کد خبر: ۲۹۹۵۴
تاریخ انتشار: ۱۱:۱۳ - ۰۷ آذر ۱۳۸۶ - 28 November 2007
روزنامه‌هاي صبح امروز ايران در سرمقاله‌هاي خود به مسائل روز كشور و جهان پرداخته‌اند كه گزيده برخي از آنها در ذيل مي‌آيد.


   
صداي عدالت

روزنامه صداي عدالت در سرمقاله امروز خود با عنوان «بر دولت مبارك باد» به قلم مسعود بهنود آورده است: آقاي داوود احمدي‌نژاد بازرس ويژه رئيس جمهور اعلام كرده است كه "دولت نهم تقريبا تهاجم فرهنگي را ‏متوقف كرده است"‏‏‎ .‎اين سخن بدان معناست كه سيستم هاي بازبيني كه اعم است از ‏فيلترينگ سايت‌هاي اينترنتي، توقيف نشريات مخالف ايجاد بيكاري وسيعي در آن ها، ‏ممانعت از فعاليت هاي مدني كه توهم فعاليت فرهنگي دارند و... از ديد نزديك‌ترين ‏فرد به رييس دولت پروژه‌اي موفق از كار درآمده است‏‎.

‎براي بازتر كردن موضوع چنان كه خبرگزاري فارس توضيح داده آقاي داوود احمدي نژاد در بازديد 3 ‏ساعته از مؤسسه فرهنگي‎ ‎و اطلاع رساني تبيان ، درباره برنامه هاي فرهنگي دولت نهم گفت : در گذشته‏‎ ‎هجمه اي كه عليه نظام احساس مي شد ، سياسي و فرهنگي بود اما دولت نهم با‏‎ ‎خط مشيي كه اعلام كرده است ‏تقريبا تهاجم فرهنگي را متوقف كرده است.‎

پيش از اين، و در دوران دولت خاتمي از قول آقاي هاشمي رفسنجاني نقل شد كه دانشجويان و مطبوعات كه ‏در دولت سازندگي مهار شده بودند و صدائي از آنان نبود با آمدن اين دولت [خاتمي] از مهار خارج شدند. ‏اگر هم اين روايت دقيق نباشد اما گفته آقاي علي فلاحيان دست اول و قطعي است كه از جمله موفقيت‌هاي ‏خود در دوران وزارت را همان وضعيت فرهنگي كشور دانست و با اشارات كلي گذاشت اين به يادها آورده ‏شود كه برخورد با روزنامه‌ها و سالن‌هاي سينما ‏كار خودي بوده است. كه تازه اگر هم ايشان نمي‌گفت دست كم وقتي زبان‌ها باز شد آشكار گرديد كه ‏ملاقات‌هاي هنري و فرهنگي سعيد امامي از چه جنس و چندده بار و با چه هدف هائي بوده است. سخن از فرهنگ است بيانيه آقاي ميرسليم آخرين وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، در انتخابات رياست جمهوري منتهي به دوم خرداد ‏به ياد آوردني است كه وقتي عده اي از هنرمندان به سابقه شناخت از آقاي خاتمي به حمايت از وي اعلاميه ‏دادند، ايشان از سر همدلي و مصلحت انديشي آنان ندا در داد كه شما چون با سياست آشنا نيستيد خطا مي كنيد و ‏بعدا كه خواهيد ديد [چون ما اهل سياست تشخيص داده ايم لابد] شخص ديگري انتخاب مي شود و از حمايت‌‏هايش محروم مي ماند‎.

‎اما اگر دوربين را به دورها و دورترها بگردانيم، بايد از اول كار شروع كنيم كه آتش به جان شمع نهد كين ‏بنا نهاد. زماني كه محمدعلي شاه قاچار فرمان داد ميرزا جهانگير خان مدير روزنامه صوراسرافيل را به دار زدند ‏در باغشاه، به تصور آن كه تهاجم فرهنگي مهار شد. اما نشد. چرا كه تهاجم فرهنگي نبود.‏

بعد از وي مدت‌ها تهاجم فرهنگي نبود، ازادي بود و داشت اين تمرين به جائي مي رسيد كه رضاخان سردار ‏سپه با متن من حكم مي كنم وارد صحنه شد. كودتا بود و چاره نبود ، و بعد هم براي اعلام اين بي‌چارگي ده‌ها روزنامه‌‏نگار دندان شكسته و زبان بسته در كنجي نشسته شدند.اما بالاخره بعد ‏از اين همه تلاش و مبارزه با تهاجم فرهنگي رضاخان شاه شد. و شانزده سالي بدون نگراني از تهاجم فرهنگي ‏با دو روزنامه مداح و البته بزرگ اندام و رنگين زندگي كرد و در همين زمان خطاهاي بزرگ كرد. روزنامه‌ها ازاد شدند. يعني تهاجم فرهنگي از سر گرفته شد. و با همين تهاجم ملت براي استيفاي حقوق خود در صنايع نفت برپا خاست. با همين تهاجم هم انگليسي ها را راندند‏‎ و باز بعد دوازده سال فرصت براي مردم و اهل انديشه، كودتا شد. كودتا هم پر كرد ‏جريده عالم را از اطلاعيه هائي درباره جاسوسان دشمن و عوامل تهاجم بيگانه . به اين ترتيب عده‌اي گرفتار، ‏اعدام و زنداني شدند. چند ده هزار نفري تبعيدي. تا حكومت مطمئن شود كه تهاجم فرهنگي را مهار كرده ‏است. اما حكومت تا سال 1348 مطمئن نشده بود چون هنوز رسانه‌ها و امور فرهنگي كورسوئي داشتند. از ‏آن زمان كه مطمئن شد. ديگر سانسور فيلم به اداره اماكن واگذار شد. سانسور مطبوعات به ساواك. نمايشنامه‌ها را كساني خواندند كه هرگز در عمرشان پا به تئاتر نگذاشته بودند و كار به جائي رسيد كه در ‏نمايشنامه ساعدي نام چند زن را كه سلطنت و عظمت بود تغيير دادند چرا كه معتقد بودند توهين به مقدسات ملي است. و از ميان ‏گفته‌هاي شاه و وزيرانش چنين برآمد كه تهاجم فرهنگي مهار شد.

