کد خبر ۳۰۳۹۰
تاریخ انتشار: ۱۳:۲۴ - ۱۳ آذر ۱۳۸۶ - 04 December 2007
سرانجام تعهدات روس ها


اگر اتفاق غيرمنتظره يي رخ ندهد انتظار مي رود به زودي سوخت نيروگاه بوشهر از روسيه به ايران منتقل شود. چرا که چند روز پيش بازرسان آژانس انرژي اتمي سوخت نيروگاه بوشهر را پس از بازرسي و اطمينان از آن مهروموم کردند تا پس از ارسال به ايران، مهروموم آن در نيروگاه بوشهر شکسته شود.

 اين در حالي است که پرونده هسته يي ايران در شرايط پيچيده يي قرار دارد و تازه ترين نشست 1«5 هم درباره بررسي قطعنامه جديد عليه ايران برگزار شد اما در سوي ديگر سعيد جليلي دبير شوراي عالي امنيت ملي راهي مسکو شد تا مذاکراتش را با مقامات روس ادامه دهد و در عين حال بحث تعهدات هسته يي روسيه به ايران را هم بار ديگر مورد مذاکره قرار بدهد. گو اينکه در اين ميان داستان 40 ساله بوشهر به انتهاي خود مي رسد و همگان در انتظار سوخت گيري تنها نيروگاه هسته يي ايران نشسته اند. نيروگاهي که در سرزمين پر از تحولات تاريخي ايران زمين بنا گذاشته شده است.

سرزمين ليان (بوشهر) از زماني که دو باستان شناس آلماني و فرانسوي در آن سنگ بناهايي مربوط به دوره عيلامي ها را يافتند تاکنون، روزهاي پرماجرايي را پشت سر گذاشته است. چه آن موقع که به عنوان پل ارتباطي با نواحي اقيانوس هند و جنوب شرقي آسيا يکي از مراکز مهم تجاري به شمار مي آمده و چه بعدتر يعني در دوره هخامنشيان که محل استقرار کاخ کوروش شد و چه زماني که رومي ها در محل کنوني بوشهر، شهري به نام «انطاکيه» بنا کردند که از رونق و آبادي ويژه يي برخوردار بود. روزگار بوشهر اين گونه مي گذشت تا وقتي که با آغاز پادشاهي نادرشاه افشار، تاريخ جديدي را به خود ديد. سياست دريايي نادرشاه در مبارزه با عثماني ها توجه ويژه يي به اين خطه جلب کرد. يک تاجر انگليسي به نام جان التون از سوي نادرشاه مامور شد بوشهر را به يک مرکز مهم کشتي سازي و پادگان تبديل کند.

از اين رو علاوه بر حضور ناوگاني با ده هزار مرد در اين ساحل، چند کارخانه کشتي سازي نيز در بوشهر احداث شد. با روي کار آمدن کريم خان، وي توانست آرامش از دست رفته در اين منطقه را که با مرگ نادرشاه حاصل شده بود مجدداً برقرار کند. هر چند قراردادي که کريم خان در سال 1763 ميلادي با انگليس منعقد کرد، اولين سنگ بناي حضور نظاميان انگليسي را در جنوب ايران فراهم کرد. در واقع از اين زمان به بعد بود که بندر بوشهر براي انگليسي ها به لحاظ امور تجاري و سياسي اهميت ويژه يي پيدا کرد.

 به گونه يي که اين شهر در دوره قاجار مهم ترين بندر تجاري در خليج فارس شد و مهم ترين دروازه جنوبي ايران براي مبادلات سياسي و حتي مناسبات فرهنگي به شمار مي آمد.استقرار هيات هاي سياسي دولت هاي خارجي و وجود دفاتر گمرکي و بانکي، در سال 1317ق همگي حکايت از اهميت اين شهر بندري تا قبل از اتصال راه آهن سراسري به خرمشهر دارد. اما بوشهر در 200 سال گذشته تحولات بيشتري به خود ديده است. هجوم چهارباره نيروهاي انگليسي به اين بندر، شورش و طغيان برخي قبايل و خواتين آن به علت مخالفت با حاکميت رضاشاه از جمله اين حوادث هستند. اما در دوره شاه داستان ديگري در بوشهر به راه افتاد زيرا وي با حمايت امريکا درصدد احداث تاسيسات نظامي و همين طور نيروگاه اتمي برآمد.

