کد خبر ۳۰۲۳۴
تاریخ انتشار: ۱۳:۵۴ - ۱۱ آذر ۱۳۸۶ - 02 December 2007
غلامرضا سحاب كارتوگراف


 
خليج فارس براى ايرانيان تنها يك نام نيست. خليج فارس بخشى از هويت مردمان سرزمينى كهن سال است كه نقش بزرگى در شكل گيرى و پيشرفت علم و تمدن بشرى در هميشه تاريخ داشته اند. ايرانيان در هر دسته و جناح و حزب و گروهى كه باشند، چنان بر سر هويت و مليت خود اتفاق نظر دارند كه تمام اختلاف ها را براى پاسدارى از هويت تاريخى خود كنار مى گذارند و بر سر حفظ ميراث پدرانشان از جان هم مضايقه نخواهند كرد.

اتفاقى كه ۳ سال پيش از اين درباره نام خليج فارس در نشريه نشنال جئوگرافى افتاد به خوبى اين موضوع را ثابت مى كند. كافى است مرورى بر حوادثى كه پس از اقدام نادرست اين نشريه باسابقه افتاد، داشته باشيم تا متوجه اهميت مسائل ملى و تاريخى ميان مردمان سرزمين باستانى ايران شويم، البته ماجرايى كه در نشريه نشنال جئوگرافى اتفاق افتاد مربوط به ديروز و امروز نيست. سال هاست كه نشريات بريتانيايى زير فشار آگهى دهندگان عرب، خليج فارس را فقط «خليج» مى نامند (تصور كنيم دولت پاكستان پول خرج كند تا به اقيانوس هند فقط بگويند اقيانوس، يا بگويند اقيانوس پاكستان).

با اين همه آنها از يك موضوع بى خبرند و آن اين كه ايرانيان دوست دارند جغرافياى اين منطقه را در درجه اول و عمدتاً به عنوان سرزمين پارس و خليج فارس ببينند.

با اين همه بايد اعتراف هم كرد كه با وجود تعصبى كه ايرانيان نسبت به موضوع هويت ملى و تاريخى خويش دارند در سال هاى اخير براى ترويج و تبليغ آن كمتر تلاش كرده اند و اگر تلاشى هم بوده، پراكنده و بدون داشتن استراتژى مشخص و هدفمندى بوده است. همين موضوع موجب شده تا برخى از كشورهاى همسايه بى پروايى را تا به آن حد برسانند كه جرأت تملك نام ها و نشانه هاى ما را به خود بدهند، البته اين نخستين بارى نبود كه برخى از كشورهاى عربى براى تغيير نام خليج فارس دست به كار مى شدند. در ۴۶ سال پيش هم چنين اتفاقى افتاد و در روز ۱۳ مرداد ماه سال ۱۳۳۷ ايران به دليل تغيير نام خليج فارس به خليج عربى از سوى عراق و برخى ديگر از كشورهاى عربى و انگليس، اعتراض خود را به دولت جديد عراق به رهبرى قاسم كه با يك كودتاى نظامى بر سر كار آمده بوداعلام كرد.

در سال ۱۹۶۲ جمال عبدالناصر، رهبر مصر در اوج جريان پان عربيسم،طرح هايى را براى تغيير نام خليج فارس به خليج عربى به اجرا گذاشت. ناسيوناليسم عربى طرفداران زيادى در جهان عرب پيدا كرد لذا به جريان تغيير نام خليج فارس دامن زده شد.

اما گستره اين جريان ها عمدتاً حاميان نژادپرستى عربى را در بر مى گرفت و بخش قابل توجهى از نخبگان دانشگاهى جهان عرب به آن اعتراض كردند.

الگوى حمايت نژادپرستان از تغييرات جغرافيايى خليج فارس و اعتراض روشنفكران و نخبگان عرب به اين جريان، تا امروز نيز تداوم يافته است و همچنان ادامه دارد.

