کد خبر ۲۳۲۳۶
تاریخ انتشار: ۱۰:۵۵ - ۱۷ مرداد ۱۳۸۶ - 08 August 2007

 

روزنامه‌هاي صبح امروز ايران در سرمقاله‌هاي خود به مهمترين مسايل روز كشور و جهان پرداخته‌اند كه گزيده برخي از آنها در زير مي‌آيد.
  
 جمهوري اسلامي

روزنامه جمهوري در سرمقاله امروز خود با عنوان ما و دشمنان انسجام اسلامي آورده است: مناسب ترين زمان براي سخن گفتن از انسجام اسلامي ايام بعثت رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله و سلم است . اكنون در آستانه مبعث قرار داريم و چون امسال را رهبر معظم انقلاب « سال وحدت ملي و انسجام اسلامي » ناميده اند جا دارد از مقوله « انسجام اسلامي » اكنون يك ارزيابي ارائه نمائيم و در فرصتي ديگر « اتحاد ملي » را نيز موضوع يك بررسي جداگانه قرار دهيم .

سياست « تفرقه بينداز و حكومت كن » از دوران استعمار انگليس مطرح بوده و كشورهاي اسلامي مطرح ترين اهداف اين سياست شوم بودند. بعدها آمريكا و شوروي نيز از اين سياست پيروي كردند و مطامع استعماري خود را با بهره گيري از آن پي گرفتند.

پيروزي انقلاب اسلامي در ايران از يكطرف استعمارگران را به عقب نشيني وادار ساخت و از طرف ديگر همچون شيپور بيدار باشي عمل كرد كه ملت هاي مسلمان را به تحرك واداشت و جلوي خواب سنگيني كه استعمارگران براي آنها تدارك ديده بودند را گرفت . اين واقعه براي اسلام و مسلمانان مبارك و براي دشمنان آنها بسيار ناگوار بود. به همين دليل « سياست تفرقه بينداز و حكومت كن » يكبار ديگر براي استعمارگران قيمتي شد و اينبار آمريكا به عنوان سردمدار استعمار براي مقابله با تحركات ناشي از بيداري امت اسلامي از اين سياست بيشترين بهره برداري را بعمل آورد.

به راه انداختن دو جنگ در منطقه كه باني هر دوي آنها آمريكا بود ولي هر دوي آنها توسط صدام اجرا شد و خسارات زيادي را به ملت هاي عراق ايران و كويت وارد ساخت تبليغات گسترده عليه شيعيان و بويژه ايران باهدف بدبين نمودن اهل سنت نسبت به شيعيان و تبليغات گسترده عليه اهل سنت با هدف بدبين ساختن شيعيان نسبت به اهل سنت اشغال افغانستان و عراق در پي تاسيس گروه هاي افراطي القاعده و تكفيري با هدف ترسيم چهره اي خشن و متحجر از اسلام و به جان همديگر انداختن مسلمانان در مناطق مختلف جهان اسلام فقط بخشي از توطئه گسترده ايست كه آمريكا با توسل به سياست استعماري « تفرقه بيانداز و حكومت كن » به اجرا درآورد.

درست است كه آمريكا و هم پيمانانش در رسيدن به اهدافشان ناكام بودند و عليرغم تحمل خسارت ها و شكست هاي فراوان نتوانستند چيزي بدست بياورند ولي اين واقعيت تلخ را نمي توان ناديده گرفت كه نوعي آشفتگي و بدبيني و تفرقه را كه شايد بتوان آنرا در جهان اسلام بي سابقه و يا لااقل كم سابقه دانست بوجود آوردند كه اگر اين موج ادامه يابد براي امت اسلامي و اساس اسلام خطرناك است . دشمنان اسلام با آگاهي از خسارت بزرگي كه از وحدت امت اسلامي خواهند ديد براي جلوگيري از شكل گرفتن اين وحدت سرمايه گذاري زيادي كرده اند و از هيچ توطئه اي در اين زمينه خودداري نخواهند كرد.

درست در همين نقطه است كه عقلاي جهان اسلام بايد چاره انديشي كنند و راهي را پيش پاي امت اسلامي بگذارند كه به نقطه مقابل آنچه دشمنان در نظر دارند منتهي شود. نامگذاري سال جاري به « سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي » توسط رهبر معظم انقلاب اسلامي اقدامي حساب شده در اين چارچوب بود.

طبيعي بود كه اين ابتكار مورد استقبال مسلمانان آگاه و دلسوز اعم از شيعه و سني قرار گيرد و اقداماتي نيز بعمل آيد كه آثار آن مشهود است . به همين موازات اينهم طبيعي بود كه دشمنان نيز بي كار ننشينند و درصدد مقابله برآيند.

