بدون تاریخ بدون امضا- داخلی
صباویزن- داخلی
بیمه سامان - داخلی
کوروش - داخلی
اسنایپرفون
خیریه نسیم وصال
خیریه امام هادی
کد خبر: ۳۰۳۸۴
تاریخ انتشار: ۱۲:۴۵ - ۱۳ آذر ۱۳۸۶ - 04 December 2007
گفت‌وگو با ژاپه يوسفي


كنفرانس آناپوليس در حالي برگزار شد كه از همان ابتدا ترديدهايي در مورد موفقيت آن وجود داشت. گفت‌وگوي حاضر كه با ژاپه يوسفي تحليلگر مسائل بين‌الملل در آمريكا انجام شده، به بررسي تهديد‌ات و فرصت‌هاي اين كنفرانس براي جمهوري اسلا‌مي ايران مي‌پردازد.

***

با توجه به برگزاري همايش صلح پاييزي آناپوليس كه در غيبت ايران و با حضور جمع كثيري از كشورهاي دنيا اعم از دولت‌هاي درگير در قضيه صلح اعراب و اسرائيل و ديگر كشورهاي نه‌چندان مرتبط با اين مساله در آمريكا برگزار شد چه افقي از تصميم‌هاي متخذه در اين كنفرانس را براي ايران مي‌توان متصور بود؟

من باورم دارم كه گستردگي حضور دولت‌ها و كشورهاي مختلف در كنفرانس صلح آناپوليس به‌نوعي شبيه به لشكركشي نظامي آمريكا به عراق است. جنگي كه همانند همايش آناپوليس با حضور گسترده‌اي از كشورهاي جهان با رهبري آمريكا آغاز شد اما عدم حضور ايران در آن كاملا‌ً محسوس بود. ولي نهايتاً ايران برنده اصلي آن جنگ شد.

پس بر همين پايه معتقدم كه غيبت محسوس ايران در همايش آناپوليس نيز مي‌تواند مانند جنگ آمريكا با عراق، ايران را تبديل به برنده اصلي آن همايش كند به شرط آنكه ديپلماسي آشكار ) Public Diplomacy( دولتمردان ايران هوشمندانه باشد.

چنين بردي چگونه براي ايران قابل تحقق است؟

شركت كنندگان همايش آناپوليس مجموعاً مصوباتي را براي تامين صلح ميان اعراب و اسرائيل تصويب كرده‌اند كه ظاهرا مدت زمان تعيين شده براي تحقق آن مصوبات تا پايان سال 2008 است.

مساله اصلي اين است كه فرجام نهايي اين مصوبات تا تاريخ مذكور از دو حالت خارج نيست. يا همايش آناپوليس توفيق تامين مصوبات خود را پيدا مي‌كند و يا مانند كنفرانس‌هاي قبلي اسلو و مادريد اين طرح نيز به شكست كشيده مي‌شود.

حال چنانچه همايش آناپوليس با شكست مواجه شود اين امر خواسته يا ناخواسته به‌نفع ايران تمام خواهد شد. اين ادعا از آن جهت قابل استناد است كه همايش مزبور با غيبت محسوس ايران و با شركت كمابيش همه كشورهاي پرقدرت و با نفوذ جهان برگزار شد. طبيعي‌ترين نتيجه منطقي از عدم توفيق چنين همايش گسترده‌اي مي‌تواند آن باشد كه بدون ياري گرفتن از جمهوري اسلا‌مي نمي‌توان به هيچگونه هدف سياسي، امنيتي، و نظامي در خاورميانه دست يافت ولو اينكه مجموعه‌اي از قدرتمندترين كشورهاي جهان با حداكثر توان خود به‌دنبال چنان اهدافي باشند.

چنين نتيجه‌اي دربرگيرنده اين است كه بايد به سخنان و حضور موثر كشوري كه تا اين‌اندازه برخوردار از قدرت در منطقه و جهان است اعتنا و توجه كرد.

حال خوشبينانه فرض كنيم تا پايان سال 2008 كليه مشكلا‌ت در خاورميانه از قبال مصوبات همايش مزبور مرتفع شود. طبيعي است در اين صورت با توجه به حضور دولت‌هاي سوريه و لبنان و فلسطيني‌ها مشكلا‌ت اسرائيل با اينها حل خواهد شد. اين امر به خودي خود بدين معنا است كه از اين به بعد انتساب اتهام هميشگي مخالفت ايران با صلح در خاورميانه و حمايت از گروه‌هاي پيكارجو و آزاديخواه ديگر نمي‌تواند در دستور كار كاخ سفيد بماند.

