کد خبر: ۲۳۳۵۷
تاریخ انتشار: ۱۴:۰۵ - ۲۱ مرداد ۱۳۸۶ - 12 August 2007
نکته هیجان انگیزی که از الان معلوم است، تغییرات سیاسی است که رفتن احمدی نژاد از قدرت را شتاب داده است.شناخت شخصی برای اصلاحات و جبران اشتباهات احمدی نژاد،بسیار ضروری است.کاندیدای اصلی این کار، محمد باقر قالیباف، شهردار تهران است که روشنفکر نیست اما محبوبیت بسیاری بخاطر عمل گرا بودن و توان مدیریتی فوق العاده کسب کرده است.

 

بیرون از سفارت قدیمی آمریکا در تهران، نقاشی دیواری زننده ای، که مجسمه آزدای را مانند اسکلتی عجیب و غریب و مضحک نشان می دهد، نمایان است. و نوشته ای بالای آن است که می گوید: « مرگ بر آمریکا»

به گزارش فردا، روز گذشته روزنامه دیلی تلگراف، ادعا کرد: « نمایش این پیکر نگاری ضد آمریکایی در مکانی که 52 دیپلمات آمریکایی برای 444 روز به گروگان گرفته شدند، شاید بتوان گفت که نمادی از حاکمیت جنگجویانه رییس جمور محمود احمدی نژاد است.»

دیلی تلگراف در ادامه می آورد: با این حال، هیچ چیز گمراه کننده تر از این نیست که بسیاری از مردم ایران از آنچه که رییس جمهورشان « مخالفت شکوهمند با ابر قدرتها» می نامد، زده شده اند. نکته هیجان انگیزی که از الان معلوم است، تغییرات سیاسی است که رفتن احمدی نژاد از قدرت را شتاب داده و مسیر کشور را تغییر داده است.

این روزنامه اضافه می کند: رییس جمهور در خارج از کشور برای انکار کردن هولوکاست و تهدید کردن اسراییل برای حذف کردنش از «صفحات تاریخ و کره زمین» مشهور است. اما به هر حال، ایرانیان با سختی و سرکوبگری وی شریک اند.

این روزنامه ادعا می کند: در زمانی که قیمت بالای نفت باید توسعه سریع اقتصادی را موجب شود، تورم به حدود 40 درصد رسیده ست، و به زندگی میلیونها نفر ضربه زده است. کشوری با 130 میلیارد بشکه ذخیره نفتی کشف شده – بیش از هرجای دیگر بغیر از عربستان سعودی – سهمیه بندی بنزین را به اجرا در آورده است.

محمد عطریانفر در گفت و گو با این روزنامه می گوید: « احمدی نژاد اولین رییس جمهور تاریخ جمهوری اسلامی ایران است که محبوبیت خود را به سرعت از دست داده است. وی آرزوهای خانواده های ایرانی را خراب کرد و آنها را بدبین کرده است. احمدی نژاد اعتماد به نفس فوق العاده ای دارد، و انسانهایی که اعتماد به نفس دارند یا خیلی با معلومات و فهیم اند یا به طور کلی همه چیز را انکار می کنند، و متاسفانه رییس جمهور از نوع دوم است.»

دیلی تلگراف اضافه می کند: سیاست خارجی دعوایی آقای احمدی نژاد، محبوبیت وی را در جهان اسلام تقویت کرده است، البته نه در داخل ایران. در خانه، وی بدلیل آنچه که « آسان کردن شرایط برای ائتلاف آمریکا و جهان علیه ایران» نامیده می شود، سرزنش می شود.

این روزنامه انگلیسی همچنین با وزیر امور خارجه دولت موقت انقلاب ایران، ابراهیم یزدی گفت و گو کرده است: « رییس جمهور، پیچیدگی وضعیت بین المللی بعد از جنگ سرد را نمی فهمد. وی موضوعاتی را مانند هولوکاست مطرح می کند که هیچ ربطی به منافع ملی ایران ندارد و هیچ کس نمی داند که چرا او چنین موضوعاتی را بیان می کند؟ و این امر، آمریکا را به اجرای سیاست هایش در خاورمیانه کمک نموده، آقای بوش خیلی از وجود آقای احمدی نژاد خوشحال است.»

دیوید بلمور، خبرنگار این روزنامه در گزارش خود ادعا می کند : ریس جمهور پس از گرفتن قدرت در سال 2005، به نفاق خیلی دامن زده است. سه روزنامه اصلاح طلب تا کنون توقیف شده است، و معترضان دستگیر شده اند. اما هنوز درجه ای از آزادی بیان وجود دارد. انتقاد عمومی از آقای احمدی نژاد هنوز تحمل می شود و دیگرروزنامه های مخالف سیاست های اول هنوز بر روی دکه اند.»

