کد خبر ۳۴۱۹۱
تاریخ انتشار: ۱۲:۲۹ - ۰۳ بهمن ۱۳۸۶ - 23 January 2008
چه خوب است آقای وزیر خارجه یا کسانی که اصرار بر سفارت آقای ظهره وند در رم داشته اند، به این پرسش پاسخ دهند که بر چه مبنایی "متخصص امور افغانستان" به عنوان سفیر ایران در "ایتالیا" منصوب می شود؟

عصرایرن - در پی انتشار مطلبی در عصرایران تحت عنوان "سفارت ایران در ایتالیا ؛ از شگفتی تا تأسف! "، سفیر ایران در ایتالیا با ارسال نامه ای به عصرایران، در این باره توضیحاتی داد که در زیر می آید:

به نام خدا

مدیر مسئول محترم سایت "عصر ایران"

با سلام، با توجه به مقاله تحلیلی آن سایت که در مورد مسائل داخلی وزارت امور خارجه و مشخصا با هدف تخریب اینجانب آنهم بر پایه اطلاعات غلط درج گردیده است، لازم دیدم تا جهت تنویر افکار عمومی و جلوگیری از قلب حقایق، که اطلاع از آنها از حقوق حقه شهروندی و کسانی است که به ریاست محترم جمهوری اعتماد کرده و رای داده اند، ملاحظاتی را اشاره نمایم.
 
اینجانب به عنوان یک دیپلمات حرفه ای وزارت امور خارجه، خارج از چارچوبه ی ملاحظات حزبی و گروهی و صرفا بدلیل تخصص کاری به عنوان دستیار آقای امین زاده در امور افغانستان همکاری داشتم و در ادامه بدلیل اختلاف دیدگاهی و متعارض دانستن رویکردهای مدیریتی با ملاحظات ملی از کار با آن معاونت کناره گرفته و نهایتا مدت بیش از 3 سال از صحنه ی وزارت امور خارجه حذف و به قولی خانه نشین گردیدم و یقینا در دوره سوم تیر نیز اگر به همکاری دعوت و در این سمت مشغول انجام وظیفه می باشم، نه بدلیل رفاقت و یا ملاحظات هم خطی و حزبی، بلکه بدلیل اشتراک در مواضع و رویکردهای ملی است که به تداوم این همکاری با دولت نهم مباهات می نمایم، هرچند که اگر نبود حمایت های جناب آقای احمدی نژاد، بدلیل تعارض موجود میان مواضع فکری و مشربی اینجانب با وزیر امور خارجه در این دوره نیز زودتر از دوره قبل از کار کناره گرفته و مسیر خانه نشینی را طولانی تر و با کوله باری از اتهامات ناروا برای سالهای بعد پی می گرفتم.

نکته دیگری که می باید از موضع پاسخگویی پیرامون بداخلاقی خود و شکایت برخی از هیئت ها توضیح دهم، آنست که اگر مصداق بداخلاقی نزدیک کردن سکه گداخته بدست کسانی است که از کیسه بیت المال طلب افزون خواهی دارند، اعتراف می کنم که فردی بداخلاق هستم و با اقتدا به مولایم علی علیه السلام به این بداخلاقی نیز مباهات می نمایم و اساسا دوره کنونی از حضور دولت نهم را بدلیل برخورداری از چنین رویکردی با افزون طلبی ها، خاصه خرجی ها و ... باید فصل بداخلاقی نامید، فصل گمشده ای که با شروع آن در این دولت می بایست چیدن میوه شیرین عدالت در این فصل را انتظار داشت.

حال برای شفاف سازی بیشتر در قبال بخش دیگری از این مقاله باید اذعان نمایم که سفارتخانه ها خانه ی ملت بوده و سفرا کارگزارن دولت و خادمین ملت می باشند. اما در عین حال نباید خانه ملت را با هتل و دفتر خدمت رسانی به آقایان اشتباه گرفت. باز برای شفافیت بیشتر یکی از نمایندگان مجلس محترم در قالب یک سفر شخصی که اداره ی کل تشریفات مجلس نیز به شخصی بودن آن سفر اذعان نموده است، به همراه یک تیم پنج نفره ی هنری جهت تهیه فیلمی و در واقع به انگیزه تهیه فیلم تبلیغاتی انتخاباتی وارد رم شده و با وجود دریافت مساعدت نمایندگی در حد استقبال و انتقال از فرودگاه به سفارت و پذیرایی و همکاری در ارائه اطلاعات و معرفی افراد محلی جهت تسهیل کار هیات، ایشان با رویکردی مطالبه گرانه از سفارت در خواست اسکان آقایان و خانم همراه در اقامتگاه نمایندگی به مدت دوازده روز و دریافت اتومبیل و راننده در خلال این مدت را می نماید که با پاسخ صریح منفی اینجانب مواجه می شوند و اینکه به ایشان یادآوری می گردد که با توجه به سابقه خود ایشان در امر مدیریت نمایندگی پاسخ به چنین درخواستی نیازمند صدور مجوز از وزارت امور خارجه بوده و هر اقدامی بدون هماهنگی خلاف مقررات می باشد. این برخورد صریح و صادقانه، سبب گردید که ایشان منزجر شده و چنین رویکردی را به پای سو مدیریت ثبت و حتی قسم یاد کند که سفیر یاغی را از مسند سفارت سرنگون نماید. مزید آشنایی بیشتر با نحوه رفتار این نماینده هنگامی که ایشان با مخالفت اینجانب جهت تنظیم ملاقات با مقامات ایتالیایی بدلیل غیر رسمی بودن سفر مواجه می شود عنوان می نماید که بخشی از ملاقات خود را با سفیر ایتالیا در تهران هماهنگ کرده و ملاقات بعدی را هم هماهنگ خواهد کرد که این برخورد یادآور دوران خاصی از تاریخ کشور را تداعی کرد (...)