و اين گونه شد وي با تشويق کاخ سفيد با تبديل بوشهر به شهربازي هسته يي، نام ايران را در ليست کشورهاي درگير با اين مساله قرار داد. البته پيش از آن امريکايي ها در سال 1959 اولين گام را براي ايجاد تاسيسات هسته يي برداشته بودند و در سال 1967 اولين مرکز تحقيقات هسته يي را با همکاري سازمان انرژي اتمي در تهران بنا کردند. اما انعقاد قرارداد نيروگاه بوشهر محسوس ترين گام در اين عرصه به شمار مي آيد زيرا در قراردادي که ميان ايران و آلمان با حمايت امريکا منعقد شد، ساخت 23 نيروگاه هسته يي که بتواند 23 هزار مگاوات برق وارد چرخه توليد و شبکه توزيع کشور کند موردنظر بود و به اين شکل در سال 1974 شرکت زيمنس آلمان با گرفتن اعتبار اوليه از شرکت وستينگهاوس امريکا مسوول احداث دو رآکتور آب سبک 1200 مگاواتي در بوشهر شد و بيش از دو هزار متخصص آلماني اجراي اين طرح را آغاز کردند.

 شرکت فرانسوي «فراماتم» نيز پيمانکار فرانسوي پروژه نيروگاه ديگري در اهواز منتها در ابعاد کوچک تر شد. قرارداد غني سازي اورانيوم نيروگاه ها هم با شرکت يوروديف فرانسه بسته شد.البته اين قراردادها همچنان بي سروصدا و در کمال آرامش به امضا نرسيد چرا که برخي کشورهاي اروپايي و نهادهاي مدني از جمله گروه هاي سبز طرفدار محيط زيست به مخالفت با آن پرداختند و حتي دست به راهپيمايي زدند. با وجود اين از آنجا که آلمان در آن مقطع نقش مهمي در ارائه کمک هاي سياسي و نظامي به ايراني که پيشگام در اجراي سياست هاي واشنگتن بود، ايفا مي کرد، لذا به رغم تمام مخالفت ها و اعتراض ها، کليد همکاري آلمان با ايران زده شد تا آنکه نزديک به پنج سال بعد، وقتي که انقلاب اسلامي به ثمر نشست پروژه بوشهر با سرنوشت ديگري مواجه شد و اين در حالي بود که به طور ميانگين بيش از 60 درصد دو واحد سايت بوشهر و 10 درصد نيروگاه اهواز ساخته و آماده شده بود.

اماهمزمان با وقوع انقلاب و سال هايي که با جنگ رقم خورده بود، ابتدا به علت مسائل مادي و کمبود نقدينگي تصميم گرفته شد پروژه اهواز تعطيل شود. البته بماند که با توجه به فضاي آن موقع و روحيه انقلابي و غرب ستيزي، نگاه خوشبينانه يي به اين قبيل طرح ها وجود نداشت. در چنين وضعيتي بود که هر دو کارگاه تعطيل شد.زيرا حالا ديگر پيمانکاران هر دو پروژه به بهانه عدم انجام تعهدات کارفرما، حاضر به ادامه کار نبوده و طرح را متوقف کرده بودند. تا اينکه در سال 60 و در دوره ميرحسين موسوي از آنجا که عراق داراي دو نيروگاه هسته يي بود، کم کم زمزمه لزوم تکميل و ساخت نيروگاه بوشهر به راه افتاد.

 در واقع اين امر، عامل محرکي شد تا در اين زمينه اقداماتي صورت بگيرد. اما اين بار ديگر کسي حاضر نبود قدمي براي آن بردارد. زيرا سياست هاي امريکا درباره ايران تغيير کرده بود. به همين علت شرکت هاي غربي حاضر به ادامه پروژه بوشهر نشدند و فقط برخي از آنان پيشنهاد دادند به جاي رآکتورهاي هسته يي، رآکتورهايي که با گاز طبيعي کار مي کند، بسازند. اما اين پيشنهاد با مخالفت ايران مواجه شد. در اين ميان پيمانکاران قبلي نيز عليه کشورمان به علت تعويق در پرداخت مطالبات مالي و ضرر و زيان وارده، در محاکم مربوطه اقامه دعوي کردند. مشاجره حقوقي بر سر اين طرح ناتمام تا سال 1988 هم ادامه يافت و سرانجام شرکت زيمنس با حمايت کميسيون تجارت بين المللي در پاريس پيروز اين ميدان شد. در عين حال شرکت يوروديف هم که مسوول تامين اورانيوم غني شده بود تقاضاي خسارت کرد و در نهايت 900 ميليون فرانک از دو ميليارد دلار سرمايه گذاري ايران به عنوان خسارت تحويل اين شرکت داده شد.