طبيعي است وقتي اين سه كشور مستقلا‌ً بتوانند با تكيه بر همايش آناپوليس مشكلا‌ت خود با اسرائيل را حل كرده و اهداف و منافع ملي خود را تامين كنند اين به‌معناي آن است كه ايران نيز مي‌تواند به استقبال چنين فرجامي رود. به‌ويژه آنكه كليه گروه‌هاي آزاديخواه فلسطيني نيز مشابه تجربه حزب‌ا... لبنان مي‌توانند از فاز مبارزه نظامي وارد فاز گروه‌هاي مشروع سياسي شوند. پس جمهوري اسلا‌مي ديگر نه متهم به حمايت از گروه‌هاي مخالف صلح خواهد شد و نه موردي براي مخالفتش با صلح در خاورميانه باقي مي‌ماند تا بدينوسيله در كانون اعتراض و اتهام‌هاي هميشگي آمريكا و اسرائيل باشد. ‌

در چنين حالتي تنها عامل باقيمانده براي فشار بر تهران، پرونده هسته‌اي خواهد بود كه با توجه به روند همكاري موثر ايران با آژانس بين المللي انرژي اتمي، آمريكا و اروپا در آستانه مات شدن در صفحه شطرنج پرونده اتمي قرار دارند. لذا مي‌توان چنين نتيجه گرفت به شرط موفقيت همايش آناپوليس، تمامي اهرم‌هاي فشار بر ايران از بين خواهند رفت و بر اين اساس مي‌توان ايران را برنده نهايي آن همايش تلقي كرد.

البته همه اينها در صورتي است كه بپذيريم كه راه رسيدن به اهداف و منافع صهيونيست‌ها به‌جاي تداوم بحران در خاورميانه، از مسير صلح عبور مي‌كند.

اما واقعيت آن است كه سياست‌هاي اسرائيل نه در تل‌آويو، نه در اورشليم و نه در كاخ سفيد تبيين و تدوين مي‌شود، بلكه اين گروه‌هاي پرنفوذ صهيونيست در آمريكا هستند كه ضمن طراحي سياست‌هاي خاورميانه‌اي خود آنها را به اسرائيل پمپ كرده و از آنجا به واشنگتن منتقل مي‌كنند.

بر اين اساس معتقدم كه گروه‌هاي پرنفوذ صهيونيستي اساساً و باطناً مخالف حل بحران‌هاي خاورميانه هستند و ادامه و افزايش تنش در اين منطقه را براي منافع خود ضروري مي‌دانند.

اينكه تاكيد داشتيد ايران با اتكاي بر ديپلماسي آشكار و هوشمندانه مي‌تواند برنده نهايي همايش آناپوليس باشد اشاره به چه راهكاري دارد؟

ديپلماسي آشكار و هوشمندانه به‌معناي رعايت قواعد بازي سياسي است.

به‌عنوان مثال گفت‌وگوي ايران با آمريكا بر سر مساله عراق كار چندان هوشمندانه‌اي براي ايران نبود. چرا كه امروز مي‌بينيم سوريه كه سال‌ها متحد استراتژيك ايران در منطقه محسوب مي‌شد علي‌رغم مخالفت ايران، در همايش آناپوليس شركت مي‌كند با اين توجيه كه ايراني‌ها نيز خود راساً با آمريكا در خصوص تنش در عراق وارد مذاكره شده‌اند پس چرا سوريه وارد مذاكره با آمريكا در مورد تنش ميان خود و اسرائيل نشود. ‌

همچنان كه جمعي از گروه‌هاي شيعه عراقي نيز بعد از آغاز مذاكرات ايران و آمريكا اقدام به فاصله گرفتن از ايران كردند چرا كه پرواي آن را دارند تا فرداي حصول توافق بين تهران و واشنگتن، مورد كم مهري ايران و خشم آمريكا واقع شوند.

گذشته از آنكه آمريكا با تكيه بر مذاكراتش با ايران اين فرصت را پيدا كرد تا غيرمستقيم اعراب منطقه را از احتمال بهبود مناسبات خود (آمريكا) با تهران بترساند.

ترسي كه فرجامي شيرين براي آمريكا به همراه داشت و منجر به آن شد تا اين كشور اكنون مواجه با پذيرش گشاده رويانه دعوت اعراب جهت شركت در همايش آناپوليس شود.

بي‌دليل هم نيست كه مي‌بينيم در آستانه برگزاري همايش آناپوليس، آمريكا خواستار برگزاري دور چهارم مذاكرات خود با ايران شد و ناگهان دو تن از ديپلمات‌هاي ربوده شده ايراني را نيز آزاد كرد.

مجموعا، هر چند ايران عملكرد خوبي از خود در عراق نشان داده اما مذاكره ايران با آمريكا بر سر عراق يك اشتباه استراتژيك بوده و هست و با اقرار به وجود برخي اثرات مثبت، بايد گفت كه مجموعا مذاكرات ايران و آمريكا از آغاز آن تا به اكنون نتيجه‌اي براي ايران به جز افزايش نفوذ آمريكا، همراه با كاهش نفوذ ايران در عراق و منطقه خاورميانه نداشته است.

