کد خبر ۳۵۵۶۵
تاریخ انتشار: ۰۹:۰۳ - ۲۱ بهمن ۱۳۸۶ - 10 February 2008
وي گفت:« در كشورمان نيز ترديدهايي وجود داشت كه اين قدر هزينه مي‌دهيم، آيا چيزي روي ميز قرار مي‌گيرد يا نه! اما ما بايد از اين مرحله عبور مي‌كرديم كه هم آنها بفهمند با يك امر واقع مواجهند و هم در داخل اين مساله براي خودمان تثبيت شود.»

دكتر علي لاريجاني كه دو ماه پس از استعفاي دكتر حسن روحاني و با آغاز به كار دولت نهم به دبيري مهم‌ترين نهاد امنيتي كشور منصوب شد، همزمان مسووليت پرونده هسته‌يي كشور را نيز بر عهده گرفت و براي دو سال به "مرد شماره يك پرونده هسته‌يي" تبديل شد. بسياري ازصاحبنظران معتقدند كه علي لاريجاني درمدت دو سال گذشته در مواجه با واقعيات موجوددرصحنه بين‌الملل و از زاويه نگاه به منافع ملي و موقعيت استراتژيك ايران در منطقه،به سياستمداري "واقع‌گراتر" تبديل شده است.

وي كه «اجراي موفق مداليته» و دو قطعنامه تحريم شوراي امنيت سازمان ملل عليه ايران را در كارنامه دوران مديريتش دارد،درباره دو قطعنامه مي‌گويد:«نبايد اينقدر نازك نارنجي باشيم، آنها دو نشگون از ما گرفتند.»

لاريجاني اولين مقام رسمي ايران است كه خبر مذاكره با آمريكا در صفحه شطرنج عراق را اعلام كرد. او كه خود را اولين كسي مي‌داند كه با روسيه، چين و اروپا در بحث هسته‌يي كار كرده، مي‌گويد:«نبايد نگاهي بدوي به سياست داشت و در ديپلماسي خود را گرفتار يك محدوده خاص كرد، بايد هر جا كه مي‌توانيد ظرفيتي را توليد كنيد. چون با فلان كشور درگيري داريد، نبايد از ارتباط با كشورهاي ديگر كه با آن كشور تعامل دارند، فرار كنيد.»

نماينده مقام معظم رهبري در شوراي عالي امنيت ملي كه مداليته حل‌وفصل مسايل باقي‌مانده ايران و آژانس در دوره دبيري وي در شوراي عالي امنيت ملي طراحي و تدوين شده بود و هم‌اكنون هم درحال اجراست، با خبرنگاران خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به گفت‌و‌گويي دو ساعته نشست كه قسمت اول آن شامل مواضع انتخاباتي لاريجاني چهارشنبه گذشته بر روي خروجي ايسنا قرار گرفت.

لاريجاني در «بخش هسته‌يي» گفت‌وگوي خود با ايسنا در پاسخ به اين پرسش كه برخي بر اين نظرند كه شما در مديريت‌ پرونده هسته‌يي راهكار نهايي حل مساله‌ را از طريق مذاكرات سياسي مي‌دانستيد، با بيان اينكه بحث هسته‌يي از جنس كارهايي نيست كه افراد تخيلا در آن به يك مشربي برسند، بررسي اين مساله را در وجوه فني، حقوقي - بين‌المللي و سياسي ارزيابي كرد و گفت:« وجه فني‌اش اين بوده است كه سازمان انرژي اتمي در چارچوبي كار را دنبال كند و ما را از جايي به جايي ديگر در اين فن‌آوري برساند. وجه حقوقي و بين‌المللي‌اش اين است كه فراز و فرودها و فعل و انفعالاتي كه در آژانس بين‌المللي انرژي اتمي بر روي اين مساله (تصميمات شوراي حكام و شوراي امنيت) صورت گرفته است، مورد نظر قرار گيرد و وجه سياسي شامل مجموعه اقدامات ديپلماتيكي است كه مي‌خواهد در چارچوب منافع ملي‌مان اين موضوع به طوري كه ما دانش هسته‌يي داشته باشيم، اما هزينه زيادي نپردازيم به سرانجام برسد.»

وي ادامه داد:« شايد برخي بگويند نمي‌خواهيم وجه سياسي آن را ببينيم، اما بايد بدانيم كه تعدادي از كشورها (غرب) هستند كه بر روي اين وجه مساله كار مي‌كنند. از اين رو بايد در برابر آنها و اقداماتشان مدلي را كه هر سه وجه فوق را در خود داشته باشد طراحي كنيم؛ چرا كه اين سه با يكديگر داد و ستد دارند.»

دبير سابق شوراي عالي امنيت ملي كشورمان گفت:« يك عقل منضبط آن است كه براي رسيدن به منافع ملي به اين سه بخش توجه كند، اين انضباط فكري نتيجه‌اش اين خواهد بود كه ما دانش هسته‌يي را با تعريف دقيق ، نه شعاري، و با هزينه كمتر به دست آوريم.»

وي ادامه داد:« بنابراين، اين فكر من بود و معتقد نيستم كه وجهي را در اين مسير ناديده گرفته‌ام، شايد بر حسب شرايط بالا و پايين شده باشد.»

لاريجاني در پاسخ به اين پرسش كه چه نگاهي باعث شد مداليته حل مسايل باقي مانده ايران در آژانس شكل بگيرد؟ با بيان اينكه « طراحي مداليتي تاكتيكي در زمان خاص خود بود.»، با اشاره به مذاكراتش در آنكارا، مادريد و ليسبون با خاوير سولانا، نماينده كشورهاي 1+5 در مذاكره با ايران، گفت:« در اين مذاكرات راهكارهايي كه مي‌توانست در آن مقطع براي حل مساله مورد توجه قرار گيرد، بررسي شد. طرفين پيشنهادهايي را مطرح مي‌كردند، اما در نهايت ما اين پيشنهاد را مطرح كرديم كه البته از مدتها پيش در دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي بر روي آن كار كرده بوديم.»

لاريجاني با بيان اين‌ كه مداليته خارج از متن مذاكراتي بود كه تا آن زمان جريان داشت، ادامه داد:« آنها پيشنهاد "تعليق" را مي‌دادند و ما نمي‌پذيرفتيم يا مي‌گفتند "همين جا بايستيد" و يا اين‌ كه "بانك سوخت جامع" را مطرح مي‌كردند، اين در حالي بود كه پيشنهادات قبلي ما را نپذيرفته بودند، اما مداليته (طرح اقدام) چيز ديگري بود و جغرافياي بازي سياسي را به قسمت ديگري مي‌برد. ما فكر كرديم كه اين پيشنهاد مي‌تواند يك راه‌حل باشد به شرط آنكه ملزوماتش را دو طرف رعايت كنند.»

