عصر ایران
کد خبر: ۲۶۶۵۰۹
تاریخ انتشار: ۲۴ فروردين ۱۳۹۲ - ۰۰:۴۲
اصلاح طلبان می دانند اگر افرادی مانند عبدالله نوری، محمدرضا خاتمی یا بهزاد نبوی را به عنوان کاندیدا معرفی کنند، قطعاً رد صلاحیت می شوند. لذا اگر با علم به این موضوع چنین افرادی را کاندیدا کنند، تلقی طبیعی از آن، به چالش کشیدن نظام و ایجاد هزینه برای آن خواهد بود. در چنان فرضی، نه تنها عملاً اصلاح طلبان از گردونه رقابت ها حذف می شوند بلکه عرصه بر فعالیت های آتی آنان نیز تنگ تر می شود.
عصرایران - با برگزاری همایشی در تهران ، کاندیداتوری حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری رسماً اعلام شد. در آیین اعلام نامزدی او ، جمعی از سیاستمداران و وزرای دوران سازندگی و اصلاحات و نیز دو تن از فرزندان هاشمی حضور داشتند.
 
بدین ترتیب ، صحنه سیاسی انتخابات ، یک گام بزرگ به سمت شفاف شدن پیش رفت ، البته اگر حسن روحانی ، گزینه هاشمی و خاتمی باشد و اصلاح طلبان ، در حمایت از او هم رأی و همداستان باشند.

حسن روحانی
اگر چنین باشد و روحانی ، با هماهنگی این دو چهره به میدان آمده باشد ، نکات و پیامدهای زیر بر آن مترتب خواهد بود:

1 -
در جبهه اصولگرایان ، تلاش خواهد شد که کاندیدای واحد به میدان فرستاده شود تا از تشتت آرا جلوگیری شود. البته این که دولتی ها ساز خود را بزنند و نامزد خاص خودشان را داشته باشند ، چندان دور از ذهن نیست.

2 - در جبهه اصلاح طلبان نیز علاوه بر این که کاندیداتوری هاشمی و خاتمی ،با آمدن نماینده آنها منتفی خواهد شد ، چهره های اصلی دیگر نیز به نمایندگی از اصلاح طلبان وارد گود نمی شوند و حتی انتظار می رود عارف،کواکبیان و محمد شریعتمداری نیز که تا کنون از اعلام نامزدی کرده اند ، به نفع کاندیدای واحد اصلاح طلبان کنار بروند.

آنها از انتخابات 1384 که با چند کاندیدا به میدان آمدند و با تفرق آرا ، شکست خوردند ، باید عبرتی تاریخی آموخته باشند. بی گمان کاندیداهای متفرقه اصلاح طلب ، در صورت تکروی ، از اردوگاه اصلاح طلبان طرد خواهند شد.

3 - اگر روحانی کاندیدای اصلاح طلبان باشد ، نشانه آن است که بزرگان اصلاح طلب ، گزینه "حضور فعال در ساخت قدرت" را انتخاب کرده اند و می کوشند با کنار گذاردن بلندپروازی هایی که آنها را بر زمین زد ، حرکت خود را بر مبنای واقعیت و نه بر اساس آرمانخواهی شکل دهند.

در باب رفتار انتخاباتی اصلاح طلبان در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری ، چند حالت اصلی قابل تصور است:

الف - عدم شرکت و دعوت به تحریم:
چنین فرضی ، به معنای تقابل جناح اصلاحات با نظام خواهد بود و آنها را با حذف فوری از سپهر قدرت در نظام جمهوری اسلامی مواجه می کند ، وضعیتی که بزرگان اصلاحات ، هرگز بدان واضی نیستند و نمی خواهند فرصت ولو نسیه اصلاح گری را به حذف نقد ، تبدیل کنند.
سید محمد خاتمی ، با رأی خود در انتخابات مجلس شورای اسلامی ، این پیام را هم به نظام و هم به هواداران اصلاحات داد که قرار نیست جریان اصلاحات ، میدان را به یک باره به رقیب بگذارد.

ب - عدم شرکت و سکوت: این گزینه با توجه به آنچه در 4 سال اخیر گذشته ، اصلاح طلبان را به آرامی از سپهر قدرت محو می کند و آنان را به جبهه ملی - مذهبی شبیه می کند که برغم حضورشان در قدرت در اول انقلاب ، اندک اندک عملاً از صحنه رسمی حذف شدند.

