بدون تاریخ بدون امضا- داخلی
صباویزن- داخلی
بیمه سامان - داخلی
کوروش - داخلی
اسنایپرفون
خیریه نسیم وصال
خیریه امام هادی
کد خبر: ۳۰۷۷۲
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۵:۱۰ - ۱۸ آذر ۱۳۸۶ - 09 December 2007
اين مساله يكي از نكات مهمي است كه ما بايد در رسانه‌ها و در افكار عمومي توجه خاصي به آن داشته باشيم و واكنش‌هاي خردمندانه‌اي را نسبت به اين موضوع نشان دهيم.

مدير گروه تاريخ شبكه دو سيما، مصادره فرهنگي دولت شيعه و ايراني صفويه از سوي كشور جمهوري آذربايجان را بيش از هرچيز نمايانگر هويت‌جويي آن‌ها دانست.

جليل عرفان‌منش در گفت‌وگو با ايسنا، در واكنش به ساخت فيلم و مستندي در تلويزيون كشور جمهوري آذربايجان كه سلسله صفويه ايران را به عنوان «دولت آذربايجان» معرفي مي‌كند، افزود: چنين به نظر مي‌رسد كه آن‌ها براي ابراز وجود، به مفاخري چون دولت صفويه تمسك جسته‌اند.

وي خاطرنشان كرد: اين مساله يكي از نكات مهمي است كه ما بايد در رسانه‌ها و در افكار عمومي توجه خاصي به آن داشته باشيم و واكنش‌هاي خردمندانه‌اي را نسبت به اين موضوع نشان دهيم.

وي از تشكيل دولت صفويه كه در سال 907 هجري قمري آغاز شد و پيش از دو سده ادامه يافت به عنوان يكي از مقاطع درخشان تاريخ ما ايرانيان ياد كرد و گفت: مي‌دانيم تا قبل از صفويه، ايران داراي حكومت مركزي و ملي نبود و حكومت‌هاي محلي بر اجزاي ايران حكومت مي‌كردند. ظهور سلسله صفوي به معناي احياي مجدد هويت ايراني پس از فروپاشي دولت ساسانيان به حساب مي‌آيد.

اين محقق تاريخ ايران ، حكومت صفويان را داراي چند مولفه بسيار مهم دانست و گفت: اين حكومت نام ايران را به عنوان يك كشور يك ‌پارچه زنده كرد و نام اسلام و تشيع را با به رسميت شناختن آيين شيعه در ايران احياء كرد. صفويه در كنار امپراطوري‌هاي عصر خود، گوركانيان درهند و عثمانيان در تركيه توانست حيات معنوي ايراني و اسلامي را تداوم بخشد.

وي احياء و رواج زبان فارسي را مولفه مهم ديگر صفويه دانست كه از ميراث ارزنده اين حكومت در ايران به شمار مي‌رود و افزود: كليه مكاتبات ديواني ميان امپراطور عثماني و گوركانيان به زبان فارسي بود و شما مي‌توانيد امروزه آثار آن را در كتيبه‌هاي به جاي مانده و مراسلات و نامه‌هاي مكتوب در استانبول و هندوستان مشاهده كنيد.

عرفان منش در ادامه خاطرنشان كرد: وقتي شما از موزه‌هاي تركيه ديدن مي‌كنيد احساس مي‌كنيد كه در ايران هستيد. زيرا در آن‌جا تمام كتيبه‌ها و نوشته‌ها به زبان فارسي است.

اين فيلمنامه‌نويس و پژوهشگر تاريخ در پاسخ به پرسش ايسنا درباره پديده «اسناد به خود» كه اين روزها بسيار شاهد آن هستيم، خاطرنشان كرد: پديده اسناد به خود و خودي كردن شخصيت‌هاي تاريخي و حتي افسانه‌اي، موضوعي است كه در بيشتر مناطق جهان مشاهده مي‌شود؛ اين پديده موضوع جديدي نيست و از زمان‌هاي دور تا روزگار امروز ادامه دارد؛ به عنوان مثال اعراب در گذشته فريدون پادشاه افسانه‌اي و پيشدادي ايران را از نژاد عرب مي‌دانستند؛ زيرا او قاتل ضحاك ستم‌گر بود و اعراب به اقتدار او مباهات مي‌كردند.

عرفان منش با اشاره به نمونه‌هايي مشابه در تاريخ يادآورشد: هم چنين اعراب براي عربي كردن ذوالقرنين كه كوروش كبير است تلاش كردند به او شخصيت يمني و عربي بدهند؛ آن‌چنان كه مقريزي (در گذشته به سال 845 هجري) در كتاب «المواعظه و الاعتبار به ذكر الخطط و الآثار» ذوالقرنين را از ملوك يمن مي‌داند و يا برخي به اشتباه وي را اسكندر مقدوني نام نهاده‌اند؛ درحالي كه ذوالقرنين بودن كوروش امري مستند است و بسياري از مفسرين قرآن از جمله مرحوم علامه طباطبايي و آيت‌الله ناصر مكارم شيرازي براين نكته تأكيد كرده‌اند و آن را قريب و يقين دانسته‌اند.

مديرگروه تاريخ شبكه دو سيما هم‌چنين يادآور شد: ابوعلي سينا شخصيت ديگري است كه هم اعراب، هم ترك‌ها و هم روس‌ها تمايل دارند آن را به خود منسوب كنند؛ هم‌چنين مردم تركيه همواره اصرار دارند كه مولانا جلال‌الدين بلخي (مولوي) را از آن خود اعلام كنند، درحالي كه تولد و زيست‌گاه مولوي در بلخ و رشد و بالندگي او در حوزه فرهنگي ايران كامل و مشهود است. هم‌چنين آشكار است كه وي حتي يك بيت هم به زبان تركي نگفته است.