دبير سابق شوراي عالي امنيت ملي با بيان اين كه گفت‌وگوهايمان در متن قبلي مذاكرات نقاط عميقي نداشت به ذكر اين مثال پرداخت كه "اين مذاكرات مثل چاهي مي‌ماند كه آب در آن خيلي كم جمع شده است" از اين رو متن مداليته را در مذاكرات به سولانا پيشنهاد كرديم؛ هر چند كه تبيين واژه مداليته براي وي كمي وقت برد.

وي همچنين اظهارداشت:« بر اساس متن مداليته با محمد البرادعي گفت‌وگو كردم و چارچوب كار با وي نيز مشخص شد.»

لاريجاني در خصوص نحوه شكل‌گيري مداليته تصريح كرد:« مشكلي كه قبلا در كار با آژانس داشتيم اين بود كه آژانس اقداماتي را در حل مسايل با ما آغاز مي‌كرد، اما از هر موضوع جسته و گريخته استفاده مي‌كرد و آخرش هم معلوم نمي‌شد كدام يك از موضوعات حل شده است و يا اينكه معلوم نبود آنها در كجا قرار دارند و ما در كجا. از اين رو ابتدا موضوعات مورد سوال را مشخص كرديم و سپس تعيين كرديم آژانس سوالاتش را به ما بدهد تا ما به آنها پاسخ دهيم و اگر خواستند حتي كتبي هم پاسخ مي‌دهيم، بعد از ارايه پاسخ‌ها آنها پاسخ‌ها را مطالعه مي‌كنند و اگر سوالي باقي مانده بود در مذاكرات رو در رو آن موضوع را بررسي مي‌كنيم و بعد هم كه سوالات تمام شد و آژانس قانع شد، بايد به طور رسمي به ما بگويند كه اين بحث تمام شده است.»

                  به شرط ايستادگي البرداعي، مداليته را اجرا كرديم

مسوول سابق پرونده هسته‌يي كشورمان با اشاره به اعتراض نماينده آمريكا در آژانس بين‌المللي انرژي اتمي به چارچوب توافق شده ميان ايران و آژانس، گفت:«سياست آنها اين بود كه به موضوعات مختلف فني مورد بحث در آژانس ناخنك بزنند و مسايل را حل نكنند، اما ما با اطميناني كه به آقاي البرادعي داديم، گفتيم كه حركت در مسير اجراي مداليته را ادامه مي‌دهيم و تمام ملزومات آن را هم مي‌پذيريم به شرط آنكه شما هم براي اجراي آن ايستادگي كنيد.»

وي با اشاره به اين كه الان در مراحل پاياني مداليته هستيم، افزود:« آنها باور نمي‌كردند كه اين تاكتيك جواب دهد.»

لاريجاني در پاسخ به اين پرسش كه شما پس از ديدار با سولانا مجددا به وين بازگشتيد و با البرادعي مذاكراتي را انجام داديد به تشريح ملاقاتش با سولانا و البرادعي در خصوص توافق بر سر مداليته پرداخت و گفت:« ابتدا با سولانا درباره مداليته صحبت كردم، اما وي ترديد داشت و ته دلش قرص نبود، همان طور كه ما نسبت به رفتار آنها اطمينان كامل نداشتيم، اما در نهايت قبول كرد كه ظرف دو ماه اين طرح را اجرا كنيم. با اين حال همان موقع شبانه به اتريش بازگشتم و با البرادعي خارج از وين ملاقات كردم و به طور مبسوط بر سر مداليته صحبت كردم و در آنجا چارچوب كار را توافق كرديم.»

مذاكره‌كننده ارشد هسته‌يي سابق كشورمان در بيان اينكه چرا در متن مذاكرات سياسي با سولانا راه حلي حقوقي را دنبال كرديد، اظهارداشت: «كل ماجراي هسته‌يي مخلوطي از مباحث مربوط به فعاليت‌هاي هسته‌يي گذشته، حال و آينده ايران است كه غربي‌ها اين سه بخش را دائما به يكديگر مربوط مي‌كردند، از اين رو ما اين سه بخش را از يكديگر جدا كرديم. حرف آنها مربوط به گذشته اين است كه ما پنج، شش مساله داريم كه حل نشده است؛ پاسخ به اين مسايل در چارچوب مداليته طراحي و به يك سند تبديل شد. ديگري مربوط به مسايل حال است كه آنها مدعي‌اند بايد اطمينان حاصل كنند فعاليت‌هاي هسته‌يي ايران زير نظر آژانس است كه لوازم اين كار نيز فراهم است و مي‌ماند آينده.»

وي در خصوص اين كه تفكيك مسايل مربوط به گذشته، حال و آينده چگونه و توسط چه كسي يا دستگاهي شكل گرفت؟ اظهارداشت:« در مذاكرات اوليه برلين در هشت ساعت مذاكره با سولانا اين مساله در ذهن من كاملا شكل گرفت كه مسايل مربوط به گذشته، حال و آينده بايد از يكديگر تفكيك شوند، البته از مجموع مذاكرات و ملاقات‌هايي كه با وزراي خارجه كشورهاي مختلف در نيويورك (نشست سالانه مجمع عمومي سازمان ملل) داشتم، شاخك‌هاي ذهني من را تيز كرده بود كه آنها از تئوري "درهم بافي" در صحنه سياسي در بحث هسته‌يي ايران استفاده مي‌كنند و بايد به نوعي صحنه سياسي‌مان را شفاف كنيم، هر چند اين روند قدري كار مي‌برد؛ چرا كه غربي‌ها بايد كمي دست‌ و پا مي‌زدند و حرفهايشان را مي‌زدند تا در چارچوب آنچه مورد توجه ما بود، قرار مي‌گرفتند. در مذاكرات برلين من اين مساله را احساس كردم كه منشا نزاع آنها با ما كجاست و واقعا دردشان چيست.»

وي با اشاره به توافق اوليه 11بندي با خاوير سولانا به آنچه كه اين توافق را به هم زد اشاره كرد و گفت:« جنگ 33 روزه در لبنان پيش آمده بود و اين مساله آنها را به اين تصور رسانده بود كه با اين حادثه مي‌توانند توافق برلين را برهم زنند.»

                                 توافق برلين به نفع مابود

وي در پاسخ به اين پرسش كه دليل اصلي برهم زدن توافق، فرصت جنگ 33 روزه لبنان بوده است يا اين كه وقتي متن توافق به دست نمايندگان كشورهاي 1+5 رسيد، مورد مخالفت جدي قرار گرفت؟ اظهار داشت:« به ضررشان نبود، البته به نفع ما بود. اين توافق چارچوب خوبي بود كه اگر آن روز آن را مي‌پذيرفتند در مقايسه با امروز كاملا به نفعشان بود، چون همان چارچوب را امروز بايد بپذيرند. مثلا اين كه ما در يك بند گفته‌ بوديم "اعمال حقوق ايران در مورد غني‌سازي و چرخه سوخت را 1+5 بپذيرد".»

