کد خبر: ۳۰۸۹۵
تعداد نظرات: ۲۱ نظر
تاریخ انتشار: ۰۹:۰۴ - ۲۰ آذر ۱۳۸۶ - 11 December 2007
من عشق را زمانی دیدم که حمید همکلاسی استاندار باپای پیاده به دیدن همکلاسی سابق اش آمده بود و استاندار هم با گرمی دستش را فشرد گویی دوران مدرسه در ذهنش تداعی شده بود.


عصرایران -  سایت استانداری آذربایجان غربی که اصولاً می بایست به ارائه اخبار ، تحلیل ها و اطلاعات استان از منظر دولتی بپردازد ، در مطلبی که نویسنده آن هم معلوم نیست به ارائه تفسیر جدیدی از عشق پرداخته و آن را به بازدید استاندار از چند روستا و منطقه محدود کرده است .

بدون توضیح بیشتری در این باب ، متن کامل از نوشتار را منتشر می کنیم تا میزان رسوب  فرهنگ تملق در وجود برخی ساختارهای دولتی بیش از پیش عیان گردد . قربانی استاندار آذربایجان غربی است که امیدوایم از انتشار چنین مدح نامه ای بی خبر بوده باشد:
 
و من عشق را دیدم . . .           

من عشق را در صف های طولانی مردم دیدم که چندین ساعت با پرچم های سه رنگ ایران اسلامی وبا دسته گل هایی از مهر و صفا در نوشین شهر درانتظار استقبال مردی ازتبار مهرورزی و عدالت محوری بودند .

 و من عشق را دیدیم . . .

 من عشق را در مسیر روستای خانقاه سرخ دیدم . زمانی که کودکان مدرسه وقتی شنیده بودند بزرگ مردی به روستایشان می آید، در صف های منظم به استقبال استاندار محبوبشان ایستادند و زیر پایش گل ریختند .

و من عشق را زمانی دیدم که استاندار آذربایجان غربی با آن بزرگی به احترام کودکان کوچک مدرسه خانقاه از ماشین پیاده شد و با لبخند جواب آنان را داد .

من عشق را زمانی دیدم که حمید همکلاسی استاندار باپای پیاده به دیدن  همکلاسی سابق اش آمده بود و استاندار هم  با گرمی دستش را فشرد گویی دوران مدرسه در ذهنش تداعی شده بود. آری او از جنس و سنخ همین مردم است .

 من عشق را دیدیم . . .
 
من عشق را در منزل شهید اسماعیل حسنی در روستای خانقاه سرخ دیدم، زمانی که استاندار قسمتی از راه را به همراه مسئولان اجرایی استان به احترام خانواده شهید با پای پیاده به طرف منزل شهید می رفت .

من عشق را در صدای لرزان مادر شهید اسماعیل حسنی دیدم که می گفت : هنوز هم تمامی جان و مالم فدای اسلام و انقلاب و رهبری است .

   عشق را دیدیم . . .

 من عشق را درانتظار مردم قوشچی دیدم که کوچک و بزرگ در هوای سرد پاییزی در انتظار گام های گرم مسئولان استان بودند تا با تدبیرشان گره از مشکلات شهرشان باز کنند .

من عشق را در کودکانی دیدم که با دسته گل های آماده شده بودند ورود استاندار  و مسئولان را به شهر زیبایشان گرامی بدارند . آنها کودکانه چه حرف های بزرگی به استاندار می زدند و گفتند «مقدمتان را با بنفشه های قلب کوچکمان، گلباران کرده ایم تا مزین به عطر شهیدانمان باشد»

من عشق را زمانی دیدم که کودکان قوشچی از دریا می گفتند، استاندار هم فرصت های شیرین را فرصتی برای بهره مندی مردم ساحل نشین آن دانست .

 
و من عشق را دیدیم . . .

  و من عشق را در خانه برادران شهید جانعلی، امامعلی و اسماعیل همگی فاضل در گورچین قلعه دیدم، زمانی که استاندار برای قدر دانی از پدر و مادر این شهیدان وارد منزل آنان شد تا برای پرورش این چنین فرزندانی به آنان تبریک بگوید .

من عشق را در کمر خمیده و دست های لرزان پدر و مادر سرداران شهید فاضل دیدم .

