کد خبر: ۲۳۵۹۷
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: ۱۰:۳۴ - ۲۵ مرداد ۱۳۸۶ - 16 August 2007
بحران بنزین در سفرها و شهرستان ها

*رشید غریبی اندبیلی

فصل تابستان معمولا فصل مسافرتهای بین شهری است . ما هم فرصتی فراهم نمودیم تا به اتفاق خانواده ضمن سفر به شمال و دیداربا اقوام  چند روزی را در کنار خانواده به دور از شلوغی تهران از هوای مناسب استفاده نماییم ؛ ولی همانند اکثر مردم که سهمیه بنزینشان تمام شده ویا کفاف مسافرتهای طولانی را نمی دهد مجبور به استفاده از وسایط نقله عمومی می شدیم .

...وارد ترمینال غرب می شویم سالن ترمینال مملو از مسافرانی است که به همرا خانوداه هاشان عازم سفر هستنداما با مراجعه به متصدیان تعاونی ها با یک جواب تکراری مواجه می شویم:" اتوبوس نداریم ؛ بلیط فروخته نمی شود ".

اکثر مسافران از این وضعیت گله مندند اما عملا کاری نمی توان کرد .ترمینال اتوبوس رانی را به سمت دفتر تاکسی رانی که در کنار ترمینال اتوبوس رانی فعالیت می کند ترک می کنیم ؛ قاعدتا با توجه به اختصاص 1200لیتر برای اینگونه تاکسی ها انتظار می رود حداقل در استفاده کردن از تاکسی های بین شهری علیرغم قیمت نسبتا بالای آن با مشکلی مواجه نشویم، اما با اینکه اکثر مواقع محوطه تاکسی رانی مملواز تاکسیهای زرد رنگ سمند وپژو بود اما این بار تعداد تاکسی های موجود از تعداد انگشتان دو دست تجاوز نمی کند .وقتی وارد دفتر تاکسیرانی می شویم باز هم با یک جواب مواجه می شویم :"فعلا ماشین نداریم و معلوم نیست کی بیایند".
 نرخ کرایه به رشت در یک تابلو بربالای درورودی نصب شده است :"صندلی عقب 6500تومان وتک صندلی جلو 8000تومان" انتظار در اینجا هم فایده ای ندارد فکری به ذهنم می رسد ؛  معولا مسافربرهای شخصی بیرون درب ترمینال برای خود ایستگاهی دست وپا کرده اند و نرخ کرایه آنهم هم حدود دوهزار تومان از نرخ تاکسیهای زرد رنگ کمتر است، اما مردم به خاطر امنیت و اطمینان به تاکسیرانی با پرداخت مبالغی اضافه سعی می کنند از تاکسیهای زرد رنگ استفاده کنند وکمتر به سراغ مسافر برهای شخصی بروند اما دیگر چاره ای نیست.
 به سمت ایستگاه مسافربرها حرکت می کنیم ؛حدسم درست بود؛ ینجا مسافربرها دنبال مسافر می گردند .به تمامی مقصدها هم ماشین موجود است ؛ خوشحال می شویم وبه سمت آنها حرکت می کنیم ؛وقتی نرخ کرایه ها را راننده می گوید ، دود از سر همه بر می خیزد" به مقصد رشت صندلی عقب 15هزار تومان و تک صندلی جلو هم بیست هزار تومان" ؛از تخفیف هم خبری نیست چون مسافر به اندازه کافی هست ؛ افزایش نرخ حدود سیصددرصد! رانندگان در جواب اعتراض مردم ،خرید آزاد بنزین به نرخ 500تا 700تومان را دلیل افزایش نرخ خود عنوان می کنند .اما نکته جالب و تاسفبار وجود همان تاکسی های زرد زنگ سمند ویژه است که علیرغم دریافت 1200لیتر بنزین سهمیه ، خارج از تاکسی رانی ، مسافران را با قیمت 15هزار تومان جابجا کرده و حتی سعی می کنند با استفاده از سوخت ارزان گاز بنزین مازاد خود را به شخصی های مسافر بر فروخته و از این راه هم به سود مناسبی دست پیدا کنند.

به هر حال داستان سهمیه بندی بنزین و مشکلات عدیده ای که بر مردم خصوصا در شهرستانها تحمیل شده پایانی ندارد ، مردم هر روز فشار مضاعفی را تحمل می کنند .

من خودم ، یکی از طرفداران مقابله جدی با مصرف بی رویه بنزین بودم و اعتقاد داشتم که در این مورد باید کاری اساسی انجام شود و از هدر رفتن میلیاردها دلار ارز این کشور زنج می بردم اما متاسفانه رنج و عذابی که مردم خصوصا در شهرستانها از اجرای این طرح می برند بسیار ناگوار و دردناکتر است .