لاريجاني با اشاره به اظهار نظر هنري كسينجر، مشاور امنيت ملي اسبق آمريكا درباره اعمال فشار به ايران از طريق صدور قطعنامه در شرايطي كه جنگ 33 روزه در لبنان در جريان بود، وي را از عوامل مهم بر هم زدن توافق برلين دانست و تصريح كرد:« آنها بر اين تصور بودند كه مي‌توانند با صدور قطعنامه يك تو گوشي به ايران كه نقش مهمي در بيداري مسلمانان و مقاومت در منطقه را دارد بزنند و با كشيدن گوش بچه بزرگتر موجب شكست حزب‌الله هم خواهند شد، اما اين كار اشتباه بود.»

دبير سابق شوراي عالي امنيت ملي كشورمان با بيان اين كه ايوانف، رييس شوراي امنيت ملي روسيه پس از رد توافق برلين با وي تماس گرفته است كه مذاكرات دارد بي‌دليل به هم مي‌خورد، اظهار داشت:«من هم به ايشان گفتم، مشكلي نيست و حتي قرار شد در چند روز آينده‌ با سولانا مذاكره داشته باشيم، اما يكي دو روز بعد آنها قطعنامه دادند. بعد از آن آقاي سولانا هم تماس گرفتند و گفتند اين خرابكاران كار خودشان را كردند، معلوم بود كه صدور قطعنامه مورد نظر سولانا هم نبوده است.»

وي در پاسخ به اين پرسش كه چرا از ابتدا براي پاسخ به سوالات موجود در آژانس درباره فعاليت‌هاي صلح‌آميز هسته‌يي‌مان اقدام نكرديد؟ تصريح كرد:« زماني كه مذاكرات سياسي را انجام مي‌داديم، آنها اصلا زير بار اينگونه مذاكرات (از نوع مداليته) نمي‌رفتند. چون باورشان اين بود كه ما از نظر فني موفق نمي‌شويم. گزارش‌هايي كه به آنها رسيده بود اين بود كه ايران در بعد فني اختلالات زيادي دارد و تا به نقطه مورد نظر (غني‌سازي)‌ نرسيده‌اند، بايد جلويشان را گرفت. حتي در مورد يو.سي.اف اصفهان اين تصور را داشتند كه ما به نتيجه‌ نمي‌رسيم.»

وي گفت:« همچنين در كشورمان نيز ترديدهايي وجود داشت كه اين قدر هزينه مي‌دهيم، آيا چيزي روي ميز قرار مي‌گيرد يا نه! اما ما بايد از اين مرحله عبور مي‌كرديم كه هم آنها بفهمند با يك امر واقع مواجهند و هم در داخل اين مساله براي خودمان تثبيت شود.»

به گفته‌ي لاريجاني تصميم مجلس شوراي اسلامي در واكنش به قطعنامه 1737 مبني بر تجديد نظر در روابط با آژانس بين‌المللي انرژي اتمي تصميمي لازم بوده است.

وي ادامه داد:« آنها بايد مي‌فهميدند كه فعاليت‌هاي صلح‌آميز هسته‌يي ايران و دستاوردهايي كه در اين زمينه به دست آمده است، ارزان نيست. ايران يك زماني با گشاده دستي در دولت قبلي اعلام كرد "تعليق" را مي‌پذيرد و يا "پروتكل الحاقي" را داوطلبانه اجرا مي‌كند به شرط آنكه آنها هم اقدامات متقابل را انجام دهند، ايران اين كارها را انجام داد، ولي آنها هيچ. از اين رو بايد به نقطه اوليه باز مي‌گشتيم كه معتقدم اقدام دقيقي بوده است.»

مسوول سابق پرونده هسته‌يي كشورمان خاطرنشان كرد: « البته اينگونه نبود كه بگويم در اين مسير همه چيز مثل يك ساعت، دقيق كنار هم كار كرده‌اند. چون به هر حال ممكن است در داخل بحث‌هايي شده باشد كه آنها از آن سوء استفاده كرده باشند و از سويي ممكن است آنها لجبازي‌هايي كرده باشند كه به نفعشان نبوده است.»

لاريجاني در پاسخ به اين پرسش كه گفته مي‌شد يكي از بندهاي توافق اوليه در برلين لغو كامل توافقنامه پاريس بوده است؟ اظهار داشت:« در درون مذاكرات اين بحث بود كه ما در ادامه پاريس ديگر صحبت نمي‌كنيم، اما در متن توافق چنين چيزي نبود. ما گفتيم كه پاريس را تمام شده مي‌دانيم؛ چرا كه شما به توافقاتتان در اين چارچوب عمل نكرديد.»

وي در خصوص نظر مقام معظم رهبري بر روي پيشنهاد حل و فصل مسايل باقي مانده با آژانس، گفت:« اين گونه مذاكرات كلي كشور كه در چارچوب ضوابط، استراتژي مهم كشور محسوب مي‌شود، بدون نظر ايشان صورت نمي‌گيرد. از سويي بنده نماينده ايشان در شوراي عالي امنيت ملي هستم و خيلي مقيد بودم كه حتما اين مسايل را با ايشان طرح كنم و در بسياري از موارد ايشان نظراتي داشتند كه مي‌توانست طرحي را تغيير دهد. همچنين در اين روند بارها به راهنمايي‌هاي ايشان بر مي‌خورديم كه بحث را پخته‌تر و تسهيل مي‌كرد و يا افق كار را بسط مي‌داد، از اين رو در رفت‌ و آمد با مقام معظم رهبري بوديم.ايشان در لايه‌ي كلان تصميم ‌گيري مي‌كردند و مباحث خورد به عهده ما بود.»

دبير سابق شوراي عالي امنيت ملي كشورمان با بيان اين كه وقتي بحث مداليته در كشور مطرح شد برخي مسوولان آن را جدي نمي‌گرفتند و حتي بعضي از بخش‌ها مخالف آن بودند اظهار داشت:« اما مهم هم نبود؛ چرا كه اصل كار در دبيرخانه شورا بود و ما بايد تصميم مي‌گرفتيم.»

به گفته‌ي لاريجاني ايده مداليته تاكتيكي مناسب و برخاسته از دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي در زمان دبيري‌ وي بوده است.

