کد خبر ۳۱۲۸۲
تاریخ انتشار: ۱۱:۲۱ - ۲۵ آذر ۱۳۸۶ - 16 December 2007
روزنامه‌هاي صبح امروز كشور در سرمقاله‌هاي خود به مسائل روز كشور وجهان پرداخته‌اند كه گزيده برخي از آنها در ذيل مي‌آيد.
صداي عدالت

روزنامه صداي عدالت در سرمقاله امروز خود با عنوان «قتل جهانگرد فرانسوي و وظايف دولت» آورده است: گلوله اي كه در اصفهان از تپانچه فردي جنايتكار سينه گردشگر فرانسوي را هدف قرار داد در واقع تيري بود به صنعت بيمار گردشگري ايران و عدم واكنش به موقع مسئولين سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري درمورد اين مسئله و صدور اعلاميه يا اطلاعيه و نيز عدم موضع گيري وزارت امورخارجه و سايرنهادها درخصوص حمايت از جهانگردان ورق تازه اي بود كه بخت برگشته صنعت گردشگري ايران را نزد توريست ها و جهانگردان با تأسف سياه نشان داد. مدتي است گروه‌هايي درشرق ايران به جهت باج خواهي از دولت و يا معاوضه زندانيان خود شيوه مذموم و زشت برخورد با خارجيان را برگزيده‌اند و ايران كه به نسبت كشورهاي پيراموني از امنيت بالائي برخورداراست را نزد جهانگردان به كشوري ناامن جلوه مي دهند. از اين دست اتفاقات درهركشوري ممكن است به وقوع بپيوندد. دركشور يمن گروه‌هاي مخالف دولت تعدادي از گردشگران را ربودند و بعضي از آنها را به قتل رساندند درافغانستان حتي به گروه‌هايي كه درقالب كمك به مردم رنج ديده افغانستان آمده بودند رحم نكردند، درمصر، كشوري كه گردشگري جايگاه ويژه‌اي دراقتصاد آن دارد و بخشي از ارز خارجي مورد نيازاين كشور از صنعت گردشگري فراهم مي‌آيد نيز گردشگران در امان نيستند. اما دولت در اين كشورها به سرعت وارد مي شود و با صدور اطلاعيه و هم دردي با اتباعي كه دركشور مورد نظر گرفتار آمده اند حساب اين گروه‌ها و افراد را از دولت جدا مي كند. آرامشي كه جامعه گردشگري به پشتوانه آن نياز دارد. اما ظاهراً درايران قرارنيست دولت از باب ديپلماسي هم كه شده قبل از هرچيز به عنوان مجري تأمين امنيت عكس العمل نشان دهد. مي گويند ايران يكي از ده كشور جهان درعرصه جاذبه هاي تاريخي و يكي از چهاركشوردرعرصه جاذبه هاي جغرافيائي ( وجود چهارفصل دريك زمان دركشور) مي باشد. هم اكنون كه پايان پائيز و چند روزي مانده به يلدا - طولاني ترين شب سال - و آغاز چله زمستان است هنوز دربندرعباس كولرها روشن است. آبهاي نيلگون خليج فارس و سواحل زيباي كيش و قشم درست زمانيكه سرما قلب اروپا و آمريكا را يخ زده نموده، پذيراي اسكي بازان روي آب است.

درست است كه ايران كشوري اسلامي و معتقد به رعايت آداب خاص و منطبق با سنن خود مي باشد و بسياري از گردشگران كه قصد استراحت و سود بردن از هواي خاص اين مناطق را دارند تمايلي به حضور در ايران ندارند و نمي توان چشم انتظار جمعيت ميليوني در سواحل ايران بود، جاذبه هاي جغرافيائي ايران دركنار جاذبه هاي تاريخي موقعيتي استثنائي خلق كرده است اما اكثر جهانگردان پول را براي راحتي و استراحتي كه مورد نظر خود است خرج مي كنند و طبيعي است كه ايران نمي تواند مقصد آنان باشد، اما گروهي كه جهانگرد فرهنگي مي باشند و به قصد ديدار از جاذبه هاي تاريخي ايران به كشور ما مي آيند بايد امنيت اينان را فراهم آورد.
ايرانيان مقيم خارج كه با اعداد و ارقام مختلف از دو سه ميليون تا پنج ميليون تخمين زده مي شوند. مي توانند بهترين گردشگري باشند كه با خود ارز به ايران بياورند و بهترين سفيري باشند تا سم پاشي دشمنان قسم خورده ما را خنثي كنند. مثلاً دريكي از سفرهايم به پاريس كه طي چند سخنراني با ايرانيان مقيم پاريس مواجهه شدم مي پرسيدند مثلاً حكومت نظامي نيست؟ آيا زنان مي توانند رانندگي كنند؟ اصلاً خانمها اجازه خروج از خانه را دارند؟ با تعجب و با بهت به اين هموطناني كه چند سالي است به هرعلت خود را ممنوع الورود به ايران نموده اند. روبرو مي شوم مگر چه اتفاقي افتاده است؟ كدام ايراني يا خارجي وارد شده به ايران را بازداشت كرده اند و يا حتي مورد سئوال و جواب قرار داده اند. درهمان جمعيت فردي كه بعد از 20 سال به ايران آمده بود با ذوق زدگي تعريف مي كرد همه مرا از رفتن به ايران منع مي كردند و چون شوق ديدار داشتم با هزار دلشوره خود را راضي كردم به ايران بيايم و با خوردن يكي دو قرص آرام بخش سوار هواپيما شدم. وقتي هواپيما وارد آسمان ايران شد بازهم يكي دو قرص ديگرخوردم تا تحمل شدايد ورود را داشته باشم، وقتي وارد فرودگاه شدم و درصف كنترل قرار گرفتم در اول با تعجب ديدم افسر خانمي پشت دكه بازرسي پاسپورت نشسته و با احترام ازمن پرسيد: چند سال ايران نبوديد؟ گفتم 20 سال و سپس با روئي باز به من گفت: به كشورخودتان خوش آمديد. بفرمائيد، پرسيدم كجا؟ گفت : حتماً اقوام شما چشم انتظارتان هستند بفرمائيد و مأمور گمرك هم مشابه همان خانم مؤدب پليس برخورد كرد و وقتي چشمم به انبوه ماشينهاي نمره ايران افتاد از شوق گريه مي كردم و جالب است اين فرد وقتي داستان به ايران آمدنش را تعريف مي كرد ديگران با شك و شبهه به او نگاه مي كردند. باوركنيد ما دراين زمينه هم كوتاهي كرديم و ايرانيان خارج نشين را هم، نتوانستيم جذب و جلب كنيم، كساني كه ظاهراً يك هزارو سيصد ميليارد دلار سرمايه دارند. نسل دومي ها مشتاق تر به حضور درايران مي باشند. زيرا اينان دنبال هويت گم شده خود مي باشند. اما هراز گاهي اخباري ازاين دست و عدم برخورد درست با موضوع و مهم تراز همه عدم واكنش به موقع دولت و انعكاس آن درخارج، زمينه ذهني ديگران را نسبت به ايران منفي نشان مي دهد. جواني فرانسوي كه در ترمينال اتوبوس اصفهان به همراه همسرفرانسوي خود آماده حركت به يزد، ديگر شهر تاريخي ايران، ناگهان مورد حمله فردي مسلح قرار مي گيرد. اين جاني خطرناك كه امروزه همه نيروهاي انتظامي و افسران زبده در تعقيب او و همدستانش مي باشند و به زودي دستگير خواهد شد. تيري را شليك كرد و هدفي را نشانه گرفت كه تا سالها درد آن التيام نخواهد يافت. نمي دانم همسرجوان اين گردشگر بيگناه هم اكنون چه مي كند او چه خاطره اي از لحظه دردناك شليك به همسرش دارد مطمئن هستم كه مردم مهماننواز ايران بعد اين حادثه اين زن را تنها تگذاشتند. اما اين تمام اقدامات نيست. بايد دولت ايران، سازمان ميراث فرهنگي و جهانگردي، وزارت كشورو وزارت امورخارجه به سرعت از نظر ديپلماسي وارد عمل شوند و با صدور اطلاعيه ها، نگراني خود را اعلام و ذهنيت منفي راجع به نا امني را درذهن گردشگران از بين ببرند. اگر نتوانستيم سر سرباز هخامنشي را به هرعلت كه مورد قبول مردم نيست به جايگاه اصلي خود برگردانيم. مي توانيم با پيگيري قضيه و واكنش به موقع امنيت گردشگران را به هر طريق كه بازتاب بين المللي داشته باشد اعلام كنيم تا از اين منظر به صنعت درحال موت گردشگري آسيب ديگري نرسانيم.‏