پاسخ اين است كه تا زماني كه كساني محدوديت هاي اطلاع رساني را به بهانه تهاجم فرهنگي شكل مي دهند ‏و مهار ازادي بيان را به حساب موفقيت خود [در مهار تهاجم فرهنگي ] مي گذارند در بر همين پاشنه مي چرخد و هر چه كنند در برابر ‏يك ربع ساعت از يك برنامه راديوئي آسيب پذيرند. اگر صد شبكه و هزار روزنامه بسازند و دستگاه اطلاع رساني دفتر رياست جمهوري را به چند هزار برسانند. چنان كه همه اين ها هست اما باز رييس مجلس گلايه مي‌كند كه سخنانش در حمايت از دولت را روزنامه اي منعكس نمي كند. به زبان ديگر بزرگ‌ترين حامي دولت روزنامه هاي متعدد دولت ساخته را روزنامه نمي‌داند‏‎.

‎پس كمي بهترست به تجربه هاي بشري با ديد عبرت بين نگاه كنيد و ‏بپرسيد دولت هاي بزرگ دنيا چرا تحمل مي‌كنند ازادي بيان را كه چنين گران و گاهي چنين هزينه سازست ‏براي همه. چرا... مگر آزار دارند و مازوخيست هستند‏‎.

‎پاسخ ساده است حكومت‌ها همان زمان كه "موفق به ‏مهار تهاجم فرهنگي" - به تعبير آقاي داوود احمدي نژاد - مي شوند خود را از بزرگ ترين عامل ايستائي ‏محروم مي كنند. همان زمان آينده‌شان را به هدر مي دهند. اما عجب است كه اين را هم مانند تورم نمي فهمند تا زماني كه مانند آواري فرو افتد‎.

سياست روز

روزنامه سياست روز در سرمقاله امروز خود با عنوان «تشديد بحران در فلسطين» به قلم علي تتماج آورده است: در روزهاي اخير آمريكا ميزبان نشست سازش‌كاراني مي‌باشد كه داعيه برقراري صلح و امنيت در خاورميانه را سر مي‌دهند. شركت‌كنندگان در آناپوليس بر اين ادعايند كه با برگزاري نشست‌هاي فراگير با محوريت رژيم صهيونيستي، تشكيلات خودگردان و كشورهاي عربي و بدون وجود نماينده دولت قانوني ملت فلسطين (حماس) مي‌توانند به 60 سال تقابل و درگيري در فلسطين پايان دهند. اما روند تحولات و تصميمات اتخاذ شده در اين نشست بيانگر تشديد بحران در فلسطين در آينده نزديك مي‌باشد چرا كه رژيم صهيونيستي همواره تاكيد داشته است كه پذيرش طرح بازگشت آوارگان، تعيين آينده يت‌المقدس و واگذاري آن به فلسطينيان، بازپس‌دهي اراضي اشغالي 1967 به صاحبان آنها را نخواهد پذيرفت. از سوي ديگر اولمرت براي حفظ قدرت بايد در برابر ساير گروه‌هاي صهيونيستي قرار گيرد كه بر اصل استمرار حفظ اراضي اشغالي اصرار دارند. سران رژيم صهيونيستي پيش از عزيمت به آمريكا تاكيد كردند كه هيچ‌گونه مصالحه‌اي با اعراب نخواهند داشت و فلسطينيان به جاي اصل بازگشت به وطنشان با دريافت غرامت از اين خواسته عبور كنند. نكته مهم‌ آنكه صهيونيست‌ها از ابتدا تاكيد كردند كه دست يافتن به امنيت براي آنها اصلي مهم در نشست آناپوليس مي‌باشد و هدفي ديگر را پي‌گيري نمي‌كنند. قرار گرفتن سناريوهاي موجود در كنار يكديگر اين حقيقت را آشكار مي‌سازد كه رژيم صهيونيستي با پايان نشست آناپوليس براي به اصطلاح برقراري امنيت از يك سو خود به تحركات نظامي فلسطينيان مي‌پردازد و از سوي ديگر از ظرفيت‌هاي ابومازن براي سركوب غزه بهره‌برداري خواهد كرد. نكته مهم آنكه با محور قرار گرفتن معرفي گروه‌هاي فلسطيني به عنوان ناقضان صلح و كارشكنان در روند سازش در نشست آناپوليس، صهيونيست‌ها با مجوز جهاني به كشتار در فلسطين مي‌پردازند. از بهانه‌هاي اولمرت براي اين توسعه‌طلبي‌ها جلب رضايت افراطيون براي پذيرش ادامه مذاكره با تشكيلات خودگردان مي‌باشد كه راهي براي ادامه توسعه‌طلبي صهيونيست‌ها است.

هر چند كه ابومازن برگزاري نشست آناپوليس را موفقيتي بزرگ براي مقابله با مخالفان و كسب محبوبيت در ميان مردم مي‌دانست اما وي نيز تشديد خصومت‌ها با غزه را اجرايي خواهد ساخت. ابومازن كه تاكنون با نام مصالحه بسياري از آرمان‌هاي فلسطينيان را قرباني مذاكره ساخته، اكنون براي ادامه اين روند، تحقق اهداف آمريكا براي ادامه بررسي روند تحولات فلسطين، جلوگيري از ايجاد تغييرات در رياست تشكيلات خودگردان بويژه مقابله با طرح صهيونيست‌ها براي حضور فعال‌تر «دحلان» در تركيب دولت كه كودتاي نرم عليه ابومازن است و ... به تشديد سياست‌هاي خصمانه عليه مقاومت و ساكنان غزه خواهد پرداخت. هر چند كه رژيم صهيونيستي ،تشكيلات خودگردان، آمريكا، اعراب و كشورهاي غربي تلاش دارند تا با سركوب مقاومت به اهداف خود دست يابند اما يك اصل مانع اجراي اين امور مي‌شود و آن تاكيد ملت فلسطين بر ادامه مقاومت است. شايد بتوان گفت كه آناپوليس يك دستاورد بيشتر ندارد و آن تشديد اتحاد ميان فلسطينيان براي مقابله با سازشكاراني است كه به نام صلح، خواسته‌هاي اين ملت را قرباني سازش‌كاري‌هاي خود ساختند. بر اين اساس مي‌توان گفت كه نشست آناپوليس و مذاكرات سازش‌كاران نمي‌تواند حلال مشكلات فلسطين باشد بلكه آغازي براي مشكلات جديد خواهد بود كه تشديد تقابل‌ها را به همراه دارد. هر چند كه چنانكه ذكر شد اين نشست يك نتيجه مثبت دارد و آن تشديد اتحاد ملت فلسطين براي مقابله با سازش‌‌‌‌‌‌‌‌كاران و توطئه‌هاي آنهااست كه ‌مي‌تواند آغازگر تحولاتي جديد در فلسطين و منطقه باشد. چرا كه ملت ‌فلسطين سناريويي جز تشكيل كشور مستقبل فلسطين به پايتختي قدس شريف را نخواهد پذيرفت و براي تحقق آن به انتفاضه ادامه خواهد داد حتي اگر تمام جهان براي شكست اين آرمان متحد شود.

همبستگي

روزنامه همبستگي در سرمقاله امروز خود با عنوان كنفرانس آناپوليس در ابهام به قلم حسين ريسماني يزدي آورده است:

كاخ سفيد سال‌ها است كه مي‌كوشد تا از طريق برقراري صلح ميان فلسطينيان و اسرائيل، خاورميانه را از وضعيت كنوني خارج كند. در اين راستا دموكرات‌ها كوشيدند تا با عرفات تفاهم كنند و كنفرانس‌هايي نظير مادريد، اسلو، زمين چمن كاخ سفيد، غزه‌ - اريحا، كمپ ديويد و... را برگزار كردند. اين كنفرانس‌ها منجر به تشكيل دولت خودگردان فلسطين گرديد. در راستاي تحقق اين اقدامات، آمريكا نقشه راه را براي خاورميانه بزرگ با هدف تشكيل دو دولت فلسطيني و اسرائيلي طراحي كرده و چند سال است كه براي عملي شدن آن تلاش مي‌كند. از آنجا كه اين اقدامات تاكنون به نتيجه قابل قبولي براي اكثريت فلسطينيان نرسيده است، آمريكا وادار شده است تا با برگزاري كنفراس پاييزي در شهر آناپوليس تلاش تازه‌اي را براي اجراي نقشه راه آغاز كند. كنفرانس صلح خاورميانه معروف به كنفرانس آناپوليس روز گذشته در ايالت مريلند آمريكا با سخنان جرج بوش آغاز به‌كار كرد. اين كنفرانس كه با شركت گسترده كشورهاي عربي - اسلامي، اعضاي دايم شوراي امنيت و ساير كشورهاي تأثيرگذار همراه شده است، اولين و احتمالا آخرين تلاش رييس‌جمهور كنوني ايالات متحده براي تشكيل دو كشور مستقل فلسطين و اسرائيل است. هدف اعلام شده كنفرانس آناپوليس، تلاش براي متقاعد كردن طرفين فلسطيني و اسرائيلي به تشكيل دو كشور مستقل در كنار يكديگر است، اما از آن‌جايي كه اختلاف و منازعه در منطقه - اگر نخواهيم دورتر برويم بيش از نيم قرن است كه ادامه دارد - آمريكايي‌ها از قبل تبليغات چنداني روي اعلام كشور مستقل فلسطيني در اين كنفرانس نداشته‌اند. اظهارات روزگذشته بوش در افتتاحيه اين نشست را مي‌توان در همين راستا تفسير كرد. بوش با اعتراف به اين‌كه چند دهه منازعه و درگيري را نمي‌توان با يك كنفرانس پايان داد، گفت: اين كنفرانس مي‌تواند آغازي بر مذاكرات جدي طرفين فلسطيني و اسرائيلي براي دستيابي به صلحي پايدار و تشكيل دو كشور مستقل در كنار يكديگر باشد. تلاش دولت بوش براي تشكيل كنفرانس در اين سطح كه در تاريخ صلح اعراب و اسرائيل بي‌سابقه است را مي‌توان به‌ نوعي همان اقدامي دانست كه دولت كلينتون در اواخر عمرش با تشكل نشست كمپ‌ديويد ترتيب داد. آخرين‌باري كه آمريكا اجلاس همه جانبه‌اي در مورد خاورميانه ترتيب داد، سال 2000 در كمپ ديويد بود كه فروپاشيد. كمپ ديويد در زمان كلينتون بود كه البته قبل از آن كنفرانس اسلو در سال 1993 برگذار شده بود و طرح نقشه راه برآيند آن بود. خلا‡ ايجاد شده بعد از نشست كمپ ديويد با درگيري‌هايي كه امروز هم - البته در سطح خيلي كمتر - ادامه دارد پر شد و اين درگيري‌ها سال به سال بيش‌تر شد تا يك رشته انتفاضه را به دنبا ل آورد. تداوم اين درگيري‌ها در كنار ناكارآمدي دولت فلسطين به‌تدريج زمينه را براي افزايش گرايش فلسطينيان به گروه‌هاي جهادي فراهم كرد به طوري كه براي نخستين بار در تاريخ فلسطين در ژانويه 2005 گروه اسلامگراي حماس قدرت را به دست گرفت. اين تغيير در اراضي اشغال شده باعث تشديد خصومت اسرائيل و آمريكا با فلسطينيان شد. گسترش اين خصومت وضع را در سرزمني‌هاي اشغالي بيش از پيش وخيم كرد. به طوري كه درگيري‌هاي داخلي بين گروه‌هاي مختلف فلسطيني آغاز شد و به آنجا انجاميد كه حماس درنوار غزه و فتح در كرانه باختري تشكيل دولت دادند. كنفرانس آناپوليس در شرايطي برگذار مي‌شود كه يك دولت فلسطيني موافق اين كنفرانس و ديگري مخالف آن است. پرسشي كه به ذهن مي‌رسد اين است كه آمريكا در اين شرايط چگونه مي‌تواند يك طرف مهم قضيه، يعني حماس و گروه‌هاي اسلامي را كه را‡ي اكثريت را دارا هستند ناديده گرفته و تنها به فتح و دولت محمود عباس اكتفا كند؟ اينجا است كه موجوديت كنفرانس و نتايج حاصل از آن در‌هاله‌اي از ابهام قرار مي‌گيرد. آيا اين كنفرانس مي‌تواند به اهداف خود برسد؟ با توجه به شرايط كنوني منطقه تحقق چنين اهدافي حداقل در كوتاه مدت متصور نيست، چنان كه بوش نيز از اعتراف به آن نيز ابا نكرده است. در هرحال قضاوت را بايد به بيانيه پاياني اين كنفرانس موكول كرد.

جمهوري اسلامي

روزنامه جمهوري در سرمقاله امروز خود با عنوان نيروهاي مسلح و دخالت در سياست آورده است: هفته بسيج رو به پايان است و اين سئوال كه رابطه بسيجيان با سياست چگونه بايد باشد همچنان مورد بحث صاحبنظران دو جناح سياسي مطرح كشور مي باشد.

اين سئوال هر چند از مدتها قبل مطرح بود ولي اخيرا و در آستانه هفته بسيج يكي از ائمه جمعه با طرح مجدد آن و اعلام اين نكته كه نسبت دادن اين مطلب به امام كه سپاه پاسداران و بسيج به عنوان نيروي نظامي نمي توانند در سياست دخالت كنند كار دشمنان خدا و جريانات فاسد است بار ديگر اين موضوع را به يك بحث داغ در مطبوعات و محافل سياسي تبديل كرد.

در مقابل يكي از روحانيون سرشناس جناح اصلاح طلب در واكنش به اين اظهارات گفت : حمايت سپاه و بسيج از حزب يا جريان خاصي در كشور كاري است كه اين نهاد مقدس را در نظر افكار عمومي از هم مي پاشد و امام بارها فرموده اند نه تنها سپاه بلكه كل نيروهاي مسلح در مسايل سياسي اختلافي نبايد دخالت كنند.

نفس روياروئي اين دو اظهارنظر كننده در چگونگي رابطه نيروهاي مسلح با سياست به معناي وجود اختلاف نظر ميان آنها و همه كساني است كه در عرصه سياست فعالند. همين اختلاف نظر ايجاب مي كند با مراجعه به آنچه از خود امام در دست داريم و با نگاه منطقي و عقلاني به اين مقوله پاسخ سئوال را پيدا كنيم و تكليف اين مبحث را روشن نمائيم .

بهترين راه براي رسيدن به پاسخ منطقي اين سئوال درك صحيح مفهوم عنوان مورد بحث يعني دخالت در سياست است .

دخالت در سياست هر چند ممكن است در واقع و نفس الامر بيشتر از يك مفهوم نداشته باشد اما براي آنكه وجوه مختلف آنرا بررسي كرده باشيم لازم است احتمالات را هم در نظر بگيريم .

يك مفهوم دخالت در سياست مطالعه مسائل سياسي و فهم و درك مقولات و امور سياسي است . بدين معني كه افراد با رويدادها و موضع گيري هاي سياسي اعم از داخلي و خارجي آشنا باشند و جهت و سمت و سوي جريان هاي سياسي را درك نمايند.

اين مقوله را هر چند نمي توان دخالت در سياست ناميد لكن از آنجا كه مصداق ورود به سياست است مي توان بااندكي مسامحه آنرا دخالت در سياست به معناي داخل شدن در سياست دانست . ممنوعيت ورود به اين مقوله براي هيچكس قابل قبول نيست و ممنوع ساختن نيروهاي مسلح از دخالت در سياست به اين معني به مثابه دريغ كردن حيات اجتماعي از آنهاست و چنين چيزي بهيچوجه متناسب فضاي انقلاب و نظام جمهوري اسلامي نيست .

مفهوم ديگر برخورداري از موضع مشخص در مسائل كلي سياسي است . به عبارت روشن تر هنگامي كه سياست هاي داخلي و خارجي مرتبط با اصل نظام و كشور مطرح مي شوند نيروهاي مسلح نيز در مورد آنها موضع مشخصي داشته باشند.

برخورداري از موضع مشخص و روشن در مسائل كلي سياسي هر چند مي تواند از مصاديق دخالت در سياست محسوب گردد لكن امري لازم براي همه از جمله نيروهاي مسلح است تا بتوانند براساس آن در مواقع لازم به وظيفه خود عمل نمايند. طبيعي است كه در اين قبيل مسائل مواضع نيروهاي مسلح بايد با فرماندهي كل قوا منطبق و برگرفته از آن سياست باشد.

سومين مفهوم اعلام مواضع سياسي در مسائل كلي سياسي و تبليغاتي كردن آنست . در اين زمينه نيز همه اقدامات بايد تابع سياست هاي ابلاغي فرماندهي كل قوا باشد تا خللي در انجام وظايف ذاتي نيروهاي مسلح ايجاد نشود.

چهارم ورود به دسته بندي هاي سياسي همراهي با جناح ها و له يا عليه اين گروه و آن حزب موضع گرفتن و عملكردن است . اين امر قطعا از مصاديق بارز دخالت در سياست است و با وظايف ذاتي نيروهاي مسلح در تضاد مي باشد.

نيروهاي مسلح اعم از ارتش سپاه بسيج و نيروي انتظامي همانند فرماندهي كل خود كه در مرتبه اي فوق جناح بندي هاي سياسي قرار دارد بنابر وظيفه ذاتي خود حراست از كيان انقلاب نظام و كشور را برعهده دارند و اگر وارد دسته بندي هاي سياسي شوند از انجام وظيفه اي كه برعهده دارند باز خواهند ماند. مفاسد بي حد و مرزي كه در كشورهاي تحت حكومت هاي متكي بر حمايت نظاميان گريبانگير مردم آن كشورها شده از عواقب سو بي توجهي به همين واقعيت است .

مفهوم پنجم كه نوع زيانبارتر دخالت در سياست است برعهده گرفتن مستقيم نقش احزاب و گروه هاي سياسي توسط نظاميان است . در اين حالت نظاميان مستقيما در اموري از قبيل انتخابات دخالت مي كنند و همچون احزاب به فعاليت هاي سياسي مي پردازند.

اين نوع دخالت در امور سياسي به دو شكل صورت مي گيرد آشكار و پنهان . در نوع آشكار كه در بعضي كشورهاي همجوار شاهد آن هستيم نظاميان باعنوان نظامي وارد صحنه انتخابات و ساير فعاليت هاي سياسي مي شوند و حتي از امكاناتي كه در اختيار دارند نيز براي پيشبرد اهداف خود استفاده مي كنند. در نوع پنهان نظاميان در عين حال كه از علني كردن نيات و اقدامات خود پرهيز مي نمايند همان اقدامات را با نيت دردست گرفتن قدرت و يا به قدرت رساندن افراد و جريان هاي مورد نظر خود انجام ميدهند و از همان امكانات نيز براي انجام مقاصد خود استفاده مي كنند با اين تفاوت كه عنوان نظامي خود را مطرح نمي كنند.

بي ترديد ورود به عالم سياست براساس مفاهيم سه گانه اول چه از مصاديق دخالت باشند چه نباشند براي نظاميان بلااشكال است . برخورداري از درك سياسي و آگاهي يافتن از مسائل سياسي از حقوق طبيعي آحاد مردم از جمله نظاميان و لازمه حيات اجتماعي همه افراد بشر است . محروم ساختن يك قشر از اقشار جامعه از اين حق طبيعي نه تنها بهيچوجه قابل قبول نيست بلكه نوعي لطمه وارد ساختن به حيات اجتماعي آن قشر است .

اين واقعيت در مورد سپاه پاسداران با توجه به رسالتي كه در زمينه حراست از انقلاب اسلامي دارد بخشي از وظايف ذاتي اين نهاد نظامي محسوب مي شود. بسيج نيز از آنجا كه بخشي از زيرمجموعه سپاه است از همين ويژگي برخوردار مي باشد.

اما دخالت در سياست به مفهوم چهارم و پنجم و در مورد پنجم چه از نوع آشكار و چه پنهان قطعا با وظيفه ذاتي همه نيروهاي مسلح در تضاد است . آنچه حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه ممنوع فرمودند نيز همين موارد است و از نظر ايشان انواع سه گانه ورود به سياست قطعا بدون اشكال بلكه لازم است .

جناح هاي سياسي نيز كه هر چند وقت يكبار و از جمله اين روزها مبحث دخالت سپاه و بسيج در سياست را مطرح مي كنند قطعا نميخواهند بگويند اين نيروها نبايد مطالعات سياسي داشته باشند و از مسائل سياسي نبايد آگاهي داشته باشند. اصل انقلاب اسلامي بر مبناي ضرورت ورود آحاد مردم جامعه به سياست شكل گرفت و اداره جامعه در همه زمينه ها مستلزم ورود مردم به سياست است و محروم ساختن يك قشر از اين حق طبيعي با فلسفه انقلاب و نظام جمهوري اسلامي كه بر آن مبتني است بيگانه مي باشد.

فرمان امام در سالهاي آغازين شكل گيري سپاه پاسداران انقلاب اسلامي مبني بر ممنوعيت حضور اعضا و طرفداران احزاب و گروه هاي سياسي در نيروهاي مسلح ناظر به مفاهيم چهارم و پنجم يعني ورود به دسته بندي هاي سياسي و حمايت از جناح ها و همينطور مستقيما يا غيرمستقيم وارد شدن به عرصه هاي سياسي خاصي از قبيل انتخابات است . طبيعي است كه عضو يا هوادار يك حزب يا جناح سياسي اگر در نيروهاي مسلح شاغل باشد گرايش هاي حزبي خود را به محل كار خود منتقل و نيروهاي مسلح را به گرايش هاي سياسي آلوده خواهد كرد و اين با وظيفه ذاتي نيروهاي مسلح و مصالح و منافع كشور و نظام سازگاري ندارد.

در مورد جناح هاي سياسي نيز تاكيد بر اين واقعيت لازم است كه هيچيك از جناح هاي سياسي درصورتي كه بتوانند از استفاده ابزاري از نيروهاي مسلح خودداري نخواهند كرد. كساني كه در پي تصاحب قدرت هستند معمولا اقدامات خودرا توجيه مي كنند و برقامت آنچه خود انجام ميدهند لباس قانوني و شرعي مي پوشانند و اگر همان كار را طرف مقابل انجام دهد آنرا غير قانوني و غيراخلاقي ميدانند. بنابر اين به آنچه اين روزها و هر زمان ديگر از عناصر جناح ها درباره دخالت سپاه و بسيج در سياست شنيده مي شود نبايد اعتنا كرد. نيروهاي مسلح بايد بي اعتنا به مطامع جناح ها به وظيفه اي كه برعهده دارند عمل كنند و از محدوده اي كه قانون براي آنها مشخص كرده خارج نشوند. آنچه سعادت دنيا و آخرت همه ما را تامين مي كند رضاي خداست نه رضاي اين يا آن جناح و رضاي خدا را فقط در عمل به قانون و وظايف شرعي ميتوان جستجو كرد نه چيز ديگر.

در پايان اين مقاله را به آن بخش از وصيت نامه بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه كه با صراحت تمام بر ممنوعيت وابستگي نيروهاي مسلح به احزاب و گروهها و جبهه هاي سياسي تاكيد ميفرمايند مزين مي نماييم تا فصل الخطاب اين مقوله باشد.

« وصيت اكيد من به قواي مسلح آن است كه همانطور كه از مقررات نظام عدم دخول نظامي در احزاب و گروه ها و جبهه ها است به آن عمل نمايند و قواي مسلح مطلق چه نظامي و انتظامي و پاسدار و بسيج و غير اينها در هيچ حزب و گروهي وارد نشده و خود را از بازي هاي سياسي دور نگهدارند. در اين صورت مي توانند قدرت نظامي خودرا حفظ و از اختلافات درون گروهي مصون باشند. و بر فرماندهان لازم است كه افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمايند و چون انقلاب از همه ملت و حفظ آن بر همگان است دولت و ملت و شوراي دفاع و مجلس شوراي اسلامي وظيفه شرعي و ميهني آنان است كه اگر قواي مسلح چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد برخلاف مصالح اسلام و كشور بخواهند عملي انجام دهند يا در احزاب وارد شوند كه بي اشكال به تباهي كشيده مي شوند و يا در بازي هاي سياسي وارد شوند از قدم اول با آن مخالفت كنند و بر رهبر و شوراي رهبري است كه با قاطعيت از اين امر جلوگيري نمايد تا كشور از آسيب درامان باشد » صحيفه امام جلد 21 صفحات 432 و .433

كيهان

روزنامه كيهان در سرمقاله امروز خود با عنوان نياز امروز پاكستان به قلم ناصر بهرامي راد آورده است: بازگشت پيروزمندانه نوازشريف از تبعيد نيمه تمامش در هفته جاري، سير تحولات چند ماه اخير پاكستان را وارد فاز جديدي كرد كه نتيجه آن هرچه باشد، به سود مردم اين كشور نخواهد بود.

بيست و سوم شهريورماه امسال زماني كه بي نظير بوتو در گفت وگو با راديو دولتي انگليس از گفت وگوهاي مكرر پشت پرده اش با ژنرال مشرف براي تقسيم قدرت پس از انتخابات آبان ماه امسال خبر داد و اعلام كرد اواخر مهرماه به پاكستان بازمي گردد، نواز شريف هم سلسله تلاش هاي خود را براي بازگشت و برداشتن سهم خود از كيك قدرت آغاز كرده بود. آن موقع اگرچه مشرف از سوي آمريكا- و بخصوص رايس- تحت فشار قرار گرفته بود تا عرصه را براي ورود و حضور مخالفان بويژه حزب مردم به رهبري بوتو باز كند، اما هنوز به دلايلي مانند رأي ديوان عالي پاكستان مبني بر مجاز بودن ثبت نام وي در انتخابات و نيز در بازداشت بودن بيش از 150 تن از رهبران سياسي و مذهبي احزاب مخالف، خود را داراي دست برتر مي دانست و از همين رو قاطعانه با اراده نوازشريف براي بازگشت مقابله كرد و حتي بهايي مانند قتل عام مسجد لعل را براي آن پرداخت.

ورود بي درد سر نواز شريف كه حتي آسانتر از بوتو وارد پاكستان شد، نشانه اي آشكار برآن است كه هم فشارهاي روزافزون آمريكا براي دادن جهت دلخواه به سپهر سياسي اين كشور و هم اعتراضات گسترده و مقابله شديد مردم و نهادهاي صنفي پاكستان در برابر اعلام وضعيت فوق العاده در ايام انتخابات، قدرت سياسي پرويز مشرف و توان فرماندهي او بر نيروهاي نظامي را به نحو قابل ملاحظه اي كاهش داده و چانه زني را به گزينه اي اجتناب ناپذير برايش تبديل كرده است.

پرويز مشرف با پشتوانه ارتش، شاخه قائد اعظم حزب مسلم ليگ، منابع عمومي دولت پاكستان و حمايت نيم بند آمريكا، نواز شريف با پشتوانه شاخه نواز حزب مسلم ليگ، سرمايه مالي و حمايت سياسي عربستان، هواداران پرشمار متعصبان مذهبي و حمايت از سرناچاري آمريكا، و بي نظير بوتو با پشتوانه حزب مردم، گروه هاي نخبه اجتماعي و حمايت هاي شش دانگ آمريكا، سه ضلع اصلي تحولات ماه هاي اخير پاكستان هستند.

در يك جمع بندي ساده مي توان بي نظير بوتو را نماينده جريان ليبرال و غربزده و صد در صد مورد وثوق جريان سلطه، مشرف را نماينده جريان ملي گراي سكولار و ديكتاتورمنش كه همچون همتايان جهان سومي خود در نهايت قبله اش غرب سلطه گر است، و نواز شريف را نماينده جريان متعصب طالباني كه اگرچه خدمات شاياني به منافع راهبردي غرب د ر منطقه كرده ولي امروز يك دشمن بالقوه به حساب مي آيد، دانست.

در نظم جديدي كه استراتژيست هاي نومحافظه كار براي پاكستان به عنوان دروازه جهان اسلام به سوي جنوب آسيا تعريف كرده اند و بناچار بايستي آب و رنگي دموكراتيك داشته باشد، جرياني كه بي نظير بوتو نمايندگي اش را برعهده دارد، مطلوبترين گزينه بشمار مي رود و اگر بتواند به تنهايي از عهده كنترل ارتش و متعصبان مذهبي برآيد، جايي براي هيچگونه ائتلاف باقي نمي ماند. اما بافت سنتي ارتش و جامعه متعصبان مذهبي و ضعف ذاتي ليبرال ها، طبعاً چنين اجازه اي را به آنها نمي دهد. به همين دليل موضوع ائتلاف مشرف-بوتو به عنوان تنها گزينه موجود پذيرفته شده است تا از سويي قدرت گرفتن جريان شيفته غرب منافع حياتي آمريكا را در پاكستان تضمين كند و از سوي ديگر جريان ناسيوناليست با كنترل ارتش و جريان هاي مذهبي و ضد سلطه- اعم از جريان متمايل به طالبان و شيعيان انقلابي- خواسته يا ناخواسته به مدافع منافع راهبردي آمريكا در تنها كشور مسلماني كه داراي بمب هسته اي است، تبديل شود. نقش نوازشريف و حزبش در اين پروژه، تنها واداشتن ژنرال مشرف به تمكين در برابر روند اصلاحات آمريكايي است و او خود، از اين موضوع به خوبي آگاه است ولي احتمالا تقويت نقش خودش و عربستان سعودي در عرصه سياسي پاكستان و افزايش توان تأثيرگذاري بر تحولات افغانستان براي او ارزش آن را دارد كه چند صباحي در نقش موردنظر آمريكايي ها ظاهر شود.

نتيجه جدال هاي چند ماه گذشته -كه احتمالا تا سال ها ادامه خواهد يافت- هرچه باشد، به سود توده هاي عظيم مردم پاكستان نخواهد بود، اگرچه آمريكاييان هيچ مشكلي با اين وضع ندارند. افزايش فقر و تشنج و عقب ماندگي در ميان مردم مسلمان اين كشور پرجمعيت نه تنها آسيبي به آنها نمي رساند، بلكه حتي در بدترين شرايط قابل پيش بيني يعني قدرت گرفتن جريان طالباني، بهانه مداخله مستقيم نظامي مدعيان دروغين صلح و مبارزه با تروريسم را در يكي ديگر از كشورهاي جهان اسلام فراهم خواهد ساخت.

درست به همين دليل است كه ناظران سياسي درميان گرد و خاك ناشي از دعواي قدرت ميان جريان هاي سياسي، با شگفتي شاهد سكوت معنادار ملت 160 ميليوني پاكستان هستند.

مردم پاكستان از هرگرايش مذهبي، قومي و سياسي در سه دهه اخير حضور سه جريان ياد شده را در رأس هرم قدرت آزموده اند و اكنون چشم انتظار يك تفكر جديد هستند، تفكري كه با رشد و حاكميت يافتن آن، شاهد شكوفايي علمي و اقتصادي، كاهش فقر، جدايي از غربزدگي و رسميت يافتن استقلال واقعي كشور، بيرون آمدن از انزوا و نجات يافتن از افراطي گري مذهبي و درگيري هاي قومي، تأمين نيازهاي ديني راستين و تضمين آزادي هاي مشروع سياسي و اجتماعي باشند.

نياز امروز پاكستان، يك هواي تازه است و شامه حساس اين ملت بزرگ، آن را در مرزهاي غربي خود يافته است. نياز مردم پاكستان به اين هواي تازه اگر چه سه دهه گذشته همواره سركوب و پايمال شد ولي از نخستين روزهاي پيروزي انقلاب اسلامي ايران در قالب باشكوهترين و زيباترين صحنه هاي استقبال از دولتمردان جمهوري اسلامي و تظاهرات حمايت آميز از ملت مجاهد ايران، رخ نشان داد؛ انتظاري كه بعد از سه دهه پرماجرا، هنوز به قوت خود باقي است.

حزب‌الله

روزنامه حزب الله در سرمقاله امروز خود با عنوان مرحله‌اي جديد در تنش‌هاي حومه پاريس حقوق كدام بشر؟ آورده است:بيشتر از دو روز است كه ناآرامي‌هاي شبانه، اوضاع شهري نزديك پاريس را به هم ريخته است. ساكنان شهر «وال دوآز» از دو روز پيش در اعتراض به كشته شدن دو نوجوان موتورسوار با پليس فرانسه درگير شده‌اند و دامنه تنش‌هاي خياباني به 6 شهر ديگر نزديك پاريس هم كشيده شده است.

دو نوجوان موتورسوار، وقتي در حال تردد در خيابان‌هاي شهر بودند، بر اثر برخورد با خودرو پليس كشته شدند و ماموران، حتي آنها را پس از وارد شدن جراحت‌هاي شديد به بيمارستان نرساندند و محل حادثه را ترك كردند.

پليس فرانسه اعلام كرده موتورسواران از كلاه ايمني استفاده نكرده‌اند و مرگ آنها به دليل سرعت زياد آنها بوده است، اما ساكنان شهر «وال دوآز» مي‌گويند هيچ نشانه‌اي از ترمز خودرو پليس روي آسفالت وجود نداشته است.

نكته مهم اين ماجرا آن كه معترضان در درگيري با پليس، براي اولين بار علاوه بر پرتاب سنگ و مواد آتش‌زا، از اسلحه استفاده كرده‌اند. تا آنجا كه تا به حال بيشتر از 60 نفر از ماموران پليس در زد و خورد با مردم زخمي شده‌اند.

اين بار اول نيست كه بي‌محلي ماموران پليس فرانسه به حرمت جان شهروندان، منجر به فوت چند تن آنها و اعتراض مردم مي‌شود و ادعاهاي حكومت فرانسه در دفاع از حقوق بشر را با سوال جدي روبه‌رو مي‌كند. سرزمين فرانسه به مخالفان بعضي حكومت‌هاي دنيا كه بعضي از آنها حتي در فهرست رايج گروه‌هاي تروريستي هم هستند، پناه مي‌دهد و بر اساس قانون‌هاي خود، به كسي اجازه برخورد با آنها را نمي‌دهد.

جهت‌گيري ويژه‌اي در نوع رفتار و عملكرد اين نوع گروه‌ها وجود دارد و نقطه‌هاي اشتراكي بين آنها هست و مثلا مخالفان مسلح جمهوري اسلامي كه سابقه كشتار شهروندان بي‌گناه ايراني را در كارنامه خود دارند، از جمله گروه‌هايي‌اند كه در سايه حمايت حكومت فرانسه، سال‌هاست آزادانه در اين كشور به سر مي‌برند و حتي گاهي اقدام‌هاي تروريستي خود را از مركز «پاريس» سازماندهي مي‌كنند.

كرامت و حرمت جان انسان‌ها تا آنجا براي حكومت فرانسه محترم است كه قاتلان حرفه‌اي و تروريست‌هاي رسمي را در كشور خود جا مي‌دهد و براي چندمين بار ماموران آن با بي‌توجهي مرگ چند شهروند فرانسوي را رقم زده‌اند.

خشم ساكنان شهرهاي نزديك پاريس اين بار تا آنجا برانگيخته شده كه غير از آتش زدن 64 خودرو دولتي، چند ساختمان و يك پاسگاه پليس، يك كتابخانه وابسته به شهرداري، دو مدرسه، يك اتوبوس و چند فروشگاه، براي درگيري با پليس، دست به اسلحه هم برده‌اند.

درگيري‌هاي سال گذشته دانشجويان اصلي‌ترين دانشگاه‌هاي فرانسه با پليس اين كشور، هنوز از خاطر رسانه‌هاي دنيا و مردم كشورهاي مختلفي كه هر روز در معرض تبليغات آنها هستند، نرفته است. تبليغات متنوعي كه دايم فرانسه را به عنوان مهد و پايگاه اصلي حقوق بشر در دنيا معرفي مي‌كند و ساكنان سرزمين‌هاي ديگر را ـ غير از كشورهاي صنعتي ـ براي تضييع حقوق بشر و محترم نبودن حق حيات و آزادي بيان و حقوق زنان و كودكان و هزار چيز ديگر، به هر بهانه‌اي تحقير مي‌كند.

بار چندم است كه حكومت فرانسه به دليل رفتارهاي ماموران يا دولت‌مردان خود رودرروي شهروندانش مي‌ايستد و رفتارهايي از خود بروز مي‌دهد كه نشان مي‌دهد ادعاهاي جذاب و رنگارنگ. براي دفاع از حقوق بشر، بيشتر يك پز تبليغاتي بامزه است.

حق ادامه زندگي به عنوان اصلي‌ترين حق مردم در كشوري كه بيش از همه داعيه دفاع از حقوق بشر دارد و ديگران را به ضايع كردن آن متهم مي‌كند، حقير شمرده مي‌شود و رئيس حكومت مدعي‌ترين دولت اروپايي در اين زمينه، در سفرهاي دوره‌اي خود به كشورهاي مختلف براي از بين بردن حق ملت‌هاي آزاده دنيا تلاش مي‌كند. اگرچه اين اتفاق و واكنش‌هاي مردم حومه پاريس هم در هياهوي رسانه‌هاي حرفه‌اي دنيا ابتدا كنترل و بعد گم خواهد شد، اما از ميان ساكنان كشورهاي مختلف، كساني كه اندك هوشمندي رسانه‌اي دارند، در اين باره قضاوت خواهند كرد.

مردم سالاري

روزنامه مردم سالاري در سرمقاله امروز خود با عنوان«غايب بزرگ آناپوليس» به قلم كرم محمدي آورده است:منازعه و درگيري بين ملت فلسطين و اشغالگران اين سرزمين شصت ساله شده است; طي اين شش دهه ده ها كنفرانس و نشست منطقه اي و بين المللي برگزار شده است. در ابتداي هر اجلاس هم سردمداران و بانيان آنها با آب و تاب از مزايا و اهداف آن سخن به ميان آورده اند اما هيچ يك از اين گردهمايي ها و نشست ها نتوانسته است گره اي از مشكلات موجود را باز كند. اين ناكامي ها علل و عوامل متعددي داشته و دارد كه به برخي از آنها اشاره مي شود:

1- قرباني نمودن عدالت

ملتي بدون هيچ دليل و جرمي در سرزمين آبا» و اجدادي خويش مورد هجوم عده اي كه از ساير نقاط جهان به آنجا گسيل داده شده اند، قرار گرفته و خانه ها و مزارع و محل كسب و كار آنان ويران و در آتش سوزانده شده و به اشغال درآمده است و ميليون ها نفر از ساكنان واقعي فلسطين آواره گوشه و كنار جهان شده اند. در هيچ يك از اين اجلاس ها حق بازگشت براي آوارگان در نظر گرفته نشده يا اگراز آن مطلبي به ميان آمده است فقط بر صفحه كاغذ باقي مانده و هيچ اراده اي بر اجراي آنها وجود نداشته و ندارد. اين كنفرانس ها جز قرباني كردن حق و عدالت دستاورد روشن ديگري نداشته اند.

2- دشمن واقعي ميزبان و ميانجي است

بررسي وضعيت فلسطين به خوبي نشان مي دهد كه عامل اصلي وباني بدبختي ها و رنج هاي مردمان سرزمين هاي اشغالي قدرت هاي غربي و از جمله انگلستان و سپس آمريكا بوده و هستند و اصولا بدون حمايت همه جانبه آنها رژيم صهيونيستي توان بر سر پا ايستادن ندارد. اين موضوع شعار و مظلوم نمايي نيست; مروري بر ميزان كمك هاي نقدي و تسليحاتي ايالات متحده آمريكا طي شش دهه گذشته و حمايت هاي همه جانبه سياسي و ديپلماتيك واشنگتن از رژيم تل آويو كه وتوي تمامي قطعنامه هاي سازمان ملل عليه اين رژيم يكي از موارد آن است، اين واقعيت تلخ را نمايان مي كند.

3- ناديده گرفتن خواست ملت فلسطين

علي الظاهر اين نشست ها براي رفع موانع و گرفتاري هاي ملت فلسطين تشكيل مي شود اما همواره از راهيابي و حضور نمايندگان واقعي و شخصيت هاي مورد وثوق و اعتماد فلسطيني در اين گونه همايش ها جلوگيري به عمل مي آيد. از منظر غربي ها فقط ميانه روها بايد در اين نشست ها حضور داشته باشند و شاخصه اصلي و اساسي ميانه رو از ديدگاه واشنگتن و لندن و... هم آن است كه نبايد از گل نازك تر به اشغالگران گفته و حرفي از مقاومت در برابر جنايات هر روزه اشغالگران به ميان نياورده و از بازگشت آوارگان به موطن اصلي سخني بر زبان نرانده و ارتباط صميمي و مستقيم با قاتلان ملت فلسطين داشته باشد و... لذا مي بينيم نماينده واقعي ملت فلسطين يعني جنبش اسلامي حماس كه دو سال پيش در يك انتخابات كه غربي ها بر آن نظارت داشتند بيش از هفتاد درصد آرا را كسب كرده و هم اكنون هم مقبول ترين گروه و جريان نزد آحاد مردم فلسطين اند در اين نشست حضور ندارند. نگاهي به تركيب شركت حاضران در آناپوليس به خوبي نشان مي دهد كه غايب بزرگ اين اجلا س ملت فلسطين است.

همانگونه كه مقام معظم رهبري در پنجم آذر ماه بيان داشتند: اين كنفرانس نيز از قبل شكست خورده است و اين شكست توسط آحاد ملت فلسطين كه همزمان با تشكيل كنفرانس طي راهپيمايي ده ها هزار نفري در خيابان هاي نوارغزه به راه انداختند امضا و تاييد شده است.

 

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
تلگرام عصر ایران
بلیط (عصر ایران داخلی)
بلیط (عصر ایران داخلی)
بلیط (عصر ایران داخلی)
عکس
بلیط (عصر ایران داخلی)
بلیط (عصر ایران داخلی)