مذاكره كننده ارشد هسته‌يي سابق كشورمان در پاسخ به اين پرسش كه منظور از "همكاري‌هاي گسترده" كه در مداليته از آن نام برده مي‌شود چيست؟ آيا اين همان همكاري‌هاي داوطلبانه فراتر از پادمان جامع نيست؟ در حالي كه در گزارش‌هاي آژانس اقداماتي از جمله مصاحبه‌ي بازرسان آژانس با اشخاص و دانشمندان كشورمان و غيره را شاهد بوديم و يا اخيرا بازديد مديركل آژانس از سايت مربوط سانتريفيوژ نسل جديد صورت گرفته است؟ گفت:« يك موقع است كه مي‌گوييم داوطلبانه پروتكل الحاقي را اجرا مي‌كنيم كه اين يك تعهد حقوقي و وسيع است، اما يك وقت مي‌گوييم براي حل اين مساله كمك‌هايي مي‌كنيم كه اين دو با يكديگر متفاوتند. اگر داوطلبانه پروتكل الحاقي را اجرا كنيم، يعني دسترسي‌هاي وسيع و اقدامات مختلفي را در همه شئون بايد قائل شويم، اما وقتي آژانس مي‌گويد من اشكالي در اين مورد دارم، كمك كنيد تا اين مورد برطرف شود، بحث ديگري است كه به هيچ وجه در چارچوب پروتكل الحاقي ديده نمي‌شود.»

وي اضافه كرد:« ممكن است براي برطرف كردن اين مورد از فعلي استفاده كنيم كه فراي پادمان جامع باشد، اين اشكالي ندارد؛ چرا كه در جايي ممكن است يك كشور در مقام رفاقت با كشوري ديگر حتي بيشتر از حد همسايگي همكاري كند، اما اين با پذيرفتن يك تعهد حقوقي متفاوت است.»

لاريجاني در ادامه گفت:« من نمي‌خواهم داوري كنم كه درباره پروتكل الحاقي در كشور چه تصميمي بايد اتخاذ شود، اين پروسه خاص خود را دارد، اما آنچه در مداليته تحت عنوان "همكاري‌هاي گسترده با آژانس" صورت مي‌گيرد با آنچه در دولت قبل تحت عنوان "اجراي داوطلبانه پروتكل الحاقي" صورت گرفت متفاوت است.»

وي در پاسخ به اين پرسش كه «اما در بعد سياسي اين همكاري‌ها همان همكاري‌هاي داوطلبانه در چارچوب پروتكل الحاقي برداشت مي‌شود؛ چرا كه اگر ايران به برخي سوالات آژانس در چارچوب پروتكل پاسخ ندهد آن مساله و سوال آژانس حل نخواهد شد و مساله باقي مي‌ماند» در توضيحي بيان كرد:« همكاري‌هاي ايران با آژانس، همه‌ي اقداماتي كه در قالب پروتكل الحاقي بايد انجام داد، نيست. فرض كنيد ما يك نقشه‌اي داريم كه مي‌خواهيم بر اساس آن مسايل گذشته را حل كنيم، يك راه آن اين است كه پروتكل الحاقي را بپذيريم و به دنبال آن تبعاتش را. يك وقت اين راه را نمي‌رويم، اما چند مساله مورد نظر آنها را حل مي‌كنيم و در حل آن مثلا اجازه مي‌دهيم كه با آقاي ايكس مصاحبه كنند.»

همكاري ايران براي اجازه مصاحبه بازرسان با برخي اشخاص با چارچوب‌هاي پروتكل الحاقي شباهت دارد

لاريجاني ادامه داد:« در داخل پروتكل الحاقي تعريف شده است كه هر وقت بازرسان آژانس اراده كنند، با هر كسي كه بخواهند مي‌توانند مصاحبه كنند، اما من اينجا چنين اجازه‌اي را در مداليتي نمي‌دهم، بلكه براي حل آن مساله از آنها توضيح مي‌خواهم و بعد از بررسي و در صورت تمايل اجازه مي‌دهم. بنابراين تنها همكاري‌هاي ايران در اجازه‌ي مصاحبه بازرسان آژانس با برخي اشخاص در چارچوب مداليته با چارچوب‌هاي پروتكل الحاقي شباهت دارد.»

                             مداليته موفق بوده است

وي با بيان اينكه امروز در حالي كه به پايان كار مداليته نزديك مي‌شويم اين طرح موفق بوده است، گفت:« مسايل گذشته حل شده و مسايل حال در حال اتمام است و در واقع فرش قرمز نق زدن آنها (غرب) از زير پايشان كشيده شده است، در مقابل چه چيزي به آنها داديم؟ چند تا دسترسي، مصاحبه با چند نفر و ارايه اطلاعات و از مساله عبور كرديم، اما تعهد حقوقي (در چارچوب پروتكل الحاقي) نداشتيم.»

    ممكن است نظام در شرايطي تعهد حقوقي(پروتكل الحاقي) را بپذيرد

نماينده مقام معظم رهبري در شوراي عالي امنيت ملي كشورمان گفت:« نمي‌گويم نظام اين كار را نكند، ممكن است در شرايطي تعهد حقوقي (پروتكل الحاقي) را بپذيرد، اما ما در مداليته اين تعهد را نكرديم. يك زماني ممكن است نظام بخواهد پروتكل را با يك تبعاتي بپذيرد يا نپذيرد، اين بحثي جدا است و ما به ازاء خاص خودش را دارد. ممكن است متن مداليته در بعضي از عناصر تشبهاتي با عناصر پروتكل داشته باشد، اما براي اين كه بگوييم اقدامات را در چارچوب پروتكل انجام ‌داده‌ايم، كفايت نمي‌كند.»

مسوول سابق پرونده‌ هسته‌يي كشورمان در ادامه اين گفت‌وگو با خبرنگاران ايسنا، در پاسخ به اين پرسش كه فرض كنيم البرادعي در گزارش ماه مارس خود اعلام كند سوالات آژانس در مورد شش موضوع مورد بحث و مطالعات ادعايي پاسخ داده شد و آژانس با اين پاسخ‌ها قانع شده است؛ به غير از ابهاماتي كه مديركل آژانس هميشه در گزارش‌هايش مطرح مي‌كند، فكر مي‌كنيد در واقعيت امر و در روابط ايران و آژانس چه اتفاقي روي خواهد داد؟ با بيان اينكه تشخيص شما درباره نوع انتشار گزارش البرادعي غلط نيست، گفت: « قاعدتا آژانس بايد بعد از طي پروسه مداليته، قضاوت شما را داشته باشد، البته اگر بازيگوشي سياسي نكند و يك جانبه‌گرايي آمريكا به آژانس تسري نيابد، منطقي است كه مسير فوق از سوي آژانس طي شود. آژانس هميشه در بخش‌هايي از گزارش‌هايش ابهاماتي را باقي گذاشته است كه براي تاريخ آژانس بد است. وقتي يك مساله حل مي‌شود كنارش دو چيز ديگر مي‌كارد كه اگر كسي خواست دستاويز قرار دهد و جاي چنگ زدن داشته باشد.»

