کد خبر: ۲۳۲۸۰
تعداد نظرات: ۷ نظر
تاریخ انتشار: ۱۶:۰۰ - ۱۸ مرداد ۱۳۸۶ - 09 August 2007
مي‌خواهم تيتر بزنم، بايد حواسم باشد تند نشود به مقام مسئولي برنخورد. مي‌خواهم عكس انتخاب كنم. بايد حواسم باشد كه عكس خانم خارجي گردنش پيدا نباشد، براي پاهايش شلوار و دامن درست كنيم. سينه‌اش را بپوشانيم.

عصر ایران - دیروز چهارشنبه 17 مرداد روز خبرنگار بود . تعدادی از نوشته های مختلف خبرنگاران که در وبلاگ های آنان به مناسبت روز خبرنگار منتشر شده بود، در اینجا گردآوری شده است. البته این نوشته ها تنها وب نوشته های بخشی از خبرنگاران و روزنامه نگاران است که از نظر شما می گذرد.

برای همه دوستان خبرنگارمان آرزوی شادکامی داریم و آرزوی به سلامت گذر کردن از سختی هایی که آنها را احاطه کرده است:

 

 

 

مرجان حاج رحیمی

عجب روزگاری است

بنفشه گفت:«مثل شکستگی استخوان می مونه.اولش داغ و درد نداره ولی یواش یواش درد می گیره،خیلی زیاد.»
با بچه ها خداحافظی کردم و با
مهجاد تا هفت تیر اومدم.تو راه اوضاع خوب بود.می گفتیم و می شنیدیم.
ولی از هفت تیر تا خونه گریه کردم.
باورم نمی شد که من دارم گریه می کنم.
اوضاع خیلی بده.
مثل اینکه به زودی چند تا روزنامه دیگر رو هم می بندن.دیگه تحریریه ای وجود نداره که در کنار چند تا همکار نازنین دیگه بشینی و مطلب بنویسی.
حالم بده.


فرهمند علیپور

  

هنوز دلگرمم

 

هنوز اگر چه زمستان،هنوز دلگرمم

كه در تنور من وآفتاب،هيزم هست!

شكوه قريه نخواهد شكست،مي دانم

كه نان گندم اگر نيست،بذر گندم هست!

شكستم و همه گفتند برنخواهد خواست

شكستم و...نشكستم،كه خوان هفتم هست!

به حيله جنگي اسفنديار،خسته منم

و رستمي كه به سيمرغ دل نبسته،منم

به اختيار نباشد،نفس نمي خواهم

نكرده فرياد، فرياد رس نمي خواهم!

بهشت اگر به شفاعت رسد،نخواهم رفت!

به زورگريه وطاعت رسد،نخواهم رفت

.....

سبب نبوديد،سوزنده سبب مشويد

نجاشي ار نتوان شد،ابولهب مشويد!

 

فریبا پژوه

 

قسم به قلم و آنچه می نویسد...

 

.روز خبرنگار است. روز قلم

 

 دلم می خواهد یادم برود که شنیده بودم  ُ قلم می شکنیم  ُ...  یادم برود که کوچک زاده ای همه اهل قلم را  ...  خوانده بود.  یادم برود آن یکی همین دیروز ولگرد خطابمان کرد...

  

برای من همین کافیست که همیشه یادم باشد صاحب همه مهربانی ها به آنچه در دست دارم؛ سوگند یاد کرده است

 

...یاد محمود صارمی بخیر.  یاد همه روزنامه های توقیف شده

 

...

 

...برای فردا می نویسم. برای فردا سکوت می کنم. برای فردا می ایستم. برای فردا

 


 تقي دژاكام

احترام تاریخی

اواسط  دهه هفتاد بود شاید سال 74 یا 75 که آن موقع من قائم مقام سرویس سیاسی کیهان بودم و مسئولیت ارائه اخبار و گزارشهای حوزه هایی چون رهبری ،  ریاست جمهوری و وزارت امور خارجه را داشتم . در ضمن چند روزی هم بود که با مساعدت این و آن یک فولکس قورباغه ای مدل سال 1968 هم خریده بودم و از این بابت هم خیلی خوشحال بودم .