من عشق را زمانی دیدم که استاندار عکس های برادران شهید فاضل را نگاه می کرد گویی خاطرات دفاع مقدس و همرزمان شهیدش در مقابل دیدگانش آمده بود .
 
و من عشق را دیدیم . . .

 و من عشق را در دل های امیدوار مردم گورچین قلعه دیدم، زمانی که آنان از کمبود آب و خشکسالی در منطقه می گفتند و استاندار هم از طرح های آبرسانی و سدهای در دست اجرا و آینده ای سرسبز برای منطقه آنها خبر می داد .

 و من عشق را دیدیم . . .
 
ومن عشق را زمانی دیدم که استاندار هنگام برگشت در مسیر ارومیه به رغم خستگی و به خاطر وفای به عهد راه را به سمت روستای کهریز انتخاب کرد .

ومن عشق را در تاریکی آسمان دیدم زمانی که مردم روستای کهریز در تاریکی شب هم منتظر او بودند .

 و من عشق را دیدیم . . .

زمانی که نماینده شورای اسلامی روستای کهریز از شوق دیدن استاندار و مسئولان اجرایی استان در روستایشان صدایش می لرزید و از شوق دیدار زبانش بند می آمد .

من عشق را زمانی دیدم که نماینده شورا گفت : این اولین بار است که مسئولان ارشد استان برای مشکلات ما به روستا آمدند، همین که شما اینجا هستید برای ما کافیست، ما هیچ چیزی از شما نمی خواهیم .

ومن عشق را دردیدگان مردمی دیدم که برای آینده ای زیبا برای میهن اسلامیمان می درخشید.
 
و من عشق را دیدیم . . .

 

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
انتشار یافته: ۲۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۹:۲۴ - ۱۳۸۶/۰۹/۲۰
0
0
ومن عشق را در تملق و چاپلوسي ديدم و به ياد زمان سلاطين افتادم
ناشناس
UNITED ARAB EMIRATES
۰۹:۵۴ - ۱۳۸۶/۰۹/۲۰
0
0
تیتر شایسته ای زدید . ای کاش به جای این تملقات مشمئز کننده که احتمالا برای بعضی ها آب و نان هم دارد ، کمی به پروژه های معوقی مثل بزرگراه میانگذر دریا می پرداختند تا این پروژه 30 سال طول نمی کشید
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۹:۵۸ - ۱۳۸۶/۰۹/۲۰
0
0
انگار اين استاندار از آسمان نازل شده؟؟
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۰:۲۳ - ۱۳۸۶/۰۹/۲۰
0
0
احتمالا" در استانداری آذربایجان غربی به جای قند قرص اکستازی با چای مصرف میشود(پیرو دستور وزارت بهداشت در باره حذف استفاده از قند در ادارات)
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۰:۳۹ - ۱۳۸۶/۰۹/۲۰
0
0
و من عشق را در خالی بندی دیدم و غش کردم
ومن عشق را در صف طولانی کارگران ساختمانی که بدنبال یک نفر می دویدند
و من عشق را در تعریف از سلطان بادمجان خورده دیدم
ومن عشق را .............
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۱:۳۷ - ۱۳۸۶/۰۹/۲۰
0
0
کاش آقایان محترم عشق را می دیدند که چگونه پدران عاشقانه شرمنده فرزندان خود میشوند.کاش عشق را در فقر و گرانی که به بارآورده اند می دیدند وصدها جلوه عاشقانه دیگر که از منظر استاندار عاشق ما پنهان هم نمی باشد
ناشناس
-
۱۱:۴۳ - ۱۳۸۶/۰۹/۲۰
0
0
ومن عشق را دیدم که پرزد ورفت به جاهای خیلی دور تا از این همه ریب و ریا بیشتر خجالت نکشد
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۲:۰۶ - ۱۳۸۶/۰۹/۲۰
0
0
ومن نيز چون اين نوشته را خواندم,ازخود بيخود شده ,درمعني عشق شك كرده وبه حال وروز خودم وهموطنانم گريستم!!
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۲:۰۶ - ۱۳۸۶/۰۹/۲۰
0
0
و من عشق را در ميان وعده هاي توخالي مسئولان به باد فراموشي سپردم - با شكم خالي چه جاي عشق و عاشقي - و من كلاشي و فقر را در بيكاري بهترين جوانان اورموي كه در منجلاب اعتياد و الكل غرق شده اند، ديدم - و من موج خستگي و بيچارگي را در تاكسي هايي كه پر از رانندگان بيكار و بازنشسته هستند مشاهده كردم - و بدبختي استان را در برخورد با تك تك مسئولين ناوارد و نآگاه از كار خويش كه همگي سفارشي هستند و نه شايسته، ديدم - و چه ها ديدم و سوختم و سوختيم و ميسوزيم به اميد خدا تا شايد آب سردي از جانب پروردگار متعال روحمان را از اين سوزش نجات دهد
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۲:۴۱ - ۱۳۸۶/۰۹/۲۰
0
0
پاچه خواری هم حدی داره بادمجون دور
قابچین .
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۳:۱۹ - ۱۳۸۶/۰۹/۲۰
0
0
ای باقلوا ای پامادور
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۳:۱۹ - ۱۳۸۶/۰۹/۲۰
0
0
و من عشق را دیدم که چگونه در پاچه خاری وصف ناپذیری، ریا و تملق شد.
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۳:۴۹ - ۱۳۸۶/۰۹/۲۰
0
0
ومن عشق رادر صف طولاني مردان وزنان شهر صالح آباد رباط كريم مي بينم كه براي دريافت يك عدد سيلندر 11 كيلويي گاز در منطقه چسبيده به پايتخت ساعتها مي ايستند و آخر شب دست خالي بر مي گردند
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۳:۵۰ - ۱۳۸۶/۰۹/۲۰
0
0
و من از خواندن اين قصه عاشقي حالم به هم خورد
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۲:۴۳ - ۱۳۸۶/۰۹/۲۱
0
0
و من عشق را دیدیم . . .
من عشق را در صف های طولانی مردم دیدم که چندین ساعت برای گرفتن چندعددنان ویک سیلندرگازدرانتظار بودند .

