عصر ایران
نیازمندیها
فروش یک سایت
برای مشاهده جزئیات کلیک کنید
کد خبر: ۲۴۷۷۷
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۳ شهريور ۱۳۸۶ - ۱۷:۳۷
سفرنامه عمره مفرده

*امیر دبیری مهر

بخش اول

چند سال پیش یکی ازفرصتهای خوب زندگی را برای انجام عمل نیک دیگری ازدست دادم . فرصت عمره مفرده ازطرف کانون فارغ التحصیلان دانشگاه ازاد را بخاطر قرض الحسنه دادن هزینه ان به خانواده ای . ولی همیشه خودم را برای ازدست دادن این فرصت بی نظیر نکوهش می کردم تااینکه امسال به گونه دیگری فرصت این سفر دست داد وبار سفر بستم تا به ارزوی دیرینم نایل شوم. قبل از سفر شوق زاید الوصفی برای دیدن وبوییدن مدینه (بخوانید مسجد النبی) ومکه(بخوانید مسجد الحرام وخانه کعبه ) داشتم .

سرانجام روز موعود فرارسید وسوم مرداد ماه 86 قرار بود ساعت 30/10شب ازفرودگاه مهراباد با پرواز شماره 1581راهی مدینه شویم ولی این سفر با 5/2ساعت تاخیر ساعت یک بامداد چهارم مرداد انجام شد.

 حدود 450 مسافر دریک بویینگ 747. مهمانداران درپاسخ به اعتراض مسافران درخصوص تاخیر طولانی پرواز گفتند وقتی قرار است هفته ای 40 پرواز بدون حتی یک صندلی خالی انجام شود همین است وبجای اعتراض آب نبات بخورید.

به هر حال ساعت 3 بامداد درفرودگاه مدینه نشستیم وبعد از انجام مراحل اداری فرودگاه با اتوبوس هایی که ازقبل اماده بود راهی هتل الموده العالمی نزدیک مسجد النبی شدیم .بسیار خسته وخواب آلود.

ولی همه اعضای کاروان شماره 57111 که اغلب از هنرمندان کشوروخانواده های انان بودند ازسر شوق قید خواب راپس از10 ساعت تشریفات سفر زده وراهی مسجد النبی و بقیع شدند. قدم گذاشتن به مدینه ومسجدالنبی ومکانی که سالها محل زندگی ؛ عبادت و ابلاغ رسالت محمد (ص )بوده بسیار شعف انگیز است .
چیزی بین رویا وواقعیت . مسجدی بسیار بزرگ اما صمیمی ودلپذیر وروحانی و آرام وپاک .
علی رغم جمعیت بسیار زیاد زوار ، آدمی درمسجد پیغمبراحساس تنهایی خوبی می کند.
گویی به تنهایی به اینجا دعوت شده ای همانگونه که به تنهای محشور خواهیم شد ولقد جئتمونا فردا وملایک خداوند به پیش باز تو امده اند.

 شوق واقبال عبادت در زوار حرم نبوی بیدار شده وبه قلیان می رسد . بوی رحمه العالمین در جای جای مسجد النبی به مشام می رسد. ادای احترام مستمر مسلمانان ازاقصی نقاط عالم به رسول اکرم و ذکر مداوم نام مقدس محمد (ص)این پیام را به آدمی می دهد که آیا عالم کون ومکان فردی عزیزتر ومحبوب تر ازمحمد (ص ) به خود دیده است ؟

 هنوز ازسر مستی دیدار این فضا ی روحانی هوشیار نشده بودم که خود را درمقابل مزار مظلوم چهار ولی بزرگ خدا و امام معصوم دربقیع یافتم . امام حسن بن علی ؛ امام علی بن حسین (زین العابدین )؛ امام محمد باقرو امام جعفر صادق .

 تا روز آخری که درمدینه بودم به این می اندیشیدم که چگونه این خاک می تواند این همه عظمت وبزرگی را یکجا بپذیرد.
 بقیع کلکسیون ارواح مطهر وبزرگ است ؛آدمی را حیرت زده می کند. تصور اینکه این قبرستان جایی است که هرهفته ازجانب حضرت ولی عصر (عج ) زیارت می شود وحضرت ایشان بر مزار اجداد بزرگش فاتحه وادعیه می خواند برعظمت این مکان می افزاید ،به ویژه که اگر تصور کنی اشکهای پاک مهدی نیز درغم غربت پدرانش براین خاک می ریزد.