سر بر آوردن بعضي فرقه هاي افراطي در گوشه و كنار جهان اسلام فتنه گري هاي گوناگون و رنگارنگ در منطقه صدور فتواهاي تفرقه افكنانه و تحركات كم سابقه آمريكا در كشورهاي اسلامي و عربي كه در روزهاي اخير نيز شاهد بخشي از آن بوديم همگي اقدامات حساب شده اي هستند كه براي مقابله با تفكر مترقي « انسجام اسلامي » صورت گرفته و ميگيرند.
اطلاعات موجود نشان ميدهند سرمايه گذاري عظيمي نيز اين اقدامات را پشتيباني مي كند و همه چيز براي جلوگيري از نزديك شدن دلها و فكرهاي مسلمانان به يكديگر بكار افتاده است .
در اين ميان وظيفه بزرگان جهان اسلام بويژه علماي ديني دانشگاهيان نويسندگان سخنوران و صاحبان امكانات مادي و معنوي براي مقابله با توطئه هاي دشمنان اسلام بسيار سنگين است . تفكر « انسجام اسلامي » يك تفكر مقبول و محبوب و مورد استقبال همه ملت هاي مسلمان است . به همين دليل اين هدف را مي توان با تحرك و همت و اراده به مرحله عمل رساند و اهداف مبارك آنرا محقق ساخت . اندك هوشياري و شناخت نسبت به اهداف دشمنان كافي است تا مسلمانان توطئه هاي آنها را خنثي كنند و هدف مقدس وحدت امت اسلامي را تحقق بخشند. اگر بتوانيم از بركات سالروز مبعث پيامبر گرامي اسلام براي تقويت اين تفكر مترقي و ارزشمند بهره برداري نمائيم قطعا مي توانيم مطمئن باشيم كه به بخشي از وظيفه خود در برابر رنجهائي كه اين فرستاده بزرگ خدا براي هدايت مسلمانان و تحقق وحدت اسلامي متحمل شد عمل كرده ايم .

* كيهان

روزنامه كيهان در سرمقاله امروز خود با عنوان آغوش باز آفريقا به قلم ناصر بهرامي‌راد آورده است: ديدار دوروزه رئيس جمهوري اسلامي ايران از الجزاير ديروز درحالي به انجام رسيد كه شبكه هاي تلويزيوني و روزنامه هاي دولتي وخصوصي اين كشور به طور ويژه اي ديدارهاي متعدد مقامات كشورشان با احمدي نژاد را پوشش خبري دادند و مراد مدليس وزير خارجه الجزاير اعلام كرد از حالا درباره 22 موافقتنامه همكاري بين دو كشور فعاليت خواهد شد تا بزودي نهايي شوند. محمد سعيدي كيا رئيس كميسيون همكاري هاي مشترك دو كشور از مبادله موافقتنامه هاي معاضدت قضايي، فرهنگي، حمل و نقل هوايي و راه وساختمان بين دو كشور و نيز آغاز فعاليت بانك ها و شركت هاي خودروساز ايراني در الجزاير و آمادگي براي همكاري در زمينه بازرگاني، صنعت، سيمان، شيلات و انرژي خبر داد.

يكي از مهمترين بخش هاي همكاري دو كشور مهم آسيا و آفريقا در زمينه نفت و گاز بود كه احتمالاً به دليل حساسيت ويژه كشورهاي مصرف كننده اروپايي و آمريكايي، مسئولان دو كشور مانور تبليغاتي كمتري روي آنها دادند اما هم رئيس جمهور كشورمان اعلام داشت كه همكاري گسترده دو كشور مهم نفت خيز و گازخيز در ارتباط با توليد و فرآوري و مديريت انرژي در دنيا امري طبيعي است و هم عبدالعزيز بل خدم نخست وزير الجزاير از شركت هاي نفتي ايران و الجزاير دعوت كرد پا در عرصه سرمايه گذاري هاي مشترك بگذارند و علاوه برآن خواستار بهره گيري از توانمندي شركت هاي ايراني در پروژه هاي ده ها ميليارددلاري تأسيسات زيربنايي اين كشور شد.