در خاتمه مسئولین محترم آن سایت باید به این سئوال پاسخ دهند که خرج کردن از کیسه بیت المال جهت تامین رضایت خاطر دوستان آنهم برای حفظ مقام و منصب مهم تر است یا قبول انگ بداخلاقی و حفظ مصالح عالیه نظام و پایبندی به عهدی که بارئیس محترم جمهوری بسته شده است و اینکه اساسا در واکاوی ماجرای رم باید روشن شود که چه قضایای پنهانی در اروپا و از جمله ایتالیا وجود دارد که قبل از این می توانستند بگویند که در غرب و اروپا خبری نیست و اما امروز اینگونه سراسیمه شده و در شرایط حساس کنونی از روابط کشور با اروپا آقایان را مصمم به برکناری سفیر ساخته است. باشد که ان شا الله با پرداختن به موضوع رم شاهد آغازی از بروز یک تحول اساسی در دستگاه سیاست خارجی باشیم.
 
ابوالفضل ظهره وند
سفیر جمهوری اسلامی ایران - رم

توضیح عصرایران

ابتدا به آقای ظهره وند تبریک می گوییم، به دلیل آنکه:
 
الف) ایشان از قدرت ذهن خوانی برخوردارند و از شهر زیبای رم توانستند نیت نویسنده یادداشت عصرایران را در تهران بخوانند و اینگونه به صراحت بنویسند که هدف ما مشخصا تخریب ایشان بوده است!
 
ب) ایشان پیرو مولا علی علیه السلام هستند که این را می توان از تمجیدهایی که نسبت به خود روا داشته اند به خوبی دریافت.
 
اما بعد:
 
1) در یادداشت عصرایران، محور دغدغه ما، نه آقای ظهره وند بوده، نه آقای متکی. آنچه ما را بر آن داشت که آن یادداشت را منتشر کنیم، این بود که گروهی عادت کرده اند همواره از چهره های نظام هزینه کنند و به عنوان مثال هر جا کم می آورند، از مقام معظم رهبری هزینه می کنند و یا در مورد اخیر، از شخصیت رییس جمهور هزینه می شود  که به نظر می رسد پیش و بیش از هر چیز، وهن ریاست جمهوری است.
 
اگر آقای ظهره وند، از دایره دوستان محفلی خود بیرون بیایند و به میان مردم، صاحبان رسانه و سیاسیونی که در داخل ایران هستند بروند خواهند دید که ماجرای ایشان و مدام بر این نکته تاکید کردن که آقای احمدی نژاد از ظهره وند حمایت می کند تا چه اندازه به وجهه ریاست محترم جمهور خدشه وارد کرده است چه آنکه این شائبه پدید آمده است که رییس جمهور، از وزرایش حمایت نمی کند و حتی ممکن است بر سر رفتن یا ماندن یک سفیر، وزیر خارجه اش کناره گیری کند و این مساله تبدیل به یک "جوک سیاسی" شده است و حال آنکه دامن زدن به چنین مساله ای هرگز در جهت حمایت از رییس جمهور مردمی نیست.

تمام سخن ما این است که اگر کسی با دیگری دعوایی دارد، از اعتبار بزرگان مایه نگذارد چرا که این دعواها، با هر سرانجامی، بالاخره تمام می شود ولی بزرگان، شخصیت ها و جایگاه های نظام باقی می مانند، اما زخم خورده از دعواها و اختلافات دیگران ؛ و این، البته، ستم اندکی نیست.

متاسفانه در نوشتار آقای ظهره وند، هم در آغاز و هم در پایان، از رییس جمهور نام برده و از اعتبار ملی ایشان خرج شده است و این نشان می دهد که دغدغه ما، بی مورد نبوده است.

2) چه خوب بود آقای ظهره وند به جای تعریف از خود و خویش را با حضرت علی علیه السلام مقایسه کردن (!) به این سوال پاسخ می دادند که اگر هیچ مشکلی در مجموعه سفارت تحت امر ایشان در رم وجود ندارد، چرا با هیات بازرسی اعزامی از وزارت خارجه همکاری نکرده و اعضای آن را به تهران بازگردانده اند؟! این، خبری است  که چندی پیش تعدادی از رسانه های داخلی (و نه عصر ایران) بدان پرداختند که با سکوت جناب سفیر مواجه شد.

3) آقای ظهره وند قاعدتاً باید اذعان داشته باشند که آنچه ایشان به نماینده مجلس و کارگردان سینما نسبت داده اند ، صرفاً ادعایی یک جانبه است و حق پاسخگویی برای کسانی که مورد افترای ایشان واقع شده اند محفوظ است .

4) چه خوب است آقای وزیر خارجه یا کسانی که اصرار بر سفارت آقای ظهره وند در ایتالیا داشته اند، به این" پرسش کاملا منطقی " پاسخ دهند که فردی که متخصص در امور افغانستان است و سالها در وزارت خارجه دولت قبلی به عنوان دستیار معاون وزیر در امور افغانستان مشغول به کار بوده است، بر چه مبنایی به ناگاه به ایتالیا فرستاده می شود که با حوزه تخصصی آقای ظهره وند (افغانستان) زمین تا آسمان تفاوت دارد؟

آیا این مساله مشکوک نیست؟! آیا در بین دیپلمات های بخش اروپایی وزارت خارجه هیچ کسی نسبت به مسایل کشور مهمی چون ایتالیا، واقف تر از متخصص امور افغانستان نبود؟

5) بخشی از جوابیه آقای ظهره وند را حذف کردیم که آن را صادقانه با علامت (...) مشخص نموده ایم.

علتش نیز این است که طبق قانون، هر جا که جوابیه ای متضمن افترا باشد، رسانه، نباید آن را منتشر کند اما علت دیگرش نیز شرم آور بودن این بخش نامه آقای سفیر از نظر دیپلماتیک است چه آنکه در این قسمت، یک سفیر (که هم اکنون بر سرکار است)، افترایی را به وزیرش (که او نیز هم اکنون بر سر کار است)، وارد کرده و در کمال تعجب از یک رسانه خواسته است که این افترا را منتشر کند!

این بخش از نامه ایشان، حاوی این واقعیت تلخ است که برخی سفرای ما از درک این واقعیت عاجزند که اگر هم می خواهند تهمتی به دستگاه دیپلماسی که ویترین نظام است بزنند، نباید آن را امضا کنند و به رسانه ها بفرستند و انتظار داشته باشند رسانه ها هم در این اقدام خلاف دیپلماتیک و خلاف منافع ملی با آنها همداستان و شریک شوند.

قطعا اگر ایشان این بخش را به رسانه های ضد انقلاب بفرستند، استقبال مناسبی از سوی آنها خواهد شد.

6) آقای ظهره وند در نامه خود گفته اند که یک دیپلمات حرفه ای اند. بنابراین به عنوان سوال آخر، از این دیپلمات حرفه ای می پرسیم که آیا در حرفه ایشان، اگر وزیری بخواهد سفیری را برکنار کند، آیا سفیر باید دوپایش را در یک کفش کند که من برنمی گردم و سپس به مقامات دیگر متوسل شود تا در پست سفارت باقی بماند یا آنکه باید در سلسله مراتب اداری و دیپلماتیک، از دستور مقام مافوق اطاعت کند و بازگردد.

اگر آقای ظهره وند وزیر خارجه بود و سفیری را احضار می کرد و آن سفیر دستور ایشان را نادیده می گرفت و صندلی اش را ترک نمی کرد، آقای ظهره وند درباره آن سفیر چگونه می اندیشید؟

... و پایان سخن

شرم آور است  که در میانه این همه مشکلات کشور در حوزه های داخلی و خارجی، انرژی و پتانسیل و حتی وجهه و شخصیت رییس جمهور مصروف باقی ماندن یا رفتن یک سفیر شود و جابه جایی سفیر که در عرف دیپلماتیک یک موضوع عادی است در کشور ما به یک جنجال سیاسی و رسانه ای تبدیل شود تا دستمایه دیگری برای تبلیغ علیه نظام و وهن آن به دست بدخواهان بیفتد.

کاش بیش از آنکه به صندلی هایمان فکر کنیم به "ایران"ی بیاندیشیم که حیثیتش را ذره ذره و ماجرا به ماجرا به باد می دهیم.
 
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
علم و فناوری