کد خبر: ۲۲۶۹۹
تاریخ انتشار: ۱۴:۰۶ - ۰۸ مرداد ۱۳۸۶ - 30 July 2007
صبا صراف

کيهان با عمري بيش از نيم قرن آينه تمامي جريانات و تحولات سياسي کشور است و تاريخ آن از آغاز پيدايي به همراه تمامي تازه ها و خبرهاي داخلي و خارجي اش، چه داغ و چه غيرداغ و همه ضميمه هايش از زن روز تا کيهان بچه ها و کيهان هوايي جدا از تاريخ تحولات ملت ايران نيست.

با آغاز زمزمه هاي انقلاب سرگذشت کيهان بار ديگر رقم مي خورد و سرگذشت، تاريخي مي شود که به اندازه تمامي تاريخ پيروزي انقلاب اسلامي قابل بررسي است.

با خروج مصباح زاده مدير مسوول و صاحب امتياز کيهان از ايران در سال 56، موسسه و روزنامه کيهان به دست شوراي سردبيري اداره مي شود و از آن هنگام است که هر گروه و حزب و مسلکي با نفوذ در آن سعي در هدايت روزنامه در جهت اهداف خود دارد. کيهان در اين دوران به دليل تيراژ بالاي يک ميليون نسخه اي و محبوبيتي که ميان مردم دارد، عرصه اي براي رقابت ميان احزاب و تشکيل سنديکاهاي مختلف در کيهان مي شود؛ و سنديکاي روزنامه نگاران و کارکنان کيهان شامل سنديکاي کارگري از حزب توده ايران، سنديکاي کارمندي از حزب ملت ايران با گرايشات ملي و سنديکاي روزنامه نگاران از ميان چريک هاي فدايي خلق مي شود. در اين ميان انجمن اسلامي کيهان در مقابل سنديکاي روزنامه نگاران و کارمندان تشکيل مي شود که بعد از جريان اعتصاب 62 روزه مطبوعات بر تعدادشان افزوده و شمار آنان بالاتر مي رود.

اعتصاب 62 روزه کيهان که به همراه ديگر مطبوعات کشور به عنوان اولين اعتصاب خانواده مطبوعات ايران محسوب مي شود، از جمله اتفاقات مهم اين دوران براي نشان دادن اعتراض در مقابل قدرت رژيم بود. پس از واقعه خونين 17 شهريور در پي اعتراضات مردمي و اعتصاب مطبوعات روزنامه نگاران کيهان نيز با حضور در تحريريه و بدون انجام هيچ گونه فعاليت خبري دست به اعتصاب زدند که در اين دوره کيهان به حالت ويژه درآمد و توسط چند تن از سران نشريه منتشر شد و شکلي نظامي به خود گرفت.

با وقوع زلزله طبس در 25 شهريور خبرنگاران اين روزنامه دست از اعتصاب کشيدند ولي حضور نيروهاي دولتي در نشريه براي نظارت مستقيم بر فعاليت روزنامه هايي چون کيهان و اطلاعات با واکنش شديد و اعتصاب دوباره خبرنگاران مواجه شد که به سبب آن کار به ميزهاي مذاکره ميان مطبوعات و دولت کشيده شد و در نهايت با صدور اعلاميه از سوي دولت مبني بر پذيرفتن خواست هاي آنان، خبرنگاران در 23 مهرماه بعد از اعتصاب 62 روزه مطبوعات که همزمان با روي کار آمدن دولت بختيار صورت گرفت، به کيهان بازگشتند.

انتشار دوباره روزنامه کيهان در اولين روز بعد از انقلاب يعني دوشنبه 23 بهمن ماه 1357 در ده هزار و ششصد و سي و ششمين (10636) شماره و سي و ششمين سال انتشار خود با اقبالي بي سابقه و تيراژ فزون از يک ميليون نسخه رو به رو شد و به عنوان پرمخاطب ترين روزنامه هاي اين دوره به چاپ هاي سوم و چهارم نيز دست يافت. در سال 1357 کيهان با پرسنلي حدود 300 نفر (در تهران و شهرستان ها) و ارزش سرمايه اي، تجهيزاتي، تاسيساتي و... بيش از 880 ميليون تومان و با 140 ميليون تومان بدهي در هيئت يکي از موسسات بزرگ و بانفوذ انتشاراتي ايران درآمده بود. «حزب توده» که در اين ميان بيش از ديگر احزاب در کيهان نفوذ داشت به برگزاري سخنراني هايي به رهبري سران حزب و جلسات و صدور بيانيه ها اقدام مي کند. محمود عسگريه از اعضاي اصلي انجمن اسلامي موسسه کيهان که خود را پيرو راه شريعتي مي نامد، از خاطرات آن دوران خود مي گويد؛ «مي ديديم که مرام سياسي حزب توده با مرام اسلامي ايراني ما نمي خواند و آنها مي خواهند ما را از زير بيرق امريکا درآورند و ببرند زير بيرق شوروي، در حالي که شعار ما نه شرقي نه غربي، جمهوري اسلامي بود.»

