کد خبر ۳۴۴۲۶
تاریخ انتشار: ۱۴:۳۸ - ۰۶ بهمن ۱۳۸۶ - 26 January 2008
آمن خادمى

كرمانشاه ديار تاريخ و اساطير است. سرزمين عاشقانه هاى جاويد. سرزمين شيرين و فرهاد، قلم براى توصيف استان كرمانشاه و غناى تاريخى و فرهنگى آن عاجز است؛ به همان اندازه عاجز و سخت كه بخواهيم به سادگى به بناى قديمى «فرهادتراش» نگاه كنيم. به همان اندازه سخت كه بخواهيم به آرامى و بدون تفكر از كنار بزرگ ترين كتيبه جهان بگذريم.

اينجا سرزمين كردهاى غيور است. اينجا رنگ عشق قرمز است و گرم. هنوز هم هستند كسانى كه زندگى ماشينى آنها را بى روح و دل آزرده نكرده است و بر سر مسائل انسانى و آنچه عنوانى به نام غيرت دارند سر مى دهند.

تاق بستان، قلعه يزدگرد، مجموعه آثار قصر شيرين (بان قلعه، عمارت خسرو، چهارقابى)، مجموعه آثار بيستون (كاخ خسرو، پل خسرو و فرهادتراش)، مجموعه آثار هرسين (ساعت آبى، دروازه سنگى و...) در اين مجموعه به همراه صدها اثر تاريخى و طبيعى مكانى خوب براى بازديد مسافران است.

به طور كلى در استان ۳ هزار اثر تاريخى برآورد شده است كه حدود ۷۱۶ اثر آن به ثبت آثار ملى و يك اثر به ثبت آثار جهانى رسيده است. آثار متعددى به صورت طبيعى مانند سراب ها، تالاب ها و مناطق كوهستانى وجود دارد و مى توان به سراب صحنه بيستون، كنگاور، نيلوفر، تالاب هشيلان، آبشار پيران، ياورى، گيلانغرب، غار قورى قلعه، كوه هاى پرآو، دالاهو، سفيدكوه، شاهو، دالاخانى، آتشكده، نوا، بمو، قلاجه، دشت هاى صحنه، بينوار، بيستون، هرسين، اسلام آباد، كرند و رودهاى قره سو، گاماسياب، دينور، رازآور، مرگ، جاميشان، سيروان و الوند اشاره كرد.

بيستون اما در ميان آثار تاريخى جايگاه ويژه و متفاوتى دارد. كميته ميراث جهانى يونسكو در سى امين اجلاس خود در ليتوانى، مجموعه باستانى بيستون را در فهرست آثار جهانى ثبت كرد. بيستون پس از ثبت تخت جمشيد، چغازنبيل، نقش جهان، تخت سليمان، پاسارگاد، بم و منظر فرهنگى آن و سلطانيه، هشتمين اثر ايرانى است كه در فهرست جهانى يونسكو به ثبت مى رسد.

بيستون در ۳۰ كيلومترى شرق شهر كرمانشاه بر سر راه همدان - كرمانشاه قرار دارد. كوه بهستان در ۳۰ كيلومترى شرق كرمانشاه استوار شده است. كوه بهستان در ادوار مختلف به صورت هاى بغستان، بگستان، بهستان، بهستون، بهيستون، بگيستان و بيستون در متون تاريخ آمده و امروز نيز به بيستون مشهور است. در محوطه بيستون ۲۹ اثر به ثبت ملى رسيده است.

* تپه نادرى

تپه نادرى نخستين اثر (از سمت شرق) در اين مجموعه بزرگ محسوب مى شود. درازاى اين تپه يك هزار و ۲۰۰ متر و پهناى آن ۳۰۰ متر است. علاوه بر آن كه اين تپه قدمتى ۵ هزار ساله دارد، بقاياى سفال هاى قديمى و قلعه اى كه در دوره نادرشاه ساخته شده، روى اين تپه قابل مشاهده است.

* پل معروف به صفوى بيستون

بالادست پل بتونى كنونى كه بر سر راه صحنه به كرمانشاه واقع است، پل آجرى عظيمى از بناهاى عصر صفوى ديده مى شود. اين پل بر سر راهى است كه در زمان صفويه از قزوين به همدان و كرمانشاه كشيده شده بود و به بغداد مى رسيد. درازاى پل بيستون ۱۱۵ متر و پهناى آن با احتساب جان پناه دوطرف ۶۹۰ سانتيمتر است. پهناى جان پناه هر يك ۳۷ سانتيمتر و بلندى آنها از سطح پل ۵۰ سانتيمتر است كه از آن فقط قسمتى باقى است. در طول پل ۲ دهنه اصلى و ۲ دهنه كوچك تر در شرق دهانه هاى اصلى قرار دارد.