تلگراف می گوید: در روزنامه اعتماد ملی نوشته شده است: « آزادی بیان برای نظارت بر تمامی دولت نیاز است، اما رییس جمهور احمدی نژاد قصد دارد دستورات قدیمی را احیا کند، او فکر می کند ملت احمق است.»

این گزارش می فزاید: سیاست در ایران، شامل طیفی از روشنفکران اصلاح طلب تا محافظه کاران تندرو است، در عین حالی که دولت اسلامی بوسیله انقلاب اسلامی بوجود آمده است، اصلاح طلبان می خواهند که ایران از آزادی اقتصادی و سیاسی لذت ببرد.هم چنین آنها سعی خواهند کرد که تشنج در خاورمیانه را بخوابانند و با آمریکا رابطه برقرار کنند و سیاست تخاصمی را پایان دهند.

این روزنامه انگلیسی در ادامه می آورد: زمانی که به ایرانی ها فرصتی داده شد، به اصلاح طلبان رای دادند. در کشوری که سن رای دادن 16 سال است و 66.3% جمیت اش زیر 30 سال دارند، جوانان رای دهندگان مهمی اند.

در خیابانهای تهران، ایرانی های جوان، طرفداری خود از مد غربی مانند فیلم و موسیقی غربی جار می زنند. از یک جوان 27 ساله پرسیدم که بیشتر از همه به کجا دوست داری بروی، جوابی کوبنده داد : « آمریکا » و دلیلش را « آزادی آنجا » می داند.

ایرانی های که انگلیسی حرف می زنند، لهجه آمریکایی دارند. در کتاب فروشی خارج از دانشگاه تهران، کتابی قطور به نام « تمرین لهجه آمریکایی: راهنمایی برای تلفظ انگلیسی آمریکایی » خودنمایی می کند. در ضمن، لغت نامه اصطلاحات و ضرب المثل های آمریکایی هم وجود دارد که « عبارات روزمره » را در آن می توان یافت.

دیلی تلگراف در ادامه می آورد: این اشتیاق برای از شکستن انزوای ایران و پیوستن به دنیای مدرن، به محمد خاتمی، روحانی رونشفکری که رییس جمهور قبلی ایران بود، دو پیروزی قهرمانانه زمین لغزه مانند در انتخابات را تقدیم وی کرد.

در سال 2000، اصلاح طلبان، اکثریت آشکاری را در مجلس کسب کردند، اما پیروزی آنها در سال 2004 تکرار نشد.

این روزنامه انگلیسی می گوید: شورای نگهبان، نهاد قدرتمندی که روحانیون تندرو در آن حکم فرما هستند، اکثر اصلاح طلبان و حتی آنهایی که نماینده بودند را فاقد صلاحیت برای شرکت در انتخابات دانست و این امر به محافظه کاران اجازه داد تا مجلس را دوباره به تصاحب خود درآوردند و در سال 2005 هم، محمود احمدی نژاد تندرو، ریاست جمهوری را کسب کرد.

اما الان، شرایط به نفع احمدی نژاد نیست.

انتخابات مجلس قرار است تا مارچ (اسفند) برگزار شود و آقای احمدی نژاد آنقدر نامحبوب است که تغییر آرایش قدرت در مجلس، دور از انتظار نیست.

محافظه کاران مدرن، که از رییس جمهور سابق، آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی الهام گرفته اند، به قدری ناراضی اند که در حال پیمان بستن با دشمنان سابق خود، یعنی اصلاح طلبان هستند.

اگر این اتحاد جدید و عجیب به وقوع بپیوندد، مطمئنا ایران مجلسی خواهد داشت که مخالف رییس جمهور است.

اکبر اعلمی، نماینده اصلاح طلب مجلس در گفت و گو با دیلی تلگراف تایید کرد که صحبت هایی برای ائتلافهای انتخاباتی جدید شروع شده است و می گوید: « من پیش بینی می کنم که مجلس آینده از نمایندگانی تشکیل خواهد شد که از منتقدان احمدی نژادند.»

اگر این واقعه به وقوع بپیوندد، رییس جمهور با انفجاری روبرو خواهد شد که به رفتن وی از قدرت سرعت می بخشد.  بسیاری معتقدند که وی مطمئنا دفعه دومی در قدرت نخواهد بود. اعلمی اضافه می کند: « ما فرصتی داریم که رفتار دولت را تغییر دهیم و ارزشهای واقعی انقلاب را با اصلاحاتی واقعی، احیا کنیم.»

دیلی تلگراف در ادامه می آورد: ولی یک مشکل باقی می ماند و آن هم شورای نگهبان خواهد بود که امکان دارد عملکرد انتخابات گذشته خود را تکرار کند، و با رد صلاحیت اصلاح طلبان یک پیروزی برای محافظه کاران به وجود آورد.

اردوگاه اصلاح طلبان، ائتلاف خود را از اصلاح طلبان سنتی افزایش داده و سعی در جذب محافظه کاران عملگرا که الهام بخش آنان هاشمی رفسنجانی است دارد. اگر چنین سیاستمدارانی از شرکت در انتخابات محروم شوند، کار بسیار سخت خواهد شد.

