چاکلز- داخلی
کد خبر: ۲۳۹۲۲
تاریخ انتشار: ۱۱:۲۸ - ۳۰ مرداد ۱۳۸۶ - 21 August 2007

 آفرینش

 روزنامه آفرینش در سرمقاله امروز خود با عنوان زباله هاي بيمارستاني تهديدي براي سلامت شهروندان به قلم سيدحسين قوامي آورده است: سرنگ هاي مصرف شده، نمونه هاي کشت و پانسمان هاي خون آلود ساعت 9 شب لابه لاي باقي زباله هاي شهري قرار مي گيرد و کارگران شهرداري هر روز سطل هاي کنار هم چيده شده در جلوي بيمارستان ها را يکي يکي در ماشين حمل زباله خالي مي کنند و در مدت توقف ماشين حمل زباله، شيرابه هاي عفوني از گوشه و کنار آن روي زمين مي چکد.

طبق ضوابط محيط زيست، ماشين هاي مخصوص حمل زباله هاي عفوني بايد به دقت عايق بندي شده باشد. اما خط خونابه هر روز از ميان خيابان هاي شهر تا تپه هاي کهريزک امتداد پيدا   مي کند، جايي که زباله هاي عفوني به ابتدايي ترين شکل ممکن دفن مي شود. به عبارت ديگر، بدون آنکه از بين بروند يا بي خطر شوند تنها از ديد شهروندان پنهان مي شوند و خروارها خاک روي آنها را مي گيرد تا ويروس ها و ميکروب هاي موجود در آن کمترين آسيبي نبينند و مجالي براي رشد و نمو خود پيدا کنند و خاک و آب هاي زير زميني را آلوده نمايند. و بار ديگر به ملاقات مردم مناطق اطراف خود نائل شوند و آنها را راهي بيمارستان کنند! و روز از نو و روزي از نو!

از طرفي به دليل آنکه پلاستيک به کار رفته در تجهيزات پزشکي اغلب از مرغوب ترين پلاستيک هاي موجود است. بنابراين بيش از ساير مواد پلاستيکي مورد توجه کارگاه هاي زير زميني بازيافت قرار مي گيرد و بايد دزدي زباله هاي بيمارستاني را نيز به معضل فوق اضافه کرد!

اما همه اين معضلات در درگيري و اختلافات ميان وزارت بهداشت، سازمان مديريت و شهرداري ها رنگ باخته و به نظر مي رسد آنچه از کمترين اهميتي برخوردار است جان مردم مي باشد که به صورت جدي در معرض خطر قرار گرفته است!

روزانه مقادير فراواني زباله بيمارستاني شامل زباله هاي اتاق عمل، پاتولوژي، بافت هاي چرکين، سرنگ ها، مواد راديواکتيو، کيسه هاي حاوي خون و ادرار و ... در کشور توليد مي شود که 15 درصد کل زباله توليدي کشور را تشکيل مي دهد.

بررسي هاي بهداشتي نشان مي دهد در صورت تفکيک زباله، 80 درصد حجم زباله توليدي بيمارستان ها آلوده نيست و مي توان با زباله هاي عادي دفن کرد. اما  متاسفانه با وجود آنکه طبق استانداردهاي بهداشت جهاني، خروج اين نوع زباله ها از محل توليد (قبل از بي خطر سازي) ممنوع است، اما به دليل عدم تفکيک و بي خطرسازي، تمام زباله هاي توليدي اين مراکز آلوده به انواع ميکروب هاي بيماري زا و خطرآفرين مي شود.

طبق ماده 7 قانون مديريت اجرايي پسماندهاي بيمارستاني مصوب سال 83 مجلس، مديريت پسماندهاي پزشکي شامل تمام مراحل حمل و نقل و نابودي نهايي به توليدکننده واگذار شده است.

اين قانون به صورت لايحه اي، مشتمل بر 23 ماده و 9 تبصره از طرف سازمان محيط زيست به مجلس ششم تقديم شده بود. علاوه بر اين با پيگيري سازمان محيط زيست براي اولين بار در کشور طبق ماده 38 آيين نامه اجرايي، سازمان برنامه و بودجه مکلف شد تا در بودجه سنواتي خود براي ساماندهي بحث زباله هاي بيمارستاني به وزارت بهداشت رديف خاصي اختصاص دهد.