مردمسالاري

روزنامه مردمسالاري در سرمقاله امروز خود باعنوان روسيه، آينده پوتين و فرصت هاي ايران به قلم محمد مهدي شجاعي آورده است: با اعلام نتايج انتخابات دوماي روسيه و پيروزي حزب «روسيه واحد» كه مورد حمايت پوتين بود بار ديگر سنت ماندگاري در قدرت در كشورهاي به جامانده از شوروي سابق تكرار شد. با دعوت رئيس جمهور آتي روسيه از پوتين براي به عهده گرفتن نخست وزيري، مي توان به راحتي پيش بيني كرد كه پوتين باز هم به عنوان تصميم گيرنده اصلي در مسند قدرت باقي خواهد ماند و سياست شرق گرايي روسيه و توجه به خاورميانه باز هم از سوي وي و دولت روسيه ادامه خواهد يافت. در حقيقت انتخابات اخير صرفا مراسمي دموكراتيك براي توجيه ادامه حضور پوتين در مسند قدرت است و اصولا قرار هم نبود كه فرد جديدي واقعا به جاي پوتين در مسند قدرت قرار گيرد.

پوتين در سال هاي اخير به شدت به سياست شرق گرايي در سياست خارجي توجه داشت و آن را سرلوحه و راهنماي روابطش با كشورهاي منطقه و جهان قرار داده بود و از اين رو نگاه و بررسي علل و پيامدهاي اين مساله مي تواند راهگشاي پيش بيني يا برنامه ريزي تحولات و روند حوادث در آينده باشد كه لااقل براي كشورهاي خاورميانه و به ويژه براي ايران از اهميت بسيار زيادي برخوردار است. از آنجا كه شرق گرايي و توجه روسيه به خاورميانه تاثيرات و پيامدهاي مهمي در تحولات و معادلات سياسي منطقه دارد، تحليل گران با دقت و توجه خاصي اين مساله را تحت نظر داشته و روند آن را با حساسيت دنبال مي كنند. ادامه توجه روسيه و پوتين به شرق و خاورميانه از سه جهت داراي اهميت است:

1- افزايش نزديكي روسيه به ايران و ديگر كشورهاي موثر خاورميانه و خليج فارس.

2-افزايش مقابله و حساسيت مسكو به گسترش نفوذ و استقرار نيروهاي غرب در منطقه.

3-مقابله فعال با سياست هاي اروپا و آمريكا در جهان و به ويژه آسيا.

با نگاهي به روابط مسكو و ايران در يك سال اخير مي بينيم كه آنچه كه باعث نزديكي و همگرايي اين دو قدرت مهم در منطقه شده است صرفا روابط مطلوب اقتصادي و سياسي نيست و عامل اصلي، تضاد منافع تهران و مسكو با غرب و به ويژه ايالات متحده است.

مسئله نيروگاه اتمي بوشهر و مبادلات تسليحاتي بين دو كشور تنها عواملي بودند كه از افزايش تنش بين دو كشور كاسته يا آن را تعديل مي كردند. اما در حال حاضر وجود اين نكته باعث شده تا هر دو كشور با افزايش سطح روابط خود پرداخته و نسبت به مسائل حياتي و حساسيت هاي يكديگر توجه و اهتمام از خود نشان دهند كه از آن جمله افزايش مبادلا ت نظامي است. از طرف ديگر اين مساله براي روسيه نيز فوايد متعددي از جمله نزديكي بيشتر به كشورهاي نفت خيز حاشيه خليج فارس از طريق كشورمان، همچنين دستيابي به نوعي امنيت انرژي و مهم تر از آن يافتن پايگاهي در خليج فارس و جلوگيري از انحصار كامل آمريكا در خاورميانه عربي است. البته در اين راستا براي روسيه تقويت نظامي ايران از آن جهت اهميت دارد كه ايران تنها كشور در خليج فارس است كه به نوعي قدرت مقابله با توان نظامي آمريكا در منطقه را دارد.

