کد خبر ۳۰۳۷۲
تاریخ انتشار: ۱۱:۴۴ - ۱۳ آذر ۱۳۸۶ - 04 December 2007
روزنامه‌هاي صبح امروز ايران در سرمقاله‌هاي خود به مسائل روز كشور و جهان پرداخته‌اند كه گزيده برخي از آنها در ذيل مي‌آيد.

  
مردم سالاري

روزنامه مردم سالاري در سرمقاله امروز خود با عنوان « رييس جمهور و مشكل مو و لباس جوانان» به قلم كيان راد آورده است: واقعا مشكل مردم ما الان موي بچه‌هاي ماست؟ خوب، دوست دارند شكل موهاشون را هر جوري كه دوست دارند بزارن، به من و تو چه ربطي داره ؟ من و تو بياييم به مشكل اساسي كشور برسيم .. دولت بايد امنيت رواني ايجاد كنه... پشتيباني كنه از مردم ... دولت خدمتگزار ، چرا مردمو كوچيك مي‌كنيم . يعني مشكل مهم جووناي ما اينه كه الان جوونا دوس دارن شكل موهاشون را چه جوري بزارن و دولت نمي‌زاره ؟ شان دولت اينه ؟ شان مردم اينه؟ اين واقعا؟ مشكل ما مثلا اينه كه فلان دختر ما فلان لباسو پوشيد؟ يعني مشكل كشور ما اينه؟ مشكل مردم ما اينه؟

اين سخنان را يك منتقد دولت يا يك اصلاح‌طلب تندرو مطرح نكرده است. اين‌ها متن كامل سخنان دكتر محمود احمدي‌نژاد رييس جمهوري اسلامي ايران است كه پيش از برگزاري انتخابات رياست جمهوري نهم، در يك برنامه زنده تلويويزيوني از زبان شهردار وقت تهران و رييس جمهور فعلي ايران بيان شد. از آن روز، دو سال و نيم سپري شده است و اكنون، مقابله با بدحجابي از فصل تابستان كه گاه شاهد پوشش‌هاي نامناسبي از سوي برخي زنان و دختران به بهانه گرم شدن هوا بوديم، به فصول سرد سال نيز افزايش يافته است.

طي ماه هاي اخير، با اجراي طرح ارتقاي امنيت اجتماعي از سوي نيروي انتظامي، شاهد برخورد با ناامن كنندگان جامعه از جمله اراذل و اوباش، سارقان و قاچاقچيان مواد مخدر بوده‌ايم كه در نوع خود، امري مطلوب و قابل تقدير است.

اما نكته‌اي كه در اين ميان ناديده انگاشته شده، ضرورت توجه به رويكردهاي فرهنگي به جاي برخوردهاي پليسي و امنيتي با مقوله بدحجابي است . هيچ كس موافق نقض اصول ديني و شعائر مذهبي از جمله حجاب در جامعه، آن هم جامعه اسلامي نيست و همگان بايد براي نهادينه ساختن فرهنگ حجاب در جامعه به ويژه بين دختران تلاش كنند.

اما نكته اينجاست كه برخورد پليسي و امنيتي با بدحجابي ، كه گاه ممكن است به صورتي سليقه‌اي هم اعمال شود، نه تنها موجب بهبود وضعيت نمي‌شود ، بلكه رويكردهاي فرهنگي در جامعه را كاهش مي‌دهد كه به هيچ وجه براي جامعه‌اي همچون جامعه ما با پيشينه غني تمدن ايراني و اسلامي پسنديده نيست. ضمن اين كه تاكنون در ارائه مصاديق مناسب براي حجاب، تلاش خوبي صورت نگرفته و در اين زمينه ناهماهنگي‌هايي وجود دارد.به عنوان مثال چندي پيش در نمايشگاه مد و لباس كه تحت نظارت ارگان‌هاي دولتي برگزار شده بود، لباس‌ها و پوشش‌هايي براي بانوان به عنوان الگو در معرض ديد عموم قرار گرفت كه بعيد است كسي بتواند با آن پوشش‌ها در معابر عمومي شهر تردد كند و با ممانعت ماموران انتظامي مواجه نشود. اگر به تصاوير موجود از نمايشگاه كه در مجلات خانوادگي منتشر شده مراجعه كنيد قطعا شما هم به همين نتيجه خواهيد رسيد . گويا تنها مهم است بودجه‌اي هزينه شود، گزارش عملكردي از يك ارگاه دولتي ارائه گردد، الگويي كه عرضه مي‌شود مورد استفاده قرار نگيرد و باز هم شاهد بدحجابي در جامعه و برخورد پليسي با افراد بدحجاب باشيم. حال پرسش اينجاست كه تا چه زماني مي‌خواهيم به اين چرخه بي‌نتيجه ادامه دهيم و چه زماني قصد داريم براي رفع اين مشكل چار‌ه‌اي اساسي بينديشيم؟

باور كنيد با متهم كرد دلسوزاني كه درصدد ارائه راه حل براي رفع اين مشكل و مشكلات مشابه هستند و انتساب آنها به بيگانگان و كساني كه با اجراي طرح ارتقاي امنيت اجتماعي، منافعشان به خطر مي‌افتد، به سر منزل مقصود نمي‌رسيم.

