کد خبر: ۲۲۶۸۵
تاریخ انتشار: ۱۲:۴۹ - ۰۸ مرداد ۱۳۸۶ - 30 July 2007
سارا سماواتي

 هيچ موسيقيداني يا شايد هيچ هنرمندي، مردمي تر از هنرمندان موسيقي نواحي ايران نيست؛ کساني که هنرشان را براي مردم، در جمع آنها و فارغ از حرکات نمايشي و هيچ منتي عرضه مي کنند. خليفه ميرزا آغه غوثي يکي از آنها بود. در هر رويدادي که دعوتش مي کردند، شرکت مي کرد چون برايش موسيقي اصل بود نه مسائل حاشيه اي. به جشنواره موسيقي فجر مي آمد، در جشنواره ذکر و ذاکرين و جشنواره موسيقي نواحي که در کرمان برگزار مي شد، شرکت مي کرد. دف مي نواخت و ذکر مي گفت و هميشه براي گفت وگو با روي گشاده آماده بود.

 گفت وگو با هر کسي؛ از يک فرد عادي که او را به درستي نمي شناسد گرفته تا خبرنگاران و مسوولان. با شور دف مي نواخت و گويا صحنه و مردمي را که به او خيره شده بودند، فراموش مي کرد. «اينجانب خليفه ميرزا آغه غوثي سرپرست تکيه قادريه کسنزاني کردستان ايران هستم. متولد 1307 در شهر سنندج، محله جورآباد، از خانواده متدين و مذهبي و عارف به دنيا آمده ام و به لطف خدا از نوجواني نزد مرحوم پدرم استاد حاج غوثي متولد 1283 شمسي که در سن 63 سالگي به ديدار حق شتافت، به سير و سلوک تصوف و فراگيري مداحي و دف نوازي پرداخته و تاکنون که 77 سال سن دارم مداح مذهبي و دف نواز هستم...»

مراسم ذکري که آغه غوثي و ديگر دراويش آيين قادريه اجرا مي کنند، از معدود طريقت هاي درويشي است که مراسم ذکر آنها با از خود بيخود شدن حاضران در جمع همراه است. شب هاي کردستان غرق شکوه و عظمت اين آيين است اگرچه يکي از بزرگان خود «خليفه آغه غوثي» را از دست داده است. مراسمي که در آن دراويش در تکيه و خانقاه دور هم جمع مي شوند تا به رهبري خليفه ذکر بگويند. آنها قبل از ذکر بايد وضو داشته باشند.

با الله اکبر گفتن شروع به ذکر مي کنند و در حالي که سرشان را به بالا و پايين حرکت مي دهند، لااله الاالله مي گويند و در همين موقع يک نفر شروع به زدن دف مي کند، دف در دستان دراويش مي خرامد و به طرز اعجاب انگيزي سرور و شعف مي آفريند. همان دفي که در اجراها در دست خليفه آغه غوثي مي ديديم و دور تا دور پوست آن با خطي خوش ذکر نوشته شده بود. «طريقت و انجام دادن اوراد و سپري کردن مراحل اذکار مخصوص تصوف (درويشي)، در جواني از سوي مرشدم شيخ عبدالکريم کسنزاني (قدس) خليفه شدم و بعد از وي جانشين ايشان حضرت شيخ محمد کسنزاني است و 55 سال است که خليفه هستم و روزهاي جمعه هر هفته مراسم ذکر و قرائت قرآن مجيد و مداحي و سماع در تکيه دارم.»

دف آغه غوثي عالي ترين ساز مراسم و عضو جدايي ناپذير آن به حساب مي آمد. قدرت صوتي اين ساز در برانگيختن حال و ايجاد هيجان نقش مهمي ايفا مي کند. همچنين اين ساز داراي جنبه هاي نمادين بسياري نيز هست. از جمله اينکه تعداد حلقه هاي زنجير آن که 101 عدد است با تعداد صفات خداوند مطابقت دارد.

آغه غوثي دف مي زد و تمام حاضران به پا مي خاستند. ريتم که تندتر مي شد و ضربات دست هاي او بر دف که سريع تر و محکم تر فرود مي آمد سرها به دوران مي افتاد؛ «الله، حي هو، حي الله» و ذکر موزون خليفه ادامه پيدا مي کرد تا حال مجلس دگرگون شود.

«درويشان حرکات خود را با ذکر و سماع با آهنگ دف تنظيم مي کنند. اذکار در حلقه ذکر درويشان خوانده مي شود و سماع در جسم و جان درويشان.

اي نوازنده صاحب صف / مي زن به زخم کف/ برده دل من اين دف/ من خانه نمي دانم. هنر دف نوازي سينه به سينه است، از پدرم به من، از من به پسرانم و نوه هايم منتقل شده و اين ميراث گرانبهاي عرفاني را تا به امروز حفظ کرده ايم. پسرهايم عبدالرحمان و عليرضا غوثي و نوه هايم دف نواز و مداح هستند و لحن صدا و پنجه پدر را به ارث برده اند.»

خليفه آغه غوثي هميشه در جشنواره ها با نوه اش بر روي صحنه حاضر مي شد.

هر دو دف مي نواختند و با صداي خوش ذکر مي گفتند. ذکر آنها از مرحله آرام و ابتدايي شروع مي شد و سپس اوج مي گرفت.

همراه با ذکر، اشعاري از حافظ، سعدي، مولانا، شيخ عبدالقادر گيلاني و... را با ريتم هاي مختلف مي خواندند.

کسنزاني يکي از دو شاخه طريقت قادريه است. شاخه ديگر «طالباني» ناميده مي شود و در هر دو شاخه اين مراسم آييني انجام مي گيرد.

حضور درويشان به روي صحنه و در برابر تماشاچيان لطمه اي به اصالت و کيفيت کار آنها وارد نمي کند، چرا که درويشان قادري عموماً مردم عادي را از تماشاي مراسم خود منع نمي کنند. گاه حتي در اعياد مذهبي، با نصب بلندگو در خارج خانقاه و پخش صداي مراسم براي تمام محله در ارتباط گيري با مردم عادي اصرار نيز مي ورزند.

«از اين طريق بسياري از انسان ها هدايت يافته و نماز مي خوانند و ارکان شريعت و وظيفه ديني را به جا مي آورند. تاکنون در جشنواره هاي مختلف داخلي و خارجي شرکت کرده ايم... راه طريقت و فرهنگ مردم کرد را تا به امروز با تمام ويژگي ها و عظمتش حفظ کرده ام و بايد به جهانيان شناسانده شود.»

خليفه آغه غوثي رفت اما پسران و نوه هايش جاي او را روي صحنه پر مي کنند. دف مي نوازند و ذکر مي گويند تا مردم صداي آغه غوثي و نواي ساز او را از خاطر نبرند؛ وقتي با لباس محلي روي صحنه مي آمد و آداب ذکر را به جا مي آورد و شوري ديگر به موسيقي مي بخشيد.

منابع؛

1- کتاب مجموعه مقالات درباره موسيقي آييني، حکمي و مذهبي ايران به کوشش جهانگير نصري اشرفي.

2- کتاب آيينه و آواز نوشته محمدرضا درويشي.

3- دفترچه سي دي ذکر يا رحمان، آيين دراويش قادري کردستان.

منبع: شرق

 

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
نام:
ایمیل:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز:1200
ایر تویا -داخلی
دلتابان
پربازدید ها
بلیط (عصر ایران داخلی)
عکس
نیازمندیها