کد خبر: ۲۶۵۶
تاریخ انتشار: ۰۸:۴۵ - ۱۴ شهريور ۱۳۸۵ - 05 September 2006
آيا بر اين باورند كه تماميت مردم و مراجع و رهبري و... از درك آنچه ايشان درك فرموده اند عاجزند؟! و يا معتقدند آنان نيز مانند ايشان فكر مي كنند اما به اندازه خانم رجبي جرأت بيان و شجاعت عمل به وظيفه ديني و سياسي خود را ندارند؟!... سركار خانم رجبي براي اين سؤال چه پاسخي دارند، جز آن كه خود را سرور نظام، عقل كل ايران اسلامي و يگانه پيشواي ديني و سياسي امت مسلمان تلقي بفرمايند؟!...

حسین شریعتمداری در یادداشتی تحت عنوان "از كدام جايگاه؟!" که در "کیهان" چاپ شده، به انتقاد صریح از فاطمه رجبی و توهین های او به سید محمد خاتمی پرداخته است :


عصر يكي از روزهاي- احتمالاً پائيز- اواخر دهه 70 بود كه آقاي حشمت الله طبرزدي تلفني با نگارنده تماس گرفت. آن روزها آقاي طبرزدي هفته نامه اي با عنوان «پيام دانشجوي بسيجي» را منتشر مي كرد كه بعدها با اعتراض بسيج به «پيام دانشجو» تغيير نام داده بود. اين هفته نامه در مؤسسه كيهان چاپ مي شد. آقاي طبرزدي گله داشت كه مسئول چاپخانه كيهان از چاپ نشريه اش خودداري كرده و گفته است، شما اجازه چاپ نمي دهيد و مي پرسيد آيا صحت دارد؟ پاسخ نگارنده مثبت بود. آقاي طبرزدي علت را پرسيد. به ايشان گفتم؛ شما در فلان مقاله و فلان گزارش و... نشريه تان به بهانه انتقاد از شخصيت ها و مسئولان نظام، دروغ پردازي كرده و تماميت نظام و انقلاب را به باد تهمت و افتراء گرفته ايد، از جمله مطلب اخيري كه عليه رئيس جمهور وقت نوشته ايد.

 با تعجب گفت؛ از شما بعيد است چون خود شما بيشترين انتقادها را نسبت به تجمل گرايي و برنامه هاي اقتصادي دولت- وقت- داشته و داريد. گفتم؛ نقد با دروغ پردازي و تهمت زدن متفاوت است شما، آگاهانه يا ناخودآگاه، خواسته دشمن را زير تابلوي دوست مطرح مي كنيد و ما فرصتي براي سوءاستفاده دشمن باقي نمي گذاريم...

سخن آن روز ما به درازا كشيد، شايد نزديك به يك ساعت و نتيجه آن كه به ايشان گفتم؛ اگر اجازه چاپ نشريه شما در كيهان را بدهم، براي فرداي قيامت پاسخي در چنته ندارم... آخرين كلام آقاي طبرزدي قريب به اين مضمون بود كه شما محافظه كار شده ايد و براي حفظ جايگاهتان بيشتر از اسلام و انقلاب و مبارزه با آمريكا ارزش قائليد! و آخرين سخن نگارنده به ايشان اين كه «مي ترسم در ادامه اين راه به دامان دشمن برويد و در اردوگاه آمريكا خيمه بزنيد»...

و امروز آقاي طبرزدي نه فقط انكار نمي كند كه در حلقه انقلاب نيست بلكه افتخار هم مي كند كه در جمع اپوزيسيون نظام و ابواب جمعي آمريكاست... هرچند ديگر تاريخ مصرفش گذشته است و دشمنان بعد از بهره برداري از وي خيلي راحت او را دور انداخته اند و...