بر همين مبنا معتقدم ايران در روند صلح اعراب و اسرائيل نبايد اشتباه قبل را تكرار نمايد، بلكه موظف است تا قواعد بازي درست و هوشمندانه را رعايت كند.

نبايد اين امر را از نظر دور داشت كه صهيونيست‌ها اساساً به‌دنبال صلح در خاورميانه نيستند و بيشتر مايلند با تحريك حماس به عمليات انتحاري و انتساب آن به ايران، پروژه صلح در خاورميانه را از طريق متهم نگاه داشتن ايران به شكست بكشانند.

صهيونيست‌ها مي‌كوشند تا از اين طريق ضمن دامن زدن به خطر ايران و ترسيم چهره‌اي ساختارشكن و خوفناك از اين كشور با ايجاد اجماع جهاني عليه ايران به عنوان كشور مخالف صلح در خاورميانه، زمينه روي كار آمدن افراد تندرويي مانند نتائين ياهو در اسرائيل را فراهم كرده تا از اين طريق زخم خاورميانه را همواره در سايه‌اي از فتنه و شرارت جهت تامين خواسته‌هاي سياسي و اقتصادي خود تازه نگاه دارند.

بر همين اساس ايران مي‌تواند در قبال مصوبات همايش آناپوليس لا‌اقل تا پايان سال 2008 سياست سكوت را اتخاذ كند. بدين معنا كه عملا‌ نه از صلح حمايت كند و نه در عرصه علني مخالفتي با آن كند. حداكثر مي‌تواند در عرصه ديپلماسي آشكار ضمن اتخاذ موضعي ممتنع مدعي احترام به منافع برادران عرب خود شده تا بدينوسيله ببيند اتحاديه عرب نهايتاً مي‌تواند با اسرائيل كنار بيايد يا خير و همزمان و متقابلا‌ در عرصه ديپلماسي پنهان منافع خود را پيگيري كند.

مهم اين است كه ايران مي‌تواند بدون جنجال و از طريق ديپلماسي پنهان سياست‌هاي خود را پيش برده و همزمان در عرصه ديپلماسي آشكار در موضع ممتنع باقي بماند و دستاورد عادلا‌نه مردم فلسطين از روند صلح آناپوليس را به حيثيت رهبران كشورهاي عربي به ويژه عربستان سعودي گره بزند.

آيا تصور نمي‌كنيد چنين رويكردي به ضرر ايران تمام شود و ايران شاهد بهبود روابط كشورهاي عربي با اسرائيل به قيمت خصومت ايشان با خود شود؟

اين ساده‌انديشانه است چنانچه تصور شود كشورهايي مانند اردن و مصر با اسرائيل ماهيتاً اختلا‌ف دارند. همچنانكه ديگر كشورهاي عربي به‌جز سوريه نيز كمابيش روابط و مناسبات غيرعلني با اسرائيل دارند. به صراحت مي‌توان گفت كه جميع كشورهاي عربي در دايره رعاياي آمريكا و اسرائيل محسوب مي‌شوند لذا بازي هوشمندانه ايران بدين معناست كه مي‌تواند از اين طريق آشكاركننده دورويي دولت‌هاي عربي شده و در آن صورت تكليف مردم عرب با دولت‌هايشان نيز روشن خواهد شد.

طبعاً در چنين حالتي اگر شاهد مخالفت توده‌هاي مسلمان عرب با دولت‌هايشان باشيم اين امر به دليل تضعيف موقعيت اين دولت‌هاي دست نشانده به سود ايران تمام خواهد شد و چنانچه واكنش خاصي هم از جانب مردم عرب بروز نكند در آن صورت دولتمردان ايران خواهند آموخت كه نمي‌توانند بر روي حمايت افكار عمومي ملت‌هاي عرب حساب ويژه‌اي باز كنند و منطقاً بايد با اتكاي بر چنين تجربه‌اي اقدام به ترميم ديپلماسي خود در منطقه كرده كه نفس چنين ترميمي نيز باطناً به سود ايران خواهد بود.

منبع: اعتماد ملی - داريوش سجادي

ارسال به تلگرام
بدون تاریخ بدون امضا- داخلی
صباویزن- داخلی
بیمه سامان - داخلی
کوروش - داخلی
اسنایپرفون
خیریه نسیم وصال
خیریه امام هادی
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
نام:
ایمیل:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز:1200
ایر تویا -داخلی
دلتابان
پربازدید ها
ایر تویا -داخلی
دلتابان
بلیط (عصر ایران داخلی)
بلیط (عصر ایران داخلی)
بلیط (عصر ایران داخلی)
عکس
بلیط (عصر ایران داخلی)
بلیط (عصر ایران داخلی)