بنابراين طبق قانون، بيمارستان ها و در نهايت وزارت بهداشت موظفند زباله هاي بيمارستاني و عفوني را با روش هاي خاص بي خطر سازند. اين در حالي است که تنها 5 درصد بيمارستان هاي کشور به سيستم زباله سوز مجهز هستند و عدم تامين اعتبار بودجه ساماندهي زباله هاي بيمارستاني از سوي سازمان مديريت، تنها بهانه عدم امحا» زباله هاي بيمارستاني در 95 درصد ديگر مراکز درماني است.

از طرفي مسئولان سازمان مديريت و برنامه ريزي هم مدعي هستند که وزارت بهداشت هنوز برنامه مدوني براي ساماندهي بحث زباله هاي خود ارائه نکرده است تا در خصوص تامين اعتبار وارد عمل شوند.

اين اختلاف نظر حتي با وارد شدن مجلس و کميسيون اصل نود نيز فرجام مشخص و معيني پيدا نکرد. اواخر ارديبهشت ماه سال جاري پرونده زباله هاي ويژه بيمارستاني به کميسيون اصل 90 مجلس شوراي اسلامي رفت و مقرر شد سه ارگان درگير اين پرونده طي يک ماه آينده با تهيه آيين نامه اجرايي اختلافات خود را حل کنند. اما اکنون با وجود گذشت حدود سه ماه از آن تاريخ هيچ تغيير مفيد و روشني در روش دفع زباله هاي خطرساز بيمارستان ها بوجود نيامده است و به جاي ميکروب زدايي اين قبيل زباله ها در درجه حرارت 1200 درجه، با همکاري وزارت بهداشت، شهرداري و سازمان مديريت، شهرهاي کشور به هتل هاي 1200 ستاره براي پذيرايي از ميکروب ها و در معرض خطر قرار گرفتن سلامت شهروندان تبديل شده اند!

 کیهان

روزنامه کیهان در یادداشت روز خود با عنوان انتخابات ، دغدغه هاي متفاوت به قلم سعدالله زارعي آورده است:فضاي انتخاباتي در كشور به موازات نزديك تر شدن به روز برگزاري- يعني 24اسفندماه- پرمباحثه تر مي شود و طبعاً آن دسته از نيروها- داخلي و خارجي- كه به نوعي سرنوشت خود را تحت تاثير اين انتخابات مي بينند و يا مايلند بر آن تاثير بگذارند فعال تر مي شوند. براي اينكه يك جمع بندي از اين فضا- كه در فواصل كوتاه زماني بايد ارائه گردد- به دست آيد، موارد زير اهميت مي يابند:

1- در جريان اصولگرايان جداي از دغدغه تلاش براي مشاركت حداكثري مردم در پاي صندوق هاي رأي- كه در نقطه مقابل اهداف دشمنان انقلاب و نظام قرار دارد- دغدغه وحدت و همگرايي درون طيفي از اهميت ويژه اي برخوردار است. اصولگرايان اگرچه در جريان انتخابات رياست جمهوري نهم و شوراهاي سوم- عليرغم تعدد نامزدها و تكثر ليست هاي طيف خود- به پيروزي هاي قاطع دست يافتند ولي بروز رخنه ها و نتايج آن به آنان آموخت كه «عدم وحدت» و تكيه گروههاي طيف اصولگرا به «مطلوبيت هاي حزبي» مي تواند مشكلاتي را براي انقلاب پديد آورد كه جبران آن كار آساني نباشد. از اين رو اينك شاهد تلاش همگرايانه تري در اين طيف هستيم در عين حال ترديدي هم وجود ندارد كه ممكن است در نهايت امكان تجميع همه آنان در زير يك فهرست و عنوان ميسر نشود و بعضي از آنان با گونه اي ديگر از رفتار همگرايانه موافقت كنند كه اشكالي هم ندارد در عين حال اكثريت قاطع عناصر طيف اصولگرا به وحدت مي انديشند و بر همين اساس گروه 11نفره شكل گرفته است و قرار است همين مدل در هر استان تكرار شود.
يك دغدغه ديگر طيف اصولگرا «همبستگي دروني مجلس آينده» است. آنان با نگاه به مجلس هفتم نيك دريافته اند كه ناهماهنگي هاي درون مجلس فرصت ها و انرژي هاي زيادي را - بخصوص در حوزه مسايل اقتصادي- هدر مي دهد و اين چيزي است كه قطعاً مورد رضايت مردم نمي باشد بر همين اساس گروههاي طيف بزرگ اصولگرا پذيرفته اند كه همراهي بيشتري با كميته تخصصي انتخاب كانديداها داشته باشند و روي كانديداهاي حزبي حساسيت كمتري نشان دهند. اگر اين اتفاق بيفتد مي توان به مجلس ممتازي چشم دوخت كه با قدرت مسير رشد و تعالي كشور را هموار نمايد.