علاقه اي كه از سوي مقامات دولتي و پارلماني و نيز گروه هاي مختلف مردمي بخصوص خانواده هاي مجاهدان ضداستعماري الجزاير به رئيس جمهوري اسلامي ايران و هيئت همراه وي ابراز شد، خبر از وجود ظرفيت عظيمي در قاره آفريقا مي دهد كه شايد به نحو شايسته مورد اقبال قرار نگرفته باشد. الجزائر به عنوان يكي از چند كشور نفت خيز آفريقا در شمال اين قاره قرار گرفته و بويژه اروپا نياز عمده اي به روزانه يك ميليون و چهارصد هزار بشكه نفت خام و سالانه 80ميليارد مترمكعب گاز آن دارد، اما به نمايندگي از ديگر كشورهاي آفريقايي به معناي واقعي كلمه آغوش خود را به روي نمايندگان جمهوري اسلامي گشود و آمادگي خود را براي گسترش همكاري هاي فرهنگي، سياسي، اقتصادي و امنيتي به صداي رسا اعلام كرد. نگراني از همين نوع استقبال بود كه رسانه هاي غربي را به موضع گيري منفي واداشت، چنانچه راديو بي بي سي در گزارش هاي خود از سفر احمدي نژاد بيش ازهرچيز سعي كرد روي مسائلي مانند جزائر سه گانه ايراني و حجم روابط تجاري دو كشور مانور دهد، و راديو فرانسه هم كه گويي از پا گذاشتن جمهوري اسلامي به حياط خلوت كشورش وحشت دارد، ادعا كرد مسئولان الجزاير درباره تشكيل اوپك گازي با ايراني ها هم عقيده نيستند. قاره آفريقا پيش از اين شدت علاقه خود را به جمهوري اسلامي به انحاي مختلف نشان داد، چنانكه در تيرماه سال گذشته سران 35كشور اتحاديه آفريقايي برخلاف سنت قاره اي شان از احمدي نژاد دعوت كردند تا به عنوان ميهمان ويژه نشست هفتم اتحاديه درگامبيا شركت و براي ميزبانان اجلاس سخنراني كند. در پايان اين سفر بود كه يحيي جامه رئيس جمهور گامبيا به عنوان ميزبان نشست هفتم در يك گفت وگوي تلويزيوني با تأكيد بر اين كه روابط با كشورهايي مثل ايران مي تواند از غارت و استثمار منابع عظيم آفريقا جلوگيري كند، تصريح كرد: احمدي نژاد با سخنان خود در نشست سران اتحاديه توانست نظرات بسياري از سران آفريقايي را به طوركلي تغيير دهد. او پنج ماه بعد به تهران آمد تا ضمن تقدير از حضور احمدي نژاد در اجلاس سران «كه موجب تقويت آن شد» به صراحت بگويد: توسعه وتعميق روابط نه تنها به سود دو ملت ايران و گامبيا بلكه به سود امت اسلامي است. سه ماه پيش از اين ديدار اسماعيل عمرجيبه رئيس جمهوري جيبوتي در ديدار همتاي ايراني اش گفت: همه مي دانند ايران هيچ تهديدي براي كشورهاي ديگر نيست و ما مي خواهيم از تجربيات آن در تمام بخش ها استفاده كنيم؛ همان طور كه خردادماه امسال الفا عمر كناره رئيس اتحاديه آفريقايي در ديدار احمدي نژاد يادآور شد: روابط ملت هاي آفريقايي باايران برادرانه است و آنها بدون هر واسطه اي با هم تعامل و مذاكره مي كنند.

اعتمادي كه مقامات آفريقايي به جمهوري اسلامي ايران ابراز مي كنند و حتي به كرات شنيده شده كه در ديدارهاي خصوصي با مسئولان ايراني بر اعزام مبلغان ديني از سوي جمهوري اسلامي به كشورهايشان تأكيد و اصرار دارند، به پيش زمينه گسترده اي از تلاش هاي عمراني و اقتصادي متخصصان كشورمان اتكا دارد.

مقامات و مردم كشورهاي آفريقايي كه تنها سابقه ذهني شان از اروپايي ها و آمريكايي ها، عزيمت ميسيونرهاي مذهبي و سپس غارت گسترده منابع انساني و زيرزميني آنان است، طي چند سال اخير فعاليت عمراني و اقتصادي متخصصان ايراني در بخش هايي مثل استخراج نفت در نيجريه و سودان و فعاليت هاي زيربنايي و راهسازي در اين دست از كشورها، به اين جمع بندي عمومي رسيده اند كه ام القراي انقلاب اسلامي آنها را فقط به خاطر وجود خودشان مي خواهد و نه تنها زيرساخت هايشان را آباد و منابع فسيلي شان را استخراج مي كند بلكه به كاركنان آنها نيز آموزش مي دهد تا بتوانند با تكيه بر نيروهاي انساني خود، اين كارها را انجام دهند. اين چنين اعتمادي باعث آن شد تا به عنوان مثال بهمن ماه پارسال در اوج درگيري هاي تحميلي سودان در دارفور ارتشبد عبدالرحيم محمدحسين وزير دفاع اين كشور به ايران بيايد و هدف رسمي سفرش را هم توسعه همكاري هاي نظامي اعلام كند؛ بحراني كه چند روز پيش دبيركل سازمان ملل در مقاله اي ريشه آن را بحران اكولوژيك ناشي از گازهاي گلخانه اي و دخالت عامل انساني (كشورهاي صنعتي) ذكر كرد.