دومين عاملي كه تحت تاثير ادامه ماندگاري پوتين در قدرت در روسيه اهميت پيدا مي كند افزايش حساسيت مسكو و شخص پوتين به حضور نظامي و گسترش نفوذ ايالات متحده در خاورميانه و آسياي مركزي و قفقاز است. در اين راستا روسيه با خروج از پيمان نيروهاي متعارف، قاطعيت و حساسيت خود را نسبت به اين مساله نشان داد و با به كارگيري تسليحات استراتژيك خود كه سالها از آنها استفاده نشده بود بار ديگر زمزمه هاي آغاز دور جديد تنش و درگيري با غرب را در اذهان ايجاد كرد. حساسيت روسيه نسبت به مساله مذكور از دو مساله نشات مي گيرد:

-روياي احياي مجدد قدرت شوروي سابق.

-حفظ نفوذ خود در منطقه و پوشاندن ضعف اقتصادي خود با استفاده از برتري هاي نظامي.

كه البته هر دو مورد با مخالفت و واكنش منفي غرب و اتحاديه اروپا مواجه شده است و مي توان گفت كه هم ايالات متحده و هم اروپا براي جلوگيري از گسترش روند مذكور، از شدت و وسعت اقدامات و برنامه هاي خود كه روسيه به آن ها حساسيت دارد كاسته اند.

در حال حاضر كه روسيه بنا به منافع خود و همچنين رقابتش با غرب به گسترش سياست شرق گرايي و توجه به كشورهاي خاورميانه روي آورده است و پوتين نيز در راستاي اهداف و برنامه هاي سياست خارجي اش به ايران توجه خاصي دارد اين مي تواند فرصت بسيار مناسبي براي كشورمان باشد تا با اتخاذ سياست هاي مناسب و كارآمد و با وفاق و همدلي ملي به تامين نيازها و ملزومات امنيت ملي كشورمان پرداخته و همچنين با استفاده از نفوذ گسترده روسيه و با بهره‌گيري از رقابت آن با غرب منافع خود را كسب كند. اين مسئله اي است كه مي تواند تعيين كننده منافع ملي ما و حتي آينده ساز جايگاه و وضعيت كشورمان در دوره هاي آتي باشد.

آفتاب يزد

«به جوان‌ها كه رسيد تفكيك قوا ؟!» عنوان سرمقاله روزنامه آفتاب يزد است كه در آن آمده است: در دو سه سال اخير، اخبار مربوط به پرونده هسته‌اي ايران و پيامدهاي شديد تورم و گراني، در كانون توجه مردم و رسانه‌ها بوده است. در كنار اين دو موضوع سياسي و اقتصادي، اقداماتي كه تحت عنوان «امنيت اجتماعي» توسط نيروي انتظامي صورت مي‌گيرد نيز توجه بسياري از رسانه‌هاي داخلي و خارجي كشور را به خود جلب كرد. بخشي از اين طرح، يكبار در ارديبهشت 85 در دستور كار نيروي انتظامي قرار گرفت. در آن زمان، دكتر احمدي‌نژاد مخالفت تلويحي خود با روش پيش‌بيني شده براي مبارزه با بدحجابي را در قالب اين عبارات بيان كرد كه «تـرويج حجاب در جامعه، نيازي به برخوردهاي آمـرانـه نـدارد... مـسـائـل فـرهـنـگي يك شبه حل نمي‌شود و نبايد براساس جو‌سازي‌ها و جنجال‌ها، دستگاههاي فرهنگي و انتظامي دچار انفعال شوند و در فضايي گرفتار شوند كه مشخص نيست مديريت آن به عهده كيست و تنها برخي فرصت‌طلب‌ها از آن بهره مي‌برند. در آن زمان، همين اظهارات كافي بود كه از جديت دستگاه‌هاي مربوطه براي اجراي طرح كاسته شود. اما در سال 86، نيروي انتظامي برنامه‌اي را تحت عنوان «امنيت اجتماعي» معرفي كرد كه مبارزه با مظاهر بدحجابي و بدپوششيتنها بخشي از آن تلقي مي‌شد و اين بخش بيش از ساير ابعاد طرح، در رسانه‌ها و محافل سياسي و فرهنگي بازتاب يافت. رسانه‌هاي خارجي نيز با روش‌هاي خاص خود گاه و بيگاه تصاويري پخش مي‌كردند كه به گفته آنها، مربوط به نحوه اجراي‌طرح در بعضي نقاط بود. مباحث حاشيه‌اي اجراي طرح مبارزه با بدحجابي و بدپوششي حتي به صدا و سيما نيز كشيد و يكي از مجريان سرشناس تلويزيوني، پس از گفتگوي نه چندان متعارف با مسئول اجراي طرح، با برخي حملا‌ت شديد مواجه و نهايتاً به حضور تصويري او در رسانه ملي خاتمه داده شد.

البته برخلا‌ف سال 85، رئيس جمهور اين بار حاضر به هيچ‌گونه اظهار نظري نسبت به اهداف طرح ارتقاي امنيت اجتماعي و برخي روش‌هاي مورد عمل نشد.

سكوت رئيس جمهور مي‌توانست به معناي تغيير نظر او نسبت به سال‌هاي 84 و 85 و حمايت از اقدامات نيروي انتظامي نيز باشد. اما اظهارات هفته گذشته دو مقام بسيار نزديك به رئيس جمهور ، ثابت كرد كه احمدي‌نژاد همچنان بر ديدگاه قبلي خود استوار است و سرگرم شدن به بعضي حواشي مربوط به پوشش جوانان و برخي رفتارهاي آنها را موجب غفلت از مسائل مهم‌تر مي‌داند.

نگارنده به دنبال ارزشگذاري - مثبت و منفي- عملكرد نيروي انتظامي در طرح امنيت اجتماعي يا ارزيابي از اظهارات سخنگوي دولت نيست؛ اگر چه به نظر مي‌رسد پس از حدود 8 ماه از آغاز اجرا، اكنون زمان مناسب براي تحليل نتايج اجراي طرح و دستاوردها يا پيامدهاي آن مي باشد. اما آنچه كه اكنون مهمتر از اين موضوع به نظر مي رسد تاكيد الهام بر مخالفت دولت با برخي اقدامات در برخورد با مردم و به خصوص جوانان و در عين حال تلا‌ش براي سلب مسئوليت از دولت در اين مورد با استناد به اصل تفكيك قوا مي‌باشد.