2- در جريان دوم خرداد اما دغدغه ها چند وجهي است. الف: آنان از يك سو دغدغه همگرايي دروني دارند. تجربه آنان در انتخابات رياست جمهوري نهم نشان داد كه «وحدت در هنگام عمل» براي آنان به غايت دشوار است مگر آنكه دست روزگار آنان را كنار هم قرار دهد - همانگونه كه در فاصله 27خرداد تا سوم تير 84 قرار داد- بر همين اساس برنامه ريزهاي اين جريان در طول هفته هاي گذشته تلاش كرده اند كه فضايي تهديدآميز را براي آنها به تصوير بكشند.

ب: يكي ديگر از دغدغه هاي اين طيف وحدت اصولگرايان است چرا كه مي دانند اگر اصولگراها به وحدت برسند- كه چشم انداز كنوني اينگونه است- آنان شانسي براي موفقيت ندارند و ناچارند به يك فراكسيون كوچك- نظير وضع كنوني- رضايت بدهند. از همين رو تلاش زيادي را به كار بسته اند تا صف اصولگرايان را دچار شكاف كنند و در پاره اي از موارد موفق نيز شده اند.

ج: يكي ديگر از دغدغه هاي آنان حركت شوراي نگهبان روي «مرز قانون» است. اگر شوراي نگهبان روي مرز قانون حركت كند- كه وظيفه آنان جز اين نيست- بسياري از سرشناس هاي جريان دوم خرداد رد صلاحيت مي شوند. در اين بين اعضاي احزاب مشاركت و مجاهدين كه خود را «پيشروان دوم خرداد» مي دانند و فعلاً به فرماندهي اين جبهه اشتغال دارند، عمدتاً رد صلاحيت مي شوند بر همين اساس طي هفته هاي گذشته رقباي داخلي اين طيف با دسته بندي دوم خردادي ها به معتدل و تندرو به سران مشاركت و مجاهدين و ملي مذهبي ها يادآور شده اند كه كنار بكشند. اين موضوع البته اعتراض فراوان اين دو گروه را در پي داشته است. تندروها براي اينكه مشكل را حل كنند به خاتمي و كروبي فشار مي آورند تا در نقش «ريش سفيد» مشكل را حل كنند ولي پاسخ شوراي نگهبان- مبتني بر حركت روي مرز قانون- آنان را نااميد كرده است.

د: دغدغه ديگر جريان دوم خرداد، رقابت دروني است. آنان به خاطر دارند كه در جريان انتخابات رياست جمهوري شكاف عمده اي ميانشان پديد آمد. تندروها و بعضي ديگر از اعضاي اين طيف، بخصوص روي حجت الاسلام كروبي حساسيت ويژه اي دارند و معتقدند از ماجراي «رد صلاحيت تندروها» بيش از هر كس او نفع مي برد و در باطن از اين وضعيت بسيار خوشحال است از همين رو چندي پيش يك عضو حزب مشاركت به خاتمي فشار آورد تا بگويد كانديداي رياست جمهوري آينده نمي شود تا خيال كروبي از انتخابات سال 88 آسوده باشد و البته خاتمي به گونه اي تمكين كرد و روزنامه آقاي كروبي آن را با بزرگترين تيتر و عكس خاتمي در صفحه اول خود درج نمود. در عين حال در اردوگاه اصلاح طلبان روي اينكه كروبي در آينده شانسي براي رياست جمهوري داشته باشد ترديد جدي وجود دارد.