در واقع طى اين سال ها هرجا كه بر تغييرات عناوين جغرافيايى اصرار شده است به وضوح مى توان ردپاى چهره هاى افراطى را تعقيب و مشاهده كرد. صدام حسين يكى از همين چهره ها بود. او ۳۰۰ ميليون دلار را طى ۴۰ سال در ميان برخى روزنامه نگاران و دانشگاه هاى اروپا خرج كرد تا جغرافياى بخش هايى از ايران و خليج فارس را تغيير دهد. پس از ماجراى جنجال برانگيز خليج فارس و تغيير نام آن، بسيارى از مراكز تحقيقات تاريخى و جغرافيايى ايران بر آن شدند كه با ارائه مدارك و اسناد تاريخى به مجامع علمى و مراكز تحقيقى جهان عرصه را بر رقيب تنگ كنند.

گرچه هنوز هم كه هنوز است آنچنان كه بايد و شايد به مسأله تبليغ كارآمد و روزآمد در بازارهاى فرهنگى جهان توجه جدى نشده است، اما اقدامات صورت گرفته در اين راستا قابل ارج و احترام است و همدلى و همراهى رسانه هاى داخلى را مى طلبد.

يكى از اين اقدامات، انتشار نقشه اى از ايران است كه متعلق به سال ۱۷۲۴ ميلادى است. اين نقشه كه اخيراً از سوى پژوهشكده ابوريحان بيرونى، از مؤسسات وابسته به مركز دايرة المعارف بزرگ اسلامى، منتشر شده است، سند گويا و زنده اى است كه حقانيت ايرانيان را در ماجراى نام هميشه جاويد خليج فارس به راحتى به اثبات مى رساند.

سندى انكار ناپذير

شهرت و آوازه خليج فارس در جهان قدمتى بيش از پيدايش علم جغرافيا و روى آوردن سياحان و كاوشگران به ترسيم و تكثير نقشه هاى جغرافيايى اقصى نقاط جهان دارد؛ چنان كه در كهن ترين نقشه هاى ترسيم شده در هزاره هاى پيش از ميلاد نام اين معروف ترين و مهم ترين آبراه بزرگ جهان با نام فارس قرين بوده و در هيچ دوره اى از تاريخ نقشه اى يافت نشده است كه آن را با نامى ديگر معرفى كرده باشد. در واقع، خليج فارس در دوران هاى فرمانروايى بسيار گسترده و بزرگ ايرانيان دريايى در ميان سرزمين پهناور ايران بوده است . درجهان موزه معروف و معتبرى نيست كه دست كم به نقشه اى از خليج فارس مزين نباشد، به گونه اى كه اگر بتوان اين نقشه ها را در يك جا گرد آورد و به نمايش گذاشت، كلكسيونى ديدنى و بى نظير پديد خواهد آمد.

نقشه مذكور يكى از هزاران نقشه اى است كه درقرون گذشته از موقعيت جغرافيايى ايران تهيه شده است. با اين همه ساليان سال بود كه اين سند ارزشمند به دست فراموشى سپرده شده بود و اخيراً از سوى هيأت علمى دانشنامه خليج فارس تهيه شده است. اين گروه تحقيقاتى از جمله گروه هاى پژوهشى پژوهشكده ابوريحان بيرونى است كه هدف اصلى از تأسيس آن مطالعات گسترده بر روى تاريخ و جغرافياى ايران است. كاظم موسوى بجنوردى، رئيس مركز دايرة المعارف بزرگ اسلامى درباره اين نقشه مى گويد: چاپ اين نقشه قديمى و نفيس از سوى مركز ابوريحان بيرونى به منظور معرفى مالكيت تاريخى ايرانيان بر گستره خليج فارس به جهانيان صورت گرفته است.

به گفته او اين اثر با ارزش از سوى بخش دانشنامه خليج فارس پژوهشكده ابوريحان بيرونى تهيه شده است و طراحى و چاپ اين نقشه قديمى و نفيس را غلامرضا سحاب، يكى از كارتوگرافان و جغرافيدانان برجسته كشور برعهده داشته است.