و از آن پس است که جدال ميان توده اي ها و انجمن اسلامي بالا مي گيرد و در 24 ارديبهشت ماه 58 طي تسويه اي خودجوش 20 نفر از روزنامه اخراج مي شوند که بعد از آن نيز روزنامه «کيهان آزاد» را منتشر مي کنند، تعدادي نيز به اعتراض از کيهان مي روند و نيروهاي انجمن اسلامي به رهبري محمد مبلغي اسلامي پيروز ميدان مي شوند.

انتشار 4 صفحه اي روزنامه با تيتر «کيهان امروز با حمايت کارگران درآمد» در 25 ارديبهشت ماه خبر از تحولات دروني روز گذشته خود مي دهد. محمود عسگريه در اين باره مي گويد؛ «تا ساعت يک بعد از ظهر آن روز حتي يک مطلب هم رد نشده بود، روزنامه نگاران دست از کار کشيده بودند، تصميم گرفتيم کيهان را به هر قيمت شده خودمان منتشر کنيم و کيهان فردا را با آن تيتر منتشر کرديم.»

در دوره کوتاهي از اختلاف کيهان زير نظر روحاني اي به نام «هادي نجف آبادي» منتشر شد. رد پاي گرايشات «حزب ملي ايران» نيز در کيهان اين سال ها ديده مي شود، با توجه به چاپ برخي از مقالات و اخبار در حمايت از دکتر شايگان وزير فرهنگ دولت مصدق که شايد انتصاب «ابراهيم يزدي» در دوره کوتاهي (کمتر از يک سال) به مديريت کيهان و کنار رفتن وي با سقوط دولت موقت در آبان ماه 59 گوياي اين امر است.

با برکناري ابراهيم يزدي به عنوان اولين کسي که از سوي امام به مديريت کيهان منصوب شده بود، شخصي به نام «حسين مهديان» تاجر آهن و از بازاريان بنام تهران براي پا درمياني و حل اختلافات و بحران هاي به وجود آمده در کيهان به عنوان واسطه وارد مي شود و براي مدتي نيز صحبت از خريد امتياز کيهان از سوي وي مطرح مي شود که البته عملاً چنين کاري هيچ گاه صورت نگرفت و مهديان مدتي به عنوان سرپرست و ريش سفيد در کيهان ماند و در اين مدت از «اسدالله مبشري» وزير مستعفي دادگستري دولت موقت به عنوان سردبير دعوت به همکاري کرد.

کيهان که در اين دوره موضع بي طرفي را انتخاب کرد و به چاپ مصاحبه با افرادي از جناح ها و احزاب مختلف فکري و ذکر کلي گويي هاي مبهم در زمينه مسائل مختلف پرداخت، تيتر «ضدانقلاب بداند کيهان به هر قيمتي متعلق به ملت مسلمان ايران است» از جمله اقدامات کيهان براي نشان دادن موضع بي طرفي نشريه و همراهي با انقلاب اسلامي است که در تاريخ 16/4/58 چاپ شد و در يکي از سرمقاله هاي کيهان خط مشي خود را «حرکت در خط اسلام و خط رهبري انقلاب» معرفي مي کرد.

مبشري در اوايل مرداد بعد از حدود يک ماه کار، از کيهان کناره گيري مي کند و مهديان نيز در گفت وگويي که با خبرگزاري پارس انجام مي دهد اعلام مي کند؛ «موسسه کيهان در اختيار بنياد مستضعفين قرار گرفت.»

با انتصاب «محمد خاتمي» به عنوان نماينده ولي فقيه به مدير مسوولي موسسه، کيهان به آرامشي نسبي دست يافت و غائله درگيري ها فرو نشست. احمد غلامي که مدتي مسووليت مجله کيهان بچه ها را بر عهده داشت از اين دوران مي گويد؛ «دوره بالندگي کيهان دوره خاتمي است و کيهان آن روز فضاي بازتري براي فعاليت بسياري نويسندگان و روشنفکران داشت.»

محمود عسگريه نيز معتقد است؛ «طلايي ترين دوران کيهان دوره خاتمي است. در آن دوران سامان روحي به وجود آمده بود که چه از نظر فکري و چه از نظر وضعيت اقتصادي آرامشي در کيهان فراهم شده بود.» بعد از دو سال، با انتصاب خاتمي به وزارت ارشاد اسلامي داشتن مسووليت کامل کيهان برايش دشواري هايي را به همراه داشت و به همين دليل نيز «شاهچراغي» به سمت مديريت موسسه رسيد. شاهچراغي از تحصيلکردگان مدرسه مذهبي شهيد حقاني با گرايش راست بود که به دليل داشتن مايه هاي روشنفکري در ميان روشنفکران آن دوره از عزت و احترام زيادي برخوردار بود. به عقيده احمد غلامي؛ «آن بذري را که خاتمي کاشته بود شهيد شاهچراغي شکوفا کرد.»