البته در صحت اين ادعاي الهام ترديدي وجود ندارد، اما رئيس جمهور و همكاران او، در ساير مواردي كه مسئوليت آن به عهده ساير قوا و دستگاهها مي‌باشد نيز به همين گونه برخورد مي‌كنند؟ آيا تمامي اظهارنظرهاي داخلي و خارجي رئيس جمهور، دقيقاً در حوزه مسئوليت قوه مجريه مي‌باشد؟ مردم هنوز اظهار نظر قاطع رئيس جمهور در مورد پرونده يك ديپلمات متهم به جاسوسي را فراموش نكرده‌اند. احمدي‌نژاد در آن اظهارنظر نه تنها بدون توجه به حقوق قانوني قوه قضائيه، از تريبون عمومي بر جاسوس بودن متهم تاكيد كرد، بلكه پس از اعلا‌م نظر اوليه مرجع قضايي، باز هم از اعتراض دست نكشيد و برخلا‌ف رويه حاكم بر پرونده‌هاي امنيتي، خواستار انتشار برخي اسناد پرونده شد.

اعتماد ملي

روزنامه اعتماد ملي در سرمقاله امروز خود با عنوان بايد نگران بود آورده است: هر دم از اين باغ بري مي‌رسد! در حالي كه چند ماهي به زمان برگزاري انتخابات هشتم مجلس شوراي اسلا‌مي باقي نمانده، معاونت سياسي وزارت كشور در اظهاراتي عجيب يكي از آفت‌هاي فضاي انتخاباتي كشور را فضاي بيش از حد آزاد رسانه‌اي كشور دانسته است! معلوم نيست كه جناب افشار چگونه و از چه بستري توانسته‌اند فضاي مطلوب رسانه‌اي كشور را اندازه‌گيري نمايند؟ به راستي آيا ما در وضعيت آزاد رسانه‌اي به سر مي‌بريم؟ آيا رسانه‌هاي ايران به بركت فضاي جديد از چنان فراخ بالي برخوردارند كه به جهت تضمين سلا‌مت انتخابات بايد آن را مسدود كرد؟

به راستي چه كساني به جناب افشار براي بيان چنين نظراتي مشاوره مي‌دهند؟ گويا ايشان هنوز خود را با فضاي جديد كاري آشنا نساخته‌اند؟ حداقل در اين ميان بايد از وزير كشور قدرداني كرد كه متناسب با جناب ايشان نمي‌انديشند، وگرنه حساب اين انتخابات با كرام‌الكاتبين خواهد بود. ضمنا حضرت مستطاب ايشان توضيح نمي‌دهند مگر در فرض وجود فضاي آزاد رسانه‌اي، اين آزادي‌ها را ايشان و همكارانشان به رسانه‌ها اعطا فرموده‌اند كه هم‌اينك تصميم به بازپس‌گيري آنها از رعاياي خود گرفته باشند؟ ظاهرا چند ده سالي است كه از عصر ناصرالدين‌شاه و محمدعلي‌شاه گذر كرده‌ايم. در ثاني در همه جاي جهان به جهت فقدان فضاي آزاد رسانه‌اي در زمان انتخابات همگان اظهار نگراني مي‌كنند، نه با وجود آنها. مگر قرار است چه بر سر انتخابات بيايد كه از چشمان بيدار رسانه‌‌اي و ركن چهارم دموكراسي در هراسند؟

دنياي امروز را با بستن و يا باز بودن فضاي رسانه‌اي اندازه‌گيري مي‌كنند، در حالي كه رسانه‌هاي ايران يكي از پراضطراب‌ترين دوران‌هاي فعاليت حرفه‌اي خود را پشت سر مي‌نهند. اظهارات عليرضا افشار، يكي از نگران‌كننده‌ترين نظراتي است كه در اين باب در سال‌هاي اخير ايراد شده است. امروز آبروي جمهوري اسلا‌مي در گرو انتخابات مجلس شوراي اسلا‌مي و نتايج آن است. آقايان نگران چگونگي آرا و باورهاي مردم نباشند، كار اجرايي خود را به درستي انجام دهند. افكار عمومي ايرانيان، اذهاني صادق و درستكار و قدردان خواهند بود. اما اگر قرار است براي آراي مردم اتفاقي بيفتد، با اين وضعيت ضعيف و نحيف رسانه‌هاي مستقل از هم‌اينك بايد نگران بود و نگراني را جدي گرفت.

همبستگي

روزنامه همبستگي در سرمقاله امروز خود با عنوان مقايسه قيمت بنزين در ايران و 29 كشور جهان به قلم حسين علوي‌راد آورده است: بهترين روش براي برون رفت از مشكلات پديد آمده در موضوع بنزين، واقعي كردن قيمت آن مشابه ديگر كشورها است. تحقيقات نشان مي‌دهد كه عرضه بنزين به قيمت ارزان مانند آنچه در ايران، تركمنستان، ونزوئلا و... جريان دارد با افزايش تورم نسبت مستقيم دارد. برعكس، در كشورهايي كه قيمت بنزين بالا و واقعي است، ميزان تورم پايين است.

نگارنده با تلاش بسيار و وقت‌گير، قيمت بنزين را در 29 كشور استخراج كرد و آن را به ريال تبديل و در جدول ذيل آورده است. دقت در آن براي همه به‌ويژه مجلسي‌ها و دولتي‌ها آموزنده است و ترديدها درباره واقعي كردن قيمت فرآورده‌هاي نفتي به‌ويژه بنزين را از ميان مي‌برد.

‌جدول همين صفحه، قيمت بنزين و ميزان تورم در 29 كشور دنيا را در سال 2007 نشان مي‌دهد. در آمار قيمت بنزين، صندوق بين‌المللي پول قيمت هر گالن بنزين را همراه با ماليات به دلار و به صورت نمودار ارايه كرده است (صفحه 60 گزارش سال 2007)، نگارنده آن را به ليتر تبديل كرده و با نرخ تقريبي هر دلار 1000 تومان محاسبه كرده است كه ممكن است اندكي اختلاف قيمت وجود داشته باشد. نرخ تورم از مجله اكونوميست در ژانويه 2007 استخراج شده و در مورد چند كشور (اكوادور، غنا، جامائيكا و گواتمالا) از آمارهاي صندوق بين‌المللي پول استفاده شده است. نرخ بنزين در جمهوري اسلامي ايران در نمودار صندوق بين‌المللي پول وجود ندارد كه به آن اضافه نموده است. مشاهده و دقت در جدول بالا نشان مي‌دهد رابطه‌اي بين قيمت ارزان بنزين و تورم وجود ندارد، بلكه جدول نشان مي‌دهد در كشورهايي نظير ايران كه بنزين به قيمت ارزان عرضه مي‌شود، تورم به جاي آن كه پايين باشد، بالا و افسارگسيخته است. آيا با استفاده از اين جدول نمي‌توان نتيجه گرفت كه ريشه تورم، گراني و بيكاري در ايران را بايد در سوءمديريت، ندانم كاري و نداشتن برنامه علمي و استاندارد اقتصادي و... جست‌وجو كرد؟" dir="rtl"> ديروز در روزنامه همبستگي خواندم كه مشكلات رو به تزايد سهميه‌بندي بنزين به جلسه غيرعلني مجلس مي‌رود. نزديك به 6 ماه از طرح سهميه‌بندي بنزين سپري مي‌شود. اين مدت زمان مناسبي بود كه دولت و مجلس با ارزيابي نقاط مثبت و منفي، اين طرح را دريابند تا براي مرحله بعد و از آن مهم‌تر سال آينده سهميه‌بندي ادامه يابد يا متوقف شود. ‌نگارنده در ابتدا، اجراي دقيق اين طرح را به دليل آن‌كه باعث كاهش مصرف بنزين، بهبود ترافيك كشنده كلان‌شهرها و نيز كاهش آلودگي هوا مي‌شود، مثبت ‌دانست. از جمله نكات مثبت طرح سهميه‌بندي، جلوگيري از قاچاق بنزين است كه سال‌ها در ايران جريان داشته است، اما با آغاز مرحله اول سهميه‌بندي، دولت با اجرا نكردن بند "و" تبصره 13 قانون بودجه سال 1386 كه صرفاً در آن به استفاده خودروهاي شخصي از بنزين 100 توماني و فروش بنزين به قيمت آزاد تأكيد شده است، اما دولت به علت تورم‌زا بودن آن به مخالفت برخاست و به‌صورت غيرقانوني خودروهاي دولتي از بنزين 100 توماني استفاده كردند. مسأله ديگري كه طرح سهميه‌بندي را با مشكل مواجه كرد، پيش‌فروش 4 ماهه سهميه خودروها بود كه اين مدت به‌سرعت به 6 ماه افزايش يافت. اين اقدامات علاوه بر افزايش مصرف، اهداف طرح را نيز به‌مخاطره انداخت. مشكلات ناشي از طرح سهميه‌بندي، زندگي ايرانيان را در مناطق شهري و روستايي تحت‌تأثير قرار داده است. به نظر مي‌رسد كه نمايندگان بيش از دولتي‌ها از سوي مردم مورد انتقاد و پرسش قرار مي‌گيرند، اين موضوع باعث شده است تا مسأله بنزين در جلسه غيرعلني مجلس مورد رسيدگي قرار گيرد. اشكال اساسي كه بر طرح سهميه‌بندي بنزين وارد است، فروش بنزين در بازار سياه به قيمت 400 تا 500 تومان است كه از اين مبلغ 100 تومان آن به خزانه دولت مي‌رود و مبلغ 300 تا 400 تومان به جاي آن‌كه به خزانه دولت وارد شود به جيب دلالان و واسطه‌ها مي‌رود! معلوم نيست دولت با چه منطقي به اين وضعيت رضايت داده است؟ رشد نقدينگي باعث افزايش تورم مي‌شود. فروش بنزين به قيمت واقعي آن، مي‌تواند بخشي از نقدينگي را جذب كند و به تبع آن باعث كاهش تورم شود، موضوعي كه در بسياري از كشورها به آن عمل مي‌شود. ‌

‌بهترين روش براي برون رفت از مشكلات پديد آمده در موضوع بنزين، واقعي كردن قيمت آن مشابه ديگر كشورها است. تحقيقات نشان مي‌دهد كه عرضه بنزين به قيمت ارزان مانند آنچه در ايران، تركمنستان، ونزوئلا و... جريان دارد با افزايش تورم نسبت مستقيم دارد. برعكس، در كشورهايي كه قيمت بنزين بالا و واقعي است، ميزان تورم پايين است.

نگارنده با تلاش بسيار و وقت‌گير، قيمت بنزين را در 29 كشور استخراج كرد و آن را به ريال تبديل و در جدول ذيل آورده است. دقت در آن براي همه به‌ويژه مجلسي‌ها و دولتي‌ها آموزنده است و ترديدها درباره واقعي كردن قيمت فرآورده‌هاي نفتي به‌ويژه بنزين را از ميان مي‌برد.

‌جدول همين صفحه، قيمت بنزين و ميزان تورم در 29 كشور دنيا را در سال 2007 نشان مي‌دهد. در آمار قيمت بنزين، صندوق بين‌المللي پول قيمت هر گالن بنزين را همراه با ماليات به دلار و به صورت نمودار ارايه كرده است (صفحه 60 گزارش سال 2007)، نگارنده آن را به ليتر تبديل كرده و با نرخ تقريبي هر دلار 1000 تومان محاسبه كرده است كه ممكن است اندكي اختلاف قيمت وجود داشته باشد. نرخ تورم از مجله اكونوميست در ژانويه 2007 استخراج شده و در مورد چند كشور (اكوادور، غنا، جامائيكا و گواتمالا) از آمارهاي صندوق بين‌المللي پول استفاده شده است. نرخ بنزين در جمهوري اسلامي ايران در نمودار صندوق بين‌المللي پول وجود ندارد كه به آن اضافه نموده است. مشاهده و دقت در جدول بالا نشان مي‌دهد رابطه‌اي بين قيمت ارزان بنزين و تورم وجود ندارد، بلكه جدول نشان مي‌دهد در كشورهايي نظير ايران كه بنزين به قيمت ارزان عرضه مي‌شود، تورم به جاي آن كه پايين باشد، بالا و افسارگسيخته است. آيا با استفاده از اين جدول نمي‌توان نتيجه گرفت كه ريشه تورم، گراني و بيكاري در ايران را بايد در سوءمديريت، ندانم كاري و نداشتن برنامه علمي و استاندارد اقتصادي و... جست‌وجو كرد؟

جمهوري اسلامي

روزنامه جمهوري در سرمقاله امروز خود باعنوان انگليس، فرار سياسي آورده است: قرار است امروز 25 آذر نظاميان انگليسي كه بخشي از نظاميان اشغالگر عراق را در قالب باصطلاح نيروهاي ائتلاف تشكيل ميدهند بصره را ترك نمايند و امنيت آنرا به دولت عراق بسپارند.

گردون برون نخست وزير انگليس براي آخرين بار در زمان حاكميت نظاميان انگليسي بر بصره هفته گذشته بطور ناگهاني وارد اين شهر شد و اعلام كرد انگليس كنترل استان بصره را تا دو هفته ديگر به دولت عراق واگذار خواهد كرد. رئيس دولت انگليس در عين حال كه دليل اين اقدام را بهبود وضعيت امنيتي استان بصره اعلام كرده از علني شدن سفر خود تا لحظه ترك عراق جلوگيري كرد و آنرا سري نگهداشت .

درحال حاضر عراق شاهد حضور 4500 نظامي انگليس در جمع اشغالگران است كه همگي در بصره هستند . براساس اظهارات گردون برون در روزهاي آغاز نخست وزيري قرار است تعداد نظاميان انگليس مستقر در عراق تا سال آينده به 2500 نفر كاهش يابد .

اين كاهش و همچنين ترك نمودن بصره و تحويل دادن آن به دولت عراق برخلاف اظهارات نخست وزير انگليس به دليل بهبود وضعيت امنيتي عراق نيست بلكه به دليل فشاري است كه افكار عمومي انگليس به دولت وارد كرده و بشدت با حضور اشغالگرانه نظاميان انگليسي در عراق مخالفت مي كند. اصولا تغيير نخست وزير انگليس و كنار رفتن توني بلر معلول همين فشار بود و خارج ساختن نظاميان انگليسي از عراق از تعهدات گردون برون به مردم در هنگام تصدي پست نخست وزيري بود.

عوامل مهم مخالفت افكار عمومي مردم انگليس با حضور اشغالگران نظاميان كشورشان در عراق عبارتند از تجربه تلخي كه از سابقه تاريخي اشغال عراق بعد از فروپاشي حكومت عثماني در خاطره مردم عراق وجود دارد كشته هائي كه در جريان اشغالگري مجدد عراق در اين سالها داده اند و پيروي كوركورانه دولتمردان انگليسي از سياست هاي جنگ افروزانه بوش كوچك و همكاران افراطي او.

مردم انگليس هنوز تظاهرات اعتراضات و درگيري هاي گسترده مردم عراق عليه نظاميان اعزامي از لندن در اولين اشغال نظامي اين كشور در كمتر از يك قرن قبل را به خاطر دارند. با فروپاشي دولت عثماني كه طراح و عامل اصلي آن خود انگليس ها بودند بخش عمده اي از متصرفات عثماني در جهان عرب تحت سلطه دولت انگليس قرار گرفت كه عراق از جمله آنها بود. مردم عراق با سلطه گري و ظلم و ستم نظاميان انگليسي و دست نشاندگان دولت لندن بشدت درگير شدند و در نهايت خود اشغالگران را از كشور خود اخراج كردند. عراق هر چند در آن زمان به استقلال رسيد ولي فتنه اي كه انگليس در اين كشور برپا كرد همچنان كانون مشكلات شد و از آن زمان تاكنون ملت عراق حتي يك روز فارغ از تشنج و سلطه استعمار و استبداد نبود. تسلط حزب بعث و جنايات صدام عليه مردم عراق و ملت هاي منطقه نيز از عوارض فتنه ايست كه انگليس ها باني آن بودند. مردم انگليس به دليل تلفاتي كه در آن دوران دادند و خاطرات تلخي كه از جنايات نظاميان و سياستمدارانشان در ذهن ملت عراق برجاي مانده از اشغال عراق تجربه تلخي دارند.

در اشغال مجدد عراق كه اينبار مشتركا توسط آمريكا و انگليس صورت گرفت بار ديگر همان تجربه هاي تلخ تكرار شد. ضربه هاي شديدي كه كابينه توني بلر در اثر همراهي با آمريكا در اشغال عراق متحمل شد قرباني شدن تعدادي از مسئولان انگليسي در اين ماجرا و كشته هائي كه در عراق و لندن روي دست مردم انگليس ماند بار ديگر مخالفت شديد افكار عمومي را عليه اشغالگري برانگيخت .

علاوه بر اينها پيروي كوركورانه « توني بلر » نخست وزير سابق انگليس از بوش كوچك رئيس جمهور آمريكا در سياست هاي اشغالگرانه در عراق و افغانستان مردم انگليس را بشدت تحقير كرد. ضربه اين تحقير بقدري كاري بود كه « توني بلر » توسط نمايندگان مردم در مجلس انگليس به « سگ زنجيري بوش » ملقب شد. سرانجام فشارهاي وارده موجب كناره گيري بلر و روي كار آمدن گردون برون البته با تعهد خارج ساختن نظاميان انگليسي از عراق شد.

بدين ترتيب خارج ساختن نظاميان انگليس از بصره برخلاف اظهارات نخست وزير انگليس يك فرار سياسي است كه با سرپوش بهبود وضعيت امنيتي صورت مي گيرد. اين سرنوشتي است كه در انتظار همه اشغالگران است و سرنوشت نظاميان آمريكائي اشغالگر عراق بدتر از اين خواهد بود.

كيهان

روزنامه كيهان در سرمقاله امروز خود با عنوان بگذاريد كارشان را بكنند به قلم حميد اميدي آورده است: امروز يك هفته از اعلام اجراي مرحله جديد طرح امنيت اجتماعي نيروي انتظامي در برخورد با مظاهر بدپوششي در فصل پاييز و زمستان مي گذرد. اين مرحله در ادامه سلسله طرح هاي امنيت اجتماعي ناجا است كه به گفته مسئولان عالي رتبه اين نيرو به منظور پاسخگويي به مطالبات و دغدغه هاي مردم و با هدف نهادينه كردن هنجارهاي اجتماعي صورت مي پذيرد.

در مراحل سابق اجراي اين طرح نيز عده اي به داوري، نقد و واكاوي آن پرداختند. برخي از اجراي طرح استقبال كردند و عده اي هم در مخالفت با آن، پاي كار فرهنگي و تقدم آن را پيش كشيدند، كه البته در جاي خود كسي آن را انكار نمي كند. اما آنچه دامنه اين بحث را به تريبون نماز جمعه تهران كشاند، تعريض يكي از مشاوران رئيس جمهور بود كه چهارشنبه هفته پيش در يك جمع دانشجويي، با اشاره به طرح امنيت اجتماعي، بحث هايي همانند پوشش را شايسته حكومت تلقي نمي كند و معتقد است كه اولويت واقعي و محور اصلي، عدالت است؛ حرف هايي كه بوي مخالفت و يا عدم رضايت دولت از اين طرح را به مشام مي رساند. در اين باره چند نكته قابل طرح است؛

1- بديهي است يكي از اهداف عالي نيروي انتظامي بسط عدالت در جامعه است و اصالتاً اجراي طرح هايي از قبيل امنيت اجتماعي با هدف تحقق عدالت و حفظ كرامت انساني صورت مي گيرد. به نظر مي رسد اساساً امنيت اجتماعي عين عدالت بوده و منافاتي با يكديگر ندارند. عدالت يك مفهوم انتزاعي است كه معناي خود را در مصاديق خود پيدا مي كند. چه كسي مي تواند منكر شود كه تردد نواميس مردم همراه با عفت و نجابت و احساس كرامت و مصونيت در جامعه اي كه داعيه اسلامي بودن دارد، عين عدالت نيست. امنيت اجتماعي يكي از مواهب الهي است كه در سايه آن امنيت فكري و رواني و عدالتخواهي در كشور تحقق پيدا خواهد كرد.

2- ناگفته پيداست كه در مقوله امنيت اجتماعي، پيشگيري مقدم بر درمان است. يكي از راه هاي اصولي و اثرگذار در پيشگيري از ناهنجاري هاي اجتماعي، كار فرهنگي و ايجاد و گسترش سامانه اي است كه با الگوسازي و ترويج آموزه هاي اجتماعي مبتني بر فرهنگ اصيل و انسان ساز اسلامي راه را از چاه بنماياند تا در پرتو تابش ارزش ها و آرمان هاي والاي انساني به جامعه، جايي براي خودنمايي و ساختارشكني ضد ارزش ها و ناهنجاري ها باقي نماند.

اين فرهنگ سازي- كه متاسفانه سالهاست آن را خيلي جدي نگرفته ايم- بايستي از سطح مدارس آغاز و مهمترين نهاد اجتماعي يعني خانواده را دربر گيرد. آيا اكنون چنين شده است؟ آيا وضعيت كنوني و هنجارشكني هايي كه جامعه شاهد آن است و جايي براي لاپوشاني باقي نگذاشته، نتيجه غفلت از كار فرهنگي، مسامحه در مقابل ارزش هاي ديني و انقلابي و رها كردن جوانان و خانواده ها در يك خلأ فرهنگي كه آنان را مستعد پذيرش فرهنگ مهاجم غرب مي كند، نيست؟ پيشگيري براي آن است كه بيماري وجود نداشته باشد حال كه بيماري و غده هاي عفوني آن را مي بينيم، تكليف چيست؟ آيا نبايد با اهرم بازدارندگي از شيوع آن جلوگيري كرد؟

اگر قرار است كه جامعه اي سالم و با عفاف داشته باشيم، ضمن آن كه بايستي از كار فرهنگي به عنوان درمان اساسي بيماري هاي اجتماعي غافل نشويم، لازم است با مظاهر فساد و هنجارشكني برخورد انتظامي صورت پذيرد، منتهي سطح برخورد بيش از آنكه شامل لايه بيروني و ظاهري جامعه شود، بايستي دربرگيرنده عوامل اصلي و سازمان دهي شده ترويج بداخلاقي هاي اجتماعي باشد. همه مي دانيم كه بنابر برخي گزارش ها، عده اي براي دامن زدن به ناهنجاريهاي اجتماعي اقدام به راه اندازي مانكن هاي خياباني كرده اند. نيروي انتظامي نيز اعلام كرده است كه هدف عمده طرح، برخورد با اين قبيل افراد است. آيا عاقلانه است مانكن ها را رها كنيم كار خودشان را بكنند و خودمان برويم سراغ كار فرهنگي؟

نيروي انتظامي بايد وظيفه خود را قاطعانه و پيوسته پيگيري كند، نهادهاي فرهنگي نيز بيدار شوند و طرحي جامع، جدي و كارشناسي شده تهيه و اجرا نمايند. بايد توجه داشت كه كار فرهنگي و طرح نيروي انتظامي در مقابل هم نيستند بلكه مكمل يكديگرند و به بهانه اجراي يكي، ديگري نبايد تعطيل شود.

3-بپذيريم بدحجابها (بدپوشش ها) فرزندان خود ما هستند. همانگونه كه پدرها و مادرها سعي دارند بداخلاقي ها و ناهنجاريهاي فرزندان خود را اصلاح كنند، مسئولان نيز وظيفه دارند با نگاهي پدرانه و از سر دلسوزي و با برخوردي از روي مهرورزي و رأفت، چتر هدايت گونه خود را در قالب اجراي طرحهايي از اين قبيل بر سر جامعه بگسترانند.

در اين ميان اگر بصورت ناشيانه وارد عمل شويم و در امر به معروف و نهي از منكر - كه ماهيت واقعي اين طرح است- اشتباه كنيم و يا اعمال سليقه شخصي به خرج دهيم، بعيد نيست به جاي احساس امنيت، نوعي سرخوردگي و تنفر در جامعه پديد آيد. هرچند به علت گستردگي دامنه برخورد، ممكن است در مواردي نمونه هاي خلافي ديده شود كه لازم است از سوي مسئولان طرح اصلاح و براي اطمينان بخشي به جامعه، اطلاع رساني شود.