ه- دغدغه ديگر آنان روحيه هواداران خود است. آنان معتقدند نيروهايي كه به صورت پيشتاز تبليغاتي آنان عمل مي كردند، امروز اميد خود را به آنان و نيز به موفقيت شان در انتخابات آينده از دست داده اند. طراحان تبليغاتي دوم خرداد براي حل مشكل بر دو موضوع تاكيد دارند؛ يكي نارضايتي توده هاي مردم از برنامه هاي دولت دكتر احمدي نژاد و ديگري بازگشت آراء مردم به سوي اصلاح طلبان.

طراحان اين طيف گمان مي كنند نارضايتي مردم از «وضع كنوني» آنان را از احمدي نژاد دور مي كند اين در حالي است كه احمدي نژاد بيش از همه از «وضع كنوني» كه محصول سياست هاي 16ساله قبل از خويش است انتقاد دارد و سرگرم تحولاتي است كه مردم آنها را دوست دارند و البته مي دانند اين تحولات بدون تبعات ميان مدت هم نيست بعنوان مثال مردم از سيستم بانكي كشور ناراضي اند و آن را در خدمت خود نمي دانند يا نظام برنامه ريزي كشور را در خدمت رفع محروميت هاي خود نمي دانند و از مسامحه رؤساي قوا با زيردست هاي خود رنج برده و خواهان برخورد بدون ملاحظه آنان هستند، مردم در عرصه سياست خارجي كشور خواهان قاطعيت دولت و تمركز روي منافع و مصالح ملي هستند، كشاورزان در كشور خواهان تضمين خريد محصولات و رسيدگي به نيازهاي خودهستند و... بسياري از مردم اينها همه را در احمدي نژاد جمع مي بينند و از سوي ديگر كارگزاران، مشاركت، مجاهدين، ملي مذهبي ها و ... را در رسيدگي به اين خواسته ها صالح نمي دانند و حتي آنان را مسبب مشكلات خود ارزيابي مي كنند. اما تكيه طراحان تبليغاتي دوم خرداد روي شيوه هاي جذب گلدكوئيستي آراء، مخاطب را به ياد نظرسنجي هاي- ساختگي- مي اندازد كه جريانهايي با تكيه بر آمار و ارقام دروغ سعي در فريب افكار عمومي داشتند.

3- آمريكا و نيروهاي مرتبط با آن روي انتخابات آتي مجلس ايران حساسيت ويژه اي دارند. در جريان انتخابات مجلس هفتم، محافل آمريكايي از هدر رفتن سالها كار محافل، اطلاعاتي و فرهنگي خود در ايران خبر دادند. آنان تلاش مي كنند با استفاده از شيوه هاي خاص، آب را به جوي بازگردانند. بر اين اساس آنها سناريوهاي مختلفي را در دست گرفته اند كه شامل اين موارد مي شود: الف: آنان طي چند سال گذشته و بخصوص ماههاي اخير تبليغات زيادي روي تأثيرگذاري سپاه روي انتخابات و تعيين كنندگي- برجسته سازي شده- آن كردند تا جايي كه ظاهراً خود نيز باور كردند آنان اينك با طرح تبليغاتي و رسانه اي «قرار دادن سپاه در ليست» تلاش مي كنند تا- به زعم خود- نيروهاي موثر را مشغول كنند و فضايي براي دوستان خود در ايران براي موفقيت در انتخابات فراهم نمايند. ب: آمريكايي ها با پيش كشيدن بحث تشديد تحريم ها- و صدور قطعنامه سوم در اواسط مهرماه آينده- تلاش مي كنند تا فشارها را بر اصولگرايان زياد كنند و آنان را مسبب تشديد فضا معرفي نمايند در همان حال با برجسته سازي نداي صلح طلبي گروههاي همسو با خود جا را براي جايگزين شدن آنان در مجلس و دولت آينده آماده نمايند. اين در حالي است كه مردم ايران با فشار خارجي منسجم تر شده و اعتماد بيشتري به مسئولان كشور ابراز مي نمايند.