اگرچه گفته اند «در مثل مناقشه نيست» و مثل فقط براي تقريب ذهن است بي آن كه الزاما، با ممثل يكي باشد، ولي به عنوان يك برادر- تا حدودي تجربه اندوخته- به خود حق مي دهم براي خواهر ديني و انقلابي خويش سركار خانم فاطمه رجبي نگران باشم و با توجه به يادداشت ها و مقاله هايي كه اين روزها در نقد - كه چه عرض كنم- در هجو برخي از مسئولان بلندپايه اسبق و سابق ولاحق نظام مي نويسد خطاب به ايشان بگويم؛ خواهر گرامي! بيم آن دارم كه اگر خداي سبحان دستت را نگيرد و از راهي كه برگزيده اي باز ندارد، سرنوشتي نه چندان خوشايند، نظير آنچه در صدر اين وجيزه به آن اشاره كردم در انتظارت باشد.

خانم رجبي اگرچه از سويداي دل مي گويد و مي نويسد ولي متاسفانه، در بسياري از نوشته ها- با عرض پوزش- حرمت مسئولان و نظام را پاس نمي دارد، «شعار» را به جاي استدلال مي نشاند، بين «صفر» و «صد» نقطه ديگري نمي شناسد و از اين روي به اغراق روي مي آورد و يا «همه» را «هيچ» مي انگارد!

خانم رجبي در نوشته هاي اخير خود ضمن اشاره به نكات سودمندي كه متاسفانه در يادداشت هاي ايشان كمياب است، تهمت هاي ناروايي به مسئولان بلندپايه سابق و لاحق نظام اسلامي روا داشته اند كه در اين نوشته مختصر مجال پرداختن به همه آنها نيست، بنابراين آخرين نمونه را به عنوان اندكي از بسيارها مي آوريم.

خانم رجبي در نوشته اي مفصل از سفر آقاي خاتمي به آمريكا انتقاد كرده و وظيفه هريك از مراكز نظام را در برخورد با ايشان گوشزد فرموده اند! و از جمله خواستار خلع لباس آقاي خاتمي شده اند! كه بايد گفت؛ آقاي خاتمي دو دوره متوالي رئيس جمهور كشور بوده است آنهم با آراء بالا و كم نظير و از سوي ديگر، ظاهرا خانم رجبي مي دانند كه دوره هاي مختلف رياست جمهوري، حلقه هاي بهم پيوسته نظام است و نظام حاصل جمع آنهاست - صرفنظر از مورد استثنايي بني صدر كه از سوي همين نظام عزل شد- بنابراين ايشان با كدام منطق عقلي و شرعي رئيس جمهور منتخب مردم و مورد تاييد بالاترين مقام رسمي و ديني نظام را وابسته به آمريكا مي دانند؟!

 و از موضعي نه فقط فراتر از همه مردم و تماميت نظام بلكه در جايگاهي برتر از رهبري نشسته و دستور خلع لباس آقاي خاتمي را صادر مي فرمايند؟!

آيا ايشان عقل سياسي، شعور ديني و بينش اسلامي خود را برتر از همه مي دانند؟ و آيا بر اين باورند كه تماميت مردم و مراجع و رهبري و... از درك آنچه ايشان درك فرموده اند عاجزند؟! و يا معتقدند آنان نيز مانند ايشان فكر مي كنند اما به اندازه خانم رجبي جرأت بيان و شجاعت عمل به وظيفه ديني و سياسي خود را ندارند؟!... سركار خانم رجبي براي اين سؤال چه پاسخي دارند، جز آن كه خود را سرور نظام، عقل كل ايران اسلامي و يگانه پيشواي ديني و سياسي امت مسلمان تلقي بفرمايند؟!...

اميدوارم خواهرم خانم رجبي از سخن نگارنده آزرده خاطر نشوند ولي چاره اي جز گفتن نيست كه در گذشته اي نه چندان دور- با عرض پوزش- نوشته ها و اظهارات ايشان جايگاه و اهميت چنداني نداشت و البته امروز هم. و تنها تفاوت امروز و ديروز آن است كه امروز خانم رجبي همسر برادر فرهيخته جناب آقاي دكتر الهام هستند، سخنگوي رسمي دولت. خانم رجبي در برابر اعتراض ها مي فرمايند «من با مسئوليت خود مي نويسم»! و توجه ندارند كه اگر همسر ايشان سخنگوي دولت نبود، اظهارات و نوشته هاي ايشان اهميتي براي مطرح شدن نداشت. با اين حساب، آيا سركار خانم رجبي ترديدي دارند كه از «رانت سياسي» استفاده مي كنند؟! آن هم با شرحي كه گذشت؟!...

