کد خبر ۲۹۹۱۱
تاریخ انتشار: ۱۳:۳۸ - ۰۶ آذر ۱۳۸۶ - 27 November 2007
اسناد محرمانه اى از رژيم صدام


آن هنگام كه پرده فرومى افتد و حقيقت هولناك، تلخ و يأس آور، چهره نما مى شود، بر مردم رنج كشيده عراق روز و شب چگونه مى گذرد هنگامى كه ابرهاى تيره ابهام كنار مى روند و از پس ساليان سال اعتماد و باور ساده انگارانه، حقايق زهرآگين يك به يك سربرمى آورند و با رنگ و بويى از فاجعه آشكار مى شوند، مردم آواره عراق به حيات نوميدوار خويش چگونه ادامه مى دهند

وقتى كودكان خردسال عراقى قامت امروزشان به ادراك تلخ و تيره حقيقت آن سال ها قد مى دهد و به فهم خون هدر رفته پدران شان نايل مى آيند، وقتى پدران سالخورده عراقى درمى يابند كه فريب خورده اند و پسران شان را به ايثار جان شيرين، در راه رجاله اى گسيل داشته اند كه خود دژخيم بى ترحم دلبندان شان بوده است، بر نوادگان آواره شهرزاد روز و روزگار چگونه مى گذرد

به راستى اين همه تلخى و تيرگى را امروز چگونه مى توان تصوير كرد چگونه مى توان از اين همه اشك بر گونه هاى برآماسيده سخن به ميان آورد خاصه اكنون كه آن اشك ها و آن اندوهان انبوه به تصوير مكرر و هر روزه اى در كوچه پس كوچه هاى بغداد، موصل، سامرا و ديگر ويرانه هاى عراق بدل شده است. آن اشك هاى تلخ ندامت، اينك بر گونه هاى چروكيده پدران و مادران فرزند از كف داده عراقى، به تمامى خشكيده است. چشمه هاى جوشان اشك، در چشمان شان به خشكى نشسته است. پدران و مادران سالخورده اين ديار تلخ ديگر اشكى ندارند تا تقديم جاى تهى مانده دلبندان خود كنند. خون شان را تنها مى توانند گريست. چه، مرگ و ويرانى، گرسنگى و بى خانمانى و بيش از همه ، فريب و تزوير و تبانى امروزه در مستعمره نشين آوارگان عراقى، در زادگاه پرفسانه و افسون شهرزاد قصه گو روايتى است سخت تكرارى.

اسنادى كه در ادامه ارائه خواهد شد، هزاران حكايت ناگفته در خود نهفته دارد. حكاياتى كه در طول ساليان جنگ تحميلى، مردم ايران، بارها و بارها به روايت صادقانه آن براى مردم فريب خورده عراق كوشيده بودند. اين اسناد گويا در كنار هزاران سند ديگر كه اخيراً از ويرانه هاى دستگاه پوشالى سردار قادسيه به دست آمده است، نيمه در تاريكى مانده حقيقت را در خصوص جنگ تحميلى عراق عليه ايران روشن خواهد كرد.

اقدامات مشروح در اين سندها به قدرى جنون آميز است كه گويى به راستى ديوانه اى آن را طرح افكنده است. جان مجنونى كه براى غلبه بر هراس ذاتى سربازان خود «مهمات ويژه» يا «سلاح شيميايى» تجويز كرده است: «اقدامات انجام شده در خصوص به كارگيرى سلاح هاى شيميايى عليه نيروها به منظور شكستن مانع روانى...» كلماتى كه همچون استنشاق ناگزير گاز خردل، در همان دم نخست، ته حلق را مى سوزاند و از گوشه چشم ها سيلى از اشك روان مى كند و من امروز خود را به جاى پدرانى نهاده ام كه فرزندان شان در آن سال ها در دوران جنگ هشت ساله ساده لوحانه سلاح به كف گرفته و از براى بقاى سردار ديوانه و ديوسيرت قادسيه به نبرد با همسايه بزرگ شان آمده بودند. من اكنون خود را به جاى پدران عراقى نهاده ام و اين كلمات، كلمات غريب و باورنكردنى ثبت شده در اين اسناد، كامم را بشدت تلخ كرده است؛ تلخى زهرگونه اى كه حتى بى هيچ شرح و تفصيل اضافه اى گلوى شما را نيز به هنگام رؤيت اين اسناد خواهد فشرد؛ حقيقت نهفته در اين ورق هاى فوق محرمانه به قدرى فاجعه بار است كه شانه هاى هر انسانى را به هق هقى جان گداز خواهد لرزاند.

اسناد «بسيار محرمانه و شخصى» حاضر، نشان مى دهد كه رژيم صدام حتى عليه نيروهاى خودى نيز از مهمات ويژه - كه نام ديگر سلاح هاى شيميايى است - استفاده كرده است. البته در توجيه انجام اين اقدام جنون آميز دلايل و انگيزه هاى خاصى ذكر شده است، ليكن، حقيقت اين است كه هيچ يك از دلايل ارائه شده منطقى به نظر نمى رسند. در حالى كه دقت در گزارش مشروح اين عمليات - كه در سند E آمده است - انگيزه هاى اصلى صدام را از اجراى طرح مذكور روشن مى كند.