ج- آمريكايي ها گمان مي كنند نيروهايي در داخل ايران هستند كه به «فشار خارجي» براي موفقيت چشم دوخته اند- و البته بعضي از اين نيروها چنين تمنايي را بروز داده اند- بر همين اساس به خويشتن وعده تغيير ايران را مي دهند. بعنوان مثال دو روز پيش محسن سازگارا- يكي از حلقه هاي وصل محافل آمريكايي به محافل خاص در ايران- در مصاحبه با راديو آلمان «دويچه وله» گفت: «قرار دادن سپاه در ليست سياه كافي نيست زيرا مسئولان ايراني آن را جدي نمي دانند بايد در عمل كاري كرد كه ايرانيان دريابند موضوع خيلي هم مهم است يعني اقدام عملياتي». در واقع آمريكايي ها با اعمال فشار درصدد هستند از يك سو انتخابات آينده مجلس را كم رونق نمايند و از سوي ديگر امكاني براي عبور هواداران خود از فيلتر نظارتي نظام و در نهايت انتخاب آنان از سوي مردم فراهم نمايند و اين البته بارها تجربه شده و نتيجه معكوس داشته است.

مردمسالاري

روزنامه مردمسالاري در سرمقاله امروز خود با عنوان عطا و لقاي قدرت به قلم محمدحسين روانبخش آورده است: همانطور كه هميشه افراد بسياري هستند كه براق قدرت دست و پا مي زنند ديگراني هم يافت مي شوند كه عطا و لقاي قدرت را مي شناسند و پرهيزكارانه با قدرت برخورد مي كنند. سيدمحمد خاتمي رئيس جمهور پيشين كشور هم بيش از آن كه اهل سياست باشد اهل فرهنگ بوده و هست. سياستمداري و سياسي كاري آدم هاي خاص مي طلبد كه دل در اين وادي داشته باشند و خاتمي هميشه نشان داده كه خميره اي از اين جنس ندارد، چه آنگه كه با استعفانامه معروف خويش از وزارت ارشاد كنار رفت، چه آن زمان كه با اصرار دوستان و افكار عمومي كانديداي رياست جمهوري شد و چه در سراسر هشت سال دولتمداري خود همواره نشان داد كه اهل سياست نيست و از بد حادثه به اين وادي وارد شده است.

براي يادآوري شايد بد نباشد به ياد آوريم كه وقتي در اولين سال دولت اصلاحات، داستان بحران سازي و فشار آغاز شد، دكتر سروش در نامه‌اي به خاتمي نوشت كه اينك زمان سخن عاشقانه گفتن نيست و بايد اقدامي دليرانه كرد (نقل به مضمون) و ديگران هم به او هشدار دادند كه تا دير نشده موانع و مزاحمتها را براي مردم بگويد و اصحاب سياست را به پاسداشت آراي 20 ميليوني مردم بخواند؛ اما اين همه براي اهل سياست معنا دارد و اهل فرهنگ را در اين وادي، طريقي نبوده و نيست. حال اگر سيدمحمدخاتمي براي آنها كه دست و دلشان از حضور او در صحنه سياست مي لرزد، مي گويد كه عطاي قدرت رسمي را به لقاي آن بخشيده تا قدرتمندان احساس نكنند كسان ديگري مدعي و مزاحم آنها هستند كاري را مي‌كند كه بايد مي‌كرد.
امروز ما بايد از سخنان خاتمي استقبال كنيم و به او آفرين بگوييم. بگذار خاتمي هم به ميرحسين موسوي بپيوندد و صندلي قدرت را براي ديگران بگذارد. 10 سال پيش خاتمي با نشستن بر اين صندلي جايگاه رياست جمهوري را بالا برد اما توقع فداكاري دوباره اي از او توقع نامناسبي است.

رسالت

روزنامه رسالت در سرمقاله امروز خود با عنوان مديريت جمعى اصولگرايان به قلم ‌صالح اسکندرى آورده است: تشکيل شوراهاى 11 نفره جبهه متحد اصولگرايان درکليه استان‌ها نويد بخش يک رفتار سياسى منسجم وهماهنگ از جانب گروه‌هاى مختلف اصولگرا درانتخابات آتى مجلس شوراى اسلامى است . اين سازو کار حقوقى در تمام استان‌ها متشکل از يک شوراى مرکزى 6 نفره از گرايشات مختلف سياسى اصولگرا ويک جمع 5 نفره مرضى ‌الاطراف است که تا کنون توانسته حمايت واعتقاد تشکل‌هاى مختلف را جلب نمايد .