* غار مرخِر

مرخر در اصطلاح ادبى به معناى غارى است كه فضاى ورودى آن گرد است و به غلط غار خُر ناميده مى شود. اين غار در نزديكى روستاى بيستون به طول ۲۷ متر قراردارد كه قدمت بقاياى باستانى آن حداقل به دوره پارينه سنگى ميانى موسترى Mousterian))تا عصر حاضر مى رسد. اين غار مقابل رودخانه گاماسياب بر دامنه كوه بيستون واقع شده است.

*غار مرتاريك

اين غار در حد فاصل دامنه و ديواره اى مرتفع واقع شده و مشرف بر يك سكوى طبيعى است. دهانه غار در ارتفاع ۳ مترى ديواره واقع شده است.

*غار مرآفتاو

اين غار در نزديكى غار مرتاريك واقع شده، ۲۶ متر عمق دارد و دهانه آن به سمت شمال شرقى است. دهانه غار حدود ۶ متر ارتفاع دارد و به تدريج از ارتفاع آن كاسته مى شود تا جايى كه در انتهاى غار به ۲ متر مى رسد.

*غار مردودر

مرتفع ترين غار با بقاياى ديرينه سنگى در اين بخش بيستون است. اين غار ۲۰ متر عمق و حدود ۱۷۰ متر مربع مساحت دارد. ارتفاع سقف غار بين يك تا ۳ متر است. غار مردودر ۲ دهانه دارد. دهانه اصلى در جهت جنوب - جنوب غربى مشرف بر دره اى پر شيب و كم عرض است كه به پرتگاهى منتهى مى شود. دهانه ديگر غار جهت شرقى - جنوب شرقى مشرف بر كوره راهى است كه به غارهاى مر آفتاب و مرتاريك منتهى است.

*آتشدان پارتى

در شمال حجارى داريوش در بيستون، بنايى از دوره پارتى باقى مانده است. به عقيده پروفسور لوشاى، رئيس هيأت حفارى ايران و آلمان، اين بنا پرستشگاهى است كه در زمان اشكانيان همزمان با آثار ديگر اين دوره در بيستون ساخته شده است. اين پرستشگاه دوره پارتى كه بر تخته سنگ منقوش اشكانى قرار دارد، از ۲ صفه به وسيله ۱۰ پله كه از سنگ كوه در آورده شده ، به هم مربوط مى شود. درازاى هريك از پله ها حدود ۸۰ سانتيمتر است و به طور نامنظم تا نقش ولگش ادامه دارند. در دوره اسلامى قسمتى از اين محل براى قبرستان استفاده شده است.

*شهر اشكانى بغستان

در دامنه كوه بيستون، در شمال شرقى درياچه، يك چشمه ، دژ مادها و نقش برجسته داريوش، يك منطقه مسكونى اشكانى به طول ۸۰۰ متر و به عرض قريب به۳۰۰ متر قراردارد كه با توجه به بقاياى مكشوفه، اشكانى بودن آن به ثبوت رسيده است.

*سنگ بلاش

در دامنه كوه بيستون، در حدود چهارصد مترى شرق گودرز، تخته سنگ بزرگى هست كه بر آن نقش هايى كنده شده است. تخته سنگ چهارضلعى نامنظمى است به بلندى ۲۵۰ سانتيمتر كه گرداگرد آن به ۶ متر مى رسد. در ۳ طرف آن نقش هايى با برجستگى كم حجارى شده است. نقش ميانى اين سنگ، يكى از جانشينان گودرز دوم يعنى ولگش (ولخش = ولاش) است.

*مجسمه هركول

در بهمن ماه سال ۱۳۳۷ هنگامى كه كارگران شركت شوسه براى ساخت راه جديد همدان به كرمانشاه در دامنه كوه بيستون مشغول خاكبردارى و خروج سنگ از پاى كوه و تسطيح جاده بودند، در حين كار به مجسمه نسبتاً بزرگى برخورد كردند كه قسمتى از شانه آن از زير خاك نمايان شد. در دوران پارتى، ورثرغنه يكى از محبوب ترين خدايان بود كه اغلب به صورت پيكره هاى گلى و سنگى نشان داده شده است. يك نمونه از اين دست پيكره هركول (ورثرغنه) است. هركول به صورت شخص نيرومند عريانى با مو و ريش مجعد در حال استراحت بر پوست شيرى نشان داده شده كه بر سكويى به طول ۲‎/۲۰ متر به پهلوى چپ به طور نيم خيز به آرنج تكيه داده است.

*غار شكارچيان

بر دامنه كوه بيستون، بالاى سر مجسمه هركول، غارى معروف به «غار شكارچيان» است. چنين به نظر مى رسد كه اين غار پيش از اين كه يك پناهگاه باشد؛ غار شكارچيان و مخفيگاهى براى آنها بوده است چون موقعيت مكانى غار طورى است كه تا به آن نزديك نشويم ديده نمى شود.

*نقش برجسته ميتريدات دوم

در بيستون اثر يادگارى از ميتريدات دوم موجود است. اين بناى يادگارى در فاصله هركول و كتيبه داريوش حجارى شده است. متأسفانه كتيبه شيخ عليخان زنگنه مقدارى از اين نقش را محو كرده است ولى هنوز مى توان در طرف چپ آن ۲ صورت بزرگ را به خوبى تشخيص داد. بقاياى كتيبه يونانى بالاى آن نقش و همچنين اثر نقش ديگرى در طرف راست آن مشهود است. در طرف چپ آن تصوير ۳ اسب سوار با يك كتيبه كوتاه يونانى ديده مى شود.

پروفسور گيرشمن معتقد است كه انتخاب جاى اين نقش برجسته در پايين نقش برجسته داريوش شاهنشاه هخامنشى اتفاقى نيست؛ شاه اشكانى مى خواسته خود را اعقاب سلسله شكوهمند هخامنش بنماياند و سلسله جديد اشكانى را به آن پيوند دهد.
در جهت شرقى نقش برجسته ميتريدات دوم، روى همان صخره يكى از جانشينان او - گودرز دوم (۴۶-۵۱ م) - يك كتيبه و نقش به جا گذاشته است. در اين نقش پيروزى گودرز دوم بر رقيبش، مهرداد نشان داده شده است.

*كتيبه وقفنامه شيخ عليخان زنگنه

شيخ عليخان اعظم زنگنه شاه سليمان صفوى در زمان حيات خود براى سادات فاطمى و تعميرات كاروانسراى بيستون رقباتى چند را وقف كرده و وقفنامه خود را روى يكى از حجارى ها (نقش گودرز و مهرداد) كنده است.

*كتيبه بيستون (كتيبه داريوش)

در ۳۰ كيلومترى شرق كرمانشاه و در ارتفاع ۱۰۰ مترى روى صخره اى داريوش كتيبه مشهور خود را حك كرده است كه تا سال ۱۳۸۵ كسى از راز آن آگاه نبود. نخستين كسى كه اين صخره را درنورديد راولينسون انگليسى بود كه از ستون اول متن فارسى باستان نسخه بردارى كرد. او، افسر انگليسى مأمور تربيت سربازان شاهى در ايران بود. مطالعات وى در سال ۱۸۵۷ مورد توجه انجمن آسيايى پادشاهى لندن و همچنين دانشمندان زيادى قرار گرفت. سپس در سال ۴۹-۱۹۴۸ ژرژكامرون كتيبه را مجدداً و به طور كامل مورد مطالعه قرار داد. نتيجه مطالعات اين دانشمند درباره كتيبه بيستون اين بود كه داراى ۳ نوع خط فارسى باستان، عيلامى نو، بابلى نو يا اكدى است. پس از رمزگشايى فارسى باستان، اين نتيجه به دست آمد كه تصاوير به داريوش، ۲ سردارش و ۱۰ شورشگر كه در اوايل سلطنت او قيام كرده بودند تعلق دارد و شرح سركوب اين ياغيان را نقل كرده است.

مجموع سطحى كه اين كتيبه در برگرفته به طول ۲۰ متر و ۵۰ سانتى متر و عرض ۷ متر و ۸۰ سانتيمتر است. مجموع خطوط و نقوش برابر با ۱۲۰ مترمربع مساحت دارد. گفته مى شود كتيبه بيستون مهم ترين دليل ثبت جهانى اين محوطه است.

*سراب بيستون

اگر چنانچه گفته شده ايران را دروازه آسيا بدانيم، كناره سراب بيستون يكى از اتراق گاه هاى مهم كاروان هايى است كه از اين دروازه مى گذشتند. گرچه آثار به جاى مانده در اطراف اين سراب نشان از گذشته هاى بسيار دورترى دارد. اين سراب شواهدى در كنار و كف خود دارد كه تاكنون چنان كه شايسته اين اثر تاريخى است بررسى نشده است. تنها در سال ،۱۳۷۸ هنگام گمانه زنى در حاشيه سراب، بقاياى راهى قديمى پديدار شد.

*جاده تاريخى حاشيه سراب

با توجه به روايات موجود، جاده آسفالت كنونى تا قبل از دهه ۳۰ راه ارتباطى بين كرمانشاه - همدان بوده است. بدون شك اين جاده آسفالت روى جاده هاى ادوار قديمى تر ساخته شده است، در حين حفارى در گوشه و كنار اين جاده هنوز بقايايى از ديواره هاى گلى و خشتى ديده مى شد. حفارى هاى صورت گرفته نشان مى دهد كه يك جاده قديم مربوط به دوران اسلامى وجود دارد كه در زير آن به احتمال زياد لايه هاى آثار فرهنگى- تاريخى قبل از اسلام هست.

*فرهاد تراش

بر ديواره حجارى شده اى در كوه بيستون فرهاد تراش ديده مى شود. اين ديواره در ميان مردم به فراتاش يا فرهاد تراش معروف است. درازاى فراتاش ۱۸۰ متر و بلندى آن ۳۳ متر است. در هيچ نقطه اى از ايران هيچ كوهى را به اين اندازه نتراشيده اند.

*كاخ نيمه تمام ساسانى و بقاياى كاروانسراى ايلخانى

در منطقه تاريخى بيستون در فاصله كاروانسراى صفوى و حاشيه چشمه آب سراب بيستون بنايى است كه به دوره ساسانى و ايلخانى نسبت داده مى شود.

شالوده اين بنا در دوران ساسانى بر خاك بكر نهاد شده است، ولى به دلايل مختلف ساختمان آن به پايان نرسيده و در همان مراحل اوليه كار ساخت و سازش متوقف مانده است.

در دوره ايلخانى اين بنا با استفاده از ديوارهاى سنگى بناى ساسانى و با استفاده از آجر و چيدن آنها روى سنگ هاى ساسانى تبديل به يك كاروانسرا شده است. به علت ريختن سقف هاى آجرى اتاق ها، گمان مى رود واقعه غيرمترقبه اى مانند زلزله در آن زمان اتفاق افتاده باشد. در اين محوطه، تنورها احتمالا ً مربوط به دوره تيمورى، خرابه اى از يك مسجد ايلخانى و محراب آن نيز وجود دارد كه بعد از چند حفارى، مرمت شده است. متأسفانه اين مرمت از لحاظ ساختار بنا كاملاً اشتباه است.

*ديوار عظيم دوره ساسانى

در ساحل راست رودخانه گاماسياب، در اراضى جنوبى بيستون، ديوارى طولانى از سنگ تراش و قلوه سنگ و ملات بنا شده است. درازاى ديوار يك هزار متر و قطر آن ۲۵۰ سانتيمتر است. نماى خارجى ديوار با سنگ تراشيده شده است و پشت سنگ ها را با قلوه سنگ هاى ريز و درشت پر كرده اند. بلندى ديوار ۴ تا ۵ متر است. با توجه به سرستون هاى پيدا شده در بيستون، اين تصور به وجود مى آيد كه منظور از بناى آن شايد ايجاد كاخى بزرگ به بزرگى قصر شيرين بوده است كه نتوانسته اند ساختمان آن را به پايان برسانند. نظريه ديگرى نيز وجود دارد كه طرفداران آن معتقدند؛ اين ديوار سدى براى شكارگاه سلطنتى كه تصاوير آن در تاق وسان وجود دارد بوده است. بر ديوار سمت چپ تاق بزرگ نيزارى است كه گراز ماهى و مرغابى فراوان در آن ديده مى شود. روى اين ديوار ساسانى بقاياى بنايى از دوره ايلخانى و مغول ديده مى شود.

*پل خسرو

سنگ هاى پراكنده اى در كنار رودخانه گاماسياب وجود دارد كه به نظر مى رسد سد ساسانى است. در تحقيقات سال ۱۳۵۰ - ۱۳۳۹ مؤسسه باستان شناسان آلمان آمده است: «پل زمان ساسانيان در اين نقطه كه از ۹ پايه تشكيل مى شود و اهالى محل آن را پل خسرو مى نامند، روى رودخانه گاماسياب ساخته شد.» سراسر بستر رودخانه در زير پل، سنگفرش شده و از اين لحاظ با شيوه ساختمانى پل هايى كه به دست ساسانيان در خوزستان ساخته شده است، مطابقت دارد. اين پل ها در عين حال وظيفه تنظيم و تقسيم آب را نيز به عهده داشته و تا حدودى عمل سد بندهايى كنونى را انجام مى داده است.

*سنگ هاى تراش خورده ساسانى

در سراسر دهكده بيستون و اراضى اطراف آن، روى سنگ هاى تراش خورده، يك يا چند علامت و يا خط مربوط به دوره ساسانى را مى توان ديد. حدود ۴۲۷ علامت حجارى شده (از حجاران ساسانى و سوريانى) شناسايى شده است. شگفتى هاى مجموعه تاريخى بيستون آنقدر زياد بوده كه موجب شد نماينده ايكوموس ثبت جهانى طبيعت بيستون در فهرست ميراث طبيعى را پيشنهاد دهد.
 
منبع: ایران
 
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
علم و فناوری