شايد نگراني از گسترش رويكرد به ايران و توسعه نفوذ معنوي- و اقتصادي- جمهوري اسلامي ايران به عنوان مهد انقلاب اسلامي- در آفريقاست كه رايان هنري معاون وزير دفاع آمريكا را واداشت در خردادماه امسال عازم كشورهاي مختلف آفريقا شود تا به بهانه مبارزه با تروريسم آنها را مجاب كند اجازه دهند از شهريورماه فرماندهي نيروهاي نظامي اين كشور را تحت عنوان آفريكوم در كشورهايشان استقرار دهند ولي در اولين گامها، اين سفر با واكنش سرد مقامات الجزاير مواجه شد كه اعلام كردند هيچ نقشي در ميزباني آفريكوم نخواهند داشت.

آفريقا به همان اندازه كه مشتريان پروپاقرص ايران و انقلاب اسلامي را در خود جا داده، از رفتار غرب دلتنگ و مجروح است. راويندررنا استاد مؤسسه تكنولوژي اريتره با همين دلتنگي بود كه خردادماه امسال در مقاله اي نوشت: قاره 900 ميليون نفري آفريقا كه 99درصد منابع كروم، 70درصد اكسيدآهن و منگنز، 68درصد كبالت و 54درصد طلاي جهان را داراست ولي ميليون ها جمعيت آن از بيماري، فقر و مصايب ديگر رنج مي برند، نيازمند توسعه است، نه آن كه فقط منابع آن از سوي كشورهاي توسعه يافته مورد استثمار قرار گيرد.

* رسالت

روزنامه رسالت در سرمقاله امروز خود با عنوان انتخابات وحقوق شهروندي به قلم صالح اسكندرى آورده است:

1- گزينش كارگزاران سياسى درنظام هاى مختلف مسبوق به برآورد حقوق شهروندان ومنتخبين دريك فازمتعامل است. يعنى درهر انتخابات هم مردم وهم نامزدهاى انتخاباتى نسبت به يكديگر حقوقى دارند.دركشور ما برحقوق كانديداى انتخاباتى تاكيد فراوانى شده است . اما كمتر كسى تا به حال از حقوق شهروندان درقبال نامزدها صحبت كرده است. مردم حق دارند كه بدانند به چه كسى راى مى‌دهند وچه كسى قرار است متصدى يكى از پست‌هاى كليدى حكومت شود. اگر يكى از نامزدهاى انتخاباتى در سطوحى مثل مجلس ودولت، صلاحيت لازم براى پذيرفتن يك مسئوليت عمومى رانداشته باشد عملا بخش عظيمى ازحقوق شهروندى دريك جامعه ضايع شده است وحكومت به عنوان مديون اصلى حقوق شهروندان بايد پاسخگوباشد.

2- نومانكلاتورا)Nomenklatura( الگويى بود كه دراتحاد جماهير شوروى سابق براى گزينش كارگزاران سياسى استفاده مى‌شد. مطابق اين الگو مواضع منتخبين تحت نظارت مستقيم سازمان حزبى ويژه‌اى قرار داشت كه تخطى ازآن مواضع غيرممكن بود ازاين گذشته براى اطمينان خاطر از رفتار آتى نامزدهاى انتخاباتى ازمحرك‌هايى نظير مشوقهاى مالى ، مسكن بهتر و... وكنترل‌هاى اجتماعى نظير گزارش‌هاى پليس وحزب ، تنزل مقام، به زندان افتادن وحتى اعدام استفاده مى‌شد. اين مدل لايه‌هاى حكومتى درهم تنيده اى را ايجاد كرده بود كه به هيچ وجه امكان انفكاك و تفرق مواضع درآن وجود نداشت.

