کد خبر: ۳۰۳۰۰
تاریخ انتشار: ۱۲:۴۲ - ۱۲ آذر ۱۳۸۶ - 03 December 2007
زندگی یک نویسنده

عصر ایران : نمی دانم چرا عادت کرده ایم هرگاه می خواهیم در باب قدرت یک نویسنده  ایرانی صحبت کنیم بی اختیار پای صادق هدایت را به میان می کشیم . بارها دیده ام که می گویند بهرام صادقی بعد از صادق هدایت تاثیر گذارترین نویسنده ایرانی بوده است یا حتی به باور بعضی ها او از صادق هدایت هم پیشی گرفته است و ....

 

 مهمترین نکته ای که در نگاه به بهرام صادقی و آثار او نباید فراموش کرد این است که او نه صادق هدایت  بود و نه از هدایت پیشی گرفت بلکه بهرام صادقی تنها بهرام صادقی بود و بس.

گواه این ادعا جدای از آثار صادقی شخصیت و زندگی خصوصی اوست.

 

بهرام صادقی شخصیتی کاملا متفاوتی داشت . دروغ های عجیب در مورد   داستان هایش و یا قرار هایی که با پشتکار بر هماهنگی آنها می کوشید در حالی که خود می دانست هرگز در آنها حاضر نخواهد شد  .

سخنرانی گلشیری در مراسم تشیع جنازه صادقی بسیار خواندنی است . گلشیری در آن مراسم فوت بهرام صادقی را یکی دیگر از بازیهای عجیب و شوخی های متفاوت صادقی می خواند و می گوید  : او همچنان دارد با ما شوخی می کند. من می دانم که این هم یکی از شوخی های اوست.

 

می گویند هر وقت دوستانش او را در خیابان می دیدند با اصرار به آنها می گفت: چند لحظه صبر کن من همین الان میام .

و بعد در حالی که دور می شد چند بار دیگر هم بر می گشت و تاکید می کرد که حتما منتظر باش الان می آیم .

اما تقریبا هیچ وقت بر نمی گشت.

 

تمامی این خصوصیات اخلاقی نشان از تفاوتی بارز در روحیات و اخلاق و تفکر بهرام صادقی با دیگران دارد .

لذا من معتقدم که صادقی به هیچ عنوان جای کسی را نگرفته و با هیچ کس قابل مقایسه نیست . اصولا پای این مقایسه رفتن کاری بی خردانه است . چرا که صادقی جایگاهی کاملا متفاوت و مستقل دارد و این جایگاه تنها مختص اوست . جایگاه بهرام صادقی  تنها برای بهرام صادقی است .

 

اما نکته دیگری که پرداختن به آن را ضروری می دانم توضیحی است در مورد این عقیده که می گویند  بهرام صادقی خود را وقف ادبیات کرده است .

اتفاقا بهرام صادقی خود را وقف ادبیات نکرد . چرا که بعد از سی سالگی چندان دستش به نوشتن نرفت . و اوج کار او هم در همین جاست که تنها با یک مجموعه داستان(سنگر و قمقمه های خالی) و یک داستان بلند(ملکوت) سایه خود را بر داستان نویسی ایران افکند . شاید او از معدود نویسندگانی است که در تحقیق و بررسی زندگی و آثارش به جای توجه به کار های انجام داده اش باید از خود در مورد چرایی انجام نداده هایش بپرسیم .

 

بهرام صادقی کارهای بزرگی در ادبیات و داستان ایران کرد اما خیلی از کارهای بزرگ دیگر را نکرد . چرا ؟

این سوالی است که صادقی بعد از خود در برار ما گذاشته است و در جواب آن شگفتی هایی است که اکنون از درک آن عاجزیم . 

 

دکتر محمد حقوقی  یار نزدیک بهرام صادقی خیلی دوست داشت که در مورد خاطراتش با او برایمان سخن بگوید اما افسوس که بیماری و ناراحتی ریه این روزها سخن گفتنش را سخت و دشوار کرده است . اما خالی از لطف نیست که یادی از آخرین دیدار محمد حقوقی با بهرام صادقی بکنیم .  آخرین دیدار این دو یار قدیمی در حدود یک ساعت و نیم به طول انجامید و در تمام این مدت آن دو تنها به هم خیره شدند و حرفی بین آنها رد و بدل نشد . ملاقات غم انگیز و تلخ یک شاعر فعال  با نویسنده ای که دیگر داستان نوشتنش نمی آمد و یا شاید شوق داستان گویی اش خشک شده بود .

 به راستی در آن مدت دوری از نوشتن و دوری از خلق بهرام صادقی بار سنگین  چه افکاری را در درون خود یدک می کشید که در شامگاه دوازده آذر سال شصت و سه قلبش را برای همیشه از تپش انداخت ؟

 

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
تلگرام عصر ایران
بلیط (عصر ایران داخلی)
بلیط (عصر ایران داخلی)
بلیط (عصر ایران داخلی)
عکس
بلیط (عصر ایران داخلی)
بلیط (عصر ایران داخلی)