و البته پرسش اساسي از جناب آقاي احمدي‌نژاد رئيس جمهور محترم است كه پيش از انتخابات رياست جمهوري، معتقد بودند مشكل ما، مشكل مو و لباس جوانان نيست، اما طي دو سال و نيم گذشته ، ديگر آن سخنان را بر زبان نياورده است. آيان آن سخنان، تاريخ مصرف مشخصي داشت و فقط براي دوران تبليغات انتخاباتي بود؟ و آيا آن سخنان، تاريخ مصرف مشخصي داشت و فقط براي دوران تبليغات انتخاباتي بود؟ و آيا در انتخابات آتي باز هم اين سخنان را بر زبان خواهيد آورد؟ پس بهتر آن است رئيس جمهور محترم براي رفع شائبه‌هاي فوق، موضع خود را در اين زمينه به طور صريح و شفاف اعلام كند و راه حل مناسبي براي رفع اين مشكل ارائه دهد كه چندان مشكل به نظر نمي‌رسد. چرا كه ايشان بارها آمادگي خود را براي حل مشكلات مردم جهان هم اعلام كرده است. پس چرا به آن موضوعي كه خود در دوران تبليغات انتخاباتي به ‌آن پرداخته بوديد نپردازيم و براي آن راهكاري مناسب پيدا نكنيم.

رسالت

«حزب پوتين پيروزقاطع انتخابات مجلس دوما » عنوان سرمقاله امروز روزنامه رسالت است كه در آن آمده است:

حزب حاكم “روسيه واحد” ، حزب وابسته به ولاديمير پوتين رئيس جمهورى روسيه بار ديگر در انتخابات پارلمانى اين كشور به پيروزى قاطعى دست يافت. بر اساس اعلام كميسيون مركزى انتخابات روسيه، شمارش 98 درصد از آراى اخذ شده در انتخابات روز يكشنبه حكايت از پيروزى قاطع حزب روسيه متحد ( روسيه واحد ) دارد.بر اساس اين گزارش، حزب روسيه متحد 1/64 درصد از اين ميزان آرا، حزب كمونيست روسيه 6/11، حزب ليبرال دموكرات 2/8 و حزب فقط روسيه 8/7 درصد از اين آرا را به دست آورده اند.بر اساس قوانين جديد انتخاباتى در روسيه، حد نصاب احزاب براى راه يافتن به دوما از 5 درصد به 7 درصد افزايش يافته و ايجاد ائتلافهاى انتخاباتى ممنوع شده است و گزينه “راى مخالف به همه” از برگه هاى انتخاباتى حذف شده و ميزان حضور حداقل مردم در انتخابات نيز لغو شده است.با اين توصيف، در ميان نمايندگان جديد دوماى روسيه، ديگر نمايندگان طرفدار غرب حضور نخواهند داشت. از ميان 11 حزب شركت كننده در پنجمين دوره انتخابات دوما پس از فروپاشى اتحاد جماهير شوروي، حزب كمونيست به رهبرى گنادى زيوگانف با فاصله زياد از حزب حاكم “روسيه واحد” در جايگاه دوم قرار گرفت. باقيمانده آراء ميان دو حزب همسو با كرملين ، يعنى حزب “ ليبرال دموكرات” به رهبرى سياستمدار ملى گراى روس ولاديمير ژيرينفسكى و حزب “روسيه عادل” به رهبرى سرگئى ميرونف تقسيم شده است . در انتخابات پارلمانى روسيه در دوم دسامبر، احزاب ليبرال طرفدار غرب بار ديگر شكست خوردند.

به اين ترتيب، پيروزى مجدد حزب حاكم “روسيه واحد “ در انتخابات دوما ، به معناى تائيد سياست هاى رئيس جمهورى اين كشور است. پوتين در صدر فهرست حزب “روسيه واحد” قرار داشت و در واقع محبوبيت وى باعث پيشتازى مطلق اين حزب شد. پيروزى حزب حاكم روسيه واحد در نتيجه رشد اقتصادي، بالارفتن شاخص هاى معيشتى و تقويت ثبات سياسى و امنيتى روسيه وهمچنين اتخاذ سياست خارجى مستقل اين كشور در برابر توسعه طلبى غرب، بويژه يكجانبه گرايى آمريكا بوده است . رويگردانى مردم روسيه از احزاب طرفدار غرب نيز به خاطر تجربه تلخ حاكميت اين احزاب در دهه 1990است كه نتيجه اى جز بى ثباتى سياسى ، نابسامانى اقتصادى و همچنين تحقير و وابستگى روسيه به غرب نداشت . نتيجه انتخابات دوما، باعث تحكيم موقعيت حزب حاكم روسيه واحد و حفظ اقتدار پوتين حتى پس از ترك كرملين خواهد شد. دوره 8 ساله رياست جمهورى پوتين در سال 2008 خاتمه خوهد يافت ، اما گمانه زنى ها در روسيه براى حفظ قدرت وى ادامه دارد. از سوى ديگر، انتخابات پارلمانى روسيه با انتقاد مخالفان پوتين مواجه شده است. حزب كمونيست و احزاب ليبرال طرفدار غرب ادعا كرده اند كه حزب حاكم روسيه واحد ، نسبت به آنها در انتخابات دوم دسامبر از مزايا و امكانات بيشترى برخوردار بود. همچنين پنجمين دوره انتخابات دوما، تحت الشعاع اختلافات روسيه و غرب قرار گرفته است.