 به اين ترتيب نيروگاه بوشهر پا به فصل بعدي کتابچه سرنوشت خود گذاشت.به خصوص که صدام در جريان جنگ تحميلي بارها تاسيسات بوشهر را مورد حمله هوايي قرار داده بود و به همين علت خسارت هاي جدي به سازه هاي محل نصب رآکتورها وارد شد. با اين وجود، ايران هنوز در پي کشوري بود که اين نيروگاه را برايش بازسازي و تکميل کند و سرانجام اين روس ها بودند که پذيرفتند نيروگاه هسته يي بوشهر را تکميل کرده و بسازند اما فقط يک واحد از دو واحد اوليه و آن هم با طرح و نقشه خودشان. بنابراين قرارداد نيروگاه بوشهر با مسکو در سال 1995 به يک ميليارد دلار بين ايران و روسيه امضا شد و اين بار دو هزار نيروي روسي راهي بندر بوشهر شدند. در عين حال مسکو متعهد شد سوخت نيروگاه را هم خود تامين کند. بر اين اساس پيش بيني مي شد که رآکتور بوشهر تا سال 1999 به مرحله توليد برسد اما پيمانکار روسي وقتي کارش را شروع کرد تازه اشتباهات اين قرارداد يکي يکي نمايان شد.

زيرا تفاوت طراحي روس ها و آلمان ها بسيار زياد بود. به عنوان نمونه پيمانکار روسي ناچار بود براي استقرار آرايش خاص در رآکتور هسته يي بتون ريزي قبلي آلمان ها را کاملاً بتراشد و از نو بتون ريزي کند و اين کار به مراتب از طراحي و ساخت اوليه نيروگاه توسط روس ها، زمان بيشتري مي خواست و پرهزينه تر بود. به گونه يي که آقازاده رئيس فعلي سازمان انرژي اتمي در اين راستا تصريح کرد؛ «چنانچه در زمان انعقاد قرارداد با روس ها مسوول بودم، با اين طرح مخالفت مي کردم.» اما اين تمام داستان نبود.

 زيرا حالا ديگر روس ها در دهکده مدرني که در کنار نيروگاه بوشهر قرار داشت مستقر بودند و با طولاني شدن موعد مورد توافق به نوعي جزء ساکنان بومي منطقه محسوب مي شدند. از اين رو پس از فائق آمدن بر مشکلات فني که همواره دستاويزشان براي توجيه علل به تعويق افتادن زمان افتتاح نيروگاه بود، بهانه هاي ديگري مطرح شد. با تمام اين احوال پس از رد و بدل شدن دلخوري ها و گله مندي دوستانه قرار شد اين پروژه در سپتامبر سال 2007 (شهريورماه) راه اندازي شود، سوختش هم ماه مارس (6 ماه قبل) به ايران حمل شده باشد و اين در حالي بود که در صورت وقوع آن در تاريخ مورد نظر، روسيه بيش از هشت سال نسبت به توافق اوليه با ايران در راه اندازي بوشهر تاخير داشت.

به همين ترتيب وقتي که از سال گذشته همه خود را آماده مي کردند تا پاييز امسال تاسيساتي با گنبد رآکتوري کرم رنگش مرواريد حاشيه خليج فارس شود، روسيه اعلام کرد به دليل آنکه ايران پرداخت هاي ماهيانه اش را به انجام نرسانده، لذا دست کم چند ماه راه اندازي نيروگاه به تعويق مي افتد. از اين رو مسکو انتقال سوخت اورانيوم غني شده را نيز لغو کرد، اما طرح مساله يي به اين صورت مقامات ايراني را عصباني کرد. آنان با رد اين موضوع تعلل روسيه در اتمام نيروگاه را فشار شوراي امنيت به پرچمداري امريکا دانستند.

حالا ديگر همگان معتقد بودند که روسيه از ابتدا شريکي قابل اعتماد نبوده و ديرکرد 10 ساله در اين راستا را ناشي از همراهي اين کشور با خواست غرب مبني بر دور نگه داشتن ايران از تکنولوژي هسته يي تعبير کردند. باز هم رفت و آمدها شروع شد و هيات هاي روسي و ايراني در حال تردد ميان تهران و مسکو، سعي در حل اين مناقشه کردند. معاون امور بين الملل سازمان انرژي اتمي ايران خاطرنشان کرد که تهران هيچ تاخيري در پرداخت هاي مالي خود نداشته و مشکلات مالي مربوط به شرکت روسي پيمانکار نيروگاه بوشهر است. وي در عين حال تصريح کرد به زودي راه حلي براي اين مشکل ارائه خواهند داد.

هنوز تکليف اين مساله مشخص نشده بود که روس ها گفتند به غير از مسائل مالي، تاخير در ارسال برخي تجهيزات از سوي چند کشور، از ديگر دلايل تاخير در راه اندازي نيروگاه است. همچنين مديرعامل شرکت اتم پروم رسورس (پيمانکار نيروگاه بوشهر) نيز با اشاره به اين موضوع افزود؛ تجهيزات حياتي خنک کننده نيروگاه هنوز از کشور ثالث دريافت نشده و انتظار مي رود اين تجهيزات تا پايان سال جاري يا اوايل سال آينده دريافت شود.