مذاكره كننده ارشد هسته‌يي سابق كشورمان اظهار داشت:« بر اساس بحثي كه با سولانا و البرادعي در تيرماه سال جاري داشتم، مداليته براي حل مساله گذشته و نحوه نظارت بر فعاليت‌هاي حال اجرا شد كه اين كار در حال اتمام است. بنابراين گذشته، پاك، حال هم مشكلي ندارد، مي‌ماند آينده.»

وي در بيان آنچه كه درباره آينده‌ي فعاليت‌هاي صلح‌آميز هسته‌يي ايران برخي كشورها مطرح مي‌كنند، گفت:« آقاي البرادعي مي‌گويد "من وقتي مي‌توانم قضاوت كامل كنم كه ايران پروتكل الحاقي را بپذيرد"، خب، اين در مورد همه كشورها صادق است. در حال حاضر نقطه نظرات آژانس بر اساس همكاري نسبتا جامع ايران درباره گذشته فعاليت‌هاي صلح‌آميز هسته‌يي حل شده است، اگر نقطه نظر ديگري پيدا كردند، پروسه خاص خود را دارد. مثل آنچه در مورد ساير كشورها اعمال مي‌شود؛ چرا كه بسياري از كشورها هستند كه پروتكل را نپذيرفته‌اند.»

لاريجاني ادامه داد:« اين درخواست (البرادعي) غير واقعي است، البته نمي‌گويم كه پاسخ ندارد، دارد. حرف آنها اين است كه ما نمي‌دانيم ايران در آينده چه كار خواهد كرد، ممكن است منحرف شود. خب، اين هم درباره همه كشورها امكان دارد. در عين حال كه معتقدم براي رفع اين نگراني راهي وجود دارد، مي‌توان در مذاكرات به يك شكل و قالبي رسيد كه بر اساس آن نگراني آنها رفع شود و كار ما نيز متوقف نشود.»

نماينده مقام معظم رهبري در شوراي عالي امنيت ملي كشورمان با اشاره به اقدام كشورهاي 1+5 در تهيه و انتشار پيش‌نويس قطعنامه سوم عليه ايران تصريح كرد:« از تعجيل كشورهاي 1+5 در صدور پيش نويس قطعنامه متحيرم. همچنين، موضع‌گيري آقاي البرادعي احساس مي‌كنم كه او هم فهميده است كار آنها قدري غير طبيعي است؛ چرا كه ما داريم با آژانس همكاري مي‌كنيم و يك مرتبه جلسه مي‌گذارند و پيش نويس قطعنامه صادر مي‌كنند، اين اقدام چيزي نيست كه قبلا مورد بحث بود، اين اقدام نه چيزي است كه قبلا مورد بحث بود و نه امري منطقي، اما مي‌شود حدس زد كه به چه دليل است.»

                          1+5 قصد لجبازي با مردم ايران رادارند

لاريجاني با بيان اينكه در حدود يك سال است كه از قطعنامه قبلي مي‌گذرد و لازم است آمريكايي‌ها كاري در اين زمينه انجام دهند، ادامه داد: «شايد هم نگاه ريبه‌آميزي به مسايل داخلي ايران دارند، اما به هر دو دليل كار غلطي است كه تبعات خاص خود را در پي خواهد داشت. با اين كار مردم ايران هم مي‌فهمند كه آنها قصد لجبازي دارند.»

وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا شما انتظار عادي شدن پرونده هسته‌يي ايران را در آژانس داريد؟ گفت:« منطقا بايد اين كار صورت گيرد، اما فكر مي‌كنم آنها به دنبال شيطنت‌هايي هستند كه لازم است در مقابل با آن طراحي دقيقي انجام شود. البته عادي شدن معناهاي متفاوتي دارد. آن چيزي كه براي ما مهم است اين كه فعاليت‌هاي صلح‌آميز هسته‌يي‌مان را داشته باشيم ضمن آنكه نگراني براي ديگران ايجاد نمي‌كنيم، حالا برخي كشورها در جايي حرفي مي‌زنند، خيلي مهم نيست.»

             ديپلماسي ايران و 1+5 مي‌تواند درجايي به فهم مشترك برسد

لاريجاني تاكيد كرد:« معتقدم مي‌شود در يك متن مذاكراتي دقيق بعد از پايان اجراي مداليته به شرايطي برسيم كه دانش هسته‌يي‌مان حيات داشته باشد و ضمنا مناسباتمان با كشورهاي مختلف وضع متعادلي پيدا كند، اين به نفع هر دو طرف است.»

وي با اشاره به فضاي حاكم ميان كشورهاي 1+5 گفت:« آنها فعلا ديپلماسي خاص خود را در پيش گرفته‌اند و در مقابل ايران هم ديپلماسي خاص خود را. در حالي كه معتقدم اين دو ديپلماسي مي‌توانند در جايي به فهم مشترك برسند.»

دبير سابق شوراي عالي امنيت ملي در ادامه گفت‌و‌گويش با ايسنا، در خصوص احتمال تصويب قطعنامه ديگر عليه ايران، اظهارداشت:« با بحث‌هايي كه اخيرا مي‌بينيم در صحنه بين‌الملل مطرح شده است، احساس مي‌كنم 1+5 دندان را براي صدور قطعنامه‌اي ديگر نشان داد. خب، ما هم آن را ديديم، اما اگر بيشتر از اين فشار دهند، مسير پرتحرك به وجود ‌آمده را ناقص مي‌كنند.»

وي درباره واكنش ايران به قطعنامه احتمالي سوم از سوي شوراي امنيت، گفت:« در اين‌باره كساني كه الان دست‌ اندر‌كارند بايد فكر كنند. تصويب قطعنامه ديگر امري تخريبي است. اينها (1+5) همان‌هايي بودند كه تصميم گرفته بودند در ارديبهشت ماه سال جاري قطعنامه بدهند، الان در پايان ماه يازدهم هستيم و قطعنامه صادر نشده است، بنابراين هيچ امري در صحنه بين‌الملل محتوم نيست. همه اينها را مي‌توان در قالب ديپلماسي خلاق و فهيم جا به جا كرد. كاري كه در ايران صورت گرفته اين است كه تا جايي كه ممكن است به سمت قطعنامه نرويم، چون چيز خوبي نيست، اما اين به معناي آن نيست كه اگر آنها خواستد از اين زبان زور استفاده كنند و قطعنامه را طوري بدهند كه اگر تعليق نكنيد، قطعنامه صادر مي‌شود، هيچ عقل سامان يافته سياسي در كشور هم اين زبان زورگويانه را نمي‌پذيرند. از اين رو، ما قعطنامه‌ها را نپذيرفتيم و به همين دليل هم بود كه به دستاوردهايي رسيديم. اگر از ترس مرگ خودكشي مي‌كرديم امروز دانش هسته‌يي نداشتيم، اما امروز با يك امر واقع مواجه‌ايد و مناسبات منطقه‌يي و بين‌الملل ايران پس از آن تغيير كرده است.»