ما هم در كيهان به آقاي خاتمي انتقاداتي داشته ايم و به آن پرداخته ايم و به سفر اخير ايشان نيز، اما... حرمت ايشان را به نفع دشمنان اسلام و نظام نشكسته ايم و حتي هنگامي كه برخي از گروه هاي به ظاهر طرفدار آقاي خاتمي، عليه ايشان به ناحق موضع مي گرفتند، كيهان به دفاع از وي پرداخته بود. تشبيه ايشان به گورباچف!، اتهام شاه سلطان حسين صفوي به وي و... از جمله اين موارد است تا آنجا كه وقتي اطلاعيه اي در چند صفحه با ظاهر اسلامي عليه ايشان پخش شد و عكس هايي از آقاي خاتمي را در كنار ميز شراب نشان مي داد، كيهان تنها روزنامه اي بود كه به طور مستدل اين اتهام را رد كرد و در همان حال دوستان به ظاهر سينه چاك آقاي خاتمي ساكت بودند...

كاش خانم رجبي براي چند ساعت از برج عاج فرود مي آمدند و تنها با يك نگاه گذرا به وضوح مي ديدند كه دشمنان ايران اسلامي و جريانات مخالف نظام و دولت اصولگرا، چگونه نوشته هاي ايشان را بر صدر مي نشانند! و قدر مي دانند! و از خوشحالي قند در دلهاشان آب مي كنند! و صد البته، نه به خاطر جايگاه خانم رجبي و اهميت نوشته ها و اظهارات ايشان، بلكه تنها به اين دليل كه خانم رجبي همسر سخنگوي دولت است و هرچه برادر عزيز و فرهيخته جناب دكتر الهام مي كوشد اين وابستگي را بي ارتباط با نوشته هاي خانم رجبي بداند، كسي زير بار نمي رود، چرا...؟ براي آن كه اگر انتساب ايشان به سخنگوي دولت از نوشته هاي خانم رجبي حذف شود، ديگر نوشته هاي وي براي مطرح كردن و سوءاستفاده اهميتي ندارد...

اميد است، خانم رجبي خود را - خداي نخواسته- برتر از همه نظام ندانند كه البته در تئوري نمي دانند اما عملكرد ايشان جز اين تفسيري ندارد!

سخني هم با دولت محترم در ميان است كه اگر اظهارات و نوشته هاي كساني را با مشي خود همخوان نمي دانند و در همان حال، اين اظهارات با تابلوي حمايت از دولت و يا رئيس جمهور محترم مطرح مي شود، بي تفاوت ننشينند و خداي نخواسته به تمجيدهاي اغراق آميز از رئيس جمهور و هجو ناپسند و بيرون از انصاف گذشتگان دل نبندند و اندازه نگهدارند... گفته مي شود كتاب اغراق آميز خانم رجبي با عنوان «احمدي نژاد، معجزه هزاره سوم» از حمايت نهاد محترم رياست جمهوري برخوردار بوده است كه...!

و كلام آخر آن كه انشاءالله سركار خانم رجبي از اين نوشته آزرده خاطر نشوند- كه احتمالا مي شوند- و اين سخن برادرانه را به گوش دل بسپارند كه مفهوم در خط امام و رهبري بودن، پيروي از آنان است و نه از جايگاه رفيع آنها سخن گفتن و امريه صادر كردن، آنهم به ناحق... و در اين باره باز هم گفتني هايي هست كه مي گذاريم و مي گذريم...

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
نام:
ایمیل:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز:1200
مدیا- داخلی
دلتابان
پربازدید ها
بلیط (عصر ایران داخلی)
عصر ایران داخلی (تخفیفان)
عکس