براى پى بردن به چندوچون نقشه مذكور به سراغ مهندس غلامرضا سحاب مى روم. او يكى از ۲ فرزند دوقلوى عباس سحاب، پدر كارتوگرافى ايران است كه درهيأت علمى دانشنامه خليج فارس عضويت دارد و يد طولايى در امر كارتوگرافى و تهيه نقشه هاى جغرافيايى دارد و پيش از اين، سال ها مسئوليت مؤسسه كارتوگرافى سحاب را برعهده داشته و جوايز متعددى را هم براى طراحى و ساخت نقشه هاى كشورهاى گوناگون، در فستيوال هاى كارتوگرافى معتبر جهان به دست آورده است.
 
سحاب درباره اين نقشه ۲۹۴ ساله مى گويد: در سال ۱۷۲۴ ميلادى به وسيله ژ.دوليل مهندس ارشد انجمن علوم امپراتورى فرانسه به شيوه چاپ سنگى در پاريس چاپ و منتشر شده و يكى از ده ها نمونه نقشه هاى چاپ شده به وسيله كارتوگرافان جهانى است كه حدود و ثغور كشور ايران را در دوره صفويه نشان مى دهد و نام خليج فارس در همه آنها آورده شده است. سحاب ادامه مى دهد: ژ.دوليل در آخرين سال هاى حكومت صفويان و در زمان سلطنت شاه سلطان حسين صفوى، نقشه را در فرانسه به چاپ مى رساند كه چاپ آن چاپ سنگى است و با دست هم رنگ آميزى شده است و با دقت بالايى مرزهاى آبى و خاكى آن به نمايش گذاشته شده است.

او مى گويد: اهميت اصلى اين نقشه در ميزان دقتى است كه طراح آن به خرج داده. چنانكه اين نقشه يكى از پر اسم ترين و دقيق ترين نقشه هاى عصر خود است. در اين نقشه كلمه گيلان و مازندران و استرآباد قيد شده است و حتى مى توان نام ورامين را هم در آن ديد. از ديگر ويژگى هاى اين نقشه قيد نام جزاير ۳ گانه ايرانى در حدود و ثغور ايران است و در آن مى توان به وضوح ديد كه اين ۳ جزيره به ايران تعلق دارند و نام اين ۳ جزيره هم البته تنب بزرگ و كوچك و ابوموسى عنوان شده. ضمن آنكه اين نقشه يكى از نقشه هاى مهمى است كه در آرشيو دايرة المعارف بزرگ اسلامى نگهدارى مى شود.

سحاب مى گويد: هدف ما از انتشار اين نقشه ارسال نسخه هاى متعدد از آن و ارسال و اهداى آن به تمام مراكز علمى معتبر جهان است و قصد داريم كه اين نقشه را به صورت رايگان در اختيار همه انديشمندان و محققان مطرح و معروف جهان كه در عرصه كارتوگرافى فعال هستند قرار بدهيم.

البته سحاب معتقد است كه اين كار و كارهايى نظير اين بايد زودتر از اين مورد توجه مراكز علمى و پژوهشى كشور قرار مى گرفت.

او مى گويد: توزيع نقشه هاى كهن به مراكز معتبر علمى جهان كمك زيادى به عمومى شدن نام خليج فارس در سرتاسر جهان مى كند اما در مقابل تبليغات وسيعى كه كشورهاى عربى براى تغيير نام خليج فارس انجام مى دهند تقريباً هيچ است.

از نظر او براى تبليغ نام خليج فارس نبايد به اينگونه اقدامات قناعت كرد. بلكه بايد با برپايى نمايشگاه هاى متعدد در كشورهاى مختلف جهان حقانيت خودمان را به بيگانگان ثابت كنيم.

سحاب مى افزايد: ما بايد نمونه هاى مختلفى از اين نقشه را در ابعاد گوناگون منتشر كنيم و آنها را براى فروش به ايرانيان خارج از كشور به مراكز فرهنگى مان صادر كنيم. بايد با تك تك مؤسسات جغرافى پراكنده در سرتاسر جهان تماس بگيريم و مقادير معتنابهى از اين نقشه و ديگر نقشه ها را به صورت رايگان در اختيارشان قرار بدهيم.