و من عشق را دیدیم . . .
من عشق را در مسیر کارخانه قندتاارومیه دیدم . مغازه های بدون مجوز،تعمیرگاههای دربوداغون ومغازه هایی که سیبهای خراب رادرگونی کنارجاده دپوکرده بودند.

من عشق را زمانی دیدم که حمید همکلاسی استاندار باپای بدون کفش وفوق لیسانس بیکار به دیدن همکلاسی سابق اش آمده بود که ازدانشگاههای .....دکتراگرفته...و استاندار هم با گرمی دستش را فشرد گویی دوران مدرسه در ذهنش تداعی شده بود. شاگرداول کلاس بامدرک فوق لیسانس ازدانشگاه شریف درروستای کارخانه قند(نوشین شهرفعلی)بیکار،او از جنس و سنخ همین مردم است .


عشق را دیدیم . . .
من عشق را در کودکانی دیدم که هرروزبا کفشهای پلاستیکی پاره درروی برفها به طرف مدرسه کیلومترها پیاده طی می کنندومسئول استانشان برای چندقدم پیاده رفتن موردتمجیدبادمجان درورقابچینان استانداری قرارمی گیرد.

من عشق را زمانی دیدم که کودکان قوشچی از پل دریا می گفتند ، که رئیس جمهوردرسفراستانیشان قول دادندمردم برای تعطیلات عیدسال 1386ازروی آن عبورکنندواستاندار هم فرصت های شیرین را فرصتی برای بهره مندی مردم ساحل نشین ازآن دانست .

و من عشق را دیدیم . . .
من عشق را در کمر خمیده و دست های لرزان پدر و مادر ی را دیدم که تنهافرزندشان توسط درطی چندماه گذشته توسط اشراربه گروگان گرفته شده است .

من عشق را دیدیم . . .
و من عشق را در دل های امیدوار مردم ارومیه دیدم، زمانی که آنان از کمبود گازو امکانات تفریحی وآموزش عالی وبهداشتی درمانی و...... در منطقه می گفتند و استاندار هم از آینده ای سرسبز برای منطقه آنها خبر می داد .

من عشق را دیدیم . . .
ومن عشق را زمانی دیدم که استاندار هنگام برگشت در مسیر ارومیه به رغم خستگی به خاطر ات سفرخودبه تبریزومقایسه آن باارومیه پرداخت وقول دادکه ارومیه راتبریزی دیگرکند.