همه مي دانيم كه همه بدپوشش ها تعمد و قصد بداخلاقي اجتماعي ندارند و بسياري از آنان با يك تذكر مشفقانه راه صلاح در پيش مي گيرند. بعد تأديبي اين طرح بايستي بيشتر عوامل اصلي و مروجان اباحه گري اجتماعي را شامل شود.

4-يكي از راهكارهاي موثر در اين مقوله ترويج صحيح و عميق معارف اصيل اسلامي و سعي در ارتقاي كاربردي اين معارف است. حوزه هاي علميه و سازمان تبليغات اسلامي به طور خاص و شوراي عالي انقلاب فرهنگي، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و صداوسيما به طور عام در اين زمينه مسئول اند. متاسفانه ترجمان آنچه در جامعه به چشم مي بينيم آن است كه در اين باره از سوي مراكز ذيربط كوتاهي و قصور سرزده و رسالت خود را آنگونه كه بايد بدرستي انجام نداده اند به نحوي كه يا در چگونگي بسط معارف اسلامي و معرفي اسوه ها ناقص عمل كرده و يا معارف ديني و الگوها طوري مطرح شده اند كه تصور مي شود قابل دسترسي نيستند!

همچنانكه يكي از آسيب هايي كه امنيت اجتماعي را تهديد مي كند، سهل انگاري در استفاده از روش هاي تبليغي است. اگر به سيره ائمه عليهم السلام رجوع كنيم درمي يابيم كه هر يك از آن بزرگواران به مقتضاي زمان، مكان و طرف مقابل به شيوه اي خاص تبليغ مي كردند، در حالي كه ما بيشتر روش مستقيم تبليغ را مورد استفاده قرار مي دهيم كه بايستي براي آن چاره انديشي شود.

5- قدر مسلم آن است كه دلسوزان نظام با اصل طرح مخالف نيستند. همه آنان نگاهي اسلامي و انقلابي دارند. اگر هم در نحوه و چگونگي تامين امنيت اجتماعي جامعه اختلاف نظر دارند، شايسته است قبل از اعلام و شروع طرح، رفع اختلاف كنند تا هم در اجراي موفق و همه جانبه طرح، اقتدار پليس حفظ شود، و هم از آن بوي اختلاف دولت و پليس كه هر دو حافظ منافع و مصالح مردم و كشورند، به مشام نرسد.

مقام معظم رهبري با اشاره به ظرافت و پيچيدگي وظيفه نيروي انتظامي، بر ضرورت رعايت جنبه هاي علمي روان شناختي و جامعه شناختي در برخورد با قشرهاي مختلف مردم تاكيد مي كنند و در خصوص اجراي طرح امنيت اجتماعي مي فرمايند: نيروي انتظامي بايد با پرهيز از طرح هاي موسمي و موقت، طرح امنيت اجتماعي را با قدرت ادامه دهد تا اهداف آن در جامعه نهادينه شود.

معظم له با يادآوري وظايف دستگاههاي فرهنگي و آموزشي در ارتقاي امنيت اجتماعي خاطرنشان مي كنند: نيروي انتظامي در اداي آن بخش از وظايفي كه برعهده اين نيرو است، بدون توجه به برخي جوسازيها و مخالفت ها، به وظيفه خود عمل كند.

حزب الله

روزنامه حزب الله در سرمقاله امروز خود با عنوان چيزي كه عوض دارد! آورده است: اگرچه افشاگري هاي ديروز رئيس كارگروه مبارزه با مفاسد اقتصادي مجلس هفتم نيز در گرداب ابهام و افشاگري بي نام اسير شد اما همين اطلاع رساني نصف و نيمه نيز تا حدي عطش افكار عمومي را در شنيدن تخلفات مسئولان و مديران كشور برطرف كرد. حسين فدايي در گزارش خود از واگذاري غير قانوني 23 هزار متر مربع اراضي مرغوب دولتي به 160 نماينده مجلس ششم پرده برداشت.

ممكن است، در نگاه اول افشاي تخلفات مجلس ششم از سوي مجلس هفتم در راستاي جنگ سياسي ارزيابي شود و اين تلقي در ذهن غلبه يابد كه دعواي احزاب سياسي كشور و كينه توزي يك جناح عليه جناح ديگر عامل انتشار اين خبر بوده است. صرف نظر از صحت و سقم اين نظريه از آنجا كه قاطبه مردم دغدغه هايي مهم تر از جدال سياسي دو جناح دارند ريشه يابي انگيزه و نيت هاي منتشركنندگان چندان اهميتي ندارد. لذا آنچه مهم جلوه‌مي‌كند، محتوا و جان خبري است كه از تخلفات معتمدان و موكلان مردم خبر‌مي‌دهد.

شايد بازخواني اطلاع رساني پرونده شهرام جزايري عرب از اين حيث خالي از لطف نباشد. آنگاه كه شهرام ليست بلند بالايي از مسئولان و سياسيوني از دو جناح را كه همياري جانانه‌اي ! با آنها داشت در دادگاه اعلام كرد – بيچاره تصور كرده بود با اعلام نام هاي سرشناس هر دو جناح از بند مجازات خواهد گريخت !- و روز بعد روزنامه هاي هرجناح ليست اسامي جناح ديگر را تيتر كرده بود كه اين‌ها از نعمات شهرام متنعم شده‌اند ! و اين افشاگري هاي دوطرفه باعث شد تا مردم از تخلفات هر دو جريان اطلاع يابند و بدين ترتيب اين رويداد، از معدود بركات جنگ سياسي دو جناح عليه يكديگربود كه مايه خير و بركت شد.

اميدواريم كه پيش نيايد ولي اگر روزگاري مجلس هشتم نيز اخباري از تخلفات مشابه كرسي نشينان بهارستان در دوره هفتم خبر داد، نبايد چندان شگفت زده شويم چرا كه اين قاعده بازي است و به قول قديمي‌ها چيزي كه عوض دارد گله نخواهد داشت!

مطمئن باشيد در آن صورت نيز براي جريده‌اي كه شما اكنون در حال مطالعه آن هستيد تفاوتي در نحوه انعكاس و ضريب دهي آن خبر وجود نخواهد داشت.
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
علم و فناوری
عکس