آن روز صبح ، خانم حمیرا حسینی یگانه که دبیر سرویس بود از من خواست تا ساعت 10 صبح برای مصاحبه با – اگر اشتباه نکنم – آقای نجم الدین اربکان نخست وزیر ترکیه به همراه یک عکاس  به کاخ سعد آباد بروم . من گفتم : شما به عکاس بگویید که با راننده به آنجا برود من  با فولکس خودم می روم . خانم حسینی تعجب کرد. توضیح دادم که چون دو سه روز است که ماشین خریده ام برای اینکه هم لذت رانندگی را داشته باشم و هم دست فرمانم خوب شود می خواهم با ماشین خودم بروم ! خلاصه با کلی بالا و پایین کردن ، عکاس را با راننده به آنجا فرستادیم و من با فولکس خودم به سمت شمیران راه افتادم .

 

 وقتی به سر پل تجریش رسیدم و خواستم  وارد خیابان اصلی کاخ سعد آباد شوم ، دیدم که خیابان با حاجزهای میله ای بسته شده و ماموران مانع ورود من شدند . شیشه را پایین کشیدم و خیلی حق به جانب گفتم : من خبرنگارم و برای مصاحبه با آقای اربکان آمده ام . مامور مربوطه گفت : خبرنگارها باید از خیابان پشتی وارد شوند. حدس زدم که در ِ خیابان جنبی مربوط به ورود بدون خودرو باشد، به همین دلیل  گفتم : ولی من با ماشین آمده ام و باید از در اصلی وارد شوم .

 بعد اضافه کردم : می توانید با آقای یزدی ( که آن موقع مسئول روابط عمومی ریاست جمهوری بود  و حالا ظاهرا مسئول روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت نظام است ) تماس بگیرید و ماجرا را به ایشان بگویید. خیلی با تردید ، کارت خبرنگاری مرا گرفت و با دقت آن را ور انداز کرد و بعد با بی سیم با یزدی تماس گرفت و گفت : خبرنگار کیهان آمده و می خواهد از در خیابان اصلی وارد کاخ شود.

 

 یزدی هم به خیال اینکه من پیاده آمده ام گفت : اگر کارت به نام دژاکام است راهش بدهید. و مامور خیلی با تعجب و تامل، حاجز را بلندکرد و من وارد شدم . اما مسئله به همین جا ختم نشد ، چون چند متر جلوتر باز یک ایست بازرسی دیگر بود و با ز هم مانع ورود من شدند و باز هم من برایشان توضیح دادم که چون با ماشین آمده ام باید از این در وارد شوم و هماهنگی و مجوز هم توسط آقای یزدی در ایست بازرسی قبلی صورت گرفته است . آن مامور هم با کمی مکث و اشاره با دست به مامور قبلی و تایید او ، حاجز را بالا برد و من مسیر را ادامه دادم اما باز هم چند متر جلوتر باز هم یک ایست بازرسی دیگر . باز هم توضیحات من و قبول نکردن مامور ...

ادامه...

 

 

سعيد شمس

روز خبرنگار

   

زندگی مال تو ...مرگ مال من خبرنگار

راحتی مال تو... گرفتاری مال من خبرنگار

شادی مال تو ...ناراحتی مال من خبرنگار

همه چز مال تو ...اما خبرنگاری مال من خبرنگار

 

 

جعفر تکبیری

 

...فقط می تونم همه دوستانم و همکارانم تبریک بگم و ابراز نگرانی کنم ازتعطیلی روزنامه شرق !!!

یادش بخیر سال گذشته همه نقدی روز خبرنگار رو تبریک می گفتن اما دریغ که امسال یه اس ام اس هم برای تبریک نگرفتم... خدا رحم کنه

 

 

 

كوروش ضيابري


روز خبرنگار، تمام سهم من از یک سال طولانی....

 

اگر روانپزشک روزانه مجبور است خزعبلات صدها بیماری را تحمل کند که هیچ سر و تهی ندارند و زاییده‌ی اذهان بیمار و بی‌منطق آنهاست (که می‌دانم دست خودشان نیست و در این بین کمترین نقش را دارند، که خداوند تقدیرشان را اینطور رقم زده)، اگر آتش‌نشان مجبور است در لحظاتی که همه آتش را رها می‌کنند و از آن می‌گریزند، به قلب آتش برود و جانش را در معرض خطر قرار دهد، اگر رییس‌جمهور در لحظه می‌تواند با یک اشاره‌ی انگشت، سرنوشت کوتاه‌مدت گروه، دسته‌، قوم یا حتی مردم کشوری را تغییر دهد اما خبرنگار با همه‌ی اینها سرو کار دارد و تحملشان می‌کند.