نومانكلاتورا بدون ترديد تضييع فاحش حقوق نامزدهاى انتخاباتى بود كه مقام آنها را تا حد يك پيرو بى ‌چون وچرا تنزل مى داد. البته درجوامع ليبرال نيز نومانكلاتورا به نحوديگرى رخ نمايان كرده است. اين رويكرد در چنين جوامعى از طريق دستكارى در جامعه‌پذيرى سياسى كنترل جريان آزاد اطلاعات به واسطه روش‌هاى نامحسوس و محدود كردن قدرت انتخاب نامزدها وشهروندان، شكل مى‌گيرد.

اما درجامعه ايران تفرق آراى نامزدهاى انتخاباتى به عنوان وكلاى مردم در سطوح مختلف حكومتى كاملا مشهود است. درمجلس هفتم به وضوح ديده شد على رغم هم جناحى و هم حزبى بودن اكثريت مجلس هيچ نوع تك صدايى بر فضاى مجلس ويا پيروى ازمواضع صرف حزبى به وجود نيامد. اين تنوع سلايق كه حتى گاه با منافع كلان حزبى در تضاد بود تا جايى پيش رفت كه حتى خود نمايندگان به اين فضاى باز سياسى معترض شدند.

بايد به جرات گفت كه قانون اساسى ايران در اعطاى حقوق نامزدهاى انتخاباتى يكى از بهترين الگوهاى جهانى است كه در كمتر نقطقه اى از جهان مسبوق به سابقه است. تحصن نمايندگان مجلس ششم اوج آزادى و حقوق بى نظير منتخبين مردم در ايران را به نمايش گذاشت هر چند اين تحصن كوچكترين اعتناى عمومى را به خود جلب نكرد، چرا كه ناظر به حقوق انتخاب كنندگان نبود.

3- اين روزها گروه هاى دوم خردادى ضمن زير سوال بردن ساختارهاى اجرايى انتخابات در كشور تحت سرفصل مهندسى انتخابات، سعى دارند ناكامى هاى گذشته و آتى خود را در حاشيه قرار دهند. در حالى كه در همين چينش هندسى انتخابات، دوم خردادى ها توانستند مجلس ششم و دولت هفتم و هشتم را از آن خود كنند. سوال اينجاست كه اگر انتخابات در ايران نيازمند مهندسى است چرا در دوره پيش و در زمان رياست جمهورى خاتمى به اين موضوع پرداخته نشد. اساسا چرا بايد عده اى تا از زين قدرت پايين مى‌آيند همه چيز را زير سوال ببرند. مگر مى‌توان بدون نظارت استصوابى شوراى نگهبان مدعى حقوق شهروندى در كشور شد. گروه هاى دوم خردادى براى ادامه حضور در فضاى سياسى كشور بايد جريان افراطى را از بدنه خود حذف كنند. همين جريان باعث سياهنمايى دوره خاتمى در افكار عمومى و بى اعتمادى مردم نسبت به دوم خرداد شد. حكومت در قبال مردم و نامزدهاى انتخاباتى مسئول است و بايد حقوق هر دو طرف را ادا نمايد. احراز صلاحيت نامزدهاى انتخاباتى مانع تضييع حقوق شهروندى مى‌شود. اگر برفرض محال حقوق يكى از كانديداهاى انتخاباتى در اين گردونه ضايع شود اين در مقابل احقاق حقوق عموم مردم، بر آن ايراد چندانى مترتب نيست. حضرت امير (ع) در اين رابطه در نامه به مالك اشتر نخعى مى نويسند: “وليكن احب الاموراليك اوسطها فى الحق، و اعمها فى العدل، و اجمعها لرضاالرعيه” اما بايد ميانه روى درحق را و گسترش عدالت را و عمل به آنچه را كه بيشتر مايه دلخوشى توده مردم است، بيش از هر چيز دوست بداري.

هر چند چنين فرضى محال است و شوراى نگهبان مانند تجارب گذشته با دقت و حساسيت زياد صلاحيت عموم نامزدهاى انتخاباتى را مورد بررسى قرار مى‌دهد و رد صلاحيت شدگان را از دلايل رد صلاحيتشان خصوصى مطلع مى‌كند.
والسلام

* حزب‌الله

روزنامه حزب‌الله در سرمقاله امروز خود با عنوان روز خبرنگار و وظيفه‌هاي پيش‌رو آورده است:شهادت محمود صارمي خبرنگار ايراني بهانه نام‌گذاري روز “خبرنگار”در سالروز شهادت اوست. صارمي و عده‌اي از ديپلمات‌هاي ايراني در مزار شريف افغانستان هم‌زبان با حمله شبه نظاميان طالبان به اين شهر به شهادت رسيدند و . . .

