بدون تاریخ بدون امضا- داخلی
صباویزن- داخلی
بیمه سامان - داخلی
کوروش - داخلی
اسنایپرفون
خیریه نسیم وصال
خیریه امام هادی
کد خبر: ۳۰۳۹۲
تاریخ انتشار: ۱۳:۳۱ - ۱۳ آذر ۱۳۸۶ - 04 December 2007
اولين رئيس انرژي اتمي بعد از انقلاب

  
«کار سازمان انرژي اتمي، نيروگاه هسته يي ساختن نيست. نيروگاه را بايد وزارت نيرو بسازد.» اين را اولين رئيس سازمان انرژي اتمي ايران پس از انقلاب سال 57 مي گويد که در تکميل صحبتش مي افزايد اين سازمان فقط نماينده آژانس انرژي اتمي در کشور است که مسووليت نظارت بر پروژه هاي هسته يي و رعايت ضوابط ايمني را برعهده دارد. دکتر فريدون سحابي با بيان اينکه سپردن ساخت نيروگاه اتمي بوشهر، کار نادرست شاه بود مي گويد؛ بعد از انقلاب هم روس ها نيروگاه بوشهر را تکميل نکردند بلکه طي قراردادي متعهد شدند در همان بوشهر نيروگاهي ديگر را از نو و به سبک خودشان بسازند. زيرا به علت تفاوت روش روس ها و آلمان ها در ساخت نيروگاه هاي هسته يي آنها از عهده تکميل کار آلمان ها برنيامدند.

- نيروگاه بوشهر هنگامي که قرارداد ساختنش با آلمان ها بسته مي شد، از کم نظيرترين نيروگاه هاي دنيا محسوب مي شد و اين در حالي بود که کشورهاي صاحب تکنولوژي هسته يي، نيروگاه هايي به مراتب کوچک تر داشتند. چه شد که چنين نيروگاهي به اين سايز و اندازه براي ايران در نظر گرفته شد؟

نيروگاهي که آلمان ها قرار بود بسازند از نوع خاصي است به نام نيروگاه آب تحت فشار که PWR ناميده مي شود و قرار بود با ظرفيت 2400 مگاوات (در دو واحد 1200 مگاواتي) ساخته شود. تا آن زمان آلمان ها حتي براي خودشان هم چنين نيروگاهي در اين اندازه و بزرگي نساخته بودند. امريکايي ها هم همين طور، تا آن زمان نيروگاهي به اين اندازه نداشتند. آنها براي داشتن مثلاً 2400 مگاوات برق، نيروگاه هاي هسته يي در قالب واحدهاي کوچک تر مي ساختند . امريکايي ها نيروگاهي در نزديکي نيويورک داشتند به اسم «تري مايلز آيلند» که مشکل نشت در لوله هاي آب گرمش پيدا کرد که مي توانست به خطر بزرگي تبديل شود، اما در مجموع طي چند ساعت توانستند آن را مهار کنند. نيروگاه چرنوبيل نيز که نيروگاه کوچک تري با ظرفيت 400 مگاوات بود، نشت بزرگ تري پيدا کرد و آب مدار اول که آلوده هم بود به خارج از رآکتور راه يافت و فاجعه اتمي چرنوبيل رخ داد و هنوز که هنوز است آثار و صدماتي که اين ضايعه به وجود آورده، پاک نشده است. پس وقتي مي بينيم براي امريکا و روسيه که از پيشکسوت هاي تکنولوژي هسته يي اند، چنين مشکلاتي پيش مي آيد، بدون شک براي کشورهاي جهان سوم، احتمال وقوع اين گونه ضايعات به طريق اولي، خيلي بيشتر خواهد بود.

- با اين حساب چرا در دوره پهلوي طراحاني که نيروگاه بوشهر را ساختند تاسيساتي کوچک تر را توصيه نکردند؟

آن گونه که اسناد و سوابق نشان مي دهد آنها چنين توصيه يي کرده بودند. پيشنهاد ساخت چهار نيروگاه کوچک تر پانصد مگاواتي که در مجموع حدود دو هزار مگاوات برق هسته يي توليد کند، از سوي آلمان ها مطرح شده بود ولي در نهايت به خاطر آنکه خواست خود شاه ساخت نيروگاهي به بزرگي بوشهر بود، اين پيشنهاد مورد قبول واقع نشد. در اين ارتباط شاه از آنها مي پرسد بزرگ ترين نيروگاهي که تا حالا ساخته ايد چه اندازه بوده؟ که پاسخ مي دهند عين نيروگاه بوشهر را براي برزيل طراحي کرده و ساخته ايم و شاه هم مي گويد که مشابه آن را براي ايران بسازند و به همين سادگي تصميم گرفته مي شود نيروگاه 2400 مگاواتي بوشهر در دو واحد ساخته شود.

- علاوه بر اين موضوع، دشواري هاي ديگر ساخت نيروگاه بوشهر چه بود؟

موضوع ايمني نيروگاه بوشهر به مراتب مهم تر از نيروگاه برزيل بود. بنابراين ساخت يک نيروگاه 2400 مگاواتي به جز آنکه به خودي خود کاري دشوار است، لذا ايمني اين نيروگاه از جمله مسائلي بوده که در رأس کارها قرار داشته است.

- با توجه به حرف هايي که مطرح کرديد يعني براي جايگاه ساخت نيروگاه هم هيچ تحقيقي صورت نگرفته بود يا فقط براساس خواست شاه آن مکان برايش در نظر گرفته شد؟

يکي از کارهاي مهمي که براي احداث هر سازه عمراني در نظر گرفته مي شود بررسي انتخاب محل آن است.

از اين رو براي احداث نيروگاهي به عظمت مرکز بوشهر، حداقل چهار سال وقت لازم بود تا تحقيقات مربوط به انتخاب محل صورت بگيرد.

در نامه يي که يک نظامي هلندي به عنوان دوست و کارشناس مورد تاييد و اعتماد شاه محل نيروگاه را تعيين مي کند عنوان شده بود؛ «اينجا (بوشهر) جاي مناسبي است زيرا يکي از جهات مثبت آن اين است که کشتي ها مي توانند در خليج آن به راحتي بارگيري و تخليه بار کنند. از سوي ديگر به نظر مي رسد که نکته ديگري هم مي تواند مد نظر بوده باشد و آن دسترسي آسان و سريع به نيروگاه از طريق آب هاي آزاد و خليج فارس است. اين مساله مي تواند يکي از دلايل پشت پرده و پنهان موافقت آلمان و امريکا با ساخت نيروگاه هسته يي در مکان تعيين شده در بوشهر باشد.

البته طراحي و ساخت نيروگاه هاي هسته يي يک مساله است. مجوز، اداره و کنترل آن مساله ديگري است؛ اولي موضوعي فني است و دومي امري است سياسي. اصولاً تاسيسات هسته يي ابعادي سياسي دارند به خصوص اگر قرار باشد در کشورهاي جهان سوم ساخته شوند.

- يعني روس ها در زماني که شما به مدت دو سال مسووليت رياست سازمان انرژي اتمي را برعهده داشتيد براي صحبت درباره ساخت نيروگاه به ايران آمدند؟

نه، بعد از آن دو سال بود. منتها بعدها در سال هاي 73 تا 75 دوباره از سوي سازمان انرژي اتمي دعوت شدم تا به عنوان مشاور با بخش انتخاب محل در معاونت نيروگاه در آن سازمان همکاري کنم. آن موقع روس ها آمده بودند و تمام اطلاعات فني و محاسبات و موضوعات محرمانه درباره نيروگاه بوشهر را مي خواستند. ابتدا همه جور امکانات و اطلاعات لازم در اختيارشان گذاشته شد تا به بررسي بپردازند. بعد به اين نتيجه رسيدند که ادامه و تکميل آن نيروگاهي که آلمان ها نيمه کاره رهايش کردند، براي روس ها مقدور نيست. به اين دليل که روش، استاندارد و ضوابط طراحي و ساختار اجرايي روس ها در مورد نيروگاه هاي هسته يي با روش غربي ها کاملاً متفاوت بوده است. بنابراين براي روس ها حتي بعد از فروپاشي شوروي، اين امر خيلي حياتي بود که به اين استانداردها دست پيدا کنند. به همين علت خود روس ها به اين نتيجه رسيدند نيروگاه بوشهر را در قالب طرح و الگوي خودشان که با طرح قبلي بسيار متفاوت بود، بسازند نه آنکه در جهت تکميل آنچه آلمان ها ساخته بودند برآيند. اين در حالي بود که در ابتدا از روس ها خواسته شده بود براي تکميل نيروگاهي که آلمان ها حاضر به اتمام آن نشدند به ايران بيايند.

- اين احتمال وجود دارد که پذيرش ساخت نيروگاه بوشهر از سوي روس ها به علت دستيابي آنان به اطلاعات محرمانه نيروگاه بوده باشد؟

بله. من در جريان کار بودم و نکته جالب آنکه روس ها خيلي اصرار داشتند اطلاعات مربوط به طراحي، ساخت و اجراي نيروگاه بوشهر در بست و به طور تمام و کمال در اختيارشان باشد. اين اطلاعات جزء مسائل کاملاً سري بود. اصولاً در سازمان انرژي اتمي بايگاني مربوط به نيروگاه در آرشيو خاصي که خيلي هم محرمانه بود، نگهداري مي شد. ولي در نهايت روس ها اين اجازه را يافتند و به آرشيو اطلاعات محرمانه دسترسي پيدا کردند.