آمريكا از دولت روسيه خواسته است كه اتهام هاى مبنى بر وقوع تخلفات انتخاباتى را مورد بررسى قرار دهد. همچنين آنگلا مركل صدراعظم آلمان از روسيه به خاطر اعمال محدوديت در پذيرش تعداد ناظران غربى انتقاد كرد. دولت روسيه اين اتهامات را رد كرده است. بديهى است دولت هاى غربى از پيروزى مجدد حزب حاكم روسيه واحد درانتخابات دوما با توجه به سياست هاى مستقل اين حزب دربرابر غرب راضى نيستند. بنابراين، موضع گيريهاى انتقاد آميز آمريكا وبرخى كشورهاى اروپايى از انتخابات روسيه، بر آينده روابط مسكو وغرب تاثير منفى خواهد گذاشت.

كيهان

روزنامه كيهان در سرمقاله امروز خود با عنوان«جاده باريك مي شود» به قلم حميد اميدي آورده است:

دعوت و حضور رئيس جمهوري اسلامي ايران به عنوان مهمان ويژه در اجلاس سران كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس، دو پيام مهم براي غرب و آمريكا به دنبال داشت؛ انزواي ايران در منطقه امكان پذير نيست. هم چنين تلاش آمريكا براي ايجاد جبهه متحد كشورهاي عربي در مقابل ايران با شكست مواجه شده است.

شوراي روابط خارجي آمريكا در گزارشي كه پنجشنبه گذشته در پايگاه اطلاع رساني خود منتشر كرد با اشاره به برگزاري كنفرانس آناپوليس نوشت: علت اصلي برگزاري اين كنفرانس، نگراني آمريكا، اسرائيل و دولت هاي عربي از نفوذ رو به گسترش ايران در منطقه خاورميانه بود. هم چنين خبرگزاري فرانسه در حاشيه اين نشست گزارش داد: صلح خاورميانه به خودي خود رؤياي كم اهميتي نيست، اما به نظر مي رسد جرج بوش، رئيس جمهور آمريكا هدف ديگري در سر دارد كه همانا محبوس كردن ايران در پشت ديواري از كشورهاي عرب است. كارشناسان و تحليلگران مسايل خاورميانه نيز تشكيل اجماع عربي عليه ايران را يكي از اهداف پنهان آناپوليس مي خواندند.

پيش از آن نيز معلوم بود كه كنفرانس خزان زده آناپوليس قبل از آن كه با هدف برقراري صلح در فلسطين و خاورميانه تشكيل شود به قصد انزواي ايران كليد خورده است. روزنامه آمريكايي كريستين ساينس مانيتور مي نويسد؛ «نشست آناپوليس در حالي برگزار شد كه سنگيني غيبت ايران بر دوش همگي احساس مي شد». عضو دموكرات مجلس نمايندگان آمريكا «گري ال.آكرمان» نيز در همين راستا مي گويد: «دليل حضور ميهمانان آناپوليس نشان دادن عشق به اسرائيل يا فلسطينيان نيست بلكه علت اصلي آن فقط ترس از ايران است. اعراب به آناپوليس نيامده اند تا نشان دهند چه اندازه يهوديان يا فلسطينيان را دوست دارند بلكه فقط به اين دليل در اينجا حاضر هستند كه نياز به يك ائتلاف استراتژيك با آمريكا عليه ايران دارند».

سؤال اينجاست؛ آيا محصول تئاتر آناپوليس، انزواي ايران شد؟ و آيا كشورهاي عربي به ائتلاف با آمريكا عليه ايران دست يافتند؟ بد نيست براي رسيدن به پاسخ اين سؤالات قدري زاويه بحث را تغيير دهيم تا ببينيم آيا اساساً انزواي ايران در خاورميانه امري شدني است؟

بدون ترديد ايران از تمامي امكانات و شرايط لازم براي آن كه قدرت بزرگ و اول منطقه باشد، برخوردار است. كشور ايران بين خليج فارس و درياي خزر، ميان بين النهرين و آسياي جنوبي، قفقاز و آسياي ميانه موقعيت بسيار سودمندي دارد؛ كنترل تنگه استراتژيك هرمز را در دست دارد، جايي كه 90 درصد نفت صادراتي حوزه خليج فارس از آنجا عبور مي كند. ايران با جمعيت 68 ميليوني خود بزرگترين كشور منطقه است، مضافا آنكه متنوع ترين اقتصاد را در بين اين كشورها دارا مي باشد. توليد ناخالص ملي ايران به معيار قدرت خريد برابر 552 ميليارد دلار- مقام نوزدهم جهاني - برآورد شده است و طبق پيش بيني اكونوميست تا سال 2020 ميلادي، اقتصاد ايران تا 1.2 تريليون دلار رشد خواهد كرد.