صفای مسجدالنبی در منبر پیغمبر است ومروه آن درمحراب پیغمبر. ولی حجر الاسود این مسجد دربیت الزهراست .
 خانه زیبا و دلگشای فاطمه زهرا (س ) که در گوشه خانه پیغمبر واقع است ودرب این خانه محل تجمع و حضور قلب مسلمانان شیفته اهل بیت پیغبر است .

 ازآنجا که وهابیون با روضه خواندن وگریه وزاری درمساجد وبرمزار وقبور مخالفند شیعیان روبروی این بیت شریف می نشینند و به تنهایی ودردرون قلبشان مجلس نوحه وروضه برپا می کنند ومن نیز چنین کردم وچه صفا وحالی داشت که جز با نفخات قدسی روح مطهر حضرت زهرا (س ) این حال میسر نمی شود.

یکی ازصحنه های دیدنی حضور درحرمین شریفین که توجه هر زائری را جلب می کند،اهتمام وشوق زاید الوصف زوار به اقامه نمازهای جماعت است ؛ تصور کنید ساعت 4 صبح فوج فوج مردم را می بینید که به اتفاق همسر وفرزندان ریز ودرشت خود به سمت مساجد راهی می شوند تا ازفیض نماز جماعت محروم نشوند.

همین صحنه تا عشا ، چهار بار دیگر تکرار می شود وهیچ خستگی و خمودگی درنماز گزاران ایجاد نمی گردد.

امامان جماعت نیز نمازها را انصافاً زیبا وجذاب وبا توجه می خوانند و این هم درجلب وجذب مسلمین بسیار موثر است . بویژه نمازهای صبح ومغرب مسجد الحرام که توسط شیخ عوادالجهنی و شیخ الماهر که هردو بسیارجوان هستند خوانده می شود .

 صوت ولحن بسیار زیبای "الماهر" به گونه ای است که نمازگزاران را هم به تامل در آیات و هم به قرائت بیشتر قرآن بعد  از نمازدعوت می کند .

این قاری وحافط قرآن که نمازهای مغرب وعشای مسجد الحرام را می خواند ازاینکه درحین خواندن آیات قران درنماز دچار حزن وبغض و گریه شود ابایی ندارد و چه حالی به اهل دل ومعنا درنماز می دهد وقتی اشکی به آرامی ازسر خضوع وخشوع دربرابر باری تعالی ازگوشه چشمی جاری می شود.

 اهل سنت بلافاصله بعد از اذان ،نماز نمی خوانند بلکه فاصله ای 15تا 20 دقیقه ای بین اذان ونماز قائل می شوند تاهم مسلمین ازخانه وبازار به مسجد برسند وهم حضار درمسجد نمازهای مستحبی و قضا به جای آورند و یا دعا کرده وقرآن بخوانند.

تلویزیون المجد عربستان هم که نمازهای مسجد الحرام را بطور زنده پخش می کند دراین فاصله ادعیه مخصوص پخش می کند. سنت پسندیده ای است . درتفاوت نمازهای جماعت اهل سنت با شیعیان که خیلی جزئی است می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1- عدم استفاده ازمهر ازسوی اهل سنت. شیعیان هم برای حفظ وحدت مسلمین درعربستان چنین می کنند.

2- دست به سینه ایستادن برخلاف شیعیان که خبردار ودست به کنار می ایستند.

3- حذف بسم ا... ازابتدای حمد وسوره ازجانب اهل سنت

4- ادای جمعی واژه(( آمین )) بعد از ایه آخر سوره حمد در نمازهای صبح ومغرب وعشا

5- پرهیز ازصلوات بر محمد وال محمد درنماز ازسوی اهل سنت

6- تفاوت اذان واقامه اهل سنت با شیعه به این گونه که آنها دراذان شهادت به ولایت حضرت علی نمی دهند وبجای حی علی خیر العمل هم درنماز صبح می گویند الصلاه خیر من النوم (نماز از خواب بهتر است)

7- اهل سنت نمازهای ظهر وعصر را متصل نمی خوانند ایضا نماز های مغرب وعشا را.