او از تمام ايرانيان مقيم خارج از كشور مى خواهد براى تبليغ نام خليج فارس به بمباران اينترنتى كفايت نكنند و با خريد و تهيه اين نقشه آن را در مكان هاى مختلفى كه در آن زندگى مى كنند يا حضور دارند نصب كنند. او مى گويد كه چه اشكالى دارد كه هر ايرانى كه در خارج از كشور فروشگاه يا مغازه اى دارد نام فروشگاه خود را خليج فارس بگذارد. يا حتى شركت هاى تجارى شان را.

خليج هميشگى فارس

سحاب اين نقشه را تنها سند حقانيت ايرانيان در ماجراى خليج فارس نمى داند. از نظر او نقشه هاى منحصر به فرد و بسيار نفيس تاريخى در مراكز علمى و پژوهشى ايران وجود دارند كه كسى از موجوديت آنها مطلع نيست. او مى گويد: قدمت و اصالت نام خليج فارس و معادل هاى اين نام در زبان هاى ديگر از سوى نقاشان وكارتوگرافان و دريانوردان و سياحان عمدتاً غيرايرانى بارها به تصوير كشيده شده است. برخى از اين نقشه ها ۳ سال پيش در وزارت امور خارجه به نمايش درآمد. در نگاهى به اين نقشه ها كه براساس توالى زمان در كنار هم قرار گرفته اند، با سابقه طولانى اين گونه نقشه ها مواجه مى شويم كه نمونه هايى از آن را مى توان در چند نقشه يونانى به سبك بطلميوسى يافت. اين تصاوير كه وجود حتى يك نمونه از آن در هر آرشيوى موجب افتخار و اعتبار آن به شمار مى رود در آرشيو اسناد وزارت امور خارجه در چندين نسخه يافت مى شود. علاوه بر اين نقشه ها با مجموعه بى نظير ديگرى روبه رو مى شويم كه حاصل كار كارتوگرافان و نقاشان مسلمان در دوران شكوفايى تمدن اسلامى دراين حوزه است كه به قرون چهارم تا هفتم ه.ق ( ۱۰ تا ۱۳ ميلادى) باز مى گردد. نمونه هاى بارز اين دسته از نقشه ها را مى توان در كارهاى اصطخرى، ابن حوقل، جيهانى، بلخى و ديگران يافت كه از اين نمونه ها نيز آثار منحصر به فردى در اين آرشيو موجود است. در اين نقشه ها آب هاى جنوب ايران با نام بحر فارس خودنمايى مى كند و حتى جزئيات بيشترى راجع به جزاير ايرانى و حاكميت ايران بر آنها درج شده است.

از اين دسته نقشه ها كه بگذريم در قرون بعدى تا اواخر قرن ۱۶ ميلادى نقشه هاى پرتغالى و هلندى را مشاهده مى كنيم كه حاصل كار ناوبران آن كشورهاست كه مدتى در خليج فارس حضور يافتند و از آنجا راه خود را به سوى شرق در پيش گرفتند. در اين گونه نقشه ها نيز به زبان هاى لاتين و اروپايى و عربى نام سينوس پرسيكوس، پرشين گلف و الخليج الفارس و يا بحر فارسى يا درياى فارسى ومعادل هاى آن را مى بينيم و همچنان پيوستگى اين محدوده آبى به قلمرو ايران را در اين قرون شاهد هستيم. در فاصله قرون ۱۷ تا ۲۰ ميلادى، در دوران حضور رو به گسترش انگليسى ها در منطقه نيز نقشه هاى متعددى به زبان انگليسى توليد شده است كه مؤيد نقشه هاى دوره هاى پيشين با جزئيات بيشتر بوده و پيوستگى آب ها و جزاير خليج فارس را به خاك ايران اثبات مى كند.

منبع: فارس

 

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
علم و فناوری
عکس