در عرصه فناوري نظامي، توليد جنگنده هاي آذرخش و صاعقه، نسل جديد هواپيماهاي بدون سرنشين، ساخت زيردريايي، ساخت و توسعه انواع موشك و سيستم هاي پيشرفته مخابراتي و الكترونيكي، طراحي ساخت و توليد موشك هاي دوربرد عاشورا، موشك هاي ضدزره و پدافند ضدهوايي، شناورهاي سطحي و زيرسطحي، ناوچه هاي موشك انداز و ساخت انواع مهمات و ادوات نظامي تنها نمونه هايي از پيشرفت هاي صنعت دفاعي جمهوري اسلامي ايران است.

كشور ما از نظر توسعه علمي قدم هاي خوبي برداشته، بطوري كه قادر خواهد بود در پايان سند چشم انداز به قدرت علمي منطقه و جهان تبديل شود. امروز نهضت علمي و نرم افزاري در كشورمان با سرعت بالايي حركت مي كند و ملت ايران شاهد است كه در مباحث گوناگون علمي و خصوصا بحث هسته اي، عليرغم تحريم ها و تهديدها و كارشكني ها، فرزندان اين مرز و بوم با توكل به خدا و با ايستادگي و رشادت توانسته اند به موفقيت هاي خيره كننده و آينده سازي دست يابند.

از سوي ديگر در عرصه سياست خارجي و مناسباتي كه با كشورهاي همسايه و منطقه بر مبناي حسن همجواري و همكاري هاي متقابل در بستر صلح و آشتي برقرار كرده ايم و با توجه به نقش حساس و اثرگذار ايران در خاورميانه و تحرك ديپلماتيك و حضور موفق در مجامع بين المللي، هم چنين ايجاد درهم آميختگي فرهنگي، اقتصادي و ديني وسيع با بسياري از كشورهاي منطقه، به نظر نمي رسد انزواي ايران بين كشورهاي خاورميانه دست يافتني باشد.

«ديويد ورمسر» يكي از مشاوران پيشين ديك چني در امور خاورميانه گفته است: « ايران آماده كسب پيروزي از نشست آناپوليس است و اگر اعراب در اين كنفرانس در كنار اسرائيل قرار گيرند و در عوض دستاوردي براي خود كسب نكنند، اين امر عملا در خدمت اهداف ايران خواهد بود». به طور قطع دعوت از رئيس جمهوري ايران در كمتر از يك هفته به اجلاس سران كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس با حضور كشورهاي عربستان، كويت، قطر، امارات متحده عربي، عمان و بحرين و عمروموسي دبير كل اتحاديه عرب، تيرخلاصي بود به توهم انزواي ايران در خيال فتنه انگيز مقامات آمريكايي، همانهايي كه ميزبان كشورهايي بودند كه تعطيلات پاييزي خود را در هتل آناپوليس! گذراندند.

اجلاس اخير سران كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس پيام هاي ديگري نيز دربرداشت. كشورهاي عربي كه روزگاري در حمايت از صدام، دلارهاي نفتي را به حلقوم رژيم بعثي سرازير كرده و در آتش جنگ با ايران اسلامي مي دميدند و عملاً خود را در جبهه مقابل ايران قرار داده بودند، امروز به خوبي دريافته اند كه از كنار جمهوري اسلامي ايران به راحتي نمي توان گذشت و حفظ و بسط مناسبات سياسي، اقتصادي و فرهنگي با ايران مي تواند موقعيت آنان را در منطقه و جهان به ثبات پايدارتري برساند.

كشورهاي عضو شوراي همكاري اكنون به اين درك رسيده اند كه ايران همسايه آنان است و تا ابد خواهد بود، لذا هرگونه اتفاقي در داخل و خارج اين كشور مستقيماً بر روي اين كشورها تاثير خواهد گذاشت.

روزنامه عربستاني الوطن ضمن آنكه حضور رئيس جمهوري اسلامي ايران را در اين اجلاس از مهمترين حوادث و شگفتي هاي اجلاس برمي شمارد، مي نويسد: «دعوت از احمدي نژاد در اجتماع سران اين شورا از پيشرفت روابط اين كشورها با جمهوري اسلامي ايران حكايت دارد. دعوت از رئيس جمهور ايران پيام مهمي براي جهان غرب در برخواهد داشت». شايد مهمترين پيام اين اجلاس با حضور احمدي نژاد آن است كه كشورهاي عربي با تندروي هاي آمريكا به مخالفت برخاسته اند؛ تندروي هايي كه منجر به اعمال فشار و تحريم عليه ايران شده است، آنهم در موضوع هسته اي كه ديگر جاي نگراني ندارد.