برخلاف تصورات قبلی که بیشترناشی ازتبلیغات تندرو های مذهبی است اختلافات چشمگیری بین مسلمانان در حرمین شرفین دیده نمی شود.
برخورد های نامناسب وهابی ها هم کمتر از آن چیزی که تصور می شود.
وقتی بعد از نماز ها رو به سوی برادران اهل سنت می کردم وبه آنها تقبل ا... می گفتم تبسمی برلبانشان می نشست و ازاین مهر ومحبت ایمانی به وجد می آمدند.

 واقعا این بحثهای اختلافات شیعه وسنی کاملا غیر اصیل است . اختلافات دربرابر اشتراکات کم رنگ است واختلافات هم با گفتگو واستدلال تقلیل می یابد چون بسیاری از آنها ناشی ازتصورات وتوهمات اساس طرفین است .

 حضور تندروهای وهابی در بقیع بیشترخودنمایی می کند. آنها معتقدند قبور را نباید زیارت کرد وبر سر قبور نباید ایستاد وگریه کرد یا دعا خواند.
استناد آنها نیز احادیثی ازپیامبر اکرم است که درروات مسلم ازمنابع درجه یک اهل سنت نقل شده مبنی براین که حضور درقبرستانها فقط برای یاد مرگ مجاز است ولاغیر.

برخی ازطلبه های وهابی نیز دراین قبرستان دائما باصدای بلند درحال وعظ و خطابه دراین خصوص هستند تا به  شیعیان دست از این ایین مذهبی خود که به تعبیر آنها به اصطلاح شرک است بردارند.
شیعیان هم باصلوات های مکرر وبویژه با تاکید بر(( وعجل فرجهم)) به آنها جواب می دهند.
 البته برخی رفتارهای ناپسند حاجی های شیعی نیز دردامن زدن به رفتارهای ناپسند وهابیون بی تاثیر نیست . مثل خاک برداشتن ازبقیع ؛ فحش وناسزا گویی به وهابی ها و رفتارهای تحریک کننده .
همین گونه رفتارهای باعث شده که مزار "ام البنین(س)" مادر بزرگوار حضرت ابالفضل العباس (ع ) نیز در به حوزه های ممنوعه اضافه شود ، درحالی که قبلا چنین نبوده است .

به هر حال زندگی درهتل الموده العالمی درمدینه دریک هفته اقامت درمدینه هرچند با اعمال  مکرر توام بود ولی به هیچ وجه تکراری نبود.

 نمازهای جماعت مسجد النبی شوق انگیز بود .قرآن خواندن دراین مسجد مقدس توام با راز ورمزی است بی مانند .
 قرائت قرآن دراین مسجد خستگی همراه ندارد ،ضمن آنکه معانی بهتر ازدیگر ایام واوقات ومکانها بردلها می نشیند.
 تاثیر جغرافیا ومکان بر حقایق و مجردات فرضیه ای بود که بعد ازاین سفر برای من به یک قانون واصل کلی تبدیل شد .

 مدینه شهری است که قریب به 30 سوره قرآن دراین شهر نازل شده و تاثیر این واقعیت را هر قاری قرآنی فهم می کند.

درروایات هم آمده که مستحب است حاجیان قرآن را دراین شهر ختم کنند . توفیقی که نصیب بسیاری شد .

درمدینه ، مساجد مقدس فراوانی وجود دارد که بوی پیامبر واهل بیت واصحاب ویاران محمد (ص ) را می دهد. مثل مسجد غمامه یا استسقا که پیامبر درآنجا برای نازل شده باران نماز ودعا خواند و مردم مدینه ازبارش باران سیراب شدند. مسجد معروف قبا ، مسجد ذو قبلتین که آیات قرآن مبنی بر تغییر قبله از بیت المقدس به مسجد الحرام وکعبه در آن نازل شد وپیامبر ادامه نمازشان را رو به سوی کعبه خواندند و
مسجد مباهله که درکنار بزرگراه علی بن ابی طالب واقع شده است .