         در برخورد با قطعنامه‌ها روش‌هاي«اكستريم» را انتخاب نكرديم

                  آمريكا دشمن ماست و به سادگي با ماكنار نمي‌آيد

وي با بيان اين كه بين دو رويكرد كه اصلا نبايد قطعنامه صادر شود؛ چرا كه هزينه‌اش زياد است در كنار اين كه دانش هسته‌يي داشته باشيم و از سويي چرا واكنش‌ها به دو قطعنامه نرم بوده است؟ گفت:« بله، ما هيچ كدام از اين دو طريق را عمل نكرديم و فرمايش شما را رد نمي‌كنم، روش انتخابي ما هيچ كدام از اين دو روش اكستريم (افراطي) نبود؛ اينكه برخي مي‌گويند، انرژي هسته‌يي داشته باشيم و همه هم براي ما هورا بكشند، خب، اگر مي‌توانند مدل رسيدن به انرژي هسته‌يي از اين طريق را معرفي كنند، اگر توانستند بايد دست‌شان را بوسيد. ممكن است يك معجزه‌اي در صحنه بين‌اللمل روي دهد و يا منفعت سياسي وجود داشته باشد كه اين اتفاق بيفتد، اما بايد بتوانيم تشخيص دهيم كه براي ايران كه موضع مستقل دارد و با يك جانبه‌گرايي آمريكا در لبنان، فلسطين و عراق مخالف است و ضمنا پايگاه‌هاي آمريكا در ايران را نابود كرده است، آمريكا هيچ نگاه مثبتي به آن نخواهد داشت. آمريكا دشمن ماست و به سادگي با ما كنار نمي‌آيد.»

وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا شما در اين مدت مدل ديگري غير از آنچه در دو سال گذشته طي شد را مد نظر نداشتيد؟ گفت:« به نظر من روند طي شده خيلي كم هزينه بوده است.» 
 
                 انقلابي بودن يعني عاقلانه دنبال منافع ملي رفتن

لاريجاني با بيان اين كه در مواقعي صدور قطعنامه اصلا دليل "اتمي" نداشته‌ است، به جنگ 33 روزه لبنان اشاره كرد و افزود:« آنها گفتند بر اساس كل مسايل منطقه‌يي بايد عليه ايران قعطنامه دهيم و يا در جايي مي‌خواستند به ما دندان نشان دهند كه ايران از مواضعش پس زند.

اگر آنها قطعنامه‌ها صادر كردند ما هم در مقابل محكم برخورد كرديم، البته محكم بودن لزوما انقلابي بودن نيست؛ انقلابي بودن يعني عاقلانه دنبال منافع ملي رفتن. شما اگر تند حرف زديد، اما منافع ملي را از دست داديد، يعني از كيسه‌ منافع ملي داريد مي‌بخشيد تا اضطراب رواني خود را آرام كنيد. در صحنه سياسي بايد سنجيده برخورد كرد؛ البته جاهاي گزيدن آنها كم نيست، اما اگر آنها نسبت به ايران سرسختي كنند، راه‌هاي مختلف گزيدن در ذهنم وجود دارد، اگر آنها بخواهند آزار دهند، جاي آزار دادن آنها در همين پرونده هسته‌يي وجود دارد، اما اين منطق را توصيه نمي‌كنيم، از اول آنكه مذاكره مي‌كرديم دنبال كار مثبت و واقعي بوديم.»

وي در پاسخ به اين پرسش كه بر اين اساس تيم مذاكراتي قبلي براي نرفتن به شوراي امنيت هزينه "تعليق" را پرداخت و شما براي شكستن "تعليق" هزينه قطعنامه‌ها را پرداختيد؟ با بيان اين مطلب كه هيچ وقت نمي‌خواهم كار ديگر دوستان را تحليل كنم اظهارداشت:« به هر حال آقاي روحاني مسووليتي داشتند و دليلي ندارد به مقايسه اين و آن بپردازيم. آن زمان آن مسلك را من نمي‌پسندم كه ما در مقابل آنها بياييم برخي اقدامات مثل تعليق يا اجراي داوطلبانه پروتكل الحاقي را بپذيريم به اميد اينكه در مذاكرات به ما كمك كنند، اما آنها در مقابل حسن نيت ايران به تعهداتشان عمل نكردند، پس آن روش نتيجه نداد. راه ديگر اين بود كه نظام مسير فعلي را بپذيرد و باب مذاكرات را هميشه باز نگه داريم، از اين رو گفتيم حاضريم مذاكره و تفاهم كنيم، اما نمي‌توانيد به خاطر مذاكره وزن آن را آنقدر زياد كنيد كه ما را از اهداف‌مان در دستيابي به فن‌آوري صلح‌آميز منحرف كنيد.»

  رهبري انقلاب استراتژي مقاومت هوشيارانه را در بحث هسته‌يي دنبال كردند

لاريجاني معتقد است، خيلي بي‌ربط است كه آنها براي مذاكره كردن آنقدر شان قائل مي‌شوند كه «ما بايد قبل از مذاكره لباس‌هايمان را درآوريم و تعظيم كنيم كه آنها مي‌خواهند با ما مذاكره كنند، ما باب مذاكره را باز گذاشتيم، اما كار خودمان را هم جلو برديم. من فكر مي‌كنم مقاومت ملت در اين دوره دستاورد بزرگي داشت و ربطي به عوامل اجرايي ندارد. اصل اين است كه رهبري انقلاب استراتژي مقاومت هوشيارانه را در اين پروسه دنبال كردند و ملت نيز پشتياني كرد و دولت هم در اين قضيه نقش داشت و ايران ترازش از نظر موقعيت منطقه‌يي و جهاني تغيير كرد. البته اين مساله نبايد غرور ايجاد كند و از طرفي هم نبايد دستاوردها را دست كم گرفت.»

وي در پاسخ به اين پرسش كه مي‌توانستيم بدون اجراي تعليق آن طوري پشت ميز مذاكره بنشينيم كه شما پس از تعليق نشستيد؟ به هر حال در ابتداي امر ايران با يك شوك و نيز هجمه بين‌المللي مبني بر اينكه تهديد صلح و امنيت بين‌الملل است، مواجه شد و تلاش‌هاي ديپلماتيك مبتني بر عبور از اين فضا بود، گفت:« ممكن است سهل انگاري در مسايل فني و اختلافات داخلي كمك كند كه ناخودآگاه و يا اجبارا در صحنه و شطرنجي كه حريف تعريف مي‌كند، بازي كنيم، اين حتما حرف درستي است و بايد به آن توجه شود.»