وزير امور خارجه امارات متحده عربي، ديروز در مصاحبه اي با روزنامه قطري «الشرق» گفته است كه؛ كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس هيچ اعتراضي به استفاده صلح آميز ايران از انرژي هسته اي ندارند. در مقابل احمدي نژاد نيز ضمن آنكه ايران را خواهان صلح و امنيت پايدار مبتني بر محبت و بدون دخالت بيگانه مي خواند گفته است «ما همسايه هستيم و هزاران سال در كنار هم زندگي كرده و خواهيم كرد و روابط ملت هاي ما ديرينه و مبتني بر دوستي و برادري است. هم چنان ما دوستان و دشمنان مشترك داريم و در خوشي ها و ناخوشي ها با هم شريك هستيم و با توجه به اقتضاي اين خصوصيات مشترك، توسعه روابط دوجانبه و همه جانبه بين ما ضروري است».

با اين اوصاف آيا ائتلافي بين كشورهاي عربي با همراهي آمريكا عليه ايران شكل گرفته و يا خواهد گرفت؟! بي ترديد دعوت از احمدي نژاد براي حضور در اجلاس دوحه اگرچه به مفهوم آن نيست كه تمامي موانع اتحاد و يكپارچگي ميان ايران اسلامي و ساير كشورهاي حاشيه خليج فارس به طور كامل رفع شده است ولي رخداد اخير را مي توان گام بلندي در اين مسير تلقي كرده و نشانه روشني از ناكامي آمريكا در دور كردن كشورهاي منطقه از يكديگر ارزيابي كرد. نبايد از نظر دور داشت كه آمريكا در انديشه شكست و انزواي ايران است و در اين مسير شوم از هيچ تلاشي فروگذار نخواهد كرد، اما هرگز قادر نخواهد بود مانع ظهور ايران به عنوان سمبل اقتدار اسلامي در خاورميانه و جهان شود. جاده دشمني با ايران هر روز باريكتر مي شود.

جمهوري اسلامي

«از آناپوليس تا ميشل سليمان » عنوان سرمقاله امروز روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن آمده است:

تحليل هائي كه درباره بي نتيجه بودن اجلاس آناپوليس يا كنفرانس باصطلاح صلح پائيزي و شكست و ناكامي آمريكا و رژيم صهيونيستي در رسيدن به اهدافشان از اين اجلاس ارائه شده درعين حال كه درست است حواشي ويژه اي نيز دارد كه پرداختن به آنها نيز لازم است .

يكي از اين حواشي كه شايد ويژه ترين آنها باشد توافق بر سر حل مشكل رياست جمهوري لبنان و پايان دادن به اين معضل است . اينكه بلافاصله بعد از پايان اجلاس آناپوليس مطرح بودن « ميشل سليمان » فرمانده ارتش لبنان براي رياست جمهوري اين كشور بر سر زبان ها افتاد به همين نكته مربوط است .

اطلاعات غيررسمي حاكي از توافق آمريكا و سوريه در مورد احراز مقام رياست جمهوري توسط « ميشل سليمان » در حاشيه اجلاس آناپوليس است . مقامات دولت سوريه قبل از اجلاس آناپوليس اعلام كرده بودند به شرطي در اين اجلاس شركت خواهند كرد كه موضوع جولان در دستور كار آن قرار بگيرد . سوريه خواستار پس گرفتن منطقه جولان از رژيم صهيونيستي است كه در جنگ 1346 به تصرف اين رژيم درآمده و از آن زمان تاكنون به يكي از موضوعات مورد منازعه دو طرف تبديل شده است . رژيم صهيونيستي جولان را به دليل قرار گرفتن در منطقه قنيطره كه بر خاك فلسطين اشراف دارد « بلندي هاي جولان » مينامد و با اصرار بر بكار بردن عنوان « بلندي ها » اين بهانه را براي خود محفوظ نگهداشته كه چون پس دادن آن به سوريه موجب اشراف نيروهاي نظامي سوريه بر خاك فلسطين خواهد شد نمي تواند جولان را به سوريه پس بدهد. سوريه نيز بكار بردن عنوان « بلندي ها » رايك توطئه تبليغاتي ـ سياسي ميداند و ميگويد جولان بخشي از خاك سوريه است و بايد به اين كشور بازگردانده شود.

با اينكه موضوع جولان در دستور كار اجلاس آناپوليس قرار نگرفت قائم مقام وزيرخارجه سوريه « فيصل مقداد » به عنوان نماينده اين كشور در اين اجلاس شركت كرد و از همان زمان مشخص بود كه سوريه با وعده يك معامله پشت پرده در اين اجلاس شركت كرده است . اعلام نامزدي « ميشل سليمان » براي رياست جمهوري لبنان بلافاصله بعد از پايان اجلاس آناپوليس نشان داد كه اين گمان به واقعيت نزديك بود و آمريكا براي ترغيب سوريه به شركت كردن در اجلاس آناپوليس و همراهي هاي بعدي اين امتياز را به دمشق داده است .

