ شاید که خدا خواهد و این کشتی بیش از این کژ و مژ نرود و به یاری خدا به ساحل امن هدایت شود.

خدا بیامرزد شاملو را که گفت:
جماعت! من دیگه حوصله ندارم...
به خوب امید و از بد گله ندارم.
گرچه با دیگران فاصله ندارم؛
کاری با کار این قافله ندارم.

بااحترام/ جابر قاسمعلی
رئیس سابق کانون فیلمنامه‌نویسان سینمای ایران»
پربازدید ها