کد خبر: ۲۳۲
تاریخ انتشار: ۱۹:۵۸ - ۲۰ تير ۱۳۸۵ - 11 July 2006
محمد آقازاده

 "فوتبال " چرا اين چنين محبوب است.چراهواداران فوتبال تا حد جنون پيش مي روند و فشار رواني به حدي جلو مي رود كه آدمی مثل زيدان تعادل از دست مي دهد و دست به خشونت مي زند؟

اين پرسش پسرم سهيل از من است مي خواهم پاسخي گذرا بدهم و بگذرم.اما مي گويد بنويس.همه توان و فهمت را به كار ببر و در اين مورد تحليل خود را ارائه كن. از او خواستم از اين خواست بگذرد و بپذيرد كه مسئله پيچيده ترازآن است كه مي پندارد و مي پنداريم.اما او قانع نشد.

اين نوشته را بخاطر او قلمي مي كنم و مي دانم نخواهم توانست حتي اندكي به پاسخ نزديك شوم.جستجو در سايت هاي اينترنتي هم كمكي به من نمي كند. خود انگيخته مي نويسم.سركش وگسسته.خود را تسكين مي دهم كه سهيل حد توان مرا خواسته است و اين حد لاغر و فرتوت است.

ما معمولا بقول نويسنده اي چيزي را كه دم دستمان است نمي بينيم،چه برسد در باره آن فكر كنيم . فوتبال همين حكم را دارد. همه وجود مارا ربوده است.بدون اينكه به ما فرصت بدهد بپرسيم چرا.تسخيرگرانه امر اجتماعي را تبديل به امر شخصي مي سازد و اين فرايند به صورت معكوس هم اتفاق مي افتد.

 جهان هيچگاه اين همه امكانات تفريحي و هيجان انگيز به خود نديده است." اوقات فراغت " پر سودترين صنعت جهان است. شبكه هاي ماهواره اي، اينترنتي،هتل داري و رستوران هاي چند مليتي، كلوپها ومراكز خوشگذراني هر روز هيجان فروشي مي كنند ولي باز انسان احساس بطالت مي كند. آدمي هرلحظه كه فارغ مي شود از قيل وقال جهان پيش روُ تحمل اش حد مي خورد.

 نمي تواند خود را تحمل كند. گريز به دامن طبيعت شايد كمي آرام بخش باشد. اما بي خوابي هاي مفرط ُ٬شب را تبديل به دام مي كنند.معناي زندگي گم شده است.نظم سرمايه داري روابط كالايي را هر روز پر دامنه تر مي سازد.مردم اسير مصرف بي پايان ودور باطل كارند واندكي هم فراغت را تجربه مي كنند.يك زندگي بي هيجان. شهرهاي بازي و فيلمهاي سينمايي حادثه فروشي مي كنند.

اين حادثه فروشي پولساز است.تب سينما حدي دارد. اين حد باز نياز به قرص هاي آرام بخش را اجباري كرده است.اما فوتبال تسكيني در جهان بي تسكين است . انسان هاي ذره شده ، ما شدن را تجربه مي كنند.ما شدن بي خطر براي نظام سلطه.در اين بازي نظم حرف اول را نمي زند.بر خلاف خود زندگي نتيجه هميشه پيش بيني ناپذير مي ماند.آن كه قوي است حتما برنده نمي شود. بر خلاف نظم ماشيني ، تصادف ، خوش شانسي .

خوردن توپ به تيرك دروازه . درخشش يك بازيكن ناشناس همه معيار ها را به هم مي زند. ستاره ها مي درخشند و افول مي كنند . ميليونها جوان در آرزوي ستاره شدن مي سوزند و خاكستر مي شوند.در جهاني كه توانايي فردي در يك سيستم برنامه ريزي بي انعطاف گم مي شود.

 در فوتبال فرديت امكان تحقق مي يابد.امرفردي تبديل به امر جمعي مي شود.ناكامي هاي دسته جمعي و اميد هاي از دست رفته نا گهان در يك بازي راهی براي تسكين مي يابد.تيم ملي كه مي برد "من" هميشه بازنده خود را متعلق به تيم مي دانم. تيم مال من است.

برد او پيروزي من است . شكست و پيروزي ها بر خلاف خود زندگي هميشگي نيست و مي توان چشم به فردا دوخت.در پشت فوتبال ميليارد ها دلار رد و بدل مي شود.رسانه ها از آن سود هاي كلان مي برند. با تبليغات يك ريز و بي قفه نمي گذارند آ تش عشق به فوتبال فرو بنشيند . دولتهاي دمكرات و استبدادي از طريق آ ن مشروعيت يابي مي كنند ويا از دست مي دهندآنرا . در اين سو هم تماشاگران كه غرق بطالت و يك زندگي غير قهرمانانه هستند آنرا از دست نمي دهند تا با تعلق عاطفي به قهرمانان فوتبال تسكين يابند و نياز هاي اسطوره اي بشر كه در فرايند تقدس زدايي از جهان ٬بي پاسخ مانده است، به پاسخي دست يابد. فوتبال تمام حواس را مي طلبد .

 ايجاد تصوير ذهني مي كند كه تنها از هنر بر مي آ يد.حركات موزون .پاس كاريهاي اعجاب انگيز و دیریبل هاي افسانه يي به موسيقي نزديك مي شود.فوتبال نا خودآگاه را تسكين مي دهد.غم و شادي را جمعي مي كند. جامعه شناسي انبوه خلق در آ ن به وفور يافت مي شود.

 روح هاي جداخودرافر اموش مي كنند و در يك ما بزرگ كه نمي انديشد و تنها حس مي كندو فقط واكنش نشان مي دهدظهور می یابند.اين مفري است براي جدايي ها و انزواها. نيچه مي گويد امور واقع دقيقا همان چيزي است كه وجود ندارد تنها تفسير ها موجود است.فوتبال به شدت تفسير پذير است.به ذوق فرصت مي دهد . شكاف هاي نژادي را مي گسلد و سياه را در كنار سفيد قرار مي دهد و براي لحظاتي تضاد ها را به آ شتي مي كشاند.اين بحث پر دامنه است.بقيه بماند براي بعد... . 

منبع:http://aghazadeh.blogfa.com/

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
نام:
ایمیل:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز:1200
تیس خودرو- داخلی
مدیا- داخلی
دلتابان
پربازدید ها
بلیط (عصر ایران داخلی)
عصر ایران داخلی (تخفیفان)
عکس