توافق آمريكا و سوريه براي رئيس جمهور شدن « ميشل سليمان » هر چند با رايزني هيچيك از طرف هاي منازعه در لبنان نبود لكن بهرحال اگر به نتيجه برسد بن بست فعلي لبنان را خواهد شكست و جلوي جنگ داخلي را خواهد گرفت جنگي كه درصورت ادامه يافتن بحران كنوني و شكسته نشدن بن بست انتخاب رئيس جمهور وقوع آن بسيار محتمل است . پرهيز از همين جنگ و ضرورت جلوگيري از وقوع آن مي تواند يك عامل مهم براي تشويق طرفين منازعه در لبنان براي پذيرفتن « ميشل سليمان » و رساندن وي به مقام رياست جمهوري اين كشور باشد. شايد به همين دليل است كه اين روزها هيچيك از طرفين منازعه مخالفت جدي و قابل ذكري با مطرح شدن « ميشل سليمان » به عنوان نامزد رياست جمهوري لبنان نكرده اند. البته درباره اينكه اين فرمانده ارتش لبنان بتواند در نقش رياست جمهوري نيز همانند دوران فرماندهيش بر ارتش با طرفين منازعه روابط حسنه داشته باشد و كشور خود را به سوي آرامش و ثبات هدايت نمايد فقط بعد از تصدي اين پست توسط وي و با گذشت مدتي از اين تصدي مي توان قضاوت كرد. اين روزها فعالان سياسي لبنان درصدد رفع مانعي هستند كه در قانون اساسي اين كشور براي رئيس جمهور شدن « ميشل سليمان » وجود دارد. طبق اين قانون ارتشي ها درصورتي مي توانند عهده دار رياست جمهوري شوند كه حداقل دو سال قبل از آن از ارتش كناره گيري كرده باشند. تلاش فعالان سياسي لبنان براي رفع اين مانع كه اين روزها سرگرم آن هستند خود نشانه ديگري بر آمادگي طرفين منازعه براي پذيرش « ميشل سليمان » به رياست جمهوري اين كشور است .

اين رويداد علاوه بر اينكه بن بست لبنان را خواهد شكست و اين كشور را از بحران خارج خواهد ساخت سوريه را نيز به جايگاه سنتي خاصي كه همواره در لبنان داشت بازخواهد گرداند و لطماتي كه طي سالهاي اخير در اثر حوادث لبنان به دولت دمشق وارد شد را تا حدودي ترميم خواهد نمود. به نظر مي رسد سوريه نيز علاوه بر حضور در اجلاس آناپوليس امتيازات ديگري نيز به پاس اين امتياز كه در لبنان به دست مي آورد به آمريكا داده باشد چيزي كه در تعاملات آينده جهان عرب و مسائل فلسطين آشكار خواهد شد.

قدس

روزنامه قدس در سرمقاله امروز خود با عنوان «ترقي معكوس» چنين آورده است: نشست آناپوليس موسوم به صلح پاييز، سرانجام با «اصرار» بوش و «ترديد» دعوت شدگان برگزار شد، بدون آنكه افكار عمومي جهان نتيجه‌اي ملموس از اين سرمايه‌گذاري عظيم سياسي بوش و دلدادگي ميهمانانش در خصوص احياي ثبات در خاورميانه، احساس كرده باشند.

از ماه ژولاي (زمان اعلام رسمي برگزاري نشست پاييز) دو خط تبليغي متفاوت يكي در حمايت و ديگري در انتقاد از برگزاري نشست صلح پاييز، در سطح افكار عمومي جهان با يكديگر رقابت داشتند. نكته جالب اينكه خط تبليغي منتقدان اين نشست در غرب به ويژه در آمريكا ترويج مي‌شد و آبشخور خط تبليغي حاميان نشست، در درون منطقه بخصوص درون كشورهاي شيفته سياست‌هاي آمريكا، وجود داشت.

جريان تبليغي درون منطقه را عمدتا شيفتگان و دلدادگان سياست‌هاي خاورميانه‌اي آمريكا رهبري مي‌كردند، همانهايي كه برقراري صلح و ثبات در منطقه را در حضور بلند‌مدت اين كشور در خاورميانه تفسير مي‌نمودند و آقايي آمريكا را بر آقايي خود بر منطقه ترجيح مي‌دادند.

پرسش اينجاست، چرا غربيها عليه آناپوليس بودند و كشورهاي عربي منقه حامي اين نشست؟ چرا غربيها در پايان، راه خود را از تيم نئومحافظه‌كار آمريكا جدا كردند و كشورهاي منطقه صلح را از كاخ سفيد گدايي نمودند؟