عرفان‌منش با يادآوري اين‌كه اخيراً مردم افغانستان هم مدعي هستند كه مولانا افغاني است، تصريح كرد: اين درست است كه بلخ امروز در سرزمين افغانستان واقع شده است؛ اما بلخ قديم يا باكتريا از زمان‌هاي بسيار دور جزئي از ايران بوده است و در زمان حيات مولانا بلخ و ديگر بخش‌هاي سرزمين افغانستان نيز جزئي از قلمرو فرهنگي ايران به حساب مي‌آمده است.

وي ادامه داد: جالب است بدانيد كه رسانه‌هاي تركمنستان از ابوسعيد ابوالخير عارف نامي ايراني را كه زادگاه او در روستاي «ميهنه» از توابع خراسان رضوي است، به عنوان عارف نامي و تركمن ياد مي‌كنند و اخيراً نيز رسانه‌هاي امارات متحده عربي و برخي كشورهاي عربي، ابوعلي سينا و زكرياي رازي را دانشمند عرب معرفي كرده‌اند؛ درحالي كه رازي به معني كسي است كه در شهر ري زندگي مي‌كند همچون «مروزي» كه در مرو مي‌زيد. هم‌چنان كه برخي گفته‌اند:"الرازي ولد في ري و هو عالم و العربي" و دليل عربي بودن رازي را تاليفات وي به زبان عربي دانسته‌اند؛ حال آن كه زبان عربي، زبان علمي جهان اسلام به شمار مي‌رفته است.

به گفته وي نسبت دادن مشاهير تاريخي ايران به كشورهاي ديگر درست مثل آن است كه بگوييم اقبال لاهوري انديشمند نامي پاكستان چون به زبان فارسي شعر سروده بنابراين ايراني است و يا چون سعدي شيرازي اشعاري به زبان عربي دارد پس عرب است.

اين پژوهشگر در ادامه تاكيد كرد: نسبت به اقدام جمهوري تازه استقلال يافته جمهوري آذربايجان كه به دليل ترك بودن موسس و بنيان‌گذار سلسله صفويه اين دولت ايراني را به خود نسبت‌ داده‌اند بايد گفت كه خوشبختانه تمام اقوام ايراني اعم از كرد، ترك، بلوچ و تركمن و عرب‌زبانان همه خود را ايراني مي‌دانسته و مي‌دانند؛ هم‌چون ساير سلسله‌هايي كه پس از صفويه از اقوام مختلف ايراني شكل گرفت و نشان و دليل آن اين است كه سلسله صفويه زبان فارسي را هم در ايران و هم در امپراطوري عثماني و گوركانيان هند رواج دارد.

جليل عرفان‌منش در پايان در پاسخ به اين پرسش ايسنا كه آيا شبكه‌هاي تلويزيوني ايران براي شناسايي فرهنگ و تمدن ايراني چه اقداماتي مي‌توانند انجام دهند؟ گفت: خوشبختانه در گروه تاريخ شبكه دو سيما و در برخي از برنامه‌هاي شبكه‌هاي مختلف سيما، اقدامات ارزنده‌اي در اين خصوص انجام شده‌است؛ در سال جاري برنامه‌ي «زير آسمان ايران» با حضور آقاي دكتر علي‌اكبر ولايتي به موضوع هويت تاريخي ايرانيان و هم‌چنين برخوردهايي از اين دست پاسخ داده است؛ با اين وجود هم‌چنان ضرورت دارد تا علاوه بر صداوسيما ساير رسانه‌هاي مكتوب شنيداري و ديداري نسبت به هويت‌جويي ايرانيان اهتمام ورزند.

ارسال به تلگرام
بدون تاریخ بدون امضا- داخلی
صباویزن- داخلی
بیمه سامان - داخلی
کوروش - داخلی
اسنایپرفون
خیریه نسیم وصال
خیریه امام هادی
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۷:۲۸ - ۱۳۸۶/۰۹/۱۹
0
0
خدمت اقای عرفان منش عرض کنم همانطور که گفتید اشعار فارسی اقبال دلیل بر ایرانی بودنش نیست در عین حال اشعار فارسی مولانا هم دلیل بر فارس بودن مولانا نمی باشد. ضمنا مولانا اشعار ترکی هم دارد که شاید واقعا نمی دانستید و یا بکارتان نمی اید بدانید. ان چیزی هم که واقعیت دارد این است که دولت صفویه یک دولت ترک بوده و تعصب خاصی هم به زبان ترکی داشتند تا جایی که عثمانیها خودشان بیشتر از صفویان از زبان فارسی در دربار و مکاتباتشان استفاده می کردند.ایا این تعصب کورکورانه و افراطی نمی باشد که تمام عالمان و شاعران را فارسی می دانید؟ ایا بنظر شما اقوام دیگه بی هنر و عاری از دانش هستند؟عرفان منش هرچه زودتر باید از ترکها معذرت بخواهد که گفته اند مولانا یک بیت شعر ترکی هم نداره.مردم همه چیز رو می دونند و مثل گذشته نیست که هر چی رو بگید قبول کنند.
نام:
ایمیل:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز:1200
ایر تویا -داخلی
دلتابان
پربازدید ها
ایر تویا -داخلی
دلتابان
بلیط (عصر ایران داخلی)
بلیط (عصر ایران داخلی)
بلیط (عصر ایران داخلی)
عکس
بلیط (عصر ایران داخلی)
بلیط (عصر ایران داخلی)