بازارها واوضاع اجتماعی مدینه

مدینه شهر بزرگی است با بیش از800هزار نفر جمعیت .آب وهوای مدینه خشک وبیابانی است ولی بادهای مداومی که دراین شهر می وزد آفتاب سوزان را تحمل پذیر می کند.

برخی مناطق هم ازدرختان خوبی برخورداراست مثل اطراف مسجد ذو قبلتین که بسیار سرسبز وخوش آب وهواست . بهترین منطقه مدینه اطراف حرم نبوی است که مملو ازهتلهای سر به فلک کشیده است و زائران به راحتی وبدون سوار شدن به خودرو ظرف چند دقیقه خود را به مسجد االنبی می رسانند.

 درمسیر زوار انواع واقسام مغازه ها و پاساژها قراردارد وحجاج هم از این بازارها استقبال می کنند .
 فروشندگان این بازارها اغلب هندی ؛ پاکستانی ؛ افغانی ؛ مالزیایی و اندونزیایی هستند وکارگران هم اغب بنگلادشی وسیاه پوستان افریقایی هستند.
اعراب ،کمتر خودشان کار می کنند بلکه آنها را بیشتر می توان دربرخی مراکز خرید مجلل مثل "الطیبه" دید .

مدینه کلکسیون خودروهای آخرین سیستم است .ظاهرا اعراب به ماشین های شاسی بلند خیلی علاقه دارند.تاکسی های مدینه تویوتای کمری است ومسافر کش ها با تویوتا کریسیدا وکاپریس مسافر کشی می کنند.

 شیخ های عربستان همبا "رولز رویز"  برای نماز تشریف می آیند.
علی رغم وجود انواع ماشین های مدل بالا اعراب خیلی آرام رانندگی وبسیار مراعات یکدیگر را می کنند .من دراین مدت حتی یک مورد تصادف هم ندیدم .

 سیستم حمل ونقل عمومی خوبی هم دارند. شما می توانید با حدود1000 تا 2000تومان به هرنقطه ای ازمدینه بروید .
 اگر هم چند نفر باشید می توانید یکی ون گرفته وهزینه را سر شکن کرده واگر قصد رفتن به بازارهای دور دست را داشه باشید پول کرایه شما را صاحب فروشگاه مقصد می دهد نه شما.

 چیزی به نام بدحجابی درمدینه ومکه دیده نمی شود. زنان عرب اغلب پوشینه دارند و بسیار محجوب هستند. آنها هرچند حضور پررنگی دربازارها دارند ولی هنوز حق رانندگی ندارند.
گفته می شود زنان درعربستان هنوز شناسنامه ندارند و ازجانب پدر وشوهرهایشان هویت می یابند.

 مناطقه محروم مدینه خیلی رقت آور است . خانه هایی کوچک و مخروبه که معلوم نیست آیا کولر گازی دارند تا گرمای این شهر را تحمل کنند یا خیر ؟ همین وضعیت درمکه هم قابل مشاهده است .هرچند مکه شهری کوهستانی و بزرگ تر وبا فراز ونشیبهای بیشتر است . هوای مکه هم شرجی تر است . ولی مدینه تمیز تر ویکدست تر از مکه است .

سرانجام اقامت یک هفته ای درمدینه به سر آمد و قصد عزیمت به مکه را کردیم .

ازیک سو به حال وهوای مدینه عادت کرده بودیم وازسوی دیگر شوق دیدار بیت ا... ذره ذره وجودمان را فراگرفته بود.
به هر حال به قصد مسجد شجره برای محرم شدن ،حرکت کردیم . درمسجد بعد ازغسل ، لباس احرام که شامل دو تکه پارچه ساده است پوشیده و 3 نماز دورکعتی مستحب به جای آوردیم و لبیک گفته وراهی مکه شدیم .

 حرکت ما بعد از نماز مغرب وعشا بود .بین مدینه ومکه حدود 500کیلومتر فاصله است . ساعت 12شب به مکه رسیدیم . اقامت کوتاهی در هتل هبه ا... ( مرکور سابق ) داشته وچمدانها را که قبلا ارسال شده بود تحویل گرفتیم وبلافاصله راهی مسجد الحرام شدیم .