انتقاد غربيها از اين نشست اين بود كه آمريكا پس از يك سرمايه‌گذاري عظيم در قالب پروژه‌اي بين‌المللي، در نهايت به حداقل‌ترين اهداف اين پروژه پس از گذشت شش سال تلاش بسنده كرده و تنها سعي داشت با كنار هم چيدن مهره‌هاي دست پرورده خود به حداقل نتايج تبليغي از رهگذر اين نشست دست يابد و ديگر سراغي از آرزوهاي بزرگ او در ابتداي قرن 21 نبود؛ پروژه‌اي كه با حوادث 11 سپتامبر آغاز و بر اساس برنامه‌هاي از پيش طراحي شده مي‌بايست با حذف كشورها و جريانهاي مخالف منافع آمريكا در منطقه خاورميانه در كمترين زمان ممكن به پايان مي‌رسيد تا آرزوي ديرينه آمريكاييها پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي تحقق مي‌يافت. ايجاد نظم نوين آمريكايي بر جهان هدفي بود كه آمريكاييها كليد آن را تسلط بر منطقه ژئوپلتيك خاورميانه مي‌دانستند و از اين رو جهان‌گشايي بي‌سابقه خود به اين منطقه را با لشكري عظيم از حيث تبليغاتي و رواني آغاز كردند. عراقي مي‌بايست ايستگاه آخر پروژه و محل شادكاميها براي سياست جاني آمريكا مي‌بود، اما اين مهم نه تنها تحقق نيافت، كه دولت بوش با كاهش سقف توقعات، ناچار به طرح ابتكارهاي جديد سياسي از جمله طرح «خاورميانه بزرگ» با هدف تغيير زير‌ساخت‌هاي آموزشي كشورهاي منطقه، ايجاد بازار مشترك اقتصادي با هدف خروج اسرائيل از انزواي سياسي در منطقه و ... اقدام نمود.

اين ابتكارها كه از سوي كشورهاي منطقه وارداتي توصيف شد، ره به جايي نبرد و آمريكا مجبور شد دست به ماجراجويي جديدي بزند كه پايانش نامشخص بود.

شكست در يك پروژه عظيم سياسي نظامي (در 6 سال گذشته) بدون شك با برگزاري نشستي تبليغي در آناپوليس، آن هم در پايان دوران رياست جمهوري بوش، جبران ناپذير است، به ويژه اينكه حالا تمامي متحدان ديروز آمريكا از انگليس و اسپانيا گرفته تا استراليا، كره و ... از ائتلاف وي جدا شده‌اند. انتقاد و عصبانيت رسانه‌هاي غربي از نشست آناپوليس، اشاره‌اي است به اين شكست‌ها و ناكاميها.

اين در حالي است كه برخي كشورهاي منطقه درست در هنگام ناكاميهاي آمريكا، بوش را قدرتمند يافته و دست كمك و گدايي او را با دست سخاوتش (!) اشتباه گرفته‌اند. به نظر مي‌رسد، اعراب از ترس تهديد به خود تهديد پناه برده‌اند.

شركت‌كننده در نشست آناپوليس، درست در شرايطي كه مي‌بايست ثمره شش سال ايستادگي جريانهاي مقاومت در منطقه را درو مي‌كردند، سبد خالي از محصول خود را در اختيار آمريكايي گذاشتند كه حتي قادر به تامين امنيت و بهبود چهره داخلي‌اش نيست. در اين ميان، ايران ضمن مخالفت صريح با فرآيند آمريكايي صلح در منطقه خاورميانه، خواستار برگزاري نشستي ملي با حضور همه گروه‌هاي فلسطيني براي تعيين سرنوشت آينده خود شده است. اين اقدام ايران ضمن توجه جهاني به صاحبان اصلي قضيه فلسطين استقبال آحاد فلسطينيها اعم از ساكنين در اراضي اشغالي و آوارگان فلسطيني خارج از اين كشور را به دنبال داشته است. با اين وصف، بايد گفت نشست آناپوليس براي واشنگتن كه در صدد ايجاد ائتلاف ضد ايراني بود و اعراب كه پيوسته صلح را از جنگ طلبان انتظار دارند، نه تنها فايده‌اي را در بر نداشت، بلكه نمايشي از درماندگي آمريكا، ترقي معكوس اعراب و عزت جبهه مقاومت نزد افكار عمومي جهان را رقم زد.

صداي عدالت

روزنامه صداي عدالت در سرمقاله امروز خود با عنوان « چين هم به اروپا و آمريكا پيوست‌»‌آورده است: تا يك هفته پيش از اجلاس گروه پنج به علاوه يك در پاريس تمام اخبار حاكي از عدم حمايت چين و روسيه از تشديد تحريمهاي اقتصادي غرب عليه برنامه هسته‌اي ايران بود در اين دوران سران چيني بارها اعلام كردند با آمريكا و اروپا در اين مسير همراه نخواهند بود و قصد ندارند ايران را براي تلاش در تحقق اهداف صلح طلبانه‌اش تحريم كنند.

همين مساله سبب شده بود تا عليرغم خروج اغلب كشورهاي اروپايي از بازار ايران و تحريم اقتصادي و بانكي در بسياري از بخشها سردمداران اقتصادي جهان در مورد تشديد فشارها روي اقتصاد ايران اميد چنداني نداشته باشند. عدم همراهي چين سبب مي شد تا تحريم اقتصادي ايران از طرف اروپا و آمريكا تنها جهت مبادلات تجاري را تغيير دهد به همين دليل اروپا به رهبري فرانسه تلاش براي همراه كردن چين از طريق انگيزه‌هاي اقتصادي را آغاز كرد. اين روش از آنجا مورد توجه قرار گرفت كه سياستمداران دليل عدم همراهي چين با جامعه جهاني را سودهاي كلاني اقتصادي اين كشور در اثر رابطه اقتصادي و تجاري با ايران مي دانستند. اما در روزهاي اخير اخباري به گوش مي‌رسد كه نوايي غير آشنا براي ايرانيان دارد نوايي كه نشان دهنده همراهي چين با اروپا و آمريكا در تشديد تحريم‌هاي اقتصادي ايران است .