خبرنگار توهین‌ها و تحقیرهای بیماری را برمی‌تابد که احساس می‌کند با فرافکنی و پرخاش، می‌تواند از وجود
ناآرام و نامتعادل خودش فرار کند، آتش و گرمای همان آتشی را تحمل می‌کند که آتش‌نشان برای فرونشاندنش از جان خود می‌گذرد، اما او باید برای ثبت و به تصویر کشیدنش از یک زاویه‌ی هنری به دل شعله‌ها بزند و ...
 ادامه .... 

 

اكبر منتجبي

 

روز خبرنگار را از تقويم حذف كنيد

مگه امروز روز خبرنگار هست که پیامک (!!!!) می فرستید و تبریک می گویید؟ تبریک برای چی؟ برای این که روزنامه نگاران مستقل اکثرا بیکار هستند ؟ اصلا روز خبرنگار چه معنایی دارد هنگامی که برخی سلیقه ای با اصحاب مطبوعات و روزنامه ها برخورد می کنند؟ یادتان هست که همین چند وقت پیش روزنامه همشهری چه آگهی ای منتشر کرد ؟

و قبل تر از آن روزنامه دولتی ایران ؟ کسی آنجا تفحص نکرد که آگهی دهندگان چه کسانی بودند و متن آن چه بود. اما به محض این که کوچکترین اشتباهی از یک روزنامه مستقل سر می زند بزرگترین تهمت ها روانه آن روزنامه و مسئولان و خبرنگارانش می شود. واقعا چرا ؟ دستگاه قضایی ، عدليه است و عدالت را بايد برپا كند. همين طور هيات نظارت بر مطبوعات.

پس چرا برخورد ها دوگانه است ؟  چرا خطاي يكي را براندازانه ترسيم مي كنيد و خطاي ديگري را لغزش؟ و بعد روز خبرنگار همه دستگاهها به خبرنگاران لبخند مي زنند و آنها را دعوت مي كنند و شيريني جلوي آنها مي گذارند ، كه چي ؟ كه يعني اين شيريني به مسلخ رفتن شماست؟

به نظرم تمام كنيم اين روز خبرنگار را. انجمن صنفي مطبوعات همانگونه چند سال پيش كه درخواست كرد روز شهادت محمود صارمي در افغانستان روز خبرنگار شود ، امروز اعلام و تقاضا كند كه نام اين روز از تقويم ايران پاك شود. وقتي نه روزنامه ها و نه روزنامه نگاران ارج و قربي ندارند چرا بايد يك روز را به نام آنها به ثبت رساند ؟

 

ايمان باي سلامي

 

روایتی از بزرگداشت روز خبرنگار در مجلس

با وجود اينكه سه شنبه صبح حسين نجابت عضو هيات ريسه مجلس خبرنگاران پارلماني را ولگرد خطاب كرد ولی مراسم بزرگداشت روز خبرنگار  با حضور غلامعلي حدادعادل رييس مجلس شوراي اسلامي برگزار شد. 

 ...

در ادامه حدادعادل گفت وگوي صميمي با اصحاب رسانه ها داشت. كه خبرنگاران اصلاح طلب در گفتگو با رييس مجلس نسبت به امنيت شغلي خود اظهار نگراني مي كردند وخواستار پادر مياني حداد براي جلوگيري از توقيف مطبوعات شدند.

در زماني كه اوج بحث درباره روزنامه شرق بالا گرفته بود به موسي قرباني نماينده قاين وعضو هيات ريسه گفتم شما چه احساسي داشتي وقتي شرق توقيف شد؟كه او هم با لحن بسيار بي ادبانه اي گفت؟ به شما چه ربطي دارد من چه احساسي داشتم؟

جمله بي ادبانه قرباني  باعث شد كه در پايان مراسم به سراغ حداد بروم  وخطاب به گفتم اعضاي هيات ريسه انسانهاي بسيار بي ادبي هستند لطفا تذكر بدهيد .كه اوهم با چند شوخي  خواست به زعم خود از دلم در بياورد

 اعظم ویسمه خبرنگار خبرگزاري فيلتر شده "ايلنا" و روزنامه توقيف شده هم ميهن خطاب به حدادعادل گفت: آقاي حداد ما بايد چه كار كنيم؟من خبرگزاري "ايلنا" بودم كه فيلتر شد، به روزنامه "هم ميهن" رفتم كه توقيف شد...