براساس سند A كه با آرم ملى عراق همراه شده است، دبير فرماندهى كل نيروهاى مسلح عراق از صدام ، رئيس جمهورى وقت اين كشور خواسته است تا در خصوص «به كارگيرى مهمات ويژه در محور عملياتى شرق هور در تاريخ ۵ آوريل ۱۹۸۵...» «دستورات مقتضى را صادر» كند. در بند دوم اين نامه همچنين خطاب به صدام نوشته شده است:

«در راستاى اجراى دستور جنابعالى، گزارش (بررسى هدف شيميايى در محور عملياتى شرق هور) كه در ساعت ۳۰:۱۰ روز ۱۰ آوريل ۱۹۸۵ تهيه شده است به پيوست تقديم مى گردد...»
اما سند B كه سند «بسيار محرمانه»اى است باز هم با آرم ملى عراق و امضاى دبير (رئيس دفتر) فرماندهى كل نيروهاى مسلح، در اصل موافقتنامه صدام است با تقاضاى مطرح شده در سند پيشين:

«موافقت آقاى رئيس جمهورى فرمانده كل نيروهاى مسلح... در مورد پيشنهادات ارائه شده در گزارش پيوست [سندA] حاصل گرديد...»
در اسناد «بسيار محرمانه و شخصى» C و D، از گزارشى سخن به ميان آمده كه مشروح آن در سند E آمده است: «گزارش اقدامات انجام شده در خصوص به كارگيرى سلاح هاى شيميايى عليه نيروها به منظور شكستن مانع روانى» و اسناد C و D نشان مى دهند كه گزارش مذكور و پيشنهادهاى مندرج در آن به موافقت صدام رسيده است: «موافقت جناب رئيس جمهور فرمانده با پيشنهادات را ابلاغ مى كنيم. امضا ۳۰ ژوئن» و «موافقت آقاى رئيس فرمانده كل نيروهاى مسلح... در مورد پيشنهادات ارائه شده در گزارش پيوست حاصل گرديد.»

اما سند E كه در واقع گزارشى است مشروح از اقدامات اشاره شده در اسناد پيشين، حاوى نكات مهم و شگفت انگيزى است. در اين گزارش دستنويس و «بسيار محرمانه و شخصى» كه به امضاى «مديريت برنامه ريزى»، «مركز تحقيقات۹۲۲»، «مدير رسته شيميايى» و «مدير مركز تحقيقات ۹۲۲» رسيده است، بندهايى وجود دارد كه توجه به آنها مى تواند روشن كننده نكات جالب و عبرت آموزى باشد. از جمله در بند ۵ از مورد پنجم، كه در واقع خلاصه اى است از دستورالعمل هاى رئيس ستاد مشترك ارتش به كميته بررسى كننده طرح، آمده است:
  
«به كارگيرى مواد شيميايى (خردل) پر شده از ۴ بمب هواپيما كه به وسيله دستگاه كنترل منفجر مى شود و توسط اكيپ مهندسى ويژه با نظارت خود كميته جاسازى مى شود و براى واقعيت بخشيدن به عمليات، ترتيبى داده شود كه همزمان با انفجار، يك هواپيما از منطقه عبور كند (به صورت ساختگى) و هماهنگى هاى لازم با ق ق ج د ج... [فرماندهى نيروى هوايى و پدافند هوايى] صورت گيرد جهت اقدامات لازم براى عبور هواپيما با در نظر گرفتن اقدامات لازم در خصوص پدافند هوايى به طورى كه سلامتى هواپيما تضمين گردد و به گونه اى باشد كه وانمود شود هواپيما متعلق به دشمن بوده و اقدام به استفاده از مهمات شيميايى نموده است...»

در واقع، اين بند - خصوصاً سطور انتهايى آن - نشان مى دهد كه حكومت عراق از عدم به كارگيرى سلاح شيميايى توسط جمهورى اسلامى ايران اطمينان داشته و به اين وسيله كوشيده است تا هواپيماى حامل مهمات شيميايى عراق را هواپيمايى ايرانى جا بزند. ضمن اين كه همين نكته خود حاكى از حقيقت مهمترى است؛ اين كه عمليات مشروح در اين گزارش آنچنان كه ادعا شده به منظور تمرين و شكستن مانع روانى جهت مقابله با حمله شيميايى دشمن [جمهورى اسلامى ايران] انجام نشده است، بلكه انگيزه هايى واقعى تر را مى بايد براى اين اقدام غريب جست وجو كرد. در حقيقت، حكومت عراق قصد داشته است تا با اين عمليات، پوششى بسازد براى طرح هاى عملياتى مشخصى كه در آنها مناطقى از خاك ايران و حتى عراق به شكل واقعى مورد هدف سلاح هاى شيميايى قرار گرفته بود.

همچنين بند «۶ - پيشنهادات» نشان مى دهد كه طرح مشروح در سند E به عمليات حاضر محدود نبوده و بعدها اقدامات ديگرى نيز در اين زمينه صورت گرفته است: «پيشنهاد مى كنيم در آزمايشات بعدى مخلوطى از دو عامل خردل و «CS» به نسبت ۱ به ۳ استفاده شود.»

پرسش اين است كه به رغم د چنين اسناد روشنى، چگونه ممكن است ارتش ايالات متحده آمريكا تا به امروز موفق به كشف سلاح هاى شيميايى و آثار و بقاياى اين گونه سلاح ها در خاك عراق نشده باشد .

منبع: ایران

 

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
علم و فناوری
عکس