دراين بين حمايت وتائيد جامعتين به عنوان عقبه معنوى وسياسى اصولگرايان از شوراهاى 11 نفره ، استحکام و اتقان مضاعفى به حرکت هماهنگ گروه‌هاى اصولگرا بخشيده است. آيت‌‌الله مهدوى کنى دبيرکل جامعه روحانيت مبارز تهران با حمايت از مکانيسم به وجود آمده در جريان اصولگرا در جهت وحدت و حمايت از جبهه متحد اصولگرايان گفت : اين مکانيسمى که به وجود آمده اگر به صورت کامل عمل شود چيزخوبى است و زمينه ‌ساز وحدت هرچه بيشتر اصولگرايان خواهد شد . اگر خوب عمل و رفتار کنند تائيد مى‌کنيم .

تشکيل گروه‌هاى 5+6 نمايش مديريت جمعى اصولگرايان در سراسر کشور است که با توجه به تمام تجارب گذشته گروه‌هاى اصولگرا در چند انتخابات پيشين نضج يافته ودر اين دوره تعاملات گروه‌هاى مختلف شکل حقوقى به خود گرفته است . اين مکانيسم بار اجرايى بردوش نمايندگان حقوقى جريانات وتشکل‌هاى اصولگرا در شوراى 6 نفره نهاده است وتنها در صورت اختلاف از شوراى حکميت اصولگرايان ( گروه 5 نفره ) هزينه مى‌کند .

به اذعان بسيارى از تحليلگران مسائل سياسى چنين سازوکار حقوقى گسترده‌اى در سراسر کشور از جانب يکى از جريانات سياسى بى‌سابقه است .

تجارب ادوار گذشته موجب بلوغ سياسى گروه‌هاى مختلف اصولگرا شده است . هرچند اصولگرايان چه در همگرايى وچه در واگرايى پيروز چند انتخابات گذشته بوده‌اند اما امروز افکار عمومى منتظر يک اتحاد رفتارى در حرکت جريانات متعلق به گفتمان اصولگرايى است .
استحکام واستقرارشوراى مرکزى جبهه متحد اصولگرايان باعث شده است که حرکت اين جبهه با چراغ‌هاى روشن و اطلاع ‌رسانى شفاف از جانب دبير اين شورا همراه باشد . تاليف نظرات وسلايق جريانات مختلف اصولگرا در شوراهاى مرکزى هر استان صورت مى‌گيرد و پس از جمع‌بندى از زبان دبيرشورا بيان مى‌شود . حرکت جبهه متحد اصولگرايان با چراغ‌هاى روشن ضمن انتخاباتى کردن فضاى کشور از هيجانات کاذب انتخاباتى که موجب حساسيت زدايى در بين افکار عمومى مى‌شود جلوگيرى مى‌کند، مضاف براينکه حرکت با چراغ ‌هاى روشن مانع القاى تنش‌هاى مصنوعى بين اصولگرايان مى‌شود وجرياناتى که سعى دارنداصولگرايان را متفرق وانمود نمايند ، شکست خواهندخورد .

درنهايت بايد گفت که گفتمان اصولگرايى با کليد خدمت و پيشرفت پيروز اصلى انتخابات آتى مجلس شوراى اسلامى در اسفند ماه سال‌جارى است . بديهى است اصولگرايان با تحقق فاکتورهاى مهم گفتمان اصولگرايى که مقام معظم رهبرى در تبيين منشور اصولگرايى برآنها تاکيد نمودند ، مى‌توانندنبض افکار عمومى را در انتخابات آتى به دست آورند وهمانندچند انتخابات گذشته پيروز نهايى ميدان رقابت باشند .

گشايش صندوق‌هاى انتخاباتى به نفع اصولگرايان با رمز خدمت رسانى ملموس در فاصله باقى‌مانده تا انتخابات محقق مى‌شود. مردم بايد طعم شيرين اصولگرايى را بچشند واين موضوع مستلزم همگرايى بيشتر مجلس ودولت در چند ماه باقى‌مانده است .

 

ارسال به تلگرام
چاکلز- داخلی
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
نام:
ایمیل:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز:1200
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
تلگرام عصر ایران
بلیط (عصر ایران داخلی)
بلیط (عصر ایران داخلی)
بلیط (عصر ایران داخلی)
عکس
بلیط (عصر ایران داخلی)
نظرسنجی
فعالیت گشت ارشاد به نفع حجاب اسلامی است؟
بله
خیر
بلیط (عصر ایران داخلی)
x