البته هنوز اخباري از طرف مقامات چيني در اين مورد مخابره نشده است ولي چه خبري موثق‌تر از اينكه در روزهاي اخير بانكهاي چين براي هيچ فعاليت تجاري ايران گشايش اعتبار نمي‌كنند.

اسداله عسگر اولادي رييس اتاق مشترك ايران و چين - در اين مورد گفت:« بانكهاي تجاري چين در هفته اخير از گشايش LC‌( اعتيارات اسنادي) براي تجار ايراني خودداري كرده‌اند ولي هنوز دليلي براي اين اقدام خود بيان نكرده‌اند.

رييس اتاق مشترك ايران و چين ادامه داد:«آمارها نشان مي‌دهد در سال 1385 مبادلات تجاري ايران و چين معادل 18 ميليارد دلار بوده است و انتظار مي‌رفت تا انتهاي سال جاري به 20 ميليارد دلار برسد اما در صورت ادامه مشكلات بانكي و گسترش دامنه آن ميزان مبادلات دو كشور كاهش خواهد يافت.»

آغاز طرح عدم گشايش اعتبار براي بازرگانان ايراني توسط بانكهاي چيني به زمان خروج ساركوزي از چين باز مي‌گردد. به نظر مي رسد سفرهاي مقامات اروپايي به خصوص ساركوزي سبب شد تا چين نيز با اروپا همراه شود.

در آغاز ، دليل اين سفر ساركوزي تنها مقصاد اقتصادي عنوان شد، زيرا به ظاهرصبحتهاي زيادي در مورد برنامه هسته‌اي ايران و حمايت چين از طرحهاي تحريمي اروپا و آمريكا صورت نگرفته بود ولي بعد از بازگشت ساركوزي به فرانسه و سفر چندين مقام اروپايي به چين نشانه‌هاي منفي زيادي در تعاملات اقتصادي چين و ايران ديده شد. عدم گشايش اعتبار توسط بانكهاي چيني براي بازرگانان ايراني و حضور در اجلاس گروه پنج به علاوه يك در پاريس در كنار حمايت از طرح تشديد تحريمها عليه ايران را مي‌توان مهمترين تحولات ايجاد شده در سياستهاي چين در طي ده روز گذشته خواند. در اجلاس پاريس، چين براي اولين بار حمايت علني خود را از طرح تحريم جديد شوراي امنيت عليه ايران اعلام كرد و اين امر سبب شد تا اعضاي شوراي امنيت سازمان ملل خبر از تصويب طرح تشديد تحريمها عليه ايران تا چند هفته آينده بدهند.

برخي از منابع اطلاعاتي از تحريم سرمايه‌گذاري در بخش نفت و گاز ايران نيز خبر دادند. اعضاي ثابت شوراي امنيت سازمان ملل متحد اعلام كرده‌اند كه در دور جديد تحريمها عليه برنامه صلح‌آميز هسته‌اي ايران بر شمار شركتها و بانكهايي كه اجازه فعاليت در سطح بين‌المللي ندارند اضافه خواهد شد. اين طرح در صورت حمايت چين و روسيه پيش از اتمام سال جاري ميلادي به تصويب مي‌رسد .

عد حض.ر چين مانع از تصويب طرح يا نتيجه بخش بودن جلسه شد. در اين دور از مذاكرات نماينده كش.ر روسيه به دليل بدي هوا و بارش شديد برف در جلسه پاريس حضور پيدا نكرد و همين مساله مانع از تصويب طرحهاي جديد شد. ديپلماتهاي غربي بر اين باورند كه همراه كردن چين با برنامه‌هاي اروپا از اهميت بيشتري نسبت به روسيه برخوردار است.

زيرا چين تعاملات اقتصادي و تجاري گسترده‌اي با ايران دارد و همراه شدن با اروپا به معناي خط بطلان كشيدن روي همه سودها است. آنها بر اين باورند كه همراه كردن روسيه با برنامه‌هاي سازمان ملل كار چندان مشكلي نيست و مي‌توان در جلسه آ‌خر شوراي امنيت در سال 2007 ميليادي اين كار را انجام داد ولي اگر چين با اروپا و آمريكا همگام نمي‌شد همراه كردن چين حداقل به شش ماه زمان احتياج داشت. اروپا و آمريكا نيز از شش ماهي كه در فاصله جلسه قبلي شوراي امنيت تا جلسه پيش رو بود استفاده كردند با برقراري روابط گسترده تجاري و اقتصادي با چين انگيزه اين كشور را براي حمايت از ايران كمرنگ كردند. اما اين برآوردي است كه نمي‌توان با آن اطمينان داشت. زيرا روسيه يكي از كشورهاي داراي حق وتو است و با وتو كردن طرح در شوراي امنيت مي‌تواند مانع از تصويب و اجراي آن در سطح بين‌المللي شود.

 

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
علم و فناوری
عکس