انتشار ماهنامه «کيهان فرهنگي» از جمله مجلات وابسته کيهان در سال 1363 به مديريت « هادي خانيکي» و «رخ صفت» يکي ديگر از اقدامات فرهنگي کيهان بود. ماشاءالله شمس الواعظين که به مدت 8 سال سمت سردبيري کيهان را بر عهده داشت در رابطه با کيهان فرهنگي مي گويد؛ «با انتشار ماهنامه کيهان فرهنگي، کيهان شکل تازه اي به خود گرفت و محلي شد براي اجتماع روشنفکران.»

شاهچراغي 30 اسفندماه 63 بر اثر حادثه سقوط هواپيما شهيد شد و پس از او «محمد اصغري» در سال 64 به عنوان قائم مقام و مدير موسسه انتخاب شد. اصغري در مورد پذيرفتن سمت مديريت کيهان توضيح مي دهد؛ «من ابتدا قبول نکردم اما از سوي دفتر امام خميني نامه اي نوشته شد و مرا ملزم به پذيرفتن اين سمت کرد.»

کيهان در ميان سال هاي 59 تا 69 تيراژي برابر با 360 هزار نسخه در روز داشت و به گفته اصغري؛ «تنها با انتشار روزنامه همشهري به دليل سبک جديد و شکلي نو در عرصه روزنامه نگاري کشور بود که تيراژ کيهان کمي پايين آمد.» کيهان در تمام طول دوران جنگ زير رگبارهاي دشمن و با وجود کمترين امکانات و تجهيزات بدون حتي يک روز وقفه منتشر شد. «عمده ترين مشکل در آن دوران کمبود کاغذ بود که دشواري هاي زيادي را برايمان به وجود آورد.»

با رحلت امام خميني در سال 68 اختلاف نظرها در کيهان شکل گرفت. «مهدي نصيري» جوان 23 ساله اي بود که فعاليت خود را در کيهان با نوشتن مقالات تند آغاز و پله هاي ترقي در کيهان را به زودي طي کرد و عرصه را براي ديگر نويسندگان تنگ کرد. در همين دوره خاتمي نيز که خطاب مقالات تند نصيري قرار مي گيرد از سمت مديريت کيهان استعفا داده و به دنبال آن تعدادي از روزنامه نگاران کيهان چون «شمس الواعظين»، «خانيکي»، «تهراني»، «رخ صفت» و... در سال 69 از کيهان خارج شده و نشريه «کيان» را منتشر مي کنند. شمس الواعظين دراين باره مي گويد؛ «به دليل اختلاف نظرها و کاهش آزادي بيان و قلم ترجيح داديم از کيهان بيرون بياييم و کيان را تاسيس کرديم که در دوره خود حلقه روشنفکران شد.»

با خروج يا جابه جايي نويسندگان از کيهان، به وجود آمدن درگيري هاي صنفي و شغلي مانند اعتراض براي گرفتن سکه عقب افتاده کارمندان کيهان که اعتصاب کارکنان و روزنامه نگاران موسسه را به همراه داشت، يکي از کارمندان کيهان از آن روز مي گويد؛ «همه در حياط زير همين پله ها جمع شده بودند و شعار مي دادند، آقاي اصغري از آنها خواست نمايندگانشان را نزد او بفرستند و مذاکره کنند، اگرچه قضيه با مذاکره حل شد اما آن روز آخرين روزي بود که آقاي اصغري به کيهان مي آمد.» محمد اصغري نيز سال 1369 از سمت خود در موسسه کيهان استعفا داد .

دکتر محمد اصغري مردي آرام با موهاي پرپشت جو گندمي که کمي به سفيدي مي زند اکنون در دانشگاه تهران مشغول تدريس حقوق به دانشجويان اين رشته است. وي درباره استعفاي خود توضيح مي دهد؛ «از من تقاضا کردند که باز هم بمانم اما من نپذيرفتم و از آقا خواستم مسووليت کامل را به نصيري که جوان باهوش و بااستعدادي بود واگذار کنند.»

مهدي نصيري که ابتدا به سمت سردبيري کيهان منصوب شده بود بعد از خروج اصغري از کيهان جانشين وي شد و تا سال 72 سمت مديريت کيهان را بر عهده داشت. اما بعد از مدتي با کناره گيري وي از مقام مديريت،«حسين شريعتمداري»از سوي مقام معظم رهبري به مدير مسوولي کيهان منصوب مي شود و همچنان بر اين سمت باقي است. با روي کار آمدن رقباي جديد مطبوعاتي روزنامه کيهان موقعيت گذشته را هرچه بيشتر از دست مي دهد و مجبور به تعديل نيروي حدود 500 نفر از اعضاي خود در همان سال هاي اوليه ورود حسين شريعتمداري شد.کيهان امروز اگرچه رقيبان بسياري در مقابل دارد و از تعداد مخاطبانش کاسته و به شکل روزنامه اي براي مخاطبان خاص تبديل شده است اما همچنان با قدرت و به عنوان يکي از روزنامه هاي اثرگذار کشور به فعاليت 65 ساله خود در خيابان فردوسي، کوچه شهيد شاهچراغي ادامه مي دهد.

 

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
نام:
ایمیل:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز:1200
ایر تویا -داخلی
دلتابان
پربازدید ها
بلیط (عصر ایران داخلی)
عکس
نیازمندیها