 پاسخ جالب حدادعادل به اين خبرنگار اين بود: شما كه اين قدر قدمتان خوب است به چند روزنامه اصولگرا نيز برويد تا آنها نيز تعطيل شوند و همه راحت شوید . ادامه


 

مریم شبانی

 

آزادی


بچه ها امشب آزاد شدند به جز مهدی عربشاهی و حنیف یزدانی و البته سه دانشجوی پلی تکنیک. خبر خوبی بود.شاید بهترین خبری که می شد در واپسین ساعات روز خبرنگار خنده بر لبانم بنشاند. به امید آزادی زودهنگام دوستان دانشجوی دیگر می نشینم و البته آزادی فرشاد قربانپور، همکار خوبم در روزنامه هم میهن...

 

 

محسن فرجی

 

اميدوارم شما هم مثل ما شيرين ‌كام باشيد

  


امروز به مناسبت روز خبرنگار به ما یک عدد شیرینی دانمارکی( گل محمدی ) دادند.من البته چون آدم طماعی هستم دو تا برداشتم و آقایی هم که شیرینی را تعارف می کرد بزرگواری کرد و چیزی نگفت.

ما شیرنی هایمان را خوردیم و خیلی خوشحال شدیم.ما بابت همه ی نعمت ها خدا را شکر کردیم و دعا کردیم که همه مثل ما خوشبخت بشوند .ما خیلی از خوردن شیرینی لذت بردیم و بعد که سیر شدیم، از اين كه همه چيزاين قدر خوب و رو به راه است ابراز رضايت و خرسندي كرديم.ما اين قدر از خوردن شيريني خوشحال شديم كه مي‌خواستيم از شادي پر در بياوريم.

 

حامد طالبی

روز خبرنگار و جنگ لبنان

 

امروز ۱۷ مرداد روز خبرنگار بود. از چند روز پیش شروع به انتشار برخی عکس های منتشر نشده ام از جنگ ۳۳ روزه در لبنان کردم. نباید روند انتشار آن عکس ها متوقف شود، به همین دلیل عکسی پیدا کردم که هم برای روز خبرنگار و هم ادامه عکس های منتشرنشده ام از لبنان مناسب است.

...به جرات می توانم بگویم خیلی از خبرنگاران پرمدعای ایرانی سال گذشته که شیپور جنگ در لبنان نواخته شد، به سوراخ هایشان خزیدند اما محمدعلی قیومی از جمله خبرنگارانی بود که با روحیه بسیجی بیش از ۴۰ روز در لبنان بود و شجاعانه و با انگیزه گزارش تهیه می کرد. البته تا جایی که میدانم خیلی ها قدر محمدعلی را نمیدانند ...

 

 

فرید مدرسی

 

روز خبرنگار تسلیت باد

 

باز آواري ديگر بر سر روزنامه‌نگاران ايراني. آواري كه روزنامه‌نگاري را در ايران به برزخي جهنمي تبديل كرده است. آواري كه گريه سردبير را در ميان تحريريه و بغض فرو رفته شكسته شده در ميانه شب در گوشه خلوت تنهايي را به دنبال دارد. زجر توقيف يك نشريه را بايد چشيد تا آن را درك كرد. اگر آنان كه حكم به پايين كشيدن كركره‌ يك رسانه را مي‌دادند، خود روزي به اين درد مبتلا مي‌شدند، هيچگاه خودكار در دستانشان براي امضاي توقيف حركت نمي‌كرد. آقايان اگر درد بيكاري را احساس كرده بودند، ديگر صد‌ها روزنامه‌نگار را به اين ورطه رهنمون نمي‌شدند.

به هر حال شنيدن خبر توقيف يك روزنامه همچون خبر مرگ يك عزيز است. از توقيف شرق سوگوارم، همچنان كه در توقيف روزنامه خودمان يعني هم‌ميهن هم اين احساس را داشتم. امروز به جاي تبريك روز خبرنگار بايد اين روز را به خبرنگاران تسليت گفت و به مسلخ رفتن روزنامه‌نگاري مستقل ايراني را به نظاره نشست...

 

 

مصطفی قوانلو قاجار

روز خبرنگار مبارك نباد!