درست است که دولت با اجرای سیاست سهمیه بندی بنزین در ظاهر توانسته است روزانه میلیونها دلار از خارج شدن ارز از کشور جلوگیری کند و باتمهیدات از جمله اختصاص به موقع سوخت مورد نیاز ناوگان حمل ونقل عمومی و آژانشهای مسافر بری و تاکسیها و حتی شناسایی و اختصاص بنزین مورد نیاز مسافر برهای شخصی جلوی اثرات سوء این سیاست در زندگی عادی مردم را به حداقل رسانده و مانع از افزایش ملموس کرایه های درون شهری شده است اما این سیاست فقط در تهران و شهرهای بزرگ اجرا شده و شهرستانها در عمل به حال خود رها شده اند .
این درحالی است که هرچه قدر از مراکز استانها دور می شوی آثار فقر ومحرومیت را در آنها بیشتر احساس می کنی و فشار اجرای این سیاست در آنها بیشتر نمایان می شود .

با نگاهی به وضعیت ناهنجار ایجاد شده که درحال تبدیل شدن به یک بحران واقعی در شهرستانهاست به نظر نمی رسد واقعا مسولان از عمق مشکلات ایجاد شده در شهرستانها به درستی آگاه شده باشند و به نظر می رسد اظهار نظرهایی که در این مورد بیان می کنند برپایه اطلاعاتی است که اجرای این سیاست در تهران وشهر های بزرگ اجرا شده ودر اختیار آنان گذاشته شده است و همین اطلاعات منشاء قضاوت آنان در باره اجرای طرح سهمیه بندی بنزین گردیده است چرا که پس از اعلام آغاز طرح و بروز برخی ناهنجاری ها در تهران وبه آتش کشیده شدن چند مرکز عرضه بنزین در تهران مسولان مربوطه فورا به مردم قول واطمینان دادند که آنها را تنها نخواهند گذاشت وسعی خواهند کرد که کمترین آثار سوء را در زندگی روز مره مردم از خود بجا بگذارد و البته این اتفاق با توجه به تمهیدات نسبتا مناسب در تهران و شهرهای بزرگ رخ داده است اما شهرستانها واقعا به حال خود رها شده است و در شهرستانها فاجعه ای در حال رخ دادن است.

در بسیاری شهرستانها به جز تاکسهای درون شهری بنزین اختصاص داده شده به اتومبیلها همان 100لیتر در ماه است و برخلاف تهران و کلان شهر ها سهمیه تاکسی تلفنی ها و مسافر برهای شخصی و بین شهری هیج بنزین اضافه ای دریافت ننموده اند و بنزین های فوق نیز تمام شده و با اتمام زودهنگام سوخت تاکسی تلفنی ها و مسافر برهای شخصی و بین شهری بخشی از ناوگان حمل نقل شهرستانها از چرخه خدمات رسانی به مردم خارج شده و بخش باقی مانده هم با تهیه بنزین به نرخ 500تا700تومان باعث افزایش تصاعدی خدمات رسانی به مردم شده و عملا زندگی مردم را با بحران ومشکلات عدیده ای مواجه ساخته است به طوری که معمولا مردم برای یک مسافرت بین شهری به مسافت 70تا100کیلومتر از نیم ساعت تا1.5ساعت باید منتظر مانده ودر صورت فراهم شدن وسیله نقلیه نیز با افزایش دستکم 150درصدی نرخ کرایه ها هزینه سفرشان را پرداخت نمایند .

اما در مورد تاکسی تلفنی ها به گفته متصدی آژانسهای مسافربری مجبور هستند به بیش از 75درصد مشریان خود جواب منفی داده وامکان سرویس دهی به مردم را نداشته باشند وباتوجه به خرید آزاد بنزین به نرخ500تا700تومان به بقیه مردم هم با توجه به بعد مسافتی با نرخ توافقی خدمات ارایه می نمایند.

بسیاری از مردم در این شهرستانها در صورت نیازهای اضطراری به تاکسی حتی جهت انتقال مریض هایشان به اورژانسها با مشکل مواجه هستند حتی بسیار اتفاق افتاده بنزین کافی برای آمبولانس ها جهت انتقال بیماران به مراکز درمان موجود نبوده و بیماران در وضعیت نابهنجاری به سر برده اند .

