کد خبر ۳۵۰۲۷
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۴:۲۵ - ۱۴ بهمن ۱۳۸۶ - 03 February 2008
شورجه در اين نامه خطاب به سينماگران امضاکننده نامه متذکر شده است؛ «آيا دعوت به قيام و حضور در ميدان مبارزه عليه نظام، فيلم فرهنگي است که اين بزرگواران نديده زير آن را امضا مي کنند و براي آن سينه مي زنند؟
اعتماد: پس از اعتراض مکتوب 45 سينماگر به سياست هاي فرهنگي و سينمايي کشور و حذف چند فيلم از جشنواره در هفته گذشته و اعلام حمايت تعدادي از چهره هاي مطرح سينمايي از جمله بهرام بيضايي، داريوش مهرجويي و رخشان بني اعتماد از اين نامه، ديروز جمال شورجه يکي از اعضاي مهم هيات انتخاب فيلم هاي ايراني بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر در نامه يي سرگشاده به اين اعتراض ها پاسخ داد.
 
مهمترين ويژگي اين نامه در اين نکته است که نشان مي دهد تعارضات و تناقضات فروخفته در سينماي ايران و تضادي که ميان تلقي سينماگران و توقعات سياستگذاران دولتي وجود دارد، ديگر قابل انکار نيست.
 
نامه جمال شورجه به عنوان يکي از اعضاي هيات انتخاب نمايانگر سليقه يي است که در بخشي از بدنه دولت نسبت به سينما اعمال مي شود و همچنين حاکي از نگاه به شدت بدبينانه يي است که به بدنه سينما وجود دارد. در حالي که در جشنواره فجر، گروهي از مسوولان سينمايي درصدد عادي نشان دادن شرايط حاکم بر سينماي ايران هستند، اين نامه نشان مي دهد که سينماي ايران در آستانه تجربه اتفاقات جديدي است که الزاماً به سود سينماي فعلي ايران نيست.
 
اين نامه که اولين موضع گيري رسمي يکي از اعضاي معرفي شده از سوي نهاد برگزارکننده جشنواره فيلم محسوب مي شود، از سوي خبرگزاري فارس منتشر شده و در آن آمده است؛ «باز هم در جو و هواي نزديک به انتخابات، فيل هنرمندان سينماگر ما، هواي هندوستان تساهل و تسامح کرده است.
 
با ديدن اين نامه ياد نامه شبيه به همين در کوران مبارزات انتخابات گذشته افتادم که نام و رسم خيلي از همين افراد که نگران فرهنگ کشورند، در زير آن نامه هم بود و عليه دولت خدمتکار و رئيس جمهوري مردمي و ولايي و عدالت گستر فعلي جناب آقاي احمدي نژاد تبليغات کردند که اگر ايشان بيايد چنين مي شود و چنان و بهمان،»
 
جمال شورجه در ادامه اين نامه در پاسخ به اعتراض سينماگران مي نويسد؛ «نمي دانم اين بزرگواران در عرض اين نزديک به سه سال و سه دوره از جشنواره فيلم فجر چرا صدايشان درنيامد و حالا نگران فرهنگ شده اند؟ نمي دانم کي و کجا اين بزرگواران فيلم هاي جشنواره بيست و ششم را ديده اند و با هم مقايسه کرده اند و ساعت ها پاي آنها وقت گذاشته اند که حالا اينقدر قاطعانه و بدون تحقيق و تعمق لازم اينگونه قضاوت مي کنند...»
 
شورجه در اين نامه خطاب به سينماگران امضاکننده نامه متذکر شده است؛ «آيا دعوت به قيام و حضور در ميدان مبارزه عليه نظام، فيلم فرهنگي است که اين بزرگواران نديده زير آن را امضا مي کنند و براي آن سينه مي زنند؟ اگر چنين است که بايد واقعاً تکليف نظام و سيستم فرهنگي کشور با اينها روشن شود، ميلياردها سرمايه نظام متاسفانه تزريق به همين فيلم هاي فرهنگي شده و از طرف نظام و مجاري فرهنگي، چقدر از همين امضاکنندگان نامه، حمايت و قدرداني شده اند.
 
دولت ها با سياست هاي مختلف و گاه متضاد با هم آمده اند و رفته اند اما همين ها در هر دوره يي از بيشترين امکانات اين کشور و بيت المال حمايت شده اند. سال هاست که سينماي مردمي، ملي و اسلامي ما که مي توانست رسانه يي قدرتمند براي صدور انقلاب و ارزش هاي اسلام عزيز باشد، توسط سياست بازان فرهنگي يا فرهنگيان و هنرمندان مزدور امريکا و اسرائيل که در کاخ هاي جشنواره هاي مختلف اروپايي و امريکايي نشسته اند، عقيم، ناتوان و نابارور شده است و با اختصاص هدايا و جوايز مختلف به همين فيلم هاي به ظاهر فرهنگي، نه تنها بخش تاثيرگذاري از سينماگران نسل اول انقلاب را از دامن ما گرفته اند و آنها را غيرمستقيم و مستقيم در استخدام مقاصد و انديشه هاي خود درآوردند بلکه به زيبايي و به بهترين شيوه براي نسل هاي دوم و سوم سينماگران انقلاب هم تور پهن کردند و مي کنند.» اين کارگردان و عضو هيات انتخاب جشنواره بيست و ششم در ادامه اين نامه نوشته است؛ تا کي بايد خود را به خواب خرگوشي بزنيم؟ تا کي بايد خود را فريب بدهيم که سينماي فرهنگي داستاني ما بوده که توانسته اين موفقيت ها را کسب کند و چنين و چنان...
 
متاسفانه همين امسال هم مي بينيم اين بذرهاي پاشيده شده از طرف نظام هوشمند فرهنگ غرب، چگونه نسل سوم سينماگران ما را که سال ها همچون نسل هاي گذشته، از بيت المال و امکانات اين کشور پاي آنها هزينه شده و يک يک آنها در دامن انقلاب پرورش پيدا کرده و رشد کرده اند، متناسب با سليقه، نگاه و خواست اين جشنواره ها در خارج از کشور فيلم ساخته اند که بخش عمده آنها هيچ تناسبي با خاستگاه ملي و ديني و اجتماعي مردم شريف اين کشور ندارد...»
 
در ادامه نامه شورجه مي خوانيم؛ «يکي از همين بزرگواران امضاکننده نامه، نمونه يي از کشوري بياورد که هيچ مميزي آشکار و پنهاني روي محصولات فرهنگي آن کشور صورت نمي گيرد. در کجاي دنيا چنين مدينه بي در و پيکري پيدا مي کنيد؟ به جرات مي توانم بگويم که در هيچ کشوري سهل تر از ايران نمي توان فيلمساز شد و فيلم ساخت. اين را نه حقير که خيلي از اهل نظر و تحقيق مي گويند.»

وي در ادامه نوشته خود مي نويسد؛ «مدت هاست که مسوولان سينمايي کشور بحق از کم توجهي به امر بودجه فرهنگي و سينمايي گله دارند و براي رفع اين نقيصه به هر دري مي زنند. حال که به فرمان مقام معظم رهبري و يا توجه ايشان به مظلوميت فرهنگ عنايتي از سوي مجلس محترم به امر بودجه فرهنگي شده و مقدار اندکي در بودجه سينما تحول صورت گرفته يا انشاءالله مي گيرد (که جاي قدرداني هم دارد)، چرا بايد باز با دست خود کاري کنيم که آنها را از کرده خود پشيمان سازيم؟ با توجه به اولويت بندي هاي مرسوم در امر تخصيص بودجه به وزارتخانه ها و نهادهاي مختلف، آن برادر بزرگوار که در مجلس به اين امر اهتمام داشته و دارد، چه نکته مثبت و پيام ارزشمند و همگرايي از سينما ديده که بايد از گلو و سفره مردم ببرد و به سينما تزريق کند؟»

شورجه در ادامه نوشته است؛ «گاه پزشک براي درمان و سلامت جان بيمار مجبور مي شود عضوي از بدن بيمار را که آلوده است، قطع کند تا سلامت کل بدن به خطر نيفتد... اين برادران بزرگوار که از مميزي ها گله دارند، آيا مي دانند که اين مميزي ها، بايد و نبايدها و اصلاح ها چقدر جهت احيا، نجات و بقاي سينما از اين منظر صورت گرفته است؟» در بخش ديگري از اين نامه، شورجه به عنوان عضو هيات انتخاب جشنواره بيست و ششم در بخش مسابقه فيلم هاي ايراني به نمونه هايي از مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي در توزيع و نمايش فيلم هاي ايراني و خارجي اشاره کرده که مانع نمايش کل فيلم يا اصلاح پلان هايي از فيلم ها مي شود؛

1- فيلم هايي که با فرهنگ ايراني و اسلامي و ارزش هاي اخلاقي مورد قبول جامعه تعارض يا مخالفت داشته باشند.

2- فيلم هايي که به تبليغ مکاتبي چون سکولاريسم، ليبراليسم، نهيليسم، فمينيسم و... مي پردازند و فرهنگ هاي اصيل شرق را تخريب و تحقير مي کنند.

3- فيلم هايي که به تلويح يا تصريح، حاکميت دين در زندگي دنيوي را نفي مي کنند، نظام غيرديني را برتر مي دانند يا نظام سلطنتي و ديکتاتوري را محبوب نشان مي دهند.

4- فيلم هايي که تبعيض نژادي را تبليغ مي کنند يا افراد غربي را برتر از ساير نژادها و مليت ها و اقوام مي دانند.

5- فيلم هايي که به تبليغ هرگونه رفتار غيراخلاقي مي پردازند و مروج خشونت و مصرف موادمخدر هستند و اين مسائل را توجيه و تبليغ مي کنند.

6- فيلم هايي که از لحاظ فرهنگي و هنري فاقد کيفيت هستند و ترويج آنها به پايين آمدن سطح ذوق و سليقه مخاطبان مي انجامد.

7- فيلم هايي که مروج انواع معنويت هاي بي ريشه و خرافات قديم و جديد به شمار مي آيند.

8- فيلم هايي که به پيامبران الهي و ائمه معصومين(ع)، مقام رهبري يا شوراي رهبري و مجتهدين جامع الشرايط هتک حرمت مستقيم يا غيرمستقيم کنند.

9- فيلم هايي که اشاعه اعمال رذيله فساد و فحشا مي کند.

10- فيلم هايي که بيان کننده هرگونه مطلبي مغاير مصالح کشور و مورد سوءاستفاده بيگانگان هستند.

11- فيلم هايي که در آن صحنه هايي از جزئيات قتل و جنايت و شکنجه و آزار وجود دارد، به نحوي که موجب ناراحتي بيننده مي شود يا بدآموزي دارند.

اميدوارم تهيه کنندگان و کارگردانان و دست اندرکاران محترم توليد فيلم با مطالعه مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي و آيين نامه هاي نظارت بر نمايش و توليد فيلم آثار توليدي خود را با اين شاقول ها تنظيم نمايند.

شورجه در بخش پاياني اين نامه اظهار داشته است؛ «در خاتمه بايد متذکر شوم که فيلم هاي فرهنگي و متاسفانه مخاطب گريز که بخش زيادي از توليدات سال هاي دور و نزديک سينماي ما را به خود اختصاص داده اند و البته در سال هاي اخير تعدادشان بيشتر هم شده، توانسته اند مبالغ هنگفتي را بر بودجه هاي دولتي تحميل کنند و حجم ديون معوقه بنياد فارابي و ديگر نهادها را بالا ببرند و اين ناشي از حمايت هاي درست يا غلط دولت از اينگونه فيلم ها است و نيز حمايت از آنها هنگام اکران نيز از اهتمام هاي ويژه و دغدغه هاي درست يا غلط اداره کل نظارت و ارزشيابي معاونت سينمايي است تا اگر حرفي و پيامي در اين گونه فيلم ها باشد به بهترين شيوه به مخاطب انتقال يابد.»

جمال شورجه در حالي به نامه اعتراض 45 سينماگر واکنش نشان داد که با توجه به سکوت نسبي حاکم بر چند روز ابتداي جشنواره فيلم انتظار مي رفت حاشيه هاي پيش آمده اين دوره از جشنواره پايان يافته است. با اين حساب بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر وارد دور تازه يي از اتفاقات حاشيه يي خود شده است؛ حاشيه هايي که پيش بيني مي شود ادامه داشته باشند و بار ديگر با اعلام نتايج اين دوره از جشنواره دوباره مطرح شوند.

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
GERMANY
۱۷:۵۴ - ۱۳۸۶/۱۱/۱۴
0
0
دلیل اسان بودن فیلم ساختن در ایران بی محتوا بودن فیلمهاست لبو فروشی بهتر از این جور فیلمساری هاست
پربازدید ها
علم و فناوری