ومن عشق را در تاریکی دردل برخی مسئولان استان دیدم زمانی که مردم روستای کهریز در تاریکی شب هم منتظر او بودند .

و من عشق را دیدیم . . .
و من عشق را درچمشمان جوانان فارغ التصیل بیکار درخیابان خیام دیدم .
و من عشق رادربساط دست فروشان فروان پیاده روهای خیابان امام ارومیه دیدم .
و من عشق را دربافت فرسوده وخراب شهرارومیه دیدم.
و من عشق رادرصف سوارشدن برروی لنچ پل کلانتری دیدم .
و من عشق رادرچشمان ارباب ورجوع ادارات ارومیه دیدم.
و من عشق رادرپرداخت زیرمیزی به کارکنان درادارات ارومیه تحت عنوان شیرینی دیدم .
و من عشق رادرسرکارگذاشتن مردم درادارت ارومیه دیدم.
و من عشق رادرحاشیه نشینان شهرارومیه دیدم.
و من عشق رااتاق فکراستانداردیدم.
و من عشق راچشمان کارمندقراردادی روابط عمومی استانداری ارومیه درحال کلاغ پررفتن دیدم .
و من عشق رادرذبح منتقدان مصلح دراستانداری ارومیه دیدم .
و من عشق رادرسرمای 25درجه بعدازقعطی چندهفته گازدرارومیه درچشمان فرزندخردسالم دیدم.
و من عشق رادرانتصابات فامیلی دراستانداری ارومیه دیدم .
و من عشق راکمبودامکانات بهداشتی درمانی دراستان دیدم .
و من عشق رافضاهای فرهنگی وآموزش عالی دیدم .
و من عشق رادرفرارمغزهاازاستان به سایراستانهادیدم.
و من عشق رادروخامت تمام بخشهادرسطح استان دیدم .
و من عشق رادرفاصله شدیدطبقاتی بین فقیرغنی درارومیه دیدم .
و من عشق رادرچشمان یکی اعضاءخانواده آقای استانداررادیدم زمانی که برای نمایندگی مجلس ثبت نام می کرد.
ومن عشق را دردیدگان مردم نجیب وآرام ارومیه دیدم که برای آینده ای زیبا برای استانشان میدرخشید.

و من عشق را دیدیم . . .
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۲:۵۷ - ۱۳۸۶/۰۹/۲۱
0
0
ای دوست رباط کریمی به عشق خود بناز چون من نیز چون تو عشق را دیدم عشق به سیلندر گاز در دستان زنی سالخورده در مرکز شهر بوشهر خوابیده بر دریای بیکران نفت گاز عسلویه و پارس جنوبی
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۴:۴۶ - ۱۳۸۶/۰۹/۲۱
0
0
خواهشمندهستیم ما اهالی ارومیه واستان همین نظرات را به اقای استاندار ارسال کنید تا عشق را دریابند و بدانند که در کجای دولت به اصطلاح عدالت محور قرار دارند و دم از آن می زنند و شب ها راحت می خوابند
ناشناس
-
۱۵:۲۷ - ۱۳۸۶/۰۹/۲۱
0
0
حیف به این مملکت
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۲:۵۵ - ۱۳۸۶/۰۹/۲۲
0
0
بابا ایول ایول
این عاشقارو ایول
داش رحیم رو ایول .....ایول ایول
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۲۲:۰۵ - ۱۳۸۶/۰۹/۲۲
0
0
اشتباه نكن عزيزم تو عشق را نديدي اونيكه تو ديدي مقام ومنزلت بوده رتبه بوده پول بوده پاداش بوده و .... راستي خودت اونجابودي يا فقط شنيدي؟
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۲۳:۳۰ - ۱۳۸۶/۰۹/۲۲
0
0
آقا چکاردارید به کاروکاسبی مردم ؟بعضی هاازاین راه نان میخورند. خوشتان میبادکسی گیربده به کاروکاسبی شما؟
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
تلگرام عصر ایران
بلیط (عصر ایران داخلی)
بلیط (عصر ایران داخلی)
بلیط (عصر ایران داخلی)
عکس
بلیط (عصر ایران داخلی)
بلیط (عصر ایران داخلی)