“صارمي”براي مأموريت به افغانستان رفته بود و نشانه‌هاي پايبندي او به وظيفه خبري‌اش از آنجا پيداست كه مدتي قبل از حمله، وسايلش را جمع نكرد كه به تهران برگردد. جامعه خبري ايران اگرچه از شنيدن شهادت او سوگوار شد، اما به همين بهانه درباره شغل و وظيفه اين دسته از شاغلان در حوزه‌هاي فرهنگ و خبر، حرف‌هاي مختلفي مي‌شود زد كه شايد حتي بعضي دوستان همكار را خوش نيايد.

1) حدود يك سال پيش، يكي از دوستان شاغل در مجموعه‌اي فرهنگي كه مشغول برگزاري جشنواره يا همايشي در حوزه طنز بود، تماس گرفت و پرسيد قيمت انتشار خبر در سايت فلان خبرگزاري چند است؟ ماجرا اين بود كه خبرنگار بخش فرهنگي فلان خبرگزاري، دو ميليون تومان براي انتشار 10 خبر در روزهاي برگزاري جشنواره از او خواسته بود.

اين آفت، در بعضي بخش‌هاي ديگر از جمله اقتصاد و سياست به مراتب از بخش فرهنگ بيشتر است. آن‌قدر كه مي‌گفتند يك سايت خبري، براي حذف يك خبر كه عليه وزارت فلان يا سازمان بهمان منتشر كرده، پول و رانت و پروژه صنعتي طلب مي‌كند.

2) شأن خبرنگار در جامعه خبري ايران، چنان نيست كه بايد باشد. از دفتر فلان مسئول با روزنامه تماس مي‌گيرند و مي‌گويند ما مايليم ـ يا حاضريم ـ با شما گفت‌وگو كنيم و وقتي قرار مي‌شود فرصتي براي گفت‌وگو مشخص شود، معلوم مي‌شود آقاي دكتر! وقت ندارد و منشي طرف مي‌گويد: “حالا شما درخواستتان را فاكس كنيد، تا بررسي كنيم!»

دليل اصلي برخوردهاي آمرانه بعضي مسئولان، علاوه بر مشي آنها، به نوع واكنش رسانه‌ها و خبرنگاران محترم هم بستگي دارد.

3) در خبرها آمده بود يك فيلم‌ساز جنگ، از وبلاگ يك خبرنگار حوزه سينما و رسانه شكايت كرده است. قصه شكايت به انتشار خبر ساخت تيزر تبليغاتي يك شركت خودروسازي توسط فيلم‌ساز محترم دفاع‌مقدس مربوط مي‌شود.

يعني يكي از مشهورترين كارگردانان سينما انتشار يك خبر عادي در وبلاگي با مخاطب كم را هم برنمي‌تابد و دوست ندارد به اين اندازه هم حرفي عليه او زده شود. در خبر وبلاگ موردنظر به دستمزد بالاي كارگردان دفاع‌مقدس براي ساخت اين تيزر و سفارش تبليغاتي يك شركت سازنده گوشي تلفن همراه در فيلم سينمايي قبلي او اشاره شده بود.

4) سطح سواد رسانه‌اي در ايران كم است. در صحت اين گزاره منطقي، حتي اگر بتوان شك كرد، باز هم نمي‌توان به طور كلي منكر آن شد. سواد رسانه‌ها و اصحاب آن كم است و گاهي رسانه‌هاي بزرگ‌تري مثل تلويزيون بهره بيشتري از اين بي‌سوادي رسانه‌اي مي‌برند.

دانشكده‌هاي علوم ارتباطات، توفيق زيادي در اصلاح اين وضعيت ندارند و مدارك تحصيلي ليسانس و فوق‌ليسانس، ذائقه رسانه‌اي خبرنگاران و مهم‌تر از آن بيشتر مديران رسانه‌اي را تغيير زيادي نداده‌اند. سواد و ذائقه رسانه‌اي مردم، تابع وضعيت رسانه‌هاست و وقتي رسانه‌ها ضعف‌هاي عمده‌اي در اين مسير داشته باشند، چه توقعي از مردم داريد؟

5) كار خبري و رسانه‌اي در ايران ـ و در هر جاي ديگر ـ مخاطره‌هايي دارد كه جاي انكاري بر آن نيست. اگرچه معني اين حرف، آن نيست كه همه خبرنگاران، به كار خارق‌العاده و سختي دست مي‌زنند و ... اما امنيت شغلي خبرنگاران از بسياري مشاغل ساده كارمندي ديگر كمتر است و همين مسئله روحيه كارمندي را بين خبرنگاران گسترش مي‌دهد. روزنامه‌نگاري و هر فعاليت خبري ديگري، كاري نيست كه به ساعت‌هاي اداري و مناسبات بوروكراتيك مربوط و محدود شود و وقتي امنيت شغلي خبرنگاران كم است، طبيعي است كه عده‌اي از آنها براي تأمين معيشت و حفظ كار خود از وظيفه‌هاي اصلي‌شان دور بيفتند.