در عین اینکه انتخابات ریاست جمهوری و مجلس، ردپایی از دموکراسی در ایران است، قدرت اصلی در جمهوری اسلامی ایران مبهم است.

علی لاریجانی از مهره های کلیدی برای تماس های دیپلماتیک در مارچ [فروردین] برای آزادی 15 ملوان انگلیسی بود، و پاسخگوی مستقیم رهبری است.

ایران اکنون برای 30 سال است که از رکود اقتصادی رنج می برد. نرخ بیکاری بیش از 20 درصد است و 800 هزار جوان، سالیانه وارد بازار کار می شوند و حتی با افزایش قیمت نفت هم، اقتصاد آن طور که باید و شاید برای رضایت ایرانی ها، توسعه نیافته است.

تلگراف می گوید: اما، جمهوری اسلامی ایران باید بنزین را سهمیه بندی کند چون پالایشگاه های آن فقط 60 درصد از مصرف داخلی بنزین را می توانند پوشش دهند. فقدان سرمایه گذاری خارجی و تخصص، ایران را از ساخت پالایشگاه محروم ساخته است و در همین راستا، دولت برای رهایی از واردات خارجی، استفاده بنزین برای مردمانش را به صد لیتر در ماه محدود کرده است، اما در عین حال، پول نفت خرج فرودگاه بین المللی جدید و بزرگراه های متعدد شده است و ایرانیان عادی نیز از آن سهمی نبرده اند.

به جای آن، آقای احمدی نژاد به سپاه پاسداران اجازه داده است تا اقتصاد را در دست خود بگیرد. این نیرو، در اوج انقلاب بوجود آمد و بزرگترین نیروی نظامی ایران را تشکیل می دهند.

تلگراف ادعا می کند: آقای احمدی نژاد که خود از اعضای سابق سپاه پاسداران بود، نقش سپاه را از پروژه های ساخت و ساز به لوله کشی گاز و ساخت پالایشگاه ارتقا داده است.

در سال گذشته، دولت احمدی نژاد حداقل چندین پروژه به ارزش 5 میلیارد پوند به سپاه داده است. اقتصاد دانان، این کار را «سیاست احمدی نژاد» می نامند. منطق سختی پشت وضعیت خطرناک ایران قرار دارد. بازپروری اقتصادی تنها زمانی شکل می گیرد که ایران روابط تجاری و سرمایه گذاری و تکنولوژیکی با دنیای خارج داشته باشد.

در حال حاضر، قیمت بالای نفت، کمی از سختی کاسته است و هم چنین آنها را از تحریم های ملل متحد برای برنامه هسته ای خود محافظت می کند.

روزنامه انگلیسی،در تحلیل خود می نویسد: اما این کمک حیاتی، موقتی است. در آخر، تنها جواب به رکود اقتصادی، برقراری روابط تجاری است و این هم تنها راه دستیابی به رابطه عادی با غرب است.

یکی دیگر از چاره ها، انزوا و نپذیرفتن ارتباط است. ترکیبی از مشکلات اقتصادی و جمعیت جوان غرب زده رو به رشد، سئوالی در مورد آینده نظام جمهوری اسلامی ایران مطرح می کند.

شاید هیچ کس نتواند جلوی این کار را بگیرد، و چاره آن ایجاد اصلاحات مورد لزوم است.شناخت شخصی مانند گورباچف که برای اصلاحات و جبران اشتباهات احمدی نژاد نیازمند است، بسیار ضروری است.

دیلی تلگراف در آخر می آورد: کاندیدای اصلی و شخص مناسب برای این کار، محمد باقر قالیباف، شهردار تهران است که بعنوان رییس جمهور آینده شناخته می شود. وی بعنوان فرمانده اسبق نیروی هوایی سپاه و پلیس، روشنفکر نیست! اما محبوبیت بسیاری بخاطر عمل گرا بودن و توان مدیریتی فوق العاده  کسب کرده است، و اینها عواملی است که می گویند احمدی نژاد، آنها را ندارد.

بعنوان یک واقع گرا، آقای قالیباف مطمئنا به ضرورت اصلاحات و منطق نیاز آنها پی برده است و بعنوان یکی از ستونهای سابق سپاه پاسداران رابطه بسیار نزدیکی با رهبر ایران دارد که حتی موافقت وی را نیز می تواند در بسیاری از موارد بگیرد و اگر قالیباف به مصدر امور بیاید، جمهوری اسلامی ایران تغییر خواهد کرد و به جهان باز خواهد گشت.

اما قالیباف زمانی می تواند اصلاحات را انجام دهد که احمدی نژاد از قدرت برود.

 

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
نام:
ایمیل:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز:1200
ایر تویا -داخلی
دلتابان
پربازدید ها
بلیط (عصر ایران داخلی)
عکس