کد خبر ۳۱۱۶۴
تاریخ انتشار: ۲۰:۰۸ - ۲۳ آذر ۱۳۸۶ - 14 December 2007
امیر محمد روي گر


درخصوص ارزیابی عملکرد دولت ها همواره شنیده ایم که صاحبنظران در هنگام قضاوت به شیوه ای محافظه کارانه به نفع حفظ انسجام شکلی ، عنوان می کنند که سیاستهای نظام از ابتدای انقلاب ثابت بوده و هیچ تغییر عمده ای در آنها ایجاد نشده است.

اگرچه این نکته که سیاست ها در صورت وابسته نبودن به فرد از روایی و اطمینان بالاتری برخوردارند صحیح و درخور توجه است، اما متاسفانه در این میان مقوله ای ظریف مورد غفلت واقع گردیده است.

هنگامی که در خصوص نحوه مواجهه صحبت می کنیم مراحل زیر را می بایست در نظربگیریم:

اهداف کلان-اهداف خرد-سیاست ها-راهبردها-تدابیر

همانطور که ملاحظه می شود، در این سلسله مراتب از چپ به راست مقیاس کلان تر و به سمت طراحی و از سوی دیگر از راست به چپ مقیاس خردتر و به سوی اجرا پیش می رود.

پرواضح است که در یک نظام می توان اهداف و سیاست های مشترک و واحدی را دنبال نمود در صورتی که در اجرا یعنی در راهبردها و تدابیر به شیوه های گوناگونی عمل نمود.

 مثال روشنی را می توان اشاره کرد که در حرفه ساختمان به صرف طراحی نقشه های ساختمانی نمی توان ساختمان را برروی زمین مجسم نمود بلکه پیمانکار در تعیین شکل نهایی آن نقش قابل توجهی دارد.

با روی کارآمدن هر دولتی در نظام جمهوری اسلامی گاهی این مقوله مورد غفلت قرار می گیرد که وجه ممیزه دولتها در کدامین مرتبه از سلسله مراتب گفته شده قرار دارد.
گاهی استفاده از ابهام در این خصوص، دانسته یا نادانسته،منجر به سوءتفاهم میان جریان های سیاسی و حتی نامزدهای ریاست جمهوری گردیده است.

با روی کار آمده دولت نهم نیز به تبع کارکشایی این روش یعنی بیان تفاوت ها در هر یک از مراتب فوق، شاهد آن بودیم که مانند دولتهای گذشته در برخی از حوزه ها صحبت از تحولاتی در حوزه مواجه با مسایل مبتلابه کشور توسط ریاست جمهور و وزرا در جریان معرفی می گردید.
در این میان در حوزه سیاست خارجی، وزارت امور خارجه با همین رویکرد و با توجه به شرایط خاص حاکم، به شکل محسوس تری مورد توجه قرار گرفت.

از همان آغاز کار در هنگام نقد و ارزیابی این مجری سیاست خارجی کشور از سوی صاحبنظران عمدتاً با این ایده مواجهیم که آنچه در حوزه سیاست خارجی کشور رخ می دهد تفاوتی با گذشته نمی کند.

در این بین از همان سالهای اول یکی از چهره هایی که به شکلی پررنگ در برنامه های صدا و سیما و رسانه ها به طرح این بی تفاوتی می پرداخت آقای دکترولایتی بود.

ایشان در آخرین ارزیابی خویش نیز (15 آذر) بار دیگر بیان نمودند: " در ایران سیاست خارجی ما تعریف شده است و دولت هایی كه آمده اند، همگی با نظارت حضرت امام (ره) و نیز نظر مقام معظم رهبری از این سیاست ها پیروی كرده و می كنند".

اگرچه در تعریف متحد این سیاست ها نیز قدری باید تامل داشت اما واقعیت اینجاست که ارزیابی از دولت بیش از جایگاه سیاست ها می بایست مبتنی بر جایگاه تدابیر و راهبردها باشد و بخش عمده ای از آن را باید در طراحی نحوه عملکرد آن جستجو نمود. بدین معنا اگرچه برای مثال، سیاست هسته ای کشور ممکن است محل تردید نباشد اما طراحی عملیاتی راهبردها و تدابیر است که شکل نهایی آن را تعیین خواهد نمود.

بنابراین قضاوت های اینچنینی سوزاندن تروخشک و قوت و ضعف با همدیگر است.

به نظر می رسد در چنین شرایطی نمی توان ضعف ها و تهدیدهایی را که متوجه دستگاه دیپلماسی کشور است را به صورتی واقعی شناسایی نمود. داشتن اتحاد ملی و انسجام اسلامی نافی خلاقیت و تدوین تدابیر نوین علی الخصوص در مقیاس اجرا نیست زیرا این تدابیر از سیاست های واحدی سرچشمه می گیرند اما در عین حال در چهارچوب همین سیاست ها ست که تدابیر قوی و ضعیف قابل ارزیابی است.

 به واقع چشم پوشی از این حوزه و عنوان نمودن وحدت سیاست گذاری به صورت شکلی آن در تمامی مقیاس های سلسله مراتب مطروحه نوعی پیچیدن نسخه ای واحد برای تمامی دردها است که راه صواب نیست.
 
بنابراین باید گفت که از یک سو وزارت امورخارجه نباید گمان برد که با واردشدن نهادهای سیاستگذار در مراتب از اهداف کلان تا سیاست ها، وظایف آن سبک ترشده است بلکه در فضایی بسیار ظریف تر و نیازمند خلاقیت بیشتر است و اتفاقاً تلاش دوچندانی را طلب می کند و از سوی دیگر منتقدان دولت بدانند که دقیقاً باید کدامین مرتبه و مقیاس را در وزارت امور خارجه مورد مداقه و ارزیابی موشکافانه قراردهند.

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
علم و فناوری
بلیط (عصر ایران داخلی)
دلتابان- صفحه داخلی
عکس