6) روزنامه‌نگار ـ و خبرنگار ـ به باور ما، انسان آ‌زاده‌اي است كه معيشت، مسئله اول او نيست، اگرنه از مسير بعضي كارهاي آسان‌تر،‌ مي‌تواند پول بيشتري به دست آورد. انسان آ‌زاده‌اي كه دغدغه كشف حقيقت دارد و به اندازه نسبتي كه با حقيقت عالم برقرار كرده، از آن بهره مي‌برد. “از كوزه همان برون تراود كه در اوست»، اين جمله، علاوه بر آن كه گزاره‌اي كاملاً منطقي است، در حوزه‌هاي فرهنگي و رسانه‌اي، بيشتر از هر ميدان ديگري ظهور و بروز دارد و “رسانه جامعه ديني”خود را با مخاطبي مواجه مي‌بيند كه اگرچه دغدغه‌هاي مختلفي دارد، اما كشف و اطلاع از حقيقت مستتر عالم از اصلي‌ترين خواسته‌هاي اوست.

* مردم‌سالاري

روزنامه مردم‌سالاري در سرمقاله امروز خود با عنوان خبرنگاران؛ نغمه گران لحظه‌هاي هوشياري به قلم الناز محمدي آورده است.

هر سال هم زمان با فرا رسيدن 17 مرداد كه به مناسبت سالروز شهادت زنده ياد محمود صارمي خبرنگار خبرگزاري جمهوري اسلامي در افغانستان، روز خبرنگار ناميده شده است، تب و تاب، اهالي رسانه را در برمي‌گيرد كه چگونه اين روز را آن طور كه شايسته است گرامي بدارند و چگونه درباره كارهاي بزرگ «نمايندگان وجدان جمعي» بنويسند و ... اما نكته‌اي كه در اين ميان بيشتر از همه نمايان است اين است كه اين روز هم مانند روزهاي ديگري كه در تقويم جاخوش كرده‌آند و گاهگاهي به آنها به عنوان روزهاي بزرگ نگاه مي‌شود، فقط يك گراميداشت و چيزهايي از اين قبيل است و بس؛ اگر اينگونه نبود امروز، هرگاه كه پاي درد دل اهالي مطبوعات و خبرنگاران رسانه‌هاي جمعي مي‌نشستيم بايد چيزي به جز شكوه و شكايت مي شنيديم. مگر نه اينكه هنوز كه هنوز است خبرنگاران و روزنامه‌نگاران حتي با حقوق كمتر از قانون كار در حال انجام اين فعاليت پرمخاطره هستند؟ در حالي كه برخي مسوولان كشور هر از چند گاه پشت تريبون مي‌روند و نطق‌هاي آتشين در باب اهميت اين حرفه و نقش بزرگ آن در تحقق بسياري از مسايل مانند دموكراسي كامل سر مي‌دهند ولي در كنار آن ما شاهد اين هستيم كه اهميت و اعتبار روزنامه‌نگاران در كشورهاي توسعه يافته و بيشتر كشورهاي در حال توسعه با كشور خودمان تفاوت فاحشي دارد.

اين مساله ذهن را به اين سمت و سو مي‌كشاند كه در دنياي امروز به طور روز افزون بر اين نكته تاكيد مي‌شود كه نقش آزاد مطبوعات و مهمتر از همه، امنيت شغلي روزنامه‌نگاران و خبرنگاران در تحقق دموكراسي و آزايد بيان بسيار زياد و حتي ضروري است ولي در ايران برخلاف اين نظريات، به جاي اين كه برخي مسوولان سعي كنند زمينه‌هاي لازم را براي تحقق اين امر به وجود آورند تا استانداردهاي اين حرفه به سطح كشورهاي توسعه يافته برسد.

هر روز بر فشارهاي خود بر اهالي اين حرف مي‌افزايد و آنها را به زمينه‌سازان كودتاي خزنده و ايدئولوگ‌هاي انقلابهاي رنگي متهم مي‌كنند و نتيجه اين مي‌شود كه رسانه‌هاي كشور براي جلوگيري از توقيف و تعطيلي و فيلترينگ به خودسانسوري روي مي‌آورند و همين مساله زمينه ساز ضربه‌اي مهلك به فرهنگ كشور است زيرا در عصر انفجار اطلاعات، مردم از روش‌هاي مختلف، قادر به كسب آخرين اخبار و اطلاعات هستند و با چنين رويكردي پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني به مردم از داخل و خارج از كشور منتقل مي‌شود.