مي‌خواهم بنويسم اما هر چه مي‌نويسم مي‌بينم به مقامي يا وزراتخانه‌اي بر مي‌خورد. مطلبي از روزنامه هاي خارجي ترجمه مي‌كنم، مي‌گويم اين را كه من ننوشته ام، اما مي دانم‌ كه اتهامي به نام سياه نمايي وضعيت موجود دارد. مي‌گويم آخر من كه سياسي نيستم درباره انقلاب هاي نارنجي و مخملي كه نمي‌نويسم درباره رسانه‌ و علم و فناوري مي نويسم. مي‌گويند حواست باشد به خصوصي‌سازي در مخابرات گير ندهي به فيلترينگ، به تلفن‌همراه به وضعيت علمي آموزشي. فقط بنويس همه چيز خوب است و همه چيز گل و بلبل است.

مي‌خواهم تيتر بزنم، بايد حواسم باشد تند نشود به مقام مسئولي برنخورد. مي‌خواهم عكس انتخاب كنم. بايد حواسم باشد كه عكس خانم خارجي گردنش پيدا نباشد، براي پاهايش شلوار و دامن درست كنيم. سينه‌اش را بپوشانيم. مي‌خواهم عكسي براي روي جلد مجله انتخاب كنم بايد حواسمان باشد اين عكس با فضاي امروز جامعه جور در نمي‌آيد هر چند كه مشكلي نداشته باشد. بايد خيلي چيزها يادمان باشد حتي بايد بدانيم با كسي كه مصاحبه مي‌كنيم خداي ناكرده يك به دانسينگ نرفته باشد، شامپاين نخورده باشد اشتهار به فساد اخلاقي نداشته باشد و خلاصه علاوه بر موضوع، چيزهايي از زندگي‌ شخصي اش بدانيم.

به اين دلايل مي‌گويم كار روزنامه‌نگاري در ايران سخت و طاقت فرسا است. به اين اضافه كنيد كه هيچ برنامه‌ريزي براي زندگي تان نداريد. خداي ناكرده اگر نشريه‌تان توقيف شد، كسي نيست كه ماه به ماه دفترچه قسط‌هاي شما و اجاره خانه‌تان را پرداخت كند. تازه بايد هزاران نوع تهمت تحمل كنيد حواستان باشد در هيچ كنفرانس خارجي شركت نكنيد تا جاسوس و هزار مشكل ديگر پيدا نكنيد.

با همه اين مسائل نمي‌توانم روز خبرنگار را تبريك بگويم. پس مي‌گويم روزتان مبارك نباد.  

 

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
انتشار یافته: ۷
در انتظار بررسی: ۲
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
-
۱۸:۲۸ - ۱۳۸۶/۰۵/۱۸
0
0
خبر نگاري امروز شبيه خال كوبي آن جواني است كه شيري بي سرو بي دوم بود و طاقت سوزن خال كوب را نداشت وخبر نگار امروز قدرت نوشتن را...
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۹:۳۴ - ۱۳۸۶/۰۵/۱۸
0
0
نوشته های قشنگی رو گلچین کردین . ممنون . من هم روز خبرنگار را به این دوستان و شما تبریک می گم.
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۹:۴۴ - ۱۳۸۶/۰۵/۱۸
0
0
امیدوارم نوشته های خبرنگاران در روز خبرنگار سال بعد سرشار از امید و شادی باشد (برعکس امسال)
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۲۱:۱۳ - ۱۳۸۶/۰۵/۱۸
0
0
مبارک... موفق باشید
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۱:۳۷ - ۱۳۸۶/۰۵/۱۹
0
0
خداییش این خبرنگارها اگه آزاد نبودن می تونستن اینا رو بنویسن؟
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۱:۵۶ - ۱۳۸۶/۰۵/۱۹
0
0
من هم روز خبرنگار را به خبرنگاران عصرایران و خبرنگارانی که مطلبشان اینجاست و همه دست اندرکاران رسانه ای تبریک می گویم .
رضا امیرعبدی. تهران
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۰:۴۴ - ۱۳۸۶/۰۵/۲۱
0
0
خبر نگارانی که آلت دست یک عده سیاست مدار وابسته هستند چه خبر نگاری.
نام:
ایمیل:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز:1200
ایر تویا -داخلی
دلتابان
پربازدید ها
بلیط (عصر ایران داخلی)
عکس