فیلم بیشتر »»
کد خبر ۲۹۸۲۹۷
تاریخ انتشار: ۱۳:۰۲ - ۱۰-۰۷-۱۳۹۲
کد ۲۹۸۲۹۷
انتشار: ۱۳:۰۲ - ۱۰-۰۷-۱۳۹۲

توهم خواستگار!

دختر تنها ! از تنهایی خسته شده بود از طرفی دوست داشت هر چه زودتر ازدوج کنه برای همین از دوستش خواست راهنمایی اش کنه دوستش میگه : من هم تنهام ، بیا با هم بریم کوه ، چون شنیدم خیلی از مردهای آماده ازدواج و تنها برای پیدا کردن زن میرن کوه ...

اون دو تا میرن کوه
در بالای یه صخره کوه
جایی که اون دو تا هیچ کسی رو نمی بینن
تصمیم می گیرن داد بزنن
و حرف دلشون رو به کوه بگن :
- با من ازدواج می کنی ؟
.
.
.
.
و بعدش شنیدن

…… ﺑـــــــــــــــــــﺎ ﻣـــــــــــــــــــــــــﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣـــــــــﯿﮑﻨـــــــــــــﯽ؟
.
ﺑــــــﺎ ﻣــــــــــﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣـــــــﯿﮑﻨـــــــــــﯽ؟
.
ﺑـــﺎ ﻣــــــﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣــــﯿﮑﻨـــــــﯼ؟
.
ﺑـﺎ ﻣــــﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣـــﯿﮑﻨــﯽ؟
.
ﺑﺎ ﻣﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟


یه نگاهی به هم انداختند لپ هاشون گل انداخته بود چون ﺁﻣﺎﺩﮔﯽ پذیرفتن ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﻭ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ در حالی که از صخره پایین می اومدن گفتند نه ما می خواهیم درس بخونیم ....


برچسب ها: داستان کوتاه
ارسال به دوستان
captcha
روان‌شناسی چیست؟ تعریف، کاربردها و راهنمای ساده یادگیری روان‌شناسی طرز تهیه خورشت داود پاشا؛ غذای ترکی با طعم ملس رب انار و کوفته‌های قلقلی افکار منفی چیست و چرا ذهن ما را درگیر می‌کند؟ طلایی‌ترین زمان برای تراپی! چرا مغز انسان بخشی از اطلاعات را فراموش می‌کند؟ آموزش ابراز وجود، کلید غلبه نوجوانان قربانی قلدری بر آسیب‌ها سوزان مودی؛ پزشک زن آمریکایی در تهرانِ عصر قاجار (+عکس) راهنمای کامل اضطراب؛ از شناخت علائم تا راه‌های درمان شش خورشیدگرفتگی و ماه‌گرفتگی که بر تاریخ تأثیر گذاشتند ۵ قدم تا پایان دلخوری و رنجش در زندگی مشترک هنر به موقع رها کردن: پشتکارتان را هدر ندهید! عجیب‌ترین آپشن‌های کارخانه‌ای خودرو؛ ۷ لوازم جانبی متفاوت که واقعا مفید بودند(+عکس) کلید واقعی شادکامی حسن طوفانیان؛ از خلبانی ارتش تا مدیریت خریدهای میلیاردی تسلیحاتی ایران نقاشی که دریا را از حافظه می کشید؛ داستان عجیب ایوان آیوازوفسکی (+تصاویر)