امروز ما مشاهده مي‌كنيم كه بسياري از واحدها و لايه‌هاي اطلاع‌رساني ما به طور مستقل و صحيح امكان خبررساني ندارند و همگان بر مبناي آرزوها و تمايلات خود به توليد داده‌هاي اجتماعي مي‌پردازند.

امروز، مسولان بايد اين نمايندگان وجدان جمعي اجتماع را و صاحبان انديشه ومولدان فرآورده‌هاي فرهنگي و معرفتي را مورد ارج علمي و واقعي قرار دهند.

همان‌طور كه مطرح شد مشكلات و مسائلي كه پيش روي خبرنگاران و اهالي عرصه مطبوعات و رسانه وجود دارد كم نيست و همين مسائل است كه اين حرفه را ضربه‌پذير مي‌كند، اما هيچ‌گاه مشكلي نبوده است كه راه‌حلي نداشته باشد و با مرور زمان و تغيير قوانين و عرف اجتماعي، بسياري از مسائل اجتماعي كه زماني لاينحل به نظر مي‌رسيده‌اند حل شده‌اند. تغيير قانون مطبوعاتي از مسائلي است كه در شرايط امروز نياز به آن احساس مي‌شود.

*اعتماد ملي

روزنامه اعتماد ملي در سرمقاله امروز خود با عنوان روزنامه نگاران را باور كنيم آورده است: امروز 17 مرداد ماه برابر با روز خبرنگار است. يادماني كه متعاقب شهادت تعدادي از روزنامه نگاران در اين مرز و بوم به ياد گذاشته شده است.

مطبوعات در ايران نزديك به دو قرن پيشينه دارند. از ماشين چاپ ميرزا صالح شيرازي و روزنامه «كاغذ اخبار» او تا جرايد اينترنتي و الكترونيكي امروزي راهي دراز پيموده شده است.

هرگاه دولتها حوصله و دماغي داشته اند مطبوعات نفس كشيده و هرگاه ميزان درك و تحمل دولتها پايين مي آمد مطبوعات راهي ديار عدم مي شدند. اما با اين همه در اين ساليان دراز كه به سده‌ها تنه مي زند مطبوعات ايران باليده و به پيش تاخته اند. اگر بر اين ساليان دراز كه از كاغذ اخبار آغازيده و به نافرجامي آخرين روزهاي توقيف شده هم ميهن و شرق رسيده نظري بيفكنيم بوده اند و هستند روزنامه‌هايي كه بي مهري ديده اند و يا خود هم طعنه ها زده اند به درستي خوانده اند و گاهي نيز به كج راهه رفته اند. لذا اگر نامهرباني‌هايي ديده‌اند كم نبوده اما در ادوار تاريخ گاهي خود نيز از مسير انصاف و معدلت خارج شده اند.

اما در عصر اطلاعات كه دانش و خبر محور جهان حال و آينده هستند نهاد دولت و رسانه و مطبوعات نيازمند تعامل و درك متقابل بيشتري هستند. نه دولتيان سراسر بر خطا و انحرافند و نه روزنامه نگاران كودتاچي و جيره خوار دشمن.

روز خبرنگار فرصتي است تا مجدانه و صبورانه به زحمات نسلي بنگريم كه كار حرفه و تلاشش چون قدم زدن در ميدان مين است؛ پرتلاش و كم توقع، پرخطر و بدون اميد. از سختي معيشت تا نگراني فقدان امنيت شغلي، از سختي و زيانبار بودن كار و شرايط حرفه اي، همگي نيازمند بازنگري مجدد و چندباره است.روزنامه نگاران از ضريب هوشي بالايي به نسبت كار و شغل و حرفه خود برخوردارند.

اما عشق حقيقت، توفيق طلبي براي مردم اين سامان، سربلندي ايرانيان و ستبري سپهر سياست و جامعه ايشان را وادار به اداي چنين رسالتي كرده است. پس قدردان باشيم. خطاهايشان را با شديدترين حربه‌ها پاسخ ندهيم. حساسيت‌هايشان را درك نماييم و بدانيم كه بر ديده بان بلندي ايستاده‌اند و افق‌هاي دوردست را مي بينند، ايمان آوريم. آري به روزنامه نگاران ايمان آوريم.

 

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
علم و فناوری
بلیط (عصر ایران داخلی)
عکس