لحظه دیدار با معشوق ومحبوب و مقصود نهایی نزدیک بود. شوق عجیبی سراسر وجودم را فراگرفته بود. تا دقایقی بعد خانه خدا ونمادی که سالها به عشق او و به سوی او نماز اقامه ونیایش کرده ام را خواهم دید.

 خاک مقدسی که جای پای همه پیامبران خدا وامامان معصوم واولیا وعرفا درطول تاریخ را برخود دارد زیر پای من است .
آیا دراین مسجد هم جغرافیا تاثیرات معنوی دارد؟ آیا دراین مسجد هم اززمین وهوا انوار رحمت الهی قابل دیدن و تجلیات معنوی قابل احساس است ؟

آیا بوی پاک ارواح مقدس حاضر درمسجد قابل استشمام است ؟
 دراین فکر وتاملات بودم که ماشین اززیر گذر مسجد الحرام عبور کرد وبا پله های برقی ظرف چند دقیقه خود را دربرابر باب الفهد مسجد الحرام دیدم .

 در سفرنامه های حج خوانده بودم که کعبه در یک گودال است وازدور قابل رویت نیست .هرچند کعبه را نمی دیدم ولی حال وهوای عجیبی درمن ایجاد شده بود بی مانند وغیر قابل تکرار .
برایم مسجل بود که نزدیک مقصد هستم هرچند آن را نمی بینم . به توصیه راهبر کاروان سرها فرو افتاده به سوی کعبه روانه شدیم. او با ما عهد کرد تازمانی که اعلام نکرده سرمان را بلند نکنیم. سر به پایین گام به گام وارد مسجد الحرام شدیم ساعت حدود 2 نیمه شب دهم مرداد 1386. احوالاتم هرلحظه تغییر می کرد . صدایی درونی می گفت بیا بیا . دائم سعی می کردم عقلانی بیندیشم ودچار موهومات وتوهمات نشوم ولی ماجرا گونه دیگری بود.

اجزای وجودی و روحانی ام ازکنترل خارج شده بود . راهبر اعلام کرد توقف کنید وسر به سجده بیاساییدونیایش کنید وهرچه ازباری تعالی می خواهید استدعا کنید که اجابت آن تضمین شده است . این لحظه همان لحظه ای بود که دیگران از شکوه آن سخن گفته بودند ولی تجربه اش توام با بهجت وشعف فوق العاده ای بود.

 یک لحظه که به خود امدم فقط صدای ناله وگریه و ضجه های کودکانه می شنیدم . بندگان خدا بی اختیار همچون کودکی که متولد شده است اشک می ریختند . می خواستم برای همیشه دراین شور وشعف وشوق بمانم واین لحظات پایان نپذیرد. بین چشمم ودلم نبردی بزرگ درگرفت . این دو بازهم بی اختیار به مصاف هم رفتند.

همیشه درزندگی چشمانم بردلم تقدم داشتند آنها می دیدند ودل می خواست واین بار دل دیده بود وچشم ولع دیدن داشت .
 دل در حال بود چشم درانتظار.
 چشم راهی دل بود تا ازانجا گیسوی یار را ببیند ودل را عاشق کند.
 وقتی سر از سجده برداشتم عظمت وشکوهی را دیدم که همه عالم با همه داشته هایش دربرابرش هیچ وحتی کمتر ازهیچ بود: "کعبه"
 دیدن کعبه پوشیده با پارچه سیاه در دل سیاه شب وبا دلی سیاه ازجهل و غفلت ومعاصی ،عجب زیباست! گویی خواب می بینم . گویی مرده ام ومن برای حسابرسی آورده اند. تصوری است که تصدیقش مشکل است .ولی حواسم تایید کردند که تو درکنار کعبه ای وباید آماده اعمال عمره مفرده دربیت ا... الحرام شوی .

 

بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
-
|
۱۰:۵۸ - ۱۳۸۶/۰۷/۱۳
0
0
انشاالله نصیب همه بشود
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: