کد خبر: ۳۰۰۰۸
تاریخ انتشار: ۱۹:۲۵ - ۰۷ آذر ۱۳۸۶ - 28 November 2007
علي لاريجاني با بيان اين كه عقلاني بودن به معناي نفي انقلابي بودن نيست گفت كه بايد هوشمندانه ديپلماسي را به سمت منافع ملي هدايت كنيم.

 به گزارش ايسنا، علي لاريجاني، نماينده مقام معظم رهبري در شوراي عالي امنيت ملي ، در جمع دانشجويان دانشگاه صنعتي اصفهان و در جلسه‌اي كه به دعوت جامعه‌ي اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي اصفهان برگزار شد، با ذكر تاريخچه‌اي از پرونده‌ي هسته‌يي گفت:« مساله‌ي هسته‌يي يك مساله‌ي تك ضلعي نيست و اضلاع مختلفي دارد. مرحله‌ي اول به قبل از انقلاب مربوط مي‌شود كه حدود 40 سال پيش شاه كه متحد آمريكا بود تلاش كرد ساختاري براي اتمي شدن ايران مطرح كند و از اقداماتي كه در اين زمان صورت گرفت مي‌توان به ساخت راكتور اتمي تهران، بسته شدن قرارداد تامين سوخت اين راكتور و قراردادهايي با ديگر كشورها براي ساخت و مشاركت در ساخت نيروگاه هسته‌اي بوشهر و دارخوين اشاره كرد. همچنين ايران در شركت اورديف فرانسوي براي تهيه‌ي سوخت شريك شد و در زمان شاه قرارداد تحقيق، توسعه و آموزش نيروي انساني براي غني‌سازي بسته شده بود و وزير خارجه آمريكا قراردادي شش ميليارد دلاري تنظيم كرده بود كه اين مقطع زماني با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران همزمان بود. زمان فروپاشي حكومت طاغوت راكتور تهران راه‌اندازي شده بود و براي ساخت نيروگاه بوشهر نيز مقداري از وسايل به ايران منتقل شده بود.»

وي مرحله‌ي دوم مساله‌ي هسته‌اي را همزمان با پيروزي انقلاب اسلامي دانست و گفت:« با اخراج ديكتاتور از كشور، تمام قراردادهاي هسته‌يي با ايران را لغو كردند و حتي نسبت به قراردادي كه قرار بود سوخت راكتور تهران را تامين كند و پول قرارداد را نيز گرفته بودند پايبند نبودند و شركت اورديف فرانسه نيز سهم ايران را ناديده گرفت و حدود 60 تن گاز يو.اف.6 و 1500 تن كيك زرد ايران را در اروپا بلوكه كردند و عملا حركت به سمت اتمي شدن را متوقف كردند و دليل اين امر اين بود كه استراتژي آمريكا اين بود كه انقلاب ايران را مهار كند و بر اين اساس بود كه تمام قراردادهاي خود را لغو كردند و امروز حرف از عدم اعتماد به ايران در پرونده‌ي هسته‌اي مي‌زنند؛ چگونه است كه قبل از انقلاب اين مشكل وجود نداشت و بعد از انقلاب فقط با اخراج يك ديكتاتور نسبت به ملت ايران بي‌اعتمادي حاصل شد؟ در اين زمان رهبران جمهوري اسلامي تصميمي استراتژيك مبني بر انجام و شروع تحقيقات هسته‌يي در دو بخش تحقيق براي رسيدن به غني‌سازي و ساخت نيروگاه گرفتند و در جهت تكميل نيروگاه بوشهر و شروع پروژه دارخوين تماس‌هاي خارجي گرفته شد، ولي شازده‌هاي دموكراتيك دنياي امروز هيچ يك حاضر به مشاركت در ساخت نيروگاه در ايران نشدند.»

دكتر لاريجاني با اشاره به سير دستيابي به دانش هسته‌يي در جمهوري اسلامي ايران گفت:« دانش هسته‌يي دانش پيشرفته‌اي است كه يك شبه حاصل نمي‌شود و دستيابي به اين دانش ريشه در تاريخ انقلاب دارد و دولت هاي مختلف در اين زمينه تلاش فراوان كردند؛ از جمله تلاش‌هاي دولت آقاي موسوي، آقاي هاشمي، آقاي خاتمي و دولت آقاي احمدي نژاد كه در اين دولت تلاش زيادي صورت گرفت و به نتيجه رسيد.»

وي افزود:« مجموعه اقدامات انجام شده در اين ارتباط در چند بخش از جمله تكميل نيروگاه بوشهر كه فقط روس‌ها حاضر به همكاري در ساخت اين نيروگاه شدند و در بخش تامين سوخت به عنوان محصولي استراتژيك خلاصه مي‌شود كه اخيرا آقاي بوش جامه خيرخواهي بر تن كرده است و اعلام مي‌كند ما قصد تاسيس بانك سوخت هسته‌يي را داريم كه در آن هدفي جز بازي با كشورها دنبال نمي‌شود.»

عضو شوراي عالي امنيت ملي با اشاره به تلاش‌هاي انجام گرفته در رابطه با تامين سوخت گفت: « تلاش هايي كه در اين زمينه صورت گرفت در مرحله اول تهيه كيك زرد بود و مرحله دوم تلاش براي تبديل كيك زرد به گاز يو.اف.6 كه دركارخانه يو.سي.اف اصفهان پس از سال‌ها تحقيق به نتيجه رسيد و مرحله آخر اين تلاش‌ها تكميل چرخه‌اي بود تا بتوانيم گاز يو.اف.6 را به اورانيوم غني شده تبديل كنيم كه تحقيقات در اين زمينه در حال انجام بود و تا حدود 4 سال پيش پيشرفت‌هايي در اين زمينه حاصل شد ولي هيچ كدام به نتيجه نرسيده بود و سانتريفيوژهاي ما هنوز نصب نشده بود و در اين زمان بود كه جنجالي برپا شد و آقاي البرادعي به تهران آمدند و از تجهيزات هسته‌يي ايران بازديد كردند و شروع به حاد كردن مساله شوراي حكام كردند و در اين زمان بود كه وزراي خارجه سه كشور اروپايي براي مذاكرات وارد تهران شدند و پيشنهاد آن‌ها پذيرش داوطلبانه پروتكل الحاقي از جانب ايران و ورود به مذاكرات بود كه در آن زمان تصميم گيري شد كه اين كار صورت گيرد. قطعنامه‌اي نيز در شوراي حكام تصويب شد و مذاكرات آغاز شد. مذاكرات اول و دوم موفقيت‌آميز نبود تا نوبت به مذاكرات بروكسل رسيد و در آن جا اعلام شد ايران بايد غني‌سازي را نيز متوقف كند تا در نهايت در اجلاس پاريس مقرر شد ايران تمام فعاليت‌هاي خود را تعطيل كند و در هيچ زمينه هسته‌يي نبايد فعال باشد تا ظرف چند ماه مذاكرات جامعي صورت گيرد و دانش هسته‌يي تحقق پيدا كند. چند ماه گذشت ولي حادثه‌اي اتفاق نيفتاد تا اينكه در اواخر دولت سيد محمد خاتمي قرار شد طرحي ارايه شود كه در آن هم غني سازي وجود داشته باشد و هم تضمين‌هاي عيني ولي طرحي ارايه شد كه كاملا پوچ بود و ما در اين مدت به تمام تعهدات خود پايبند بوديم ولي طرف مقابل نسبت به تعهدات خود پايبند نبود و امروز آقاي البرادعي نيز معتقد است اروپاييان در آن مقطع زماني اشتباه كردند كه طرحي پوچ ارايه دادند و در اواخر رياست جمهوري آقاي خاتمي تصميم گيري شد كه UCF اصفهان راه اندازي شود.»

وي با اشاره به دلايل اين رفتار اروپاييان در اين زمان گفت:« حسن نيت ايران براي آن‌ها بد فهميده شد و تصور كردند با يك فشار ديگر ايران دست از كار بر مي دارد و اين تصور اشتباه باعث شد در طرح پيشنهاديشان هيچ امتيازي نگذارند و طرحي پوچ ارايه دهند ما دو سال فعاليت‌هاي خود را تعليق كرديم و در نهايت طرحي پوچ ارايه دادند.»

به گزارش ايسنا، دكتر لاريجاني مرحله بعد از پرونده هسته‌يي را همزمان با راه اندازي مجدد UCF اصفهان دانست و گفت: « در اواخر دولت سيد محمد خاتمي قرار شد UCF اصفهان راه اندازي شود كه اين كار با فشارهاي داخلي و خارجي همراه بود و قطعنامه‌اي در شوراي حكام تصويب شد مبني بر اينكه ايران بايد UCF را تعطيل كند تا اين كه روس‌ها وارد مذاكرات هسته‌يي ايران شدند و پيشنهاد خود مبني بر احداث كنسرسيوم غني سازي در خاك روسيه با مشاركت ايران را ارايه دادند ولي در اصل در اين كنسرسيوم ايران فقط شريك بازرگاني بود و در اداره و تحقيق نقشي نداشت و تحقيق و توسعه در زمينه غني‌سازي از دو ماه بعد در UCF اصفهان آغاز شد و در نتيجه پايداري‌ها، گازUF6 در UCF اصفهان توليد شد كه اعلام خبر با فشارهاي داخلي و خارجي همراه بود. ولي با بازديد آژانس از UFC اصفهان و تاييد خبر توليد UFX همه قبول كردند ايران به مرحله توليد گاز UF6 رسيده است.»

مسوول سابق تيم مذاكره كننده هسته‌يي ايران افزود:« بعد از اعلام دستيابي به گاز UF6 نامه‌اي به كشورهاي اروپايي ارسال شد و در آن نامه اعلام كرديم شروع كار ما مبتني بر نفي مذاكره نيست و مرحله بعد مذاكرات در وين با حضور وزراي خارجه كشورهاي اروپايي آغاز شد و ايران با شفاف سازي مسايل هسته‌يي و سياستي مبني بر عدم هرگونه مخفي كاري در اين زمينه وارد مذاكرات شد ولي طرف اروپايي به جاي مذاكره درباره مسايل هسته‌يي اعتقاد به تعطيلي برنامه‌هاي ايران و شروع تعليق داشتند و مذاكرات را صرفا با سوال تعليق مي‌كنيد يا خير پيش مي‌بردند.»

وي در ادامه افزود:« مذاكرات وين بدون رسيدن به نتيجه پايان يافت و بحث فرستادن پرونده ايران به شوراي امنيت مطرح شد و ايران اعلام كرد در صورت رفتن پرونده ايران به شوراي امنيت طبق مصوبه مجلس اجراي پروتكل الحاقي را متوقف مي‌كند تا اينكه وزير خارجه آمريكا بسته‌اي پيشنهادي و شروع مذاكرات با ايران را به شرط تعليق از سوي ايران ارايه كرد و بعد از آن سولانا با بسته‌اي پيشنهادي وارد تهران شد ولي اين بسته‌هاي پيشنهادي از سوي ايران نه رد و نه تاييد شد و مذاكرات روي اين بسته پيشنهادي در بروكسل آغاز شد. البته در بسته پيشنهادي دورنماي همكاري اقتصادي و ... زيادي پيش بيني شده بود ولي پذيرفتن آن در ازاي پذيرفتن تعليق از سوي ايران و پاسخگويي به سوال تعليق آري يا نه بود و مذاكرات به 10 روز بعد كشيده شد. اين قضيه به شروع جنگ 33 روزه و حمله اسراييل به لبنان برخورد كرد و صحبت اين بود كه ظرف يك هفته‌ الي 10 روز كل كار مقاومت تمام مي‌شود. فضايي ايجاد شده بود و تصور بر اين بود كه كار اين بخش تمام است و در صحبت‌ها شنيده شد خاورميانه‌اي جديد در حال تولد است. در اين فاصله 10 روزه آقاي كيسينجر مقاله‌اي نوشت كه بايد در ميان اين اتفاقات و شلوغي‌ها قطعنامه‌اي عليه ايران صادر شود و 24 ساعت بعد قطعنامه‌ اتمي عليه ايران صادر شد. چرا كه تصور مي‌كردند ايران عقبه استراتژيك در منطقه شده و بايد كارش تمام شود و كار حزب‌الله نيز تمام است؛ ولي بعد از 20 روز وضع لبنان تغيير كرد و متوجه شدند اسراييل در حال شكست خوردن است و كشورهاي مختلف براي ايجاد آتش بس تماس مي‌گرفتد و جالب اين است كه در 10 روز اول تمام نشست‌ها را آمريكايي‌ها وتو مي‌كردند ولي بعد از 20-25 روز تماس‌ها و صحبت‌ها براي رفتن به سمت آتش بس پيش رفت و بعد از 33 روز اسراييل قدرت بزرگ منطقه توسط گروهي كوچك شكست خورد.»

به گزارش ايسنا، لاريجاني در مورد ادامه پرونده هسته‌يي بعد از پايان جنگ 33 روزه گفت:« بعد از پايان جنگ قرار شد مذاكرات ازسرگرفته شود و آقاي كوفي عنان وارد تهران شد. آغاز مذاكرات از وين بود و بعد از دو جلسه مذاكره در برلين در چند بند تفاهم حاصل شد ولي اين تفاهمات توسط خود آن‌ها خدشه‌دار شد و اعلام كردند گروه 1+5 اين موارد را قبول ندارد و باز به سمت صدور قطعنامه مي‌رفتند و ايران از اين فرصت استفاده كرد و زنجيره‌هاي خود را گسترش داد و به جايي رسيد كه امروز هست يعني تاسيس سايت 3000 تايي سانتريفيوژها حاصل شد و ما به دانش غني سازي هسته‌يي رسيديم و كامل شد.»

وي در مورد مذاكرات انجام شده در سال جاري گفت: « از اول امسال پيشنهاد شروع مذاكرات مطرح شد و مذاكرات در تركيه، اسپانيا و ليسبون آغاز شد و جالب اين بود يكي از وزراي خارجه پيشنهاد بازگشت به توافقات برلين را مطرح كرد و ما اعلام كرديم اگر آن توافقات خوب بود چرا قبول نكرديد و اگر بد بود چرا الان قبول مي‌كنيد؟ ولي در اصل حقيقت اين بود كه آن‌ها حس مي‌كردند ايران با چند قطعنامه فعاليت‌هاي خود را تعطيل مي‌كند.»

وي در مورد گزارش اخير البرادعي گفت:« چند موضوع از گذشته باقي مانده بود كه درباره آن صحبت شد. از جمله حل مساله پلوتونيم، بحث كرج، حضور بازرسان و بازديد از مراكز هسته‌يي از جمله آب سنگين اراك و حتي اجازه بازديد سرزده به آنها، بازديد از مركز نطنز و تدوين سند براي نظارت آژانس بر نطنز و حل مساله پي- يك و پي- دو كه در گزارش آقاي البرادعي اين موضوعات خاتمه يافت و ايران تعهد خود را به طور كامل انجام داد.»

وي افزود:« كشور ايران به واسطه پايداري در زمينه انرژي هسته‌يي به سطح خوبي از دانش هسته‌يي رسيد و امروز تئوريسين‌هاي آنها هم اذعان مي‌كنند كه بايد بپذيريم ايران به انرژي هسته‌يي دست يابي پيدا كرده است. مساله آن‌ها دستيابي ايران به بمب هسته‌يي نيست. آقاي البرادعي هم اعلام كرد ايران بمب هسته‌يي ندارد و در آينده نزديك هم امكان دستيابي به آن را ندارد و اين قضيه چند روز گذشته در مطبوعات آمريكا هم مطرح شد كه درست است مساله ما ايران هسته‌يي است ولي اين اصل قضيه نيست و مساله ما اين است كه وزن ايران در منطقه بالا رفته و جالب است اين قضيه از جانب كشوري مطرح مي‌شود كه خود به توازن قدرت در عرصه بين‌الملل اعتقادي ندارد. ايران كشوري با سابقه تمدني و تاريخي بزرگ است و داشتن ظرفيت‌هاي زياد در زمينه‌هاي مختلف از جمله ظرفيت‌هاي نفت و گاز بالا و نيروي جوان متخصص و قرار گرفتن در موقعيت منحصر به فرد جغرافيايي وزن ايران را بالا برده است و پروژه ايران بحث اتمي نيست، آن‌ها معتقدند بايد جلوي بالا رفتن وزن ايران گرفته شود و ما بايد هوشمندانه ديپلماسي را به سمت منافع ملي خود هدايت كنيم.»

در پايان بحث علي لاريجاني به سوالات دانشجويان پاسخ گفت. وي در پاسخ به سوال فردي كه معتقد بود علي لاريجاني در لحن، ظاهر، محتوا و تفكرات پتانسيل لازم را براي حفظ عزت انقلابي ندارد؛ گفت:« گفتار ديپلماتيك خلاف انقلابي بودن نيست و انقلابي بودن به معناي مشت زدن به طرف مقابل نيست. انقلابي بودن اين است كه از لحاظ عقلاني و منطقي منافع انقلابي را پيش ببريم. حال اگر طرف مقابل از زور استفاده كند بايد جواب دهيم و اگر وارد مذاكره شد هم مي‌توانيم تصورات و توقعات انقلابي اسلامي را به نحوي نمايش دهيم كه طرف مقابل را جذب و قبول كند و هم مي‌توانيم به شكلي ارايه دهيم كه رد شود و من شكل اول را تاييد مي‌كنم.»

وي افزود:« در كشور ما تئوري پردازي نداريم. در مورد عدالت صحبت مي‌كنيم ولي 10 خط نمي‌نويسيم عدالت چيست يا وقتي از آزادي و دموكراسي صحبت مي كنيم به همين شكل در مورد آن تئوري پردازي نمي‌كنيم و مردم حق دارند كه حرف روشن از ما بشنوند. مديريت استراتژيك در كشور بسيار مهم است و مديريت استراتژيك اينگونه نيست كه ما با هرگونه عقلانيت و گفت‌وگو مخالفيم. ما بايد طبق اصول اسلامي مبناي اداره كشورمان عقلاني باشد و مردم بتوانند امورشان را پيش بيني كنند و تنها در صورتي كه امور كشور مبناي عقلاني داشته باشد قابل پيش بيني است. عقلاني بودن به معناي نفي انقلابي بودن نيست.»

وي افزود:« بنابر فرمايش رهبري مبني بر رسيدن به اصول سند چشم انداز بعد از 20 سال بايد به سند چشم انداز برسيم و نسبت به آن وفادار باشيم.»

عضو شوراي عالي امنيت ملي در پاسخ به سوالي پيرامون بمب هسته‌يي و اينكه چرا ايران بمب هسته‌يي ندارد؟ گفت:« در اين كه بعضي از كشورها از سلاح هسته‌يي به عنوان قدرت استفاده مي كنند ترديدي نيست و بمب هسته‌يي سلاحي بازدارنده است. ولي آيا با توجه به ظرفيت كشور ما، نياز به چنين سلاح بازدارنده‌اي وجود دارد؟ از نظر عقلي چنين نيازي وجود ندارد و ما آن را مخل جهاني مي‌دانيم و از نظر اخلاقي و شرعي نيز استفاده از آن اشكال دارد و ما در جنگ عراق با توجه به استفاده عراق از سلاح‌هاي شيميايي به هيچ عنوان از اين سلاح‌ها استفاده نكرديم چون كشتار زيادي ايجاد مي‌كند و از نظر شرعي و اخلاقي درست نيست.»

لاريجاني در پاسخ به سوال ديگري افزود:« امروز بحث سر مسايل داخلي نيست و بيش از هر زمان ديگري به وحدت ملي نيازمنديم و نبايد در زمينه امنيت ملي ساير موضوعات سايه بيندازد. عقل و تدبير حكم مي‌كند كه ما در مورد مسايل اصلي هم قطر باشيم. البته راهي كه رفته‌ايم مشخص است.»
 

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
تلگرام عصر ایران
بلیط (عصر ایران داخلی)
بلیط (عصر ایران داخلی)
بلیط (عصر ایران داخلی)
عکس
بلیط (عصر ایران داخلی)
بلیط (عصر ایران داخلی)