ج - شرکت با گزینه های درجه چندم:
معنای
چنین گزینه ای ، دادن علامت مثبت به نظام مبنی بر حضور در چارچوب نظام است بدون این که اصلاح طلبان شرایط را برای حضور در قدرت فراهم ببینند. چنین گزینه ای البته برای اصولگرایان هم بسیار مطلوب است چه آن که اصلاح طلبان ، هم حضور دارند و هم شکست می خورند.

د - شرکت با گزینه های درجه اول جنجالی: چنین گزینه ای ، از سوی نظام اعلام نوعی جنگ و چالش تلقی خواهد شد.
اصلاح طلبان می دانند که اگر افرادی مانند عبدالله نوری ، محمدرضا خاتمی یا بهزاد نبوی محبوس را به عنوان کاندیدا معرفی کنند ، قطعاً رد صلاحیت می شوند.
لذا اگر با علم به این موضوع چنین افرادی را کاندیدا کنند ، تلقی طبیعی از آن ، به چالش کشیدن نظام و ایجاد هزینه برای آن خواهد بود. در چنان فرضی ، نه تنها عملاً اصلاح طلبان از گردونه رقابت ها حذف می شوند بلکه عرصه بر فعالیت های آتی آنان نیز تنگ تر می شود و کورسوی امید زندانیان این جریان برای آزادی نیز از بین خواهد رفت.

ه - کاندیداتوری یکی از دو چهره اصلی (هاشمی یا خاتمی):
این وضعیت بدان معناست که اصلاحات همچنان خود را در داخل نظام تعریف کرده است و واقعاً در صدد تصدی قوه مجریه است. با این حال ، اگر به هر دلیلی نتوانند پیروز قانونی انتخابات باشند ، هزینه سنگینی را باید متحمل شوند. ضمن این که هاشمی با مسأله ای به نام سالخوردگی و خاتمی با مشکلی به نام احتمال رد صلاحیت مواجه هستند. اطلاعات دقیق و موثق نشان می دهند که این دو ، ترجیح شان بر این است که به جای این که شخصا کاندیدا شوند ، از یک نیروی مورد وثوق حمایت کنند.

و -
شرکت با گزینه ای اعتدالگرا: این گزینه بدان معناست که اصلاح طلبان واقعاً می خواهند قدرت را در دست بگیرند و لذا فردی را به میدان فرستاده اند که شورای نگهبان نتواند او را رد صلاحیت کند.

اگر حسن روحانی واقعاً گزینه اصلاح طلبان باشد ، باید گفت که بزرگان این جریان ، گزینه اخیر را انتخاب کرده اند تا بتوانند یکی از قطب های انتخابات باشند و رقابتی جدی را پشت سر گذارند و بار دیگر قوه مجریه را در اختیار بگیرند.

بی گمان ، حسن روحانی ، چهره شاخصی در جریان اصلاحات به شمار نمی رود. او نه عیار افرادی مانند حجاریان و نوری و تاج زاده را در اصلاح طلبی دارد و نه محبوبیت فردی چون خاتمی و نه کاریزمای هاشمی را ، اما در شرایط کنونی ، گزینه مناسبی برای اصلاح طلبان است زیرا هم مردم او را می شناسند ، هم رد صلاحیت نمی شود و هم مشخصاتی مانند همکاری با دولت اصلاحات در قامت دبیر شورای عالی امنیت ملی در زمان خاتمی و رئیس مذاکرات هسته ای را در کارنامه دارد ، هم تحصیل کرده دانشگاه های خارج کشور در سطح دکترای حقوق است و هم خوش پوش و خوش تیپ. به علاوه روابط خوبی با هاشمی و خاتمی دارد و در عین حال ، نکته منفی خاصی که بدنه اصلاحات علیه او باشند ،درباره اش وجود ندارد.

 اگر نشانه های موجود مبنی بر این که روحانی گزینه سران اصلاحات برای حضور در انتخابات است ، مقرون به صحت باشد ، آن گاه باید در انتظار رقابتی جدی در انتخاباتی بود که تا پیش از این ، گمان می رفت یک رقابت درون اردوگاهی میان اصولگرایان باشد.

البته باید منتظر بود و دید که آیا هاشمی و خاتمی ، به حمایت علنی از حسن روحانی بر می خیزند یا گزینه های دیگر را اختیار می کنند. هر چه باشد ، آنها زمان زیادی برای تصمیم گیری ندارند.
بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
Bookmark and Share
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: