کد خبر: ۳۰۵۴
تاریخ انتشار: ۱۰:۳۳ - ۲۱ شهريور ۱۳۸۵ - 12 September 2006
خاتمي پاسخ مي دهد:«من هرگز نمي گويم شيطان بزرگ!»... و بلافاصله تناقض ميان اظهارات خود با نظر صريح حضرت امام(ره) را به نفع خويش! پر كرده و مي گويد «حتي امام خميني(ره) كه اين عبارت از ايشان است به سياست هاي آمريكا اشاره داشتند نه مردم آمريكا يا خود آمريكا كه كشوري بزرگ و پهناور است»!

حسین شریعتمداری ، مدیر مسوول روزنامه کیهان ،به شدت از مواضع سید محمد خاتمی در سفر به آمریکا انتقاد کرد .

وی در یادداشتی که می توان آن را  شدیدترین انتقاد کیهان از خاتمی ،پس از پایان دوره ریاست جمهوری اش  نامید ، نوشت :آقاي خاتمي اگرچه در سخنراني ها و مصاحبه هاي پي درپي خود در آمريكا، از برخي مواضع نظام و انقلاب دفاع كرده است ولي مروري گذرا بر اظهاراتي كه ايشان در نفي نظرات صريح حضرت امام(ره) و مواضع منطقي و استقلال طلبانه مردم ايران داشته اند، به هيچ زبان و قلم خداجوي و مردم دوستي اجازه چرخش در تقدير از آنچه آقاي خاتمي به عنوان دفاع از برخي مواضع نظام و انقلاب بيان داشته، نمي دهد.

چرا كه وقتي جناب خاتمي اساسي ترين و بنيادي ترين مواضع تعريف شده امام راحل(ره) را نفي مي كند، تقدير از برخي اظهارات مثبت ايشان، ماجراي «نقش ايوان» بر خانه اي است كه جناب خاتمي در نگاه دور از انصاف و البته خيال پردازانه خود، آن را از بيخ و بن، «ويران» به تصوير كشيده است!

وی با اشاره به مصاحبه خاتمی با  روزنامه واشنگتن پست می نویسد:خبرنگاراز آقاي خاتمي مي پرسد: «اين نخستين سفر شما به واشنگتن است، نظرتان درباره كشوري كه شيطان بزرگ خوانده شده است چيست؟» و آقاي خاتمي پاسخ مي دهد:«من هرگز نمي گويم شيطان بزرگ!»... و بلافاصله تناقض ميان اظهارات خود با نظر صريح حضرت امام(ره) را به نفع خويش! پر كرده و مي گويد «حتي امام خميني(ره) كه اين عبارت از ايشان است به سياست هاي آمريكا اشاره داشتند نه مردم آمريكا يا خود آمريكا كه كشوري بزرگ و پهناور است»!

شریعتمداری در ادامه با حمله به خاتمی ار وی می پرسد:يعني حضرت امام(ره) به اندازه جنابعالي- نستجيربالله- درك سياسي نداشتند؟! و يا به اندازه شما از توان لازم براي بيان مقصود خويش برخوردار نبودند؟!

كودكان دبستاني هم مي دانند كه منظور حضرت امام(ره) از «شيطان بزرگ»، مردم آمريكا نبوده است و ايشان وجود كشوري به نام آمريكا را هم نفي نفرموده اند، بلكه با توجه به ساختار حاكميت در اين كشور، آمريكا را «شيطان بزرگ» ناميده اند و همواره نيز بر همين واژه با همين صورت تاكيد ورزيده اند. بنابراين حضرتعالي با كدام منطق عقلي و توجيه قابل قبول، نظر حضرت امام را نه فقط «نفي» بلكه تحريف هم مي كنيد؟!

در ادامه این یادداشت انتقاد آمیز آمده است: خاتمي برخلاف نظر صريح حضرت امام(ره) و سياست منطقي و علمي جمهوري اسلامي ايران، در يكي از مصاحبه هاي خود موجوديت اسرائيل را به رسميت شمرده اند.

خبرنگاري از ايشان مي پرسد: «آيا شما تشكيل دو كشور براي حل مسئله فلسطين و اسرائيل را مي پذيريد؟» و آقاي خاتمي در پاسخ مي گويد «مخالفت من با اسرائيل مسئله اخلاقي است، راه حل صلح آميز براي مسئله فلسطين، شناسايي حقوق فلسطيني هاست.» و خبرنگار مي پرسد: «و ايجاد كشوري فلسطيني در كنار اسرائيل؟» و خاتمي پاسخ مي دهد «آري...»

بايد از آقاي خاتمي پرسيد؛ حضرتعالي با كدام منطق علمي، حقوقي و قانوني موجوديت اسرائيل را تائيد مي كنيد؟

اگر دليل و توجيه منطقي و علمي نداريد- كه نداريد- حداقل ادعاي پيروي از امام(ره) و دلبستگي به جمهوري اسلامي ايران كه داريد. بنابراين چرا با نظر صريح حضرت امام(ره) كه اسرائيل را يك غده سرطاني دانسته و خواستار محو آن از جغرافياي سياسي منطقه بوده اند مخالفت مي ورزيد؟ در سياست اعلام شده جمهوري اسلامي ايران كه برگرفته از نگاه علمي و حقوقي امام(ره) است نيز موجوديت اسرائيل نفي شده است،... پس شما چرا؟!... شما كه 8 سال متوالي رئيس جمهور همين نظام بوده ايد، آيا در آن هنگام نيز همين نظر و ديدگاه را داشته ايد؟

شریعتمداری در بخش دیگری از این یادداشت از خاتمی انتقاد می کند که چرا از هولوكاست با عنوان «يك واقعيت مطلق تاريخي»! ياد مي كند و كمترين توضيحي نمي دهد كه نظر ايشان از كدام تحقيق تاريخي، كاوش علمي و... برخاسته است؟

وی می افزاید: اظهارنظر بي پايه و غيرعلمي آقاي خاتمي در حالي است كه بسياري از محققان برجسته اروپايي و آمريكايي با تحقيقات جامع و علمي خود ثابت كرده اند «هولوكاست» فقط يك افسانه است كه صهيونيست ها و آژانس بين المللي يهود با حمايت آمريكا و چند كشور اروپايي جعل كرده اند.

شریعتمداری در پایان نتیجه گیری می کند که درباره هولوكاست آقاي خاتمي ناخود آگاه به طرفداري از اردوگاه مشترك آمريكا و اسرائيل برخاسته و اظهار اتمیدواری می کندکه رويكرد مردم به دولت اصولگرا و عدالت خواه احمدي نژاد باعث نشده باشد كه آقاي خاتمي در اعتراض به انتخاب مردم، جانب دوست رها كرده و خداي نخواسته، به خشم يا سياست بازي از افسانه پردازي دشمنان تابلودار مردم ايران حمايت كند!

مدیر مسوول کیهان در ادامه از موضع گیری خاتمي درباره عقب نشيني نيروهاي آمريكايي از عراق انتقاد می کند و می نویسد،خاتمی می گوید:«اشغال عراق بايد هرچه سريعتر خاتمه يابد» و بلافاصله مي افزايد «اما به باور من نمي توان اين دولت دموكراتيك نوپا را در دستان تروريست ها، شورشيان و جويندگان خشونت رها كرد»! همانگونه كه ملاحظه مي كنيد جناب خاتمي از ادامه حضور اشغالگران آمريكايي در عراق حمايت مي فرمايند! و اين پرسش منطقي و مردمي را بي پاسخ مي گذارند كه مگر اشغالگران آمريكايي براي ايجاد امنيت و دموكراسي به عراق حمله كرده اند كه ادامه حضور آنان ضروري باشد؟!

آقاي خاتمي در اين بخش از اظهارات خود نيز آشكارا به جانبداري از بوش برمي خيزد و تاييد مي كند كه اولا؛ هدف بوش از حمله به عراق- همانگونه كه خود او ادعا مي كند- گسترش دموكراسي در اين كشور بوده است؟ و ثانيا؛ عامل ناامني عراق و قتل عام مردم بي پناه و مظلوم اين كشور، شورشيان مخالف اشغالگري آمريكا هستند! و ثالثا؛ براي مقابله با اين شورشيان، ادامه اشغال عراق از سوي آمريكا ضروري است!! اين همه در حالي است كه همان دولت دموكراتيك عراق خواستار پايان اشغال عراق است. بنابراين اگر آقاي خاتمي به دموكراسي اعتقاد دارند و دولت عراق را برخاسته از راي مردم مي دانند چرا باز هم مانند ماجراي فلسطين ميان خواست مردم عراق و خواسته زورگويانه اشغالگران آمريكايي و انگليسي، حمايت از خواست اشغالگران را ترجيح داده اند؟!، هر چند به تلويح!
 
شریعتمداری در پایان به مقاله "فاطمه رجبی" در انتقاد از خاتمی اشاره می کند و می نویسد: مدتي قبل يكي از خواهران انقلابي و دلسوخته عليه آقاي خاتمي اظهارات ناپسندي داشت كه كيهان نيز اين اظهارات را غيرمنصفانه دانسته و به آن اعتراض كرد و در همان حال بسياري از گروه هاي مدعي اصلاحات با همه توان خود به حمايت از خاتمي برخاسته و خانم رجبي را به باد انتقاد گرفتند. اما تمامي آنان در برابر اظهارات آقاي خاتمي كه فقط چند نمونه از آن مورد اشاره قرار گرفت سكوت كرده اند!... چرا؟!

به عقيده نگارنده از برخي گروه هاي مدعي اصلاحات هيچ انتظاري نيست ولي از افراد و جمعيت هايي نظير مجمع روحانيون مبارز و شماري از شخصيت هاي ديگر مدعي خط امام تعجب آور است كه چرا در مقابل مخالفت هاي آشكار آقاي خاتمي با نظرات صريح حضرت امام (ره) و حمايت هاي غيرمنطقي ايشان از برخي سياست هاي آمريكا و اسرائيل سكوت اختيار كرده اند؟

آيا خداي نخواسته در نگاه اين آقايان، اهانت خانم رجبي به آقاي خاتمي غيرقابل تحمل است ولي تعريض صريح آقاي خاتمي به امام (ره) قابل اغماض است؟!... آن خواهر كه همگان به دلسوختگي او اذعان دارند و اهانتش به آقاي خاتمي را مذموم و ناپسند مي شمارند- و حق هم دارند- در يادداشت خود- و البته به خيال واهي خويش - از خاستگاه نظرات امام و انقلاب به آقاي خاتمي اهانت كرده بود، اما آقاي خاتمي برخي از نظرات خود حضرت امام را نفي كرده و از سياست هاي دشمنان امام و انقلاب- هرچند ناخودگاه و به تلويح- حمايت كرده است... انصاف بدهيد، كداميك بيشتر قابل انتقاد و اعتراض است؟! و آيا ميان اظهار نظر خانم رجبي عليه آقاي خاتمي و اظهارات آقاي خاتمي در نفي نظرات حضرت امام (ره) تفاوت از زمين تا آسمان نيست.

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
نام:
ایمیل:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز:1200
مدیا- داخلی
دلتابان
پربازدید ها
بلیط (عصر ایران داخلی)
عصر ایران داخلی (تخفیفان)
عکس