متاسفانه این وضعیت در اکثر شهرستانها کشور حاکم است و هرچه قدر از مراکز استانها دور می شویم وضعیت به صورت بحران واقعی برشهرستانها سایه افکنده است و هیچ کس هم پاسخ گوی مشکلات مردم نیست .

شاید باور کردن مشکلات فوق در شهرستانها برای اکثر مردم تهران کمی مشکل باشد افزایش یکباره کرایه ها از80تا 150درصد و انتظارهای به مدت یکساعت حتی بیشتر برای یک سفر کوچک کمی غیر قابل باور می نماید و به نظر می رسد همین مسئله هم در مورد مسولان امر صادق است و مسولان پایتخت نشین واقعا این مطالب را بزرگ نمایی و حتی سیاه نمایی برای تضعیف دولت خدمتگذار قلمدادکنند اما این یک واقعیت است و تا موقعی که مسولان نتوانند به صورت عادی در شهرستانها حضور پیدا کنند و اطلاعات خودشان را از مجاری "به به گویان" دریافت کنند همین مشکلات باقی خواهد بود .
در شهرستانها نه تنها از بالش نرم برای زیر سر مردم خبری نیست بلکه واقعا مشکلات ایجاد شده برای مردم به اندازه سنگهای بزرگی هست که به سر مردم اصابت می کند

Rashid_garibi@yahoo.com

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۵:۰۴ - ۱۳۸۶/۰۵/۲۵
0
0
امروز رفتم انتقال خون بوشهر (همانجايي كه از لحاظ آب و هوا با اردبيل رقابت مي كند؟؟؟) بعد از انجام امور به دليل ضعف عمومي بدن قادر به پياده روي در هواي گرم نبودم . پزشك مركز انتقال خون با آزانسي تماس گرفت و درخواست تاكسي كرد اما كو تاكسي تلفني ؟؟ بعد از اين امر يكي از كاكنان مركز به سر خيابان رفت و با كلي معطلي وداد زدن يك ماشين پرايد را نگه داشت (جا دارد از زحمت اين عزيزان تشكر وقدرداني كنم ) رلننده هم به دليل نداشتن بنزين ابتدا از كولر روشن كردن امتناع كرد اما بعد با فهميدن موضوع خوندادن اينجانب ،كولر را روشن كرد و كلي هم بنده خدا از وضعيت موجود و خريد بنزين با نرخ 500 تومان آنهم به صورت قاچاقي گله كرد . حالا نمي دانم چه اصراري است كه بنزين با نرخ آزاد را اعلام نمي كنند ؟؟ قشم و كيش هم مثل بوشهر داراي هواي گرم هستند !! اما اين سياست يك بام و دو هوا نمي دانم چه محلي از اعراب دارد ؟؟!! در اردبيل ملت بخاري روشن مي كنند در شهر هاي جنوبي كولر !!كجاي اين طرح كارشناسي شده است ؟؟ وانت بار 5 ميليوني بد قواره ايران خودرو به 5/6 ميليون رسيده !!آنهم با مصرف صدي 14 تا . انحصار در همه چيز ؟ كجاي اين مطابق با قانون اساسي ايران زمين است ؟ يعني شما توان خريد خريد يك خودرو دلخواه را هم نداري ؟؟البته كو بنزين
ناشناس
-
۰۹:۳۵ - ۱۳۸۶/۰۵/۲۸
0
0
در پاسخ به این گزارش باید بگویم، همه ایرانی ها اعم از تهرانی و شهرستانی از این طرح بدیع و نو در عذاب هستند. ولی نوع عذاب فرق می کند. میزان مصرف همه خودروهای شخصی 100 لیتر در نظر گرفته شده است. بدون در نظر گرفتن بزرگی و کوچکی شهرهاو فواصل مورد نیاز افراد. طول و عرض شهر تهران بیش از 60 کیلومتر و فاصله کسی که در تهرانپارس زندگی می کند و کارش در شهرکهای صنعتی است بیش از 100 کیلومتر و یا آن عزیزی که در شهرستان زندگی می کند و باید به زمین های زراعی و یا کارگاه تولیدی خود در روستا و یا شهرک صنعتی سرکشی کند متفاوت است. متاسفانه این طرح فقط برای بازنشسته ها و یا خانمهای خانه دار و کسانی که فعلاً نقش فعالی در اقتصاد ندارند مناسب است. راستی مگه قراره که کسی در این مملکت کار کنه؟ توزیع پول نفت یعنی همین دیگه!!!
نام:
ایمیل:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز:1200
ایر تویا -داخلی
دلتابان
پربازدید ها
بلیط (عصر ایران داخلی)
عکس