لاريجاني در پاسخ به اين پرسش كه آيا وقتي در 2003 با شوك سياسي و بين‌المللي در مساله‌ هسته‌يي مواجه شديم، توانايي فني‌مان به اندازه‌اي بود كه 10 سانتريفيوژ داشته‌ باشيم، شايد چون اين امكان نبود غربي‌ها مدعي مي‌شدند كه ايران حتي 20 سانتريفيوژ هم نبايد داشته باشد؟ گفت:« خب، فرض كنيد آن موقع نمي‌توانستيم، آنها هم گفتند تعليق كنيد، خب، در طول زمان تعليق هم نمي‌توانستيم كه بسازيم.»

مسوول سابق پرونده‌ي هسته‌يي ادامه داد:« فرض كه اين منطق را بپذيريم كه در زمان تعليق امكان پيشرفت هسته‌يي نداريم؛ اما هر وقت مي‌خواستيم پيشرفت كنيم بايد تعليق را بر مي‌داشتيم، از سويي اگر اينقدر ناتوان بوديم كه آنها اينقدر فشار نمي‌آورند. ما وارد يك فن‌آوري مهم از سا‌ل‌ها پيش شده بوديم، اما هنوز به نقطه پاياني‌اش نرسيده بود.»

               حالا، پشت ميز مذاكره كشوري با دانش هسته‌ي هستيم

وي با اشاره به ديدگاه‌هايي كه در داخل كشور در خصوص نحوه برخورد با اين مساله در آن زمان وجود داشت گفت:« جدال داخلي در اين خصوص وجود داشت؛ كه هنوز تلاش‌هاي فني نتيجه نداده چرا خودمان را بايد به خاطر آن در سختي بياندازيم، از سويي يك عده هم مي‌گفتند، تلاش‌ها دارد به نتيجه مي‌رسد و بايد ايستادگي كنيم. بله، ما هنوز گام آخر را بر نداشته بوديم، اما اگر 6 ماه مقاومت مي‌كردند آن گام هم برداشته مي‌شد، كما اينكه در اين دو سال از اين مرحله عبور كرديم. به نظر من اين تصميم درست بود كه بايد از اين مرحله عبور مي‌كرديم. حالا به جايي رسيديم كه ما پشت ميز مذاكره كشوري با دانش هسته‌ي هستيم.»

دبير سابق شوراي عالي امنيت ملي با اشاره به صدور دو قطعنامه تحريم عليه ايران اظهار عقيده كرد:« خب، آنها هم دو تا نشگون از ما گرفتند، نبايد كه اينقدر نازك نارنجي باشيم.»

وي ادامه داد:« ما هم مي‌خواهيم به صحنه بزرگ سياسي برسيم، هم مي‌خواهيم همه بادمان بزنند، اين امكان پذير نيست.»

لاريجاني در پاسخ به اين پرسش كه برخي با اشاره به صحبت‌هايتان در دانشگاه شريف درباره آنچه شما در گذشته نسبت به عملكرد تيم هسته‌يي دكتر روحاني بيان داشتيد، معتقدند شما از آن حرف"در گرانبها داديم و آب نبات گرفتيم" عقب نشيني كرده‌ايد، بيان كرد:« من اين حرف را در قبال آنچه غربي‌ها گفته بودند كه "ما شما را عضو سازمان تجارت جهاني مي‌كنيم و يك كم قطعات هواپيما مي‌دهيم و شما (ايران) هم از دانش هسته‌يي صرف نظر كنيد" زده بودم. الان هم نظرم همين است، اما اينكه بعضي‌ها علاقه‌مندند بگويند لاريجاني مي‌خواهد مسلك گذشته "دوره مذاكراتي قبل" را ادامه دهد، بايد ديد اين فكر در بيرون هم قابل قبول هست يا نه، من مانع آنها نمي‌شوم كه چنين نظراتي را داشته باشند.»

وي ادامه داد:« مقام دوستي من با آقاي روحاني به سالها پيش بر مي‌گردد، اما مانع از آن نيست كه استراتژي‌هاي متفاوتي را دنبال كنيم. احتياج به گفتن هم ندارد، در عين حال خيلي هم با هم دوستيم. اين اختلاف نظر در اين گونه امور در سطوح بالا مي‌تواند وجود داشته باشد، اشكالي ندارد؛ اگر اختلاف نظري باشد، نهايتا شخص اصلي كشور بايد تصميم بگيرد.»

                             پذيرش تعليق براي نظام مضر است

نماينده‌ مقام معظم رهبري در شوراي عالي امنيت ملي اظهارداشت: « همه ما دركي از منافع ملي و ساختار بين‌المللي داريم و در آن متن پيشنهاداتي مي‌دهيم، منطقي است آقاي روحاني در جايگاهي كه بودند بايد آنچه را كه مي‌فهميدند، طراحي، تئوريزه و تصويب مي‌كردند، اما اينكه بگويند من برگشتم به آن مسير، خب، يعني چه؟ يعني "تعليق" را بپذيريم! نه. پذيرش تعليق براي نظام مضر است. ما نمي‌توانيم به اميد سراب غرب تعليق كنيم، اما اگر مقصود تعامل سياسي است ما از اول باب تعامل را نسبته بوديم.»

                           پشت ميز مذاكره به ما در غلتان نمي‌دهند

لاريجاني تصريح كرد:« با آن چه كشورهاي 1+5 مي‌گفتند كه اگر مي خواهيد ما مذاكرات جدي داشته باشيم، بايد تعليق كنيد مخالف بوديم و الان هم مخالفيم. اگر ايران به هر دليل يك اشتباه كند، در داخل كشور آنها استشمام كنند كه بايد فشار آورند كه تعليق صورت گيرد، شما ديگر نمي‌توانيد كارتان را ادامه دهيد. محصول تمام مذاكراتي كه من داشتم اين است كه پشت ميز مذاكره به شما در غلتان نمي‌دهند، بايد روي ‌توان خودمان حساب كنيم. البته به شرطي كه مسير مذاكره را باز نگه داريم و ماجراجويانه برخورد نكنيم.»

درباره انرژي هسته‌يي رجال سياسي كشوردر اردوگاه‌هاي مختلف توافق نظر دارند

وي در پاسخ به اين پرسش كه تا چه حد ديدگاه مسوولان تصميم‌گير در سطح شما از منافع و امنيت ملي مشترك است؟ گفت: «فهم مشترك در ميان ديدگاه‌هاي مختلف در حوزه منافع ملي كم نيست، اما ممكن است تاكتيك‌ها متفاوت باشد و برخي جاها هم اختلاف باشد، در اين صورت هم كشور ساز و كار خود را دارد. شوراي عالي امنيت ملي براي همين است تا آراء متفاوت مطرح شود و آنجا تصميم‌گيري مي‌شود و در نهايت هم رهبري آن را تاييد مي‌كند. فكر مي‌كنم ساز و كار خيلي خوبي در شورا تعريف شده است. يعني بزرگان كشور همگي درگير يك موضوع مهم مي‌شوند. عجيب نيست كه در بعضي جاها اختلاف وجود داشته باشد، اما درباره انرژي هسته‌يي رجال سياسي كشور در اردوگاه‌هاي مختلف در اصل موضوع توافق نظر دارند.»

پيشنهاد مذاكره با آمريكا در عراق دردوران مسووليت من در شوراي عالي امنيت ملي شكل گرفت

لاريجاني در ادامه گفت‌و‌گويش با ايسنا، در پاسخ به اين پرسش كه شما اولين كسي بوديد كه مذاكره با آمريكا هر چند در عراق را به طور رسمي مطرح كرديد؟ اين تصميم از اساس چگونه و با پيشنهاد چه كسي پيشنهاد شد؟ با بيان اين كه اين مساله در دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي در دوران مسووليت من شكل گرفت و مورد تاييد مقام معظم رهبري هم قرار گرفت خاطرنشان كرد:« ارزيابي ما در مسايل منطقه اين بود كه يك عراق دموكراتيك با ثبات و امن به نفع امنيت ملي ايران است.»

با توجه به صحبت‌هايي كه مقامات عراقي با ما داشتند در مجموع اين نظريه در دبيرخانه به وجود آمد كه اگر ما يك مذاكرات دقيق در حوزه امنيت عراق با آمريكا داشته باشيم مي‌تواند در منطقه و نيز امنيت ملي‌مان تاثير بگذارد.

وي در پاسخ به اين پرسش كه معاون وزير خارجه روسيه اخيرا از پيش نويس قطعنامه سوم تحريم عليه ايران حمايت كرده است و آن را حامل پيام‌هايي روشن براي ايران دانسته، آيا اين حمايت مي‌تواند ربطي بهپيام پوتين در سفرش به ايران داشته باشد؟ گفت:« خير، لزوما چنين چيزي نيست.»

                    انقلاب اسلامي دستاوردهاي زيادي داشته است

دكتر علي لاريجاني در ادامه گفت‌وگوي خود با خبرنگاران ايسنا به ايام پيروزي انقلاب اسلامي اشاره كرد و گفت:« انقلاب اسلامي دستاوردهاي زيادي داشته و ما اگر يك مقايسه‌ي اجمالي انجام دهيم متوجه اين دستاوردها خواهيم شد. كشوري كه در زمان قبل از انقلاب مسوولان آن خودفروخته و زبون بودند و تحت تأثير مقامات انگليسي و آمريكايي تصميم گرفته و اراده‌اي از خود نداشتند اكنون به يك كشور مستقل و با اقتدار تبديل شده‌اند. از يك كشور مفلوك، عقب‌مانده و متحد اسرائيل و منحوس در صحنه‌ي بين‌الملل تبديل به يك كشور مقتدر، داراي استقلال و تأثيرگذار در صحنه‌ي بين‌المللي شده است در واقع تبديل به يك كشور دموكراتيك كه داراي جايگاهي بالا در سطح عرصه‌ي بين‌المللي است شده است.»

وي با بيان اين‌كه انقلاب اسلامي پديده‌ مهمي بوده و باعث ايجاد تحول در دنيا شده، گفت:« درست است كه ما در سختي‌هايي قرار مي‌گيريم ولي در واقع ما تاوان استقلال خود را مي‌دهيم.»

                        كشور هنوز به سمت دولت‌سالاري پيش مي‌رود

وي با بيان اين‌كه ما بايد كشور خود را با كشورهاي هم‌قطار خود مقايسه كنيم نه با آمريكا، گفت:« آمريكا براي پيشرفت خود شيره‌ي ديگر كشورها را كشيده است و برخي از كشورهاي اروپايي نيز اين‌گونه هستند و اين درست نيست كه ما خود را با آن‌ها مقايسه كنيم، شما بايد كشور را با كشورهاي هم‌قطار مقايسه كنيد با كشورهايي مانند پاكستان، اندونزي و تركيه؛ آن‌ها از جهتي جلو رفته‌اند و ما از جهاتي ديگر ولي آن‌طور نيست كه بگوييم آن‌ها موفق‌تر از ما بوده‌اند. اصلا اين‌گونه نيست. آن‌ها از جهاتي مثلا در بخش خصوصي پيشرفت كرده‌اند ولي اشكال ما اين است كه بخش خصوصي ما توانمند نشده است و هنوز به نظر كشور به سمت دولت‌سالاري پيش مي‌رود و اين دولت‌سالاري داراي اشكال است و بايد رفع شود و بايد اين مسأله آن‌قدر گفته شود تا درست شود.»

وي با بيان اين‌كه حل برخي از مسائل نيازمند گذشت زمان است، گفت:« ممكن است هنوز عده‌اي فكر كنند دولت‌سالاري خوب است ولي بايد دانست كه دولت‌سالاري پيشرفت اقتصادي با خود به همراه نمي‌آورد و بايد در بعد اقتصادي مردمسالاري وجود داشته باشد.»

وي در پاسخ به سوالي مبني بر اين‌كه آيا به نظر شما تجربيات نسل اول انقلاب به نسل‌هاي بعدي به صورت مناسب منعكس شده و بعضا اين تصور وجود دارد كه نسل سومي كه قرار است آينده انقلاب را در دست بگيرد چندان با آرمان‌هاي انقلاب آشنا نيست ولي مي‌تواند اين آرمان‌ها را به پيش ببرد، گفت:« من چنين برداشتي را نسبت به جوانان ندارم و اين ارزيابي را ندارم كه جوانان ما دريافت دقيقي از انقلاب ندارند و علي‌الاصول روي هم رفته برداشت خوبي نسبت به جوانان‌مان در اين قضيه دارم البته ممكن است در انتقال آرمان‌ها و مفاهيم انقلاب به نسل جوان نقايصي وجود داشته باشد كه بايد رفع شود، ولي من نگاهم اين‌گونه نيست كه جوانان ما نمي‌توانند آرمان‌ها را تداوم دهند.»

وي ادامه داد:« درطول اين30 سال انقلاب دستاوردهاي زيادي داشته است كه اين دستاوردها را نبايد ناديده گرفت و اگر نواقصي وجود دارد بايد تلاش كرد تا اين نواقص رفع شود.»
 
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
علم و فناوری