-نتيجه تحقيقات شما و توصيه تان در تيمي که به بررسي مکان ساخت نيروگاه مي پرداخت چه بود؟

ما نظرمان اين بود که اگر قرار است نيروگاه ديگري ساخته شود در محل ديگري غير از بوشهر باشد.

-چرا؟ کجا را پيشنهاد کرديد؟

نيروگاه بوشهر نيمه کاره بود. مقداري از قطعاتش هنوز به ايران تسليم نشده بود و اين مساله در قالب اختلافات ايران و شرکت کرافت ورک يونيون بعد از انقلاب حل نشد و لاينحل ماند. هر چند که ايران خيلي تلاش کرد و اصرار داشت که آلمان ها نيروگاه را تمام کنند اما آنها نيامدند و صراحتاً اعلام کردند نمي توانند بيايند، چرا که مجاز به تکميل آن نيستند. حتي يادم هست آقاي دکتر امر اللهي رئيس وقت سازمان انرژي اتمي تلاش زيادي کردند تا خود آلمان ها برگردند اما اين گونه نشد، زيرا قبل از انقلاب، ايران مجاز بود نه تنها نيروگاه بوشهر بلکه 23 نيروگاه هسته يي داشته باشد اما بعد از انقلاب به لحاظ همان مسائل سياسي، حتي تکميل نيروگاه نيمه کاره بوشهر هم مقدور نشد. از سوي ديگر وقتي قرار شد نيروگاهي ديگر ساخته شود کار مطالعاتي آغاز شد. جاهاي بهتري هم وجود داشت. منطقه دارخوين اهواز (دشت آبادان) يکي از آنها بود که قبل از انقلاب، فرانسوي ها(شرکت فراماتوم) در اين منطقه عمليات احداث دومين نيروگاه را آغاز کرده بودند و تا انقلاب و قبل از توقف فعاليت هايشان، حدود 10 درصدش را پيش برده بودند. دشت آبادان به لحاظ زمين شناسي يکي از امن ترين مناطق ايران است اما ديديد که در جريان جنگ تحميلي خيلي زودتر از بوشهر مورد تهاجم نيروهاي عراقي قرار گرفت. بنابراين منطقي است که کشورهايي مثل ما براي اين گونه سازه ها، ملاحظاتي اين چنيني هم داشته باشند. به همين خاطر منطقه دارخوين به رغم پيشنهاد گروه بررسي کننده، انتخاب نشد.

-چه عوامل ديگري در انتخاب منطقه بوشهر براي احداث نيروگاه هسته يي دخيل بود؟

مساله اياب و ذهاب و سهولت دسترسي نيز مورد مهمي است. ببينيد، حتي در منطقه زلزله خيز هم مي توان نيروگاه هسته يي ساخت مشروط به اينکه ملاحظات ايمني و ساختاري را در نظر گرفته باشيم.

- چه تفاوتي ميان نيروگاه هاي اتمي مدل روسي و غربي وجود دارد؟

به اتفاق معاونت نيروگاه هاي هسته يي، در مدتي که با ايشان همکاري مي کردم، بازديدي از چند نيروگاه روسي احداث شده در چند کشور به عمل آورديم؛ دوتا در فنلاند و دانمارک بود و ديگري در جنوب روسيه. آنها نيروگاه هاي ساده يي بودند که ظرفيت چهارصد مگاواتي داشتند اما تکنولوژي ساخت آنها با نيروگاه هايي که در غرب ساخته مي شد، اصلاً قابل قياس نبود. اين در حالي بود که خود دانمارکي ها و فنلاندي ها در طراحي و ساخت نيروگاه هايشان به مقدار خيلي زيادي، ضوابط و ايده هاي روسي را تغيير داده بودند. با اين وجود، آن نيروگاه ها مطلقاً قابل مقايسه با نيروگاه هاي امريکايي يا حتي آلماني نبود.

-نگاه دولت در آن وقت به نيروگاه بوشهر چگونه بود و چه تصميمي درباره آن گرفته شد؟

قبلاً گفته ام که پس از انقلاب مرحوم مهندس بازرگان رئيس دولت موقت از من خواستند تا واقعيت هاي موجود درباره نيروگاه هاي بوشهر و اهواز را با نظرخواهي از افراد متخصص در سطح کل کشور جمع آوري کنم و براساس اين نظرات، گزارشي به دولت و شوراي انقلاب ارائه دهم تا هر تصميمي را که آنها گرفتند اجرا کنيم. در آن موقع حدود 65 درصد از دو واحد نيروگاه بوشهر آماده بود و نيروگاه اهواز هم حداکثر 12 درصدش ساخته شده بود. اين بود که شوراي انقلاب بعد از بررسي گزارش به اين نتيجه رسيدند که نيروگاه اهواز را کنار بگذارند و قراردادش فسخ شود اما نيروگاه بوشهر را اگر بشود تکميل کنند.

-ايران خسارتي هم پرداخت کرد؟

نمي دانم، چون بعد از اتمام دوره مسووليت من در اين باره اقدام شد که بايد از آقاي دکتر امراللهي رياست وقت سازمان پرسيده شود. من فقط اين را مي دانم که تمامي طرف هاي قرارداد ايران، حتي قراردادهاي مربوط به تامين اورانيوم و غني سازي را به طور يکجانبه فسخ کردند. البته اصولاً اوايل انقلاب به علت مشکلات خاص آن دوره، ايران اين امکان را نداشت که مثلاً حقوق متقابل طرف ها را بدهد يا حق الشرکه سازمان انرژي اتمي يا هر سازمان ديگر به نمايندگي دولت ايران مستقيماً پرداخت شود. آن موقع اصلاً اولويت ها با اين مسائل نبود، چرا که مشکلات حادتري وجود داشت. مضاف بر اينکه در آن موقع جو سياسي و احساسات ضدغربي در سطح جامعه و اکثر مسوولان مزيد بر علت بود. بسيار گفته مي شد که اصلاً چرا ما بايد برويم و با غربي ها ازجمله آلمان و فرانسه قرارداد ببنديم. از سوي ديگر تامين اعتبار و پرداختن به مشکلات سازمان انرژي اتمي مانع از در اولويت قرار گرفتن نيروگاه هاي هسته يي بود. اين شد که تا ما به خودمان بياييم آلمان ها با شکايت و ادعاي خسارت و غيره، خودشان بريدند و دوختند و قراردادها فسخ شد.

يادم مي آيد آن اوايل داخل خود سازمان مخالفت هاي بسيار زيادي با نيروگاه بوشهر مي شد. به عقيده آنها «خون واحد نيروگاه بوشهر در سازمان انرژي اتمي هميشه قرمزتر از واحدهاي ديگر سازمان بوده» و خيلي بيشتر از پروژه هاي ديگر به آن اهميت داده مي شده است. بنابراين اينکه فقط بگوييم آلمان ها کار نيروگاه بوشهر را تعطيل کردند و پروژه متوقف شد، تحليل درستي نيست.در اينجا بد نيست موردي را ذکر کنم که در دوره مسووليتم شاهد آن بودم. در بوشهر ما يک انبار مجهز و مملو از مصالح ساختماني و لوازم داشتيم. آن موقع هر موسسه و سازماني را که فکرش را بکنيد به اين انبار چشم داشت. يک روز شاهد اين بوديم که براي انتقال آب از يک طرف جاده هاي محلي به طرف ديگر از لوله هاي بسيار گران قيمت و نادر از جنس تيتانيوم که در قلب نيروگاه به کار مي رود به جاي لوله هاي چدني استفاده کرده بودند و اتومبيل هم از روي اين لوله رد مي شد. وقتي هم که مي پرسيديم چرا؟ پاسخ مي دادند جهاد کرده. باز يادم مي آيد سازمان انرژي اتمي چند موسسه آموزشي بسيار عالي داشت. به همين علت شهيد رجايي از من خواستند تا امکانات آن را در اختيار آموزش و پرورش تهران قرار دهيم. مجموعه اين قضايا نشان مي دهد که شرايط آن دوران به خصوص سال هاي اول نه ايجاب مي کرد و نه مقدور بود که بخواهيم به توانمند کردن نيروگاه هسته يي بوشهر بپردازيم.

منبع: اعتماد

ارسال به تلگرام
بدون تاریخ بدون امضا- داخلی
صباویزن- داخلی
بیمه سامان - داخلی
کوروش - داخلی
اسنایپرفون
خیریه نسیم وصال
خیریه امام هادی
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
نام:
ایمیل:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز:1200
ایر تویا -داخلی
دلتابان
پربازدید ها
ایر تویا -داخلی
دلتابان
بلیط (عصر ایران داخلی)
بلیط (عصر ایران داخلی)
بلیط (عصر ایران داخلی)
عکس
بلیط (عصر ایران داخلی)
بلیط (عصر ایران داخلی)