 وي در ادامه سخنانش، به نام هيچ کشوري اشاره نکرد. از سوي ديگر برخي منابع روسي نيز مشکلات مالي پيش آمده را ناشي از تغيير سيستم پرداخت هاي ارزي در ايران عنوان کردند که آن موقع به دستور احمدي نژاد رئيس جمهور از دلار به يورو تبديل شده بود. با اين وجود معاون وزير خارجه روسيه با اعلام اينکه اختلافات مالي ميان دو طرف با مذاکرات کارشناسي حل خواهد شد، تاکيد کرد بهره برداري از نيروگاه بوشهر به يک سال ديگر موکول خواهد شد. طرف ايراني نيز با تاييد همه موارد اعلام شده از سوي مسکو در نهايت پذيرفت که امکان بهره برداري از اين پروژه در تاريخ از پيش اعلام شده فراهم نيست و بدين ترتيب با حل و فصل مناقشه موعدي ديگر در اين رابطه مشخص شد.

اکنون نيز يک سال از آخرين تاريخ نهايي شده مورد توافق مي گذرد اما همچنان سرنوشت نيروگاه نيلي شکل بوشهر در هاله يي از ابهام به سر مي برد. به گونه يي که حتي سفر اخير ولاديمير پوتين رئيس جمهور روسيه به ايران نيز نتوانسته زمان دقيق افتتاح اولين نيروگاه هسته يي ايران را معين کند؛ نيروگاهي که بيش از سه دهه همه نگاه ها را منتظر خود گذاشته و چندين ميليارد دلار بيشتر از هزينه ساخت يک نيروگاه برق هسته يي، بر کشور بودجه تحميل کرده است. نيروگاهي که از قبل روس ها محکم کاري هاي لازم را در اجراي مفاد و تبصره هاي قراردادش لحاظ کرده اند و تهران نيز مهم ترين شرط آنها يعني بازگرداندن سوخت مصرفي به مسکو را پذيرفته است.

 با اين حال به خاطر اهميتي که راه اندازي رآکتور هسته يي بوشهر براي ايران داشته ترجيح داده شده طرح مذکور به رغم تمام کارشکني هاي طرف مقابل همچنان پيگيري و در مقابل شان الزاماً صبورانه رفتار شود، زيرا در نظر مقامات ايراني ارزش راه اندازي اش قابل مقايسه با اهميت راه اندازي اولين کارخانه ذوب آهن ايران در اصفهان است که آن موقع به رغم مخالفت پنهان و ناهمراهي هاي غرب به بهانه «مقرون به صرفه نبودن طرح» با همکاري شوروي سابق طي دهه 60 شمسي حاصل شد. شايد به همين خاطر است که در طول تمام اين مدتي که روسيه برخلاف تعهد اوليه اش، نخواسته يا نتوانسته نيروگاهي را که 95درصد آن آماده است تکميل نهايي کند، ايران فقط و فقط يک بار و آن هم کمتر از يک سال پيش حاضر شد به صورت علني از روسيه شکايت کند که چرا تاکنون پنج بار افتتاح آن را به تعويق انداخته است.

درست است که در ابتدا دشواري هاي فني از جمله ضرورت تلفيق طراحي اوليه رآکتور (که توسط شرکت زيمنس آلمان انجام شده بود) با تکنولوژي روسي، به ميزان قابل ملاحظه يي مانع پيشبرد به موقع عمليات اجرايي شده اما به نظر مي رسد در اين روزها عملاً دلايل سياسي نقش موثري در طولاني تر شدن زمان ارائه طرح و راه اندازي آن داشته است؛ دلايلي که همان موقع که ايران پروژه بوشهر را به مناقصه گذاشت باعث شد جز روسيه شرکت کننده يي در آن حضور نيابد. با اين حال اينک تهران و مسکو چه بخواهند چه نخواهند در دو سر معامله يي قرار گرفته اند که شايد روزهاي پاياني اش را پشت سر مي گذارد. بي شک در اين ميان نه تهران مي خواهد پس از صرف ميليون ها دلار ناکام از راه اندازي نيروگاه هسته يي بوشهر شود و نه مسکو تمايل دارد به عنوان مجري پروژه بوشهر، در مناقشه پرونده اتمي ايران در مقابل غرب قرار بگيرد. بنابراين به نظر مي رسد بازي به دقايق هيجاني و شايد هم پاياني خود نزديک شده باشد.

